رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستاننورایمونولوژیبسته شواهد۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۴:۲۶· 5 دقیقه مطالعه· #7 از 7 در علم

بسته شواهد: چگونه جایگزینی سلول‌های ایمنی «پیر» پیری مغز را در موش‌ها معکوس کرد

یک مطالعه برجسته نشان داده است که تخلیه و جایگزینی سلول‌های ایمنی مقیم مغز می‌تواند زوال شناختی مرتبط با سن را در موش‌ها معکوس کند. این یافته‌ها حاکی از آن است که پیری مغز ممکن است بیشتر ناشی از اختلال عملکرد سیستم ایمنی باشد تا از دست دادن غیرقابل برگشت نورون‌ها.

به قلم اِلا فرجاد

محققان نورایمونولوژی 40%شکاکان پزشکی ترجمانی 30%مقامات بهداشت عمومی 30%
محققان نورایمونولوژی
استدلال می‌کنند که التهاب عصبی ریشه اصلی زوال شناختی است و جایگزینی سلول‌های ایمنی را مسیری عملی برای درمان زوال عقل می‌دانند.
شکاکان پزشکی ترجمانی
بر دشواری انتقال ایمن از مدل‌های موشی به آزمایش‌های انسانی تأکید می‌کنند و در مورد خطرات سرکوب شدید سیستم ایمنی هشدار می‌دهند.
مقامات بهداشت عمومی
بر پیامدهای بلندمدت این تحقیق برای جمعیت‌های سالخورده و پتانسیل آن برای کاهش چشمگیر بار جهانی آلزایمر تمرکز می‌کنند.
۹۰%
درصد میکروگلیای تخلیه شده قبل از جایگزینی
۲۸ روز
زمان لازم برای جایگزینی کامل سلول‌های ایمنی
۴۰%
بهبود در نمرات حافظه فضایی

برای دهه‌ها، علوم اعصاب پیری مغز را به عنوان یک مسیر یک‌طرفه می‌دید که با مرگ آهسته و غیرقابل برگشت نورون‌ها تعریف می‌شد. اجماع بر این بود که پس از از دست رفتن این سلول‌های حیاتی، زوال شناختی متعاقب آن دائمی است. با این حال، مجموعه‌ای از شواهد پارادایم‌شکن اکنون به یک مقصر متفاوت اشاره می‌کنند: سیستم ایمنی مغز.[3]

یک مطالعه برجسته که در نشریه «نیچر ایجینگ» (Nature Aging) منتشر شد، قانع‌کننده‌ترین شواهد را ارائه کرده است که زوال شناختی صرفاً یک مشکل نورونی نیست، بلکه یک مشکل ایمونولوژیک است. محققان در دانشگاه استنفورد با جایگزینی کامل سلول‌های ایمنی پیر و ناکارآمد موش‌ها با سلول‌های تازه، توانستند از دست دادن حافظه مرتبط با سن را در آن‌ها معکوس کنند.

تمرکز این مداخله بر نوعی سلول به نام میکروگلیا است. این‌ها سلول‌های ایمنی مقیم مغز هستند که به عنوان رفتگران میکروسکوپی عمل می‌کنند و در سراسر بافت عصبی حرکت کرده تا مواد زائد متابولیک، سلول‌های مرده و پلاک‌های آمیلوئید مرتبط با بیماری آلزایمر را پاکسازی کنند. در یک مغز سالم و جوان، میکروگلیاها خانه‌دارهایی بسیار کارآمد هستند.[1]

اما با افزایش سن مغز، این میکروگلیاها دچار فرآیندی به نام پیری سلولی (senescence) می‌شوند. آن‌ها دیگر پاکسازی ضایعات را متوقف می‌کنند و در عوض بیش از حد فعال شده و مولکول‌های التهابی به نام سیتوکین‌ها را ترشح می‌کنند. این التهاب مزمن عصبی، محیطی سمی ایجاد می‌کند که به سیناپس‌ها آسیب می‌زند و مانع ارتباط مؤثر نورون‌ها می‌شود و در نهایت منجر به علائمی می‌شود که ما آن را به عنوان زوال شناختی می‌شناسیم.[1][2]

فرآیند سه‌مرحله‌ای تخلیه و بازسازی سیستم ایمنی مغز.
فرآیند سه‌مرحله‌ای تخلیه و بازسازی سیستم ایمنی مغز.

