رفتن به محتوای اصلی
آرایش نیروهاتغییر راهبردی۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۲۱· 4 دقیقه مطالعه

پنتاگون در حال بررسی کاهش عمده نیروها پس از جنگ است؛ ممکن است پایگاه‌های آسیب‌دیده در خلیج فارس را بازسازی نکند

وزارت دفاع آمریکا در حال ارزیابی کاهش دائمی حضور نظامی خود در خلیج فارس است و در نظر دارد به جای تأمین مالی تلاش‌های گسترده برای بازسازی، پایگاه‌های آسیب‌دیده از حملات را رها کند.

به قلم آریا کاویانی

طرفداران خویشتن‌داری دفاعی 30%شرکای امنیتی خلیج فارس 25%طرفداران تغییر راهبردی 25%طرفداران آرایش پیشرو 20%
طرفداران خویشتن‌داری دفاعی
استدلال می‌کنند که پایگاه‌های پیشرو آسیب‌پذیر باید برای کاهش خطر و جلوگیری از تشدید غیرضروری تنش‌ها بسته شوند.
شرکای امنیتی خلیج فارس
بر لزوم ادامه چتر امنیتی آمریکا برای بازدارندگی در برابر تجاوزات منطقه‌ای و حفظ ثبات تأکید می‌کنند.
طرفداران تغییر راهبردی
اولویت را به تخصیص مجدد منابع نظامی و سرمایه به منطقه هند و اقیانوس آرام برای مقابله با دشمنان هم‌تراز مانند چین می‌دهند.
طرفداران آرایش پیشرو
از انتقال نیروها به سمت غرب، به اسرائیل یا اردن، برای حفظ قابلیت‌های ضربتی و در عین حال بهبود دفاع‌پذیری حمایت می‌کنند.

چرا مهم است

خروج دائمی آمریکا از خلیج فارس، ساختار امنیتی خاورمیانه را به طور اساسی تغییر خواهد داد، کشورهای متحد را مجبور می‌کند تا به سرعت قابلیت‌های دفاعی مستقل خود را ایجاد کنند و در عین حال نشان‌دهنده چرخش قطعی آمریکا به سمت منطقه هند و اقیانوس آرام است.

برای دهه‌ها، شبکه گسترده پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در سراسر خلیج فارس به عنوان لنگر دست‌نیافتنی قدرت آمریکا در خاورمیانه عمل می‌کرد. اکنون، پس از ماه‌ها حملات مداوم موشکی و پهپادی ایران که همین تأسیسات را در هم کوبید، پنتاگون با یک دوراهی ساختاری مواجه است: آیا میلیاردها دلار برای بازسازی حضور آسیب‌پذیر پیش از جنگ هزینه کند یا به طور دائمی پایگاه‌های آسیب‌دیده از حملات را به نفع کاهش حضور منطقه‌ای رها سازد.[1]

وزارت دفاع بی‌سروصدا در حال ارزیابی کاهش دائمی نیروهای خود در خلیج فارس پس از پایان درگیری‌های کنونی است. این ارزیابی داخلی، که توسط دفتر سیاست‌گذاری پنتاگون در کنار ستاد مشترک و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) هدایت می‌شود، در حال بررسی امکان عملیاتی انتقال نیروها به سمت غرب است. مقامات دفاعی به طور فزاینده‌ای آسیب‌های گسترده به تأسیسات را به عنوان کاتالیزوری برای مدرن‌سازی آرایشی می‌بینند که به طور سنتی حدود ۴۰ هزار سرباز را در نزدیک به دو دوجین مکان حفظ می‌کرد.[6]

اگرچه پیت هگست (Pete Hegseth)، وزیر دفاع، دستور بازنگری رسمی سیاست‌ها را صادر نکرده است، مقامات مذاکرات جاری را برنامه‌ریزی محتاطانه برای چشم‌انداز پس از جنگ توصیف می‌کنند. هسته اصلی ارزیابی بر این متمرکز است که آیا پایگاه‌های بزرگ و متمرکز – مانند مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و تأسیسات اصلی هوایی در قطر و کویت – در برابر حملات اشباع‌شده از سوی دشمنان هم‌تراز یا نزدیک به هم‌تراز، همچنان قابل دفاع هستند یا خیر. بیش از ۲۰۰ تأسیسات آمریکایی در طول درگیری آسیب دیده‌اند یا تخریب شده‌اند که محدودیت‌های سامانه‌های دفاع موشکی لایه‌ای را آشکار می‌کند.[3][6]

مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین از جمله تأسیسات اصلی است که آرایش آینده آن در دست بررسی قرار دارد.

