مدل خفگی: چرا ازدواج به نهاد «همه یا هیچ» برای خودشکوفایی تبدیل میشود؟
زوجهای امروزی انتظار دارند ازدواجشان سطوح بیسابقهای از رشد شخصی و خودشکوفایی را فراهم کند، اما برای دستیابی به آن کمتر از همیشه وقت میگذارند.
به قلم کوروش قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان روابط
- تمرکز بر عدم تطابق روانشناختی بین انتظارات بالا و ظرفیت پایین.
- عملگرایان اجتماعی
- طرفداری از کاهش انتظارات و توزیع نیازهای عاطفی در یک جامعه گستردهتر.
- منتقدان ساختاری
- اشاره به فشارهای اقتصادی و اجتماعی به عنوان دزدان واقعی ظرفیت زناشویی.
تناقض در عشق مدرن آشکار است: ما میخواهیم همسرمان بهترین دوست، عاشق پرشور، هموالد و راهنمای معنوی ما باشد. با این حال، علیرغم این آرمانهای بلندپروازانه، رضایت زناشویی در خانوادههای معمولی آمریکایی دهههاست که به آرامی رو به کاهش است.
این تناقض—انتظار داشتن همه چیز اما اغلب احساس عدم رضایت—نشانه شکست فردی نیست، بلکه یک تغییر ساختاری در خود نهاد ازدواج است. به گفته دکتر الی فینکل (Eli Finkel)، استاد روانشناسی در دانشگاه نورثوسترن (Northwestern University)، زوجهای معاصر در حال تجربه چیزی هستند که او آن را «مدل خفگی» ازدواج مینامد.[2]
این مدل فرض میکند که اگرچه حجم کلی خواستههای مطرح شده از ازدواج لزوماً افزایش نیافته است، اما ماهیت آن خواستهها به طور چشمگیری به سمت بالا تغییر کرده است. ما از شرکای زندگیمان میخواهیم نیازهای روانشناختی سطح بالاتری را برآورده کنند که نیازمند ظرفیت عاطفی عظیمی است، دقیقاً در زمانی که زندگی مدرن این ظرفیت را از ما سلب کرده است.[1]
برای درک اینکه چگونه به این نقطه حساس رسیدهایم، روانشناسان روابط، ازدواج آمریکایی را به سه دوره تاریخی متمایز تقسیم میکنند. اولین دوره، «دوران نهادی»، از زمان تأسیس کشور تا حدود سال ۱۸۵۰ ادامه داشت. در یک جامعه کشاورزی، ازدواج یک واحد اقتصادی عملگرایانه بود که برای بقا، سرپناه و تولید مثل طراحی شده بود.
انقلاب صنعتی «دوران رفاقتی/همراهی» را به ارمغان آورد که از سال ۱۸۵۰ تا ۱۹۶۵ طول کشید. با مهاجرت آمریکاییها از مزارع به شهرها، فوریت اقتصادی ازدواج کمرنگ شد و جای خود را به تمایل برای عشق رمانتیک، صمیمیت و همراهی بر اساس نقشهای جنسیتی سنتی داد.
انقلابهای فرهنگی دهه ۱۹۶۰ دوران کنونی را به وجود آورد: «دوران ابراز وجود». امروزه، آمریکاییها نه تنها برای عشق، بلکه برای کشف خود، رشد شخصی و استقلال به ازدواج خود نگاه میکنند. ما انتظار داریم شرکایمان به ما کمک کنند تا به بهترین و اصیلترین نسخههای خودمان تبدیل شویم.
فینکل این تکامل را مستقیماً بر سلسله مراتب نیازهای مازلو (Maslow's Hierarchy of Needs) منطبق میکند. ازدواجهای نهادی بر پایه هرم تمرکز داشتند—نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی. ازدواجهای رفاقتی به سمت بالا حرکت کردند و به عشق و تعلق رسیدند. ازدواجهای ابراز وجود در بالاترین قله قرار دارند: عزت نفس و خودشکوفایی.[1]
فینکل این تکامل را مستقیماً بر سلسله مراتب نیازهای مازلو (Maslow's Hierarchy of Needs) منطبق میکند.
محققان خاطرنشان میکنند که مشکل اینجاست که بالا رفتن از «کوه مازلو» نیازمند اکسیژن است. برآوردن نیاز شریک زندگی به خودشکوفایی مستلزم بینش روانشناختی عمیق، توجه پایدار و زمان قابل توجهی است—منابعی که در خانوادههای مدرن با دو درآمد، به طور فزایندهای کمیاب هستند.
دادههای جامعهشناسان بر این بحران ظرفیت تأکید میکند. بر اساس تحقیقاتی که توسط بیزینس اینسایدر (Business Insider) ذکر شده است، آمریکاییها در سال ۱۹۷۵ به طور متوسط ۳۵ ساعت در هفته را تنها با همسر خود میگذراندند. تا سال ۲۰۰۳، این رقم به ۲۶ ساعت کاهش یافت. برای زوجهای دارای فرزند، این کاهش حتی شدیدتر است و از ۱۳ ساعت تنهایی به تنها ۹ ساعت در هفته رسیده است.
