مطالعه جدید: تمرینات قدرتی ممکن است برای افراد مبتلا به بیماری جدی قلبی ایمنتر باشد
تحقیقات جدید نشان میدهد که تمرینات قدرتی و مقاومتی، برخلاف ورزشهای استقامتی شدید، خطر آریتمی و عوارض قلبی را در بیماران مبتلا به نارساییها و بیماریهای جدی قلبی افزایش نمیدهد. این یافتهها راه را برای برنامههای ورزشی ایمنتر و شخصیسازیشده باز میکند.
به قلم زهرا رحیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان کاردیولوژی
- تأکید بر تفکیک اثرات ورزشهای استقامتی و قدرتی بر ریتم قلب.
- متخصصان بازتوانی بالینی
- تمرکز بر کاربرد عملی و ایمنی تمرینات ترکیبی در کلینیکها.
- بیماران قلبی
- تمرکز بر بهبود کیفیت زندگی و حفظ استقلال حرکتی.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مربیان ورزشی عمومی که ممکن است با محدودیتهای بیماران قلبی آشنا نباشند
- شرکتهای بیمه درمانی برای پوشش هزینههای بازتوانی قدرتی
چرا مهم است
سالهاست که به بیماران قلبی توصیه میشود از ورزشهای شدید دوری کنند، اما این دستورالعملهای کلی باعث شده بسیاری از افراد از مزایای تمرینات قدرتی محروم بمانند. اثبات ایمنی این تمرینات به بیماران اجازه میدهد تا بدون ترس از حملات قلبی، عضلات خود را تقویت کرده و کیفیت زندگیشان را بهبود بخشند.
در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، محققان در مرکز پیشگیری از بیماریهای قلبی جانز هاپکینز نتایجی را منتشر کردند که نشان میدهد تمرینات قدرتی برای افراد مبتلا به کاردیومیوپاتی آریتموژنیک (ACM) - یک بیماری ژنتیکی جدی قلبی - کاملاً ایمن است [1]. این مطالعه که به صورت گذشتهنگر روی ۳۵۵ بیمار انجام شد، نشان داد که برخلاف ورزشهای استقامتی که خطر آریتمی بطنی را تا ۵۸ درصد افزایش میدهند، تمرینات قدرتی هیچ خطر اضافهای برای این بیماران به همراه ندارد [1]. سالهاست که به افراد مبتلا به این عارضه توصیه میشود از فعالیتهای هوازی با شدت بالا خودداری کنند، اما دادههای مربوط به تمرینات قدرتی تا پیش از این بسیار محدود بود. اکنون، این تحلیل جدید برای اولین بار اثرات قلبی فعالیتهای مبتنی بر قدرت را از ورزشهای استقامتی در این جمعیت تفکیک کرده است.[1]
این یافتهها با نتایج تحقیقات اخیر دیگری که در اوایل سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، همخوانی کامل دارد. بررسیهای جدید نشان دادهاند که سبکهای مختلف تمرینات قدرتی، چه با وزنههای سبک و تکرارهای بالا و چه با وزنههای سنگینتر و تکرارهای کمتر، تأثیرات مشابه و کاملاً ایمنی بر ضربان قلب و فشار خون بیماران مبتلا به نارسایی قلبی دارند [2]. این خبر بسیار امیدوارکنندهای برای بیمارانی است که پیش از این به دلیل ترس از فشار مضاعف بر قلب، از انجام هرگونه تمرین مقاومتی خودداری میکردند [2]. محققان دریافتند که هر دو رویکرد تمرینی بدون ایجاد عوارض جانبی خطرناک، به بهبود وضعیت جسمانی کمک میکنند، اگرچه این تحقیقات هنوز در مراحل اولیه هستند و دستورالعملهای درمانی رسمی را تغییر ندادهاند.[2]
