بحث بر سر تسلیحاتی شدن دلار آمریکا و تلاش جهانی برای دلارزدایی
در حالی که وزارت خزانهداری آمریکا استفاده از تحریمهای ثانویه را گسترش میدهد، تحلیلگران مالی در مورد اینکه آیا استفاده از سلطه دلار برای امنیت ملی، خطر تسریع در ایجاد سیستمهای پرداخت جهانی جایگزین را به همراه دارد یا خیر، بحث میکنند.
به قلم یاسر یوسفی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان امنیت ملی
- استدلال میکنند که تحریمهای مالی ابزاری ضروری و غیرجنبشی برای بازدارندگی از تجاوز و اجرای قوانین بینالمللی هستند.
- اقتصاددانان کلان جهانی
- هشدار میدهند که استفاده بیش از حد از دلار به عنوان سلاح، جایگاه ذخیره آن را از بین میبرد و هزینههای استقراض بلندمدت را برای آمریکا افزایش میدهد.
- طرفداران سیستم جایگزین
- معتقدند که سیاسی شدن دلار، گذار به شبکههای تجاری چندقطبی و با ارز محلی را اجتنابناپذیر میکند.
نکات کلیدی
- استفاده وزارت خزانهداری آمریکا از تحریمهای ثانویه به شدت گسترش یافته و جامعترین رژیم محدودیت اقتصادی در تاریخ را ایجاد کرده است.
- تسلیحاتی کردن دلار به آمریکا اجازه میدهد بدون نیروی نظامی، مخالفان خود را منزوی کند و از کنترل خود بر شبکههای تسویه جهانی استفاده کند.
- استفاده مکرر از اجبار مالی، کشورهای هدف را ترغیب کرده است تا سیستمهای پرداخت جایگزین ایجاد کرده و تجارت را با ارزهای محلی تسویه کنند.
- سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی جهانی به حدود ۵۸ درصد کاهش یافته، در حالی که خرید طلای بانکهای مرکزی افزایش یافته است.
- سیاستگذاران با یک بده بستان ساختاری بین استفاده از اهرم ژئوپلیتیکی کوتاهمدت و حفظ سلطه بلندمدت دلار روبرو هستند.
تصور رایج این است که جایگاه دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی، یک قانون طبیعی تزلزلناپذیر است که در برابر اصطکاکهای ژئوپلیتیکی مصون است. در واقعیت، سلطه دلار یک ابزار کاربردی است که به اعتماد جهانی متکی است، و هر بار که ایالات متحده از این ابزار به عنوان سلاح استفاده میکند، این اعتماد به طور فعال مورد آزمایش قرار میگیرد.[4][9]
بحث بر سر چارچوب تحریمهای در حال گسترش وزارت خزانهداری آمریکا، اساساً بحثی در مورد محدودیتهای جاذبه مالی است. برای دههها، عمق و نقدینگی بازارهای دلاری بینظیر بوده و اوراق قرضه خزانهداری آمریکا را به امنترین دارایی روی کره زمین تبدیل کرده است.[2][4]
این سلطه، «امتیاز گزافی» را برای ایالات متحده فراهم میکند که به دولت اجازه میدهد کسریهای مداوم داشته باشد، با نرخ بهره پایینتر وام بگیرد و اقتصاد جهانی را تثبیت کند. این یک مزیت ساختاری است که ارزش آن به تریلیونها دلار اهرم اقتصادی میرسد.[3][4]
با این حال، این نقش محوری همچنین به واشنگتن نفوذ فوقالعادهای در تراکنشهایی بسیار فراتر از مرزهایش میدهد. از آنجا که اکثریت قریب به اتفاق تراکنشهای بینالمللی که به دلار آمریکا انجام میشوند، در نهایت از طریق سیستم پرداخت فدرال رزرو یا بانکهای کارگزار آمریکایی تسویه میشوند، تحت صلاحیت قضایی آمریکا قرار میگیرند.[1][3]

این موقعیت منحصر به فرد به دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC) اجازه میدهد تا داراییها را مسدود کند، جریمههای مالی اعمال کند و دسترسی به شبکه جهانی دلار را محدود سازد. از دست دادن دسترسی به این سیستم میتواند فوراً توانایی یک کشور برای انجام تجارت بینالمللی را فلج کند.[1][7]
مقیاس این سیاستگذاری مالی به طور چشمگیری گسترش یافته است. تا سال ۲۰۲۵، آمریکا بیش از ۱۳,۰۰۰ فرد و نهاد را تحت تحریم قرار داده و جامعترین رژیم محدودیت اقتصادی در تاریخ مدرن را ایجاد کرده است.[1][8]