تغییر موضع از خلیج فارس به عنوان یک ضرورت تاکتیکی آغاز شد و سپس به یک دکترین راهبردی بالقوه تبدیل گشت. پیش از تشدید درگیری‌ها در فوریه، سنتکام به طور پیشگیرانه پرسنل خود را از چندین تأسیسات بزرگ خلیج فارس که به شدت در معرض تهدیدات قریب‌الوقوع مهمات قرار داشتند، تخلیه کرد. این جابجایی‌ها، که در ابتدا به عنوان اقدامات دفاعی موقت اجرا شدند، اکنون ممکن است به یک واقعیت عملیاتی دائمی تبدیل شوند، زیرا برنامه‌ریزان نظامی هزینه‌های هنگفت بازگرداندن وضعیت موجود را می‌سنجند.[2][4]

تغییر موضع از خلیج فارس به عنوان یک ضرورت تاکتیکی آغاز شد و سپس به یک دکترین راهبردی بالقوه تبدیل گشت.

بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده بار مالی قابل توجهی به همراه دارد. پنتاگون علناً تخمین زده است که هزینه عملیاتی جنگ تا پایان سپتامبر تقریباً به ۳۷/۵ میلیارد دلار خواهد رسید. با این حال، این رقم شامل سرمایه مورد نیاز برای بازسازی پایگاه‌های تخریب‌شده نیست، که ارزیابی‌های مستقل آن را نزدیک به ۵ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. مقامات حسابرسی دفاعی خاطرنشان کرده‌اند که بودجه بازسازی هنوز تخصیص نیافته است، زیرا دولت هنوز تصمیم نگرفته است که چگونه – یا اصلاً آیا – قصد بازسازی دارد.[1][2]

کاهش ساختاری نیروها پیامدهای عمیقی برای متحدان خلیج فارس دارد که از لحاظ تاریخی برای معماری امنیتی گسترده خود به دارایی‌های ثابت آمریکایی متکی بوده‌اند. کشورهایی مانند کویت، بحرین و امارات متحده عربی در صورت عقب‌نشینی چتر حمایتی آمریکا، با خلاء بازدارندگی بالقوه مواجه خواهند شد. به نوبه خود، این قدرت‌های منطقه‌ای ممکن است با یک جدول زمانی تسریع‌شده برای تأمین مالی قابلیت‌های دفاعی داخلی یا تضمین مشارکت‌های چندملیتی جایگزین برای جبران کمبود قریب‌الوقوع روبرو شوند، فرآیندی که ممکن است سال‌ها طول بکشد تا به ثمر بنشیند.[1][5]

برنامه‌ریزان نظامی در حال بررسی یک شبکه توزیع‌شده هستند که از طریق اردن و سواحل دریای سرخ عربستان سعودی گسترش می‌یابد.

به عنوان جایگزینی برای خلیج فارس، برنامه‌ریزان نظامی در حال بررسی یک شبکه توزیع‌شده هستند که از طریق اردن، سواحل دریای سرخ عربستان سعودی و به طور بالقوه اسرائیل گسترش می‌یابد. انتقال مراکز فرماندهی و دارایی‌های هوایی به سمت غرب، آنها را از برد ضربتی فوری برخی مهمات ایرانی دور می‌کند. با این حال، پیشنهادها برای انتقال نیروهای قابل توجه به اسرائیل، بحث‌های داخلی را در واشنگتن در مورد امنیت اطلاعات و وجهه سیاسی تعمیق حضور نظامی در آنجا، در بحبوحه تنش‌های گسترده‌تر منطقه‌ای، برانگیخته است.[3][5][7]