علاوه بر اثبات ایمنی، تمرینات قدرتی مزایای درمانی و توانبخشی قابلتوجهی نیز ارائه میدهند. بر اساس مقاله جامعی که در مجله بررسی نارسایی قلبی (CFR) منتشر شده است، ترکیب تمرینات مقاومتی با ورزشهای هوازی میتواند ظرفیت قلبی-تنفسی (CRF) و قدرت عضلانی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی با کسر جهشی کاهشیافته (HFrEF) را به میزان قابلتوجهی بیشتر از تمرینات هوازی به تنهایی افزایش دهد [3]. این ترکیب تمرینی نه تنها به بهبود عملکرد روزانه و کاهش خستگی مزمن کمک میکند، بلکه کیفیت زندگی بیماران را نیز ارتقا میبخشد [3]. در واقع، جایگزین کردن بخشی از تمرینات هوازی با تمرینات قدرتی اکنون به عنوان یک استراتژی مؤثر برای تقویت ظرفیت قلبی در این بیماران شناخته میشود.[3]
دکتر لیلی باروخ، مدیر برنامه کاردیولوژی ورزشی در مرکز پیشگیری از بیماریهای قلبی جانز هاپکینز، تأکید میکند که این مطالعات راه را برای دور شدن از توصیههای محدودکننده و کلی باز میکنند [1]. او توضیح میدهد که به جای منع کامل ورزش، پزشکان اکنون میتوانند برنامههای ورزشی شخصیسازیشدهای را طراحی کنند که بر پایه تمرینات مقاومتی استوار است و خطرات کمتری به همراه دارد [1]. این رویکرد جدید به بیماران اجازه میدهد تا ضمن حفظ سلامت قلب و جلوگیری از بروز آریتمیهای خطرناک، از تحلیل رفتن عضلات که یکی از عوارض شایع نارسایی قلبی است، جلوگیری کرده و استقلال حرکتی خود را در طولانیمدت حفظ کنند.[1]
دکتر سینتیا جیمز، مدیر تحقیقات برنامه ARVC در جانز هاپکینز، در بیانیهای رسمی اهمیت این یافتهها را چنین توصیف کرد: «ما میدانیم که فعالیت بدنی برای بسیاری از افرادی که با کاردیومیوپاتی آریتموژنیک زندگی میکنند یا در معرض خطر آن هستند، چقدر مهم است. این یکی از دلایل متعددی است که نشان میدهد چرا تحقیق در این زمینه برای اطلاعرسانی تصمیمات پزشکی مشترک و حمایت از سلامت جسمانی و رفاه کلی بیماران حیاتی است» [1]. این دیدگاه نشاندهنده تغییر مسیر از رویکردهای محدودکننده به سمت توانمندسازی بیماران است.[1]
این یکی از دلایل متعددی است که نشان میدهد چرا تحقیق در این زمینه برای اطلاعرسانی تصمیمات پزشکی مشترک و حمایت از سلامت جسمانی و رفاه کلی بیماران حیاتی است» [1].