این وضعیت منجر به «خفگی» میشود. زوجها از ازدواج خود میخواهند که کار عاطفی پرهزینه و سطح بالایی را انجام دهد، اما رابطه را از زمان و انرژی لازم برای انجام آن محروم میکنند. نتیجه این است که بخش فزایندهای از ازدواجها از انتظارات عقب میمانند و نارضایتی را افزایش میدهند.[1]
با این حال، مدل خفگی کاملاً بدبینانه نیست. در واقع، این مدل یک واگرایی مثبت را توضیح میدهد: در حالی که ازدواجهای معمولی در حال تقلا هستند، بهترین ازدواجها بیش از هر زمان دیگری شکوفا میشوند.[2]
هنگامی که زوجها واقعاً زمان، مهارتهای ارتباطی و ظرفیت روانی لازم را برای کمک به خودشکوفایی یکدیگر در اختیار دارند، نتیجه بسیار عظیم است. این ازدواجهای «سطح بالا» سطح عمیقی از شادی، آرامش و غنای درونی را تولید میکنند که نسلهای پیشین، که صرفاً بر بقا یا همراهی اولیه تمرکز داشتند، به ندرت به آن دست مییافتند.
بنابراین، ازدواج به یک نهاد «همه یا هیچ» تبدیل شده است. این نهاد قادر است سودهای روانشناختی بیسابقهای را به ارمغان بیاورد، اما زمانی که منابع آن تمام میشود، بسیار شکنندهتر و مستعد شکست است.[1]
پس زوجها چگونه در هوای رقیق کوه مازلو زنده بمانند؟ عملگرایان درمانی یک استراتژی کاهش عمدی انتظارات را پیشنهاد میکنند. هنگامی که عوامل استرسزای بیرونی—مانند تربیت کودکان خردسال، مشاغل پرمشغله یا فشار مالی—ظرفیت زوج را کاهش میدهد، آنها باید آگاهانه انتظارات خود را از ازدواج پایین بیاورند.
این ممکن است به معنای بازگشت موقت به یک ذهنیت رفاقتی یا حتی نهادی باشد، تمرکز بر امور لجستیکی و محبتهای اولیه به جای رشد شخصی عمیق. علاوه بر این، کارشناسان از «برونسپاری» نیازهای عاطفی حمایت میکنند. به جای انتظار از همسر برای اینکه تنها تکیهگاه، شریک سرگرمی و همتای فکری باشد، افراد میتوانند این نقشها را در شبکهای گستردهتر از دوستان و جامعه توزیع کنند.[2]
در نهایت، مدل خفگی یک لنز شفافکننده برای عشق مدرن ارائه میدهد. این مدل زوجها را از احساس گناهی که ازدواجشان به طور منحصر به فردی دشوار است، مبرا میکند و این تقلا را به عنوان یک نتیجه قابل پیشبینی از انتظارات بیسابقه تاریخی بازتعریف میکند. با درک مکانیسم این تغییر، شرکا میتوانند از خفه کردن روابط خود دست بردارند و اکسیژن لازم برای شکوفایی را به آنها بدهند.[2]
نکات کلیدی
- ازدواجهای مدرن از برآوردن نیازهای اساسی بقا به اولویتبندی خودشکوفایی و رشد شخصی تغییر کردهاند.
- برآوردن این نیازهای روانشناختی سطح بالاتر نیازمند زمان و ظرفیت عاطفی بسیار زیادی است.
- زوجهای معمولی به طور قابل توجهی کمتر از دهههای گذشته، زمان تنهایی مشترک صرف میکنند.
- این عدم تطابق بین انتظارات بالا و سرمایهگذاری پایین، رابطه را «خفه» میکند.
- ازدواجهایی که ظرفیت کافی دریافت میکنند، اکنون رضایتبخشتر از هر زمان دیگری در تاریخ هستند.
- کارشناسان پیشنهاد میکنند که با سرمایهگذاری زمان بیشتر یا برونسپاری نیازهای عاطفی به دوستان، ازدواجها را «دوباره اکسیژنرسانی» کنیم.
پرسشهای متداول
مدل خفگی ازدواج چیست؟
این یک چارچوب روانشناختی است که نشان میدهد ازدواجهای مدرن در حال تقلا هستند زیرا زوجها انتظار دارند شرکایشان نیازهای سطح بالای خودشکوفایی را برآورده کنند، بدون اینکه زمان و ظرفیت عاطفی لازم را سرمایهگذاری کنند.
چرا ازدواج امروزه یک نهاد «همه یا هیچ» در نظر گرفته میشود؟
زیرا ازدواجهای معمولی تحت فشار انتظارات بالا شکست میخورند، اما ازدواجهایی که با موفقیت این انتظارات را برآورده میکنند، عمیقاً رضایتبخشتر از هر زمان دیگری در تاریخ هستند.
زوجها چگونه میتوانند یک ازدواج «خفهشده» را اصلاح کنند؟
کارشناسان توصیه میکنند که یا زمان اختصاصی و ظرفیت روانشناختی بیشتری را در رابطه سرمایهگذاری کنند، یا به طور موقت انتظارات را کاهش داده و برخی نیازهای عاطفی را به دوستان برونسپاری کنند.
منابع
[1]Current Directions in Psychological Scienceمحققان روابطThe Suffocation Model
مطالعه در Current Directions in Psychological Science →
[2]تیم سردبیری کوهستانمنتقدان ساختاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در سبک زندگی
مشاهده همه 6 خبر →بازار لوکس
حراج بزرگ و بیسابقه کالاهای لوکس؛ کنسرنها برندها را برای تمرکز بر ثروتمندان مطلق میفروشند
5 منبع
فرهنگ محیط کار
انقلاب «زندگی آرام»: چرا نسل زد فرهنگ تلاش بیوقفه را برای آرامش و مرزهای شخصی رد میکند
7 منبع
متابولیسم قند
علم خرما و میوههای خشک: چرا قند طبیعی آنها باعث افت انرژی نمیشود؟
4 منبع
سلامت دیجیتال
مطالعه: سمزدایی دیجیتال دو هفتهای، زوال شناختی معادل ۱۰ سال پیری را معکوس میکند
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت سبک زندگی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