ارزیابی آرایش نیروها، بحث اداری جاری در مورد تخصیص منابع جهانی را تشدید می‌کند. طرفداران تمرکز راهبردی استدلال می‌کنند که کاهش تعهدات خاورمیانه‌ای، سرمایه حیاتی و تجهیزات نظامی – مانند موشک‌های رهگیر پاتریوت و تاد که ذخایرشان کاهش یافته – را آزاد می‌کند تا میهن آمریکا تقویت شده و از دشمنان قدرتمندتر، یعنی چین، بازدارندگی شود. کارزار ایران پنتاگون را ملزم کرد تا مهمات و سخت‌افزار را از سایر فرماندهی‌های منطقه‌ای منحرف کند و پایه صنعتی دفاعی گسترده‌تر را تحت فشار قرار دهد.[5]

این درگیری ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا را تحت فشار قرار داده و بحث‌ها در مورد تخصیص منابع جهانی را تشدید کرده است.

در حال حاضر، مقامات پنتاگون تأکید می‌کنند که هیچ تصمیم دائمی نهایی نشده است و هرگونه تغییر ساختاری در آرایش نیروهای آمریکا نیازمند تأیید مقامات ارشد دولتی خواهد بود. با این حال، مقیاس محض آسیب‌ها، همراه با آسیب‌پذیری اثبات‌شده تأسیسات قدیمی، تضمین می‌کند که معماری نظامی پیش از جنگ در خلیج فارس بعید است بازگردد. در حالی که درگیری به سمت یک راه‌حل متزلزل پیش می‌رود، اقدامات بعدی واشنگتن نشان خواهد داد که آیا دوران پایگاه‌های عظیم و متمرکز آمریکایی در خاورمیانه برای همیشه به پایان رسیده است یا خیر.[2][4]

نکات کلیدی

  • پنتاگون پس از ماه‌ها حملات ایران، در حال ارزیابی کاهش دائمی حضور نظامی خود در خلیج فارس است.
  • مقامات دفاعی در حال بررسی این موضوع هستند که آیا پایگاه‌های به شدت آسیب‌دیده را رها کنند یا ۵ میلیارد دلار تخمینی را صرف بازسازی نمایند.
  • فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در نظر دارد نیروهای منطقه‌ای باقی‌مانده خود را به سمت غرب، یعنی اردن، عربستان سعودی و اسرائیل منتقل کند.
  • کاهش احتمالی نیروها متحدان خلیج فارس را که دهه‌ها به چتر امنیتی آمریکا متکی بوده‌اند، نگران کرده است.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

4 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران خویشتن‌داری دفاعی 30%شرکای امنیتی خلیج فارس 25%طرفداران تغییر راهبردی 25%طرفداران آرایش پیشرو 20%
  1. [1]Samaa TVشرکای امنیتی خلیج فارس

    Pentagon weighs US troops pullback from Gulf

    مطالعه در Samaa TV
  2. [2]The Statesmanشرکای امنیتی خلیج فارس

    The Iran war could leave a lasting change on the map of America's military presence in the Middle East

    مطالعه در The Statesman
  3. [3]Ynetnewsطرفداران آرایش پیشرو

    Report: US weighs shrinking military footprint in Middle East after Iran batters bases

    مطالعه در Ynetnews
  4. [4]Middle East Eye

    Iranian missiles and drones have exposed the vulnerability of basing troops in Gulf states

    مطالعه در Middle East Eye
  5. [5]Defence Security Asiaطرفداران تغییر راهبردی

    Iran's Missile Barrage Could Force Historic US Retreat From Persian Gulf

    مطالعه در Defence Security Asia
  6. [6]Khaama Press

    Pentagon Weighs Reducing U.S. Military Presence in Gulf After Iran War

    مطالعه در Khaama Press
  7. [7]Republic Worldطرفداران آرایش پیشرو

    US Vows To Shift Middle East Bases To Israel After Iranian Strikes Inflict Heavy Damage On 20 Military Sites

    مطالعه در Republic World

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.