برای آزمایش اینکه آیا این فرآیند قابل برگشت است یا خیر، تیم تحقیقاتی از دارویی هدفمند به نام مهارکننده CSF1R استفاده کردند. این ترکیب گیرنده‌ای خاص را که میکروگلیاها برای بقا به آن وابسته هستند، مسدود می‌کند. دانشمندان با تجویز این دارو به موش‌های پیر، توانستند ۹۰ درصد از میکروگلیاهای پیرشده در مغز آن‌ها را به طور مؤثر از بین ببرند.[2]

مرحله حیاتی آزمایش زمانی رخ داد که مصرف دارو قطع شد. سیستم ایمنی مغز به طرز شگفت‌انگیزی قابلیت بازسازی دارد. تنها ظرف ۲۸ روز پس از قطع درمان، مغز موش‌ها به طور کامل با نسل جدیدی از میکروگلیاها جایگزین شد. نکته مهم این بود که این سلول‌های جدید ویژگی‌های پیری سلولی پیشینیان خود را به ارث نبرده بودند؛ آن‌ها مانند سلول‌های ایمنی موش‌های جوان رفتار می‌کردند.

تنها ظرف ۲۸ روز پس از قطع درمان، مغز موش‌ها به طور کامل با نسل جدیدی از میکروگلیاها جایگزین شد.

نتایج رفتاری این راه‌اندازی مجدد سلولی خیره‌کننده بود. موش‌های پیری که قبلاً در انجام وظایف حافظه مشکل داشتند، تحت مجموعه‌ای از تست‌های شناختی قرار گرفتند. در چالش‌های حافظه فضایی، مانند مسیریابی در مازهای پیچیده، موش‌های تحت درمان ۴۰ درصد بهبود در امتیازات خود نشان دادند و عملکردی مشابه موش‌هایی با سن بسیار کمتر داشتند.

موش‌های مسن درمان‌شده ۴۰ درصد بهبود در حافظه فضایی نشان دادند و عملکردی مشابه موش‌های جوان از خود بروز دادند.
موش‌های مسن درمان‌شده ۴۰ درصد بهبود در حافظه فضایی نشان دادند و عملکردی مشابه موش‌های جوان از خود بروز دادند.

فراتر از بهبودهای رفتاری، تغییرات فیزیولوژیکی در مغز عمیق بود. میکروگلیاهای جدید به سرعت ضایعات سلولی انباشته شده را پاکسازی کردند و سطوح سیتوکین‌های التهابی را به شدت کاهش دادند. این امر به نورون‌های موجود اجازه داد تا اتصالات جدیدی ایجاد کنند و خاصیتی به نام انعطاف‌پذیری سیناپسی را به سطوح پایه جوانی بازگردانند.[1][3]

این شواهد از یک ادعای جدید و مهم در نورایمونولوژی حمایت می‌کند: پیری سیستم ایمنی باعث زوال شناختی می‌شود و خود نورون‌ها ممکن است سالم و کارآمد باقی بمانند اگر محیط آن‌ها از التهاب سمی پاکسازی شود. این نشان می‌دهد که سخت‌افزار مغز تا حد زیادی دست‌نخورده است، اما نرم‌افزار ایمونولوژیک آن بر اثر پیری دچار اختلال شده است.[3][4]

علاوه بر این، این مطالعه نشان می‌دهد که سیستم ایمنی مغز بسیار انعطاف‌پذیر است. برخلاف نورون‌ها که عموماً نمی‌توانند در پستانداران بالغ تقسیم شده و خود را جایگزین کنند، میکروگلیاها در صورت دریافت سیگنال‌های شیمیایی مناسب، می‌توانند به سرعت تکثیر شوند. این امر آن‌ها را به هدفی بسیار جذاب برای مداخلات دارویی تبدیل می‌کند.[2][4]

میکروگلیاها به عنوان رفتگران مقیم مغز عمل می‌کنند و ضایعات متابولیک و سلول‌های مرده را پاکسازی می‌کنند.
میکروگلیاها به عنوان رفتگران مقیم مغز عمل می‌کنند و ضایعات متابولیک و سلول‌های مرده را پاکسازی می‌کنند.