یک نقطه عطف بزرگ در این استراتژی در سال ۲۰۲۲ رخ داد، زمانی که ایالات متحده و متحدانش تقریباً ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی روسیه را پس از حمله به اوکراین مسدود کردند.[1][3]
این اقدام نشان داد که حتی یک اقتصاد بزرگ گروه ۲۰ نیز از محرومیت مالی ناگهانی مصون نیست. این به دولتهای سراسر جهان هشدار داد که داراییهای ارزی حاکمیتی ممکن است در طول درگیریهای ژئوپلیتیکی غیرقابل دسترس شوند و اساساً نحوه نگرش کشورها به ذخایر خود را تغییر داد.[1][3]

استقرار «تحریمهای ثانویه» این قدرت را بیشتر تقویت کرده است. تحریمهای ثانویه بازیگران شخص ثالث – کسبوکارها، مؤسسات مالی یا دولتها – را که هیچ ارتباط مستقیمی با آمریکا ندارند اما با یک نهاد تحریمشده روابط اقتصادی برقرار میکنند، مجازات میکند.[6][7]
استقرار «تحریمهای ثانویه» این قدرت را بیشتر تقویت کرده است.
با مجبور کردن بانکها و شرکتهای خارجی به انتخاب بین تبعیت از سیاست آمریکا یا از دست دادن دسترسی به سیستم مالی آمریکا، خزانهداری میتواند عملاً یک محاصره جهانی را بدون اعزام حتی یک کشتی جنگی اعمال کند.[2][7]
با این حال، این چارچوب تهاجمی یک خطر ساختاری عمیق را به همراه دارد. تحلیلگران مالی و حقوقی هشدار میدهند که تسلیحاتی شدن مکرر دلار، کشورهای هدف و متحدان محتاط را به طور یکسان ترغیب میکند تا راهحلهای دائمی مهندسی کنند.[3][4]
این فرآیند، که به طور گسترده «دلارزدایی» نامیده میشود، شامل تلاشهای هماهنگ برای کاهش وابستگی به ارز آمریکا در صورتحسابدهی تجاری، تأمین مالی فرامرزی و ذخایر ارزی است.[6][7]
شواهد این تغییر در بازارهای نوظهور در حال آشکار شدن است. کشورها به طور فزایندهای تجارت دوجانبه را با ارزهای محلی، مانند یوان چین یا روپیه هند، تسویه میکنند و از حسابهای تسویه موازی استفاده میکنند که به طور کامل شبکه سوئیفت را دور میزنند.[4][6]

علاوه بر این، بانکهای مرکزی انباشت طلای خود را به عنوان یک دارایی ذخیره مصون از تحریم تسریع کردهاند. ارزش بازار طلا به حدود ۳۰ تریلیون دلار افزایش یافته است که نشاندهنده یک چرخش استراتژیک به سمت داراییهایی است که نمیتوانند توسط خزانهداریهای خارجی مسدود شوند.[7]
وزارت خزانهداری آمریکا نسبت به این پویاییها بیتفاوت نیست. یک بررسی جامع تحریمها در سال ۲۰۲۱ به صراحت اذعان کرد که مخالفان و رقبای اقتصادی در حال ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین برای کاهش تأثیر سیاستهای آمریکا هستند.[5]
این بررسی یک چارچوب ساختارمندتر را توصیه کرد و تأکید نمود که تحریمها باید به اهداف سیاستی روشن گره خورده و به صورت چندجانبه هماهنگ شوند تا از انزوای ایالات متحده و فرسایش اثربخشی این ابزار جلوگیری شود.[5][9]
با وجود این هشدارها، جذابیت تاکتیکی اجبار مالی برای سیاستگذارانی که با بحرانهای حاد بینالمللی روبرو هستند، مقاومتناپذیر باقی میماند. تحریمها یک پاسخ قوی ارائه میدهند که از هزینههای انسانی و سیاسی مداخله نظامی جلوگیری میکند.[4][8]

پارادوکس چارچوب فعلی این است که اثربخشی خود آن، طول عمرش را تهدید میکند. هر استقرار موفقیتآمیز تحریمهای ثانویه، یک مطالعه موردی قانعکننده برای لزوم زیرساخت مالی جایگزین فراهم میکند.[3][4]
چرا مهم است
جایگاه دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی به آمریکاییها اجازه میدهد با هزینه کم وام بگیرند و کسری بودجه ملی را تأمین مالی کنند. اگر استفاده تهاجمی از تحریمهای مالی، اقتصاد جهانی را به سمت کنار گذاشتن دلار سوق دهد، این تغییر میتواند به طور دائم نرخ بهره و تورم را برای مصرفکنندگان عادی افزایش دهد.
