رفتن به محتوای اصلی
بازگشت سرمایه هوش مصنوعیآپولو گلوبال منجمنت· 6 دقیقه مطالعه· در فناوری

اقتصاددان ارشد آپولو: سرمایه‌گذاری شرکت‌ها در هوش مصنوعی هیچ بازده مالی نداشته است

موسسه آپولو گلوبال منجمنت در ارزیابی تازه‌ای نتیجه گرفته است که شرکت‌های خارج از حوزه فناوری هیچ سود یا بازده مالی ملموسی از استقرار ابزارهای هوش مصنوعی به دست نیاورده‌اند.

به قلم کاوان رامین

این خبر را به اشتراک بگذارید

گوش‌ دهید

برای بخش عمده شرکت‌های آمریکایی، میلیاردها دلاری که ظرف دو سال گذشته به پای هوش مصنوعی ریخته شده، از نظر بازده مالی ملموس تقریباً هیچ دستاوردی نداشته است. این ارزیابی صریح و بی‌پرده در تاریخ ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ توسط تورستن اسلوک، اقتصاددان ارشد موسسه «آپولو گلوبال منجمنت»، منتشر شده است؛ تحلیلی که لایه‌های اغراق‌آمیز بازاریابی پیرامون ادغام هوش مصنوعی در شرکت‌ها را کنار می‌زند.[1][3]

در حالی که ارائه‌دهندگان خدمات فناوری رکوردهای مالی بی‌سابقه‌ای از فروش زیرساخت ثبت می‌کنند، شرکت‌های خریدار این خدمات نمی‌توانند هیچ رشد متناظری را در سود خالص خود نشان دهند. ارزیابی اسلوک به‌طور ویژه بر شاخص «اس‌اندپی ۴۹۳» متمرکز است؛ یعنی کل شرکت‌های این شاخص به استثنای هفت غول فناوری. برای این شرکت‌های سنتی، وعده‌های رشد بهره‌وری عملاً راهی به گزارش‌های مالی فصلی پیدا نکرده است.[1][4]

اسلوک در یادداشت روزانه بازار خود نوشت: «با وجود سرمایه‌گذاری‌های عظیم و هیاهوی فراگیر درباره هوش مصنوعی، این فناوری برای بدنه اقتصاد آمریکا در خارج از بخش فناوری هیچ بازده مالی به همراه نداشته است.» این یافته، روایت مسلط مبنی بر تحول آنی در بهره‌وری کسب‌وکارها به‌واسطه مدل‌های مولد را به چالش می‌کشد و در عوض، از یک انتقال ثروت هنگفت از صنایع سنتی به ارائه‌دهندگان رایانش ابری حکایت دارد.[3][4]

نقص ساختاری بنیادین در چشم‌انداز خوش‌بینانه هوش مصنوعی ناشی از شیوه مصرف این فناوری است. وقتی شرکتی یک مدل زبانی بزرگ را به خدمت می‌گیرد، نرم‌افزاری نخریده که یک‌بار برای آن پول داده باشد؛ بلکه باید پیوسته عوارض سنگین توان پردازشی را بپردازد. این هزینه‌های فزاینده توکن، به جای آنکه حاشیه سود شرکت‌ها را افزایش دهند، عملاً در حال فشردن و کاهش آن هستند.[2][5]

شکاف مالی عمیق میان شرکت‌های ارائه‌دهنده زیرساخت هوش مصنوعی و شرکت‌های سنتی خریدار آن.

عوارض پردازشی بر حاشیه سود

غول‌های فناوری در این چرخه تجاری نقشی بی‌چون‌وچرا بازی می‌کنند و عملاً مانند متصدیان اخذ عوارض از پیکره اقتصاد عمل می‌کنند. هر پاسخ خودکار به مشتری، خلاصه‌سازی اسناد یا گزارش تولیدشده، زمان پردازش سرور مصرف می‌کند. تجمیع این ریزتراکنش‌ها میان ده‌ها هزار کارمند، ابزاری را که وعده بهینه‌سازی کارایی داده بود، به یک بار عملیاتی سنگین و هزینه‌بر بدل ساخته است.[5]

گزارشی به نقل از وب‌سایت تامز هاردور نشان می‌دهد چگونه این فرایند مدل‌های تجاری سنتی را تهدید می‌کند. از آنجا که هزینه استنتاج همگام با میزان استفاده افزایش می‌یابد، شرکت‌ها نمی‌توانند به حاشیه سود بالایی مشابه نرم‌افزارهای سنتی برسند. هرچه استفاده شرکت از هوش مصنوعی بیشتر شود، صورت‌حساب ابری آن سنگین‌تر می‌شود و همین موضوع سقف مشخصی برای سودآوری نهایی تعیین می‌کند.[5]

این واقعیت در حال تغییر محاسبات در بازارهای جهانی است. سرمایه‌گذاران پیش‌تر قیمت سهام و اوراق قرضه شرکت‌هایی را که در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ با هیاهو طرح‌های هوش مصنوعی خود را اعلام می‌کردند بالا برده بودند. اکنون، نرخ سواپ‌های نکول اعتباری و بازده اوراق قرضه شرکتی در پی اصرار تحلیل‌گران بر ارائه شواهد واقعی از رشد درآمد یا کاهش هزینه‌ها رو به تعدیل گذاشته است.[2]