یکی از چالشهای اصلی در مدیریت نارسایی قلبی، پدیدهای به نام «کاشکسی» یا تحلیل رفتن شدید عضلات است. هنگامی که قلب نمیتواند خون کافی را به اندامها پمپاژ کند، بدن شروع به تجزیه بافتهای عضلانی برای تأمین انرژی میکند. تمرینات قدرتی به طور مستقیم با این فرآیند مخرب مقابله میکنند [3]. با تحریک رشد عضلانی از طریق تمرینات مقاومتی، بیماران میتوانند توده عضلانی از دست رفته را بازیابی کنند، که این امر به نوبه خود متابولیسم پایه را بهبود بخشیده و بار کاری قلب را در هنگام انجام فعالیتهای روزمره کاهش میدهد [3].[3]
در مطالعه جانز هاپکینز، محققان دادههای فعالیت بدنی بیماران را از سن ۱۰ سالگی از طریق مصاحبههای تلفنی جمعآوری کردند [1]. آنها شرکتکنندگان را به گروههای مختلفی از جمله ورزشکاران استقامتی (حداقل ۴ ساعت در هفته فعالیت هوازی شدید) و ورزشکاران قدرتی (حداقل ۲ ساعت در هفته تمرینات مقاومتی) تقسیم کردند [1]. نتایج نشان داد که حتی ورزشکارانی که تمرینات ترکیبی (استقامتی و قدرتی) انجام میدادند، نتوانستند خطر ناشی از ورزشهای استقامتی را کاهش دهند، در حالی که گروهی که تنها تمرینات قدرتی انجام میدادند، هیچ افزایش خطری نسبت به افراد بیتحرک نداشتند [1].[1]
این تغییر نگرش در جامعه پزشکی میتواند تأثیر عمیقی بر برنامههای بازتوانی قلبی در سراسر جهان داشته باشد. تا پیش از این، تمرکز اصلی این برنامهها تقریباً به طور انحصاری بر روی پیادهروی، دوچرخهسواری و سایر فعالیتهای هوازی با شدت متوسط بود [3]. اما اکنون، با انباشت شواهد علمی مبنی بر ایمنی و اثربخشی تمرینات با وزنه، کشهای مقاومتی و تمرینات با وزن بدن، انتظار میرود که پروتکلهای بازتوانی قلبی به زودی بهروزرسانی شوند تا تمرینات قدرتی را به عنوان یک جزء اصلی و جداییناپذیر در خود جای دهند [2][3].[2][3]
البته، شروع تمرینات قدرتی برای یک بیمار قلبی با فردی که قلب سالمی دارد کاملاً متفاوت است. متخصصان توصیه میکنند که بیماران قلبی تمرینات خود را با وزنههای بسیار سبک یا حتی کشهای مقاومتی آغاز کنند و تمرکز خود را بر روی انجام صحیح حرکات و تنفس منظم قرار دهند [2]. حبس کردن نفس در حین بلند کردن وزنه (مانور والسالوا) میتواند باعث افزایش ناگهانی و خطرناک فشار خون شود، بنابراین آموزش تکنیکهای تنفسی مناسب یکی از مهمترین بخشهای برنامههای بازتوانی قلبی است.[2]
در نهایت، این تحقیقات جدید به بیماران قلبی پیام امیدبخشی میدهد: ابتلا به یک بیماری جدی قلبی به معنای پایان زندگی فعال و پویا نیست. با انتخاب هوشمندانه نوع ورزش و جایگزین کردن فعالیتهای استقامتی پرخطر با تمرینات قدرتی ایمنتر، این افراد میتوانند کنترل سلامت جسمانی خود را دوباره به دست بگیرند [1]. این رویکرد نهتنها به بهبود عملکرد قلب کمک میکند، بلکه با افزایش قدرت عضلانی، اعتماد به نفس و کیفیت زندگی بیماران را نیز به شکل چشمگیری ارتقا میبخشد.[1]
بررسی عمیق دیدگاهها
متخصصان کاردیولوژی ورزشی
تأکید بر شخصیسازی برنامههای ورزشی به جای منع کامل فعالیت.
این گروه از متخصصان معتقدند که دستورالعملهای گذشته که بیماران قلبی را از هرگونه فعالیت شدید منع میکردند، بیش از حد محتاطانه بودهاند. آنها با استناد به مطالعات جدید مانند تحقیق جانز هاپکینز، استدلال میکنند که باید بین ورزشهای استقامتی (که بار حجم زیادی به قلب وارد میکنند) و تمرینات قدرتی (که بار فشاری کنترلشدهای دارند) تفاوت قائل شد. هدف آنها طراحی برنامههایی است که بدون به خطر انداختن ریتم قلب، از تحلیل عضلانی بیماران جلوگیری کند.
مراکز بازتوانی قلبی
تمرکز بر ادغام ایمن تمرینات مقاومتی در پروتکلهای درمانی.