با وجود ماهیت پیشگامانه این یافته‌ها، موانع مهمی برای انتقال به کاربرد بالینی باقی مانده است. مغز انسان بسیار پیچیده‌تر از مغز موش است و میکروگلیاهای انسانی پروفایل‌های پیری متفاوتی از خود نشان می‌دهند. آنچه در یک محیط آزمایشگاهی کنترل‌شده با جوندگان همسان ژنتیکی کار می‌کند، ممکن است به سادگی به جمعیت متنوع انسان‌ها منتقل نشود.[3][4]

همچنین نگرانی‌های ایمنی عمیقی در مورد این رویکرد وجود دارد. از بین بردن سیستم ایمنی مغز، حتی به طور موقت، سیستم عصبی مرکزی را در برابر عفونت‌های فرصت‌طلب بسیار آسیب‌پذیر می‌کند. در یک بیمار انسانی، یک دوره ۲۸ روزه بدون محافظت میکروگلیایی می‌تواند در صورت عبور یک عامل بیماری‌زای ویروسی یا باکتریایی از سد خونی-مغزی، تهدیدکننده زندگی باشد.[1][4]

میکروگلیا با افزایش سن، از پاکسازی مغز باز می‌مانند و به جای آن التهاب سمی ایجاد می‌کنند.
میکروگلیا با افزایش سن، از پاکسازی مغز باز می‌مانند و به جای آن التهاب سمی ایجاد می‌کنند.

برای کاهش این خطرات، محققان اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که آیا می‌توان این اثر «راه‌اندازی مجدد» را بدون تخلیه کامل به دست آورد یا خیر. درمان‌های آتی ممکن است بر برنامه‌ریزی مجدد جزئی میکروگلیاهای پیرشده در بدن (in vivo) تمرکز کنند، با استفاده از ژن‌درمانی هدفمند یا مولکول‌های تخصصی برای خاموش کردن مسیرهای التهابی آن‌ها بدون نیاز به پاکسازی کامل سلولی.[2]

در نهایت، این تحقیق یک اثبات مفهوم قدرتمند ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه پیری شناختی یک قانون تغییرناپذیر زیست‌شناسی نیست. با تغییر تمرکز از نجات نورون‌های در حال مرگ به جوان‌سازی محیط ایمنی که از آن‌ها حمایت می‌کند، علم مرز جدید و امیدوارکننده‌ای را در مبارزه با تخریب عصبی گشوده است.[4]

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا میکروگلیاهای جایگزین شده با نرخ طبیعی پیر می‌شوند یا سریع‌تر از سلول‌های اصلی دچار پیری سلولی خواهند شد.
  • مغز انسان، که بسیار پیچیده‌تر است و دهه‌ها در معرض عوامل محیطی بوده، چگونه به تخلیه ناگهانی میکروگلیاها پاسخ خواهد داد.
  • آیا این درمان می‌تواند زوال شناختی را در مغزهایی که قبلاً دچار مرگ گسترده و غیرقابل برگشت نورونی ناشی از آلزایمر پیشرفته شده‌اند، معکوس کند.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

محققان نورایمونولوژی 40%شکاکان پزشکی ترجمانی 30%مقامات بهداشت عمومی 30%
  1. [1]Cellمحققان نورایمونولوژی

    Myeloid cell replacement therapies for neurodegenerative disease

    مطالعه در Cell
  2. [2]National Institute on Agingمقامات بهداشت عمومی

    Immune system 'reboot' shows promise in animal models of cognitive decline

    مطالعه در National Institute on Aging
  3. [3]Scienceشکاکان پزشکی ترجمانی

    The immune privilege of the brain reconsidered: Pathways to rejuvenation

    مطالعه در Science
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانشکاکان پزشکی ترجمانی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.