ریشه این گسست، اشتباه گرفتن یک «قابلیت فناورانه» با یک «کاربرد تجاری سودآور» است. اگرچه مدل‌ها متن و کد را تولید می‌کنند، اما گنجاندن امن و سازگار آن‌ها در جریان‌های کاری سازمان نیازمند مهندسی اختصاصی پرخرجی است. بسیاری از شرکت‌ها متوجه شده‌اند که هزینه ادغام و نظارت مستمر، از ارزش زمان صرفه‌جویی‌شده نیروهای انسانی فراتر می‌رود.[1][4]

ارزیابی مجدد توسعه زیرساخت‌ها

یادداشت آپولو درست در شرایط حساسی منتشر می‌شود که بخش فناوری در حال تأمین بودجه یک توسعه زیرساختی بی‌سابقه است. مراکز داده، نیروگاه‌های تولید برق و تجهیزات شبکه‌ای پیشرفته با سرعتی تاریخی در حال احداث هستند. این توسعه چند تریلیون دلاری تماماً بر این فرض استوار است که مشتریان سازمانی تا ابد به پرداخت نرخ‌های بالا برای توان پردازشی ادامه خواهند داد.[2][3]

اگر شرکت‌های شاخص اس‌اندپی ۴۹۳ به دلیل نبود بازدهی سرمایه هزینه‌های هوش مصنوعی خود را مهار کنند، پیامدهای منفی آن شدید خواهد بود. مخارج سرمایه‌ای جاری به‌طور گسترده در دست چند ارائه‌دهنده رایانش ابری بزرگ متمرکز است و رکود تقاضای سازمانی، این شرکت‌ها را با زیرساخت‌های عظیم و بدون استفاده و کاهش رشد درآمد تنها خواهد گذاشت.[1][2]

تصویرگری: ساخت‌وسازهای زیرساختی چند تریلیون دلاری وابسته به این فرض است که مشتریان نرخ‌های گران محاسبات را بی‌وقفه بپردازند.

تحلیل نشریه فورچون تأکید می‌کند: «ایراد بنیادین نظریه رونق هوش مصنوعی این است که خریداران فناوری سود مالی آن را لمس نمی‌کنند.» این وضعیت تعادل بازار را شکننده می‌کند. ارزش‌گذاری سرسام‌آور بخش فناوری به این وابسته است که بخش‌های دیگر اقتصاد از طریق تمدید اشتراک‌های بی‌پایان توکن، رشد آن را تأمین مالی کنند.[2]

برخی از شرکت‌های پیشگام هم‌اکنون در سکوت در حال تعدیل برنامه‌های بلندپروازانه خود در زمینه عوامل خودمختار هستند. این کسب‌وکارها به جای جایگزینی کل بخش‌ها، هوش مصنوعی را به کارهای محدود داخلی که خطای آن‌ها تبعات پایینی دارد محدود کرده‌اند. این رویکرد مصرف توکن را کاهش می‌دهد و مستقیماً پیش‌بینی‌های درآمدی ارائه‌دهندگان مدل‌ها را با افت مواجه می‌سازد.[4][5]

جستجو برای کاربردهای پایدار

تردید کارشناسان آپولو به معنای ناکارآمدی خود فناوری نیست، بلکه نشان می‌دهد ساختار کنونی قیمت‌گذاری و مدل‌های استقرار آن برای بیشتر خریداران از نظر مالی مقرون‌به‌صرفه نیست. نرم‌افزارهای سازمانی در طول تاریخ برای دستیابی به بهره‌وری ملموس نیازمند سال‌ها هماهنگی سازمانی بوده‌اند و واقعیت‌های سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد مدل‌های مولد نیز از این قاعده جدا نیستند.[3][4]

دستیابی به بازدهی مالی نیازمند فاصله گرفتن شرکت‌ها از مدل‌های بزرگ ابری عمومی است. صنعت به سمت مدل‌های کوچک‌تر با وزن‌های باز روی آورده که بتوان آن‌ها را به‌صورت محلی بر سخت‌افزارهای داخلی اجرا کرد. هرچند این شیوه در ابتدا نیازمند مهندسی بیشتر است، اما هزینه‌های مداوم پردازش را که بودجه سازمان را می‌بلعد از میان برمی‌دارد.[5]

بخش خدمات مالی مصداق روشنی از این چالش‌ها است. در شرایطی که بانک‌ها از سال ۲۰۲۳ صدها میلیون دلار صرف ابتکارات هوش مصنوعی کرده‌اند، الزامات نظارتی نیازمند بررسی انسانی بر تقریباً تمامی تصمیمات خودکار است. پرداخت هم‌زمان هزینه پردازش مدل و دستمزد بازرس انسانی عملاً بهای انجام وظایف را دوچندان کرده و بهره‌وری را بی‌اثر ساخته است.[1][3]

از آنجا که هزینه استنتاج خطی بالا می‌رود، افزایش مصرف توکن مستقیماً حاشیه سود شرکت‌ها را محدود می‌کند.