برای فیزیوتراپیستها و متخصصان بازتوانی، این یافتهها به معنای تغییر در پروتکلهای روزمره است. آنها تأکید دارند که اگرچه تمرینات قدرتی ایمن هستند، اما باید با تکنیکهای صحیح تنفسی (برای جلوگیری از مانور والسالوا) و با وزنههای سبک آغاز شوند. از دیدگاه آنها، نظارت مداوم بر فشار خون و ضربان قلب در جلسات اولیه ضروری است تا اطمینان حاصل شود که بیمار پاسخ همودینامیک مناسبی به تمرینات مقاومتی میدهد.
بیماران و حامیان کیفیت زندگی
استقبال از بازگشت استقلال حرکتی و کاهش محدودیتها.
برای بیمارانی که سالها با ترس از فعالیت بدنی زندگی کردهاند، این تحقیقات یک نقطه عطف محسوب میشود. محدودیتهای شدید ورزشی اغلب منجر به افسردگی، انزوا و ضعف جسمانی مضاعف در این بیماران میشد. از دیدگاه این گروه، اثبات ایمنی تمرینات قدرتی به معنای بازگشت توانایی انجام کارهای روزمره، کاهش وابستگی به دیگران و بهبود قابلتوجه در سلامت روان و کیفیت زندگی است.
نکات کلیدی
- مطالعه جدید جانز هاپکینز نشان داد تمرینات قدرتی خطر آریتمی را در بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی افزایش نمیدهد.
- ورزشهای استقامتی شدید خطر بروز عوارض قلبی را در این بیماران تا ۵۸ درصد بالا میبرند.
- ترکیب تمرینات قدرتی و هوازی ظرفیت تنفسی بیماران نارسایی قلبی را بیشتر از تمرینات هوازی بهبود میبخشد.
- متخصصان توصیه میکنند تمرینات با وزنههای سبک و تحت نظارت پزشکی آغاز شود.
روند رویداد
۲۰۱۳
مطالعات اولیه نشان دادند که ورزشهای شدید استقامتی خطر آریتمی را در بیماران مبتلا به جهشهای ژنتیکی قلبی افزایش میدهند.
اوایل ۲۰۲۶
بررسیهای سیستماتیک نشان داد ترکیب تمرینات قدرتی و هوازی برای بیماران نارسایی قلبی مفیدتر از تمرینات هوازی است.
سپتامبر ۲۰۲۶
محققان جانز هاپکینز رسماً اعلام کردند که تمرینات قدرتی برخلاف ورزشهای استقامتی، برای بیماران قلبی پرخطر ایمن است.
منابع
[1]JACC: Clinical Electrophysiologyمحققان کاردیولوژیStrength-Based Exercise Is Not Associated With Ventricular Arrhythmia in Arrhythmogenic Cardiomyopathy—Towards Safer Exercise Options
مطالعه در JACC: Clinical Electrophysiology →
[2]ThriveSIGمتخصصان بازتوانی بالینیDifferent Strength Training Styles May Be Equally Safe for Heart Patients
مطالعه در ThriveSIG →
[3]Cardiac Failure Reviewمتخصصان بازتوانی بالینیExercise training in heart failure: current evidence and future directions
مطالعه در Cardiac Failure Review →
نظرات
بیشتر در تناسب اندام
مشاهده همه →سلامت استخوان
یافتههای جدید: پیادهروی تند و دویدن آهسته، بهترین ورزشها برای تقویت استخوانها هستند
3 منبع
تعلیق فدراسیون
تعلیق فدراسیون بدنسازی ایران توسط IFBB و تکذیب رئیس فدراسیون
3 منبع
Brain Health
یافتههای نوین عصبشناسی: چگونه فعالیت بدنی در میانسالی ساختار مغز را جوان میکند
3 منبع
بیومکانیک کشتی
علم بیومکانیک «پل زدن» در کشتی: چرا قدرت گردن فراتر از یک سنت، کلید محافظت از مغز و ستون فقرات است؟
4 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت تناسب اندام اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