تا زمانی که ساختار استقرار این فناوری دگرگون نشود، شکاف مالی به قوت خود باقی است. فروشندگان زیرساخت به سودهای تاریخی دست می‌یابند، در حالی که خریداران صرفاً پروژه‌های تحقیقاتی پرهزینه‌ای را اجرا می‌کنند. برای هیئت‌مدیره‌ای که بودجه سال ۲۰۲۷ را ارزیابی می‌کند، توجیه ادامه مخارج گزاف هوش مصنوعی هر روز دشوارتر می‌شود.[1][3]

آزمون واقعی در فصل اعلام درآمدهای فصلی پیش رو رقم خواهد خورد؛ جایی که سرمایه‌گذاران با عبور از بیانیه‌های تبلیغاتی، خواستار اعداد و ارقام روشن درباره درآمدهای حاصل از هوش مصنوعی می‌شوند. اگر اس‌اندپی ۴۹۳ نتواند نشان دهد این ابزارها فروش جدید آورده‌اند یا هزینه‌ها را کاسته‌اند، بازار هوش مصنوعی با اصلاحی عمیق روبه‌رو خواهد شد.[2][4]

هشدار موسسه آپولو تذکری ضروری برای صنعتی است که با تکیه بر موج هیجانی پیش می‌رود. فناوری کار می‌کند، اما مدل تجاری ارائه‌شده برای خریداران کارآمد نیست. تا زمانی که هزینه هوش مصنوعی به‌طور معناداری ارزان نشود، بخش عمده شرکت‌ها در برزخ آزمون‌های گران‌قیمت باقی خواهند ماند و عملاً برای آزمایش ابزارهای غول‌های فناوری عوارض خواهند پرداخت.[3][5]

نکات کلیدی

  • گزارش موسسه آپولو نشان می‌دهد شرکت‌های شاخص اس‌اندپی ۴۹۳ هیچ بازده مالی ملموسی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی دریافت نکرده‌اند.
  • افزایش هزینه‌های توکن و توان پردازشی حاشیه سود شرکت‌های سنتی را به شدت تحت فشار گذاشته است.
  • این شکاف محاسباتی، فرض تداوم تأمین مالی زیرساخت‌های غول‌های فناوری توسط مشتریان سنتی را زیر سوال می‌برد.
  • سازمان‌ها برای فرار از هزینه‌های مداوم ابری به‌طور فزاینده‌ای به سمت مدل‌های کوچک و محلی روی می‌آورند.

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا فصل پیش روی اعلام سودآوری به دلیل اصرار سرمایه‌گذاران بر اثبات درآمدهای هوش مصنوعی موجب اصلاح شاخص‌های بورس خواهد شد؟
  • خریداران سازمانی با چه سرعتی از مدل‌های ابری گران‌قیمت به مدل‌های ارزان‌تر و محلی با وزن‌های باز گذر خواهند کرد؟
اقتصاددانان کلان 45%تحلیل‌گران حوزه فناوری 35%خریداران سازمانی 20%
اقتصاددانان کلان
معتقدند شرکت‌های خارج از حوزه فناوری هیچ سود مالی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی ندیده‌اند و درباره نقص ساختاری این موج هشدار می‌دهند.
تحلیل‌گران حوزه فناوری
تأکید دارند که با وجود درآمد سرشار غول‌های فناوری، هزینه‌های فزاینده مصرف توکن حاشیه سود خریداران سازمانی را به شدت کاهش داده است.
خریداران سازمانی
در میانه این چرخه گرفتار مانده‌اند و تلاش می‌کنند پروژه‌های گران ابری را به بهره‌وری عملی یا کاهش ملموس هزینه‌ها تبدیل کنند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • ارائه‌دهندگان زیرساخت‌های ابری
  • اعضای هیئت‌مدیره شرکت‌ها

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان کلان 45%تحلیل‌گران حوزه فناوری 35%خریداران سازمانی 20%
  1. [1]Bloombergاقتصاددانان کلان

    Apollo's Slok Says AI Has Delivered Zero Payoff Outside of Tech

    مطالعه در Bloomberg →
  2. [2]Fortuneاقتصاددانان کلان

    Here's the 'core economic flaw' in the AI bull case as stock and bond trades unravel, according to a top economist

    مطالعه در Fortune →
  3. [3]Apollo Global Managementاقتصاددانان کلان

    No Signs of AI Payoff Outside the Tech Sector

    مطالعه در Apollo Global Management →
  4. [4]TechCrunchتحلیل‌گران حوزه فناوری

    AI delivers 'zero financial payoff' to most companies, Apollo economist says

    مطالعه در TechCrunch →
  5. [5]Tom's Hardwareتحلیل‌گران حوزه فناوری

    Big Tech is cashing in on AI while the rest of corporate America sees no financial returns — report outlines how rising token costs threaten to squeeze corporate profit margins

    مطالعه در Tom's Hardware →
گوش‌ دهید

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار فناوری با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.