بررسی عمیق دیدگاهها
چارچوب تحریمهای تهاجمی
اهداف امنیت ملی فوری را با استفاده از نقش محوری دلار برای منزوی کردن مخالفان در اولویت قرار میدهد.
مزایا: قدرت اجبار بینظیری را بدون نیاز به مداخله نظامی فراهم میکند. معایب: توسعه سیستمهای مالی موازی را تسریع میکند و شرکای تجاری بیطرف را بیگانه میسازد. شواهد: توانایی مسدود کردن صدها میلیارد دلار دارایی دولتی و قطع فوری اقتصادها از سوئیفت، تلاشهای جنگی و تأمین مالی مخالفان را فلج میکند، همانطور که در اقدامات سال ۲۰۲۲ علیه روسیه دیده شد. مناسب زمانی که: با بحرانهای ژئوپلیتیکی حاد و فوری روبرو هستیم که در آن ائتلافهای بینالمللی گسترده بر سر هدف و الزام اخلاقی توافق دارند. نامناسب زمانی که: به صورت یکجانبه و طولانیمدت علیه اقتصادهای بسیار یکپارچه اعمال شود، زیرا مشوق راهحلهای ساختاری دائمی و بلوکهای ارزی جایگزین میشود.
دیپلماسی مالی محدود
استفاده از تحریمهای فرامرزی را برای محافظت از جایگاه دلار آمریکا به عنوان ستون فقرات بیطرف تجارت جهانی محدود میکند.
مزایا: «امتیاز گزاف» را حفظ میکند که به آمریکا اجازه میدهد کسری بودجه داشته باشد، ارزان وام بگیرد و اقتصاد جهانی را تثبیت کند. معایب: گزینههای غیرجنبشی کمتری را برای سیاستگذاران برای بازدارندگی اقدامات خصمانه دولتی یا اجرای قوانین بینالمللی باقی میگذارد. شواهد: دادههای تاریخی نشان میدهد که وقتی دلار به عنوان یک ابزار بیطرف دیده میشود، تقاضای جهانی برای اوراق خزانهداری آمریکا نامحدود باقی میماند، رشد داخلی را یارانهدهی میکند و نرخ بهره را پایین نگه میدارد. مناسب زمانی که: مدیریت رقابت استراتژیک بلندمدت که در آن حفظ یکپارچگی اقتصادی جهانی و همکاری متحدان در اولویت است. نامناسب زمانی که: مخالفان مرتکب نقضهای شدید هنجارهای بینالمللی میشوند که نیازمند یک پاسخ اقتصادی فوری و فلجکننده است.
منابع
[1]Finance Ginطرفداران سیستم جایگزین
The Rise of Dollar Weaponization
مطالعه در Finance Gin →[2]Atlantic Councilاقتصاددانان کلان جهانی
Beyond Sanctions: The global financial wars
مطالعه در Atlantic Council →[3]War Costsاقتصاددانان کلان جهانی
Weaponizing the Dollar Risks America's Greatest Asset
مطالعه در War Costs →[4]Global Connectivitiesاقتصاددانان کلان جهانی
By weaponizing the dollar, the US strengthens its leverage but risks undermining the global trust
مطالعه در Global Connectivities →[5]U.S. Department of the Treasuryحامیان امنیت ملی
The Treasury 2021 Sanctions Review
مطالعه در U.S. Department of the Treasury →[6]ResearchGateطرفداران سیستم جایگزین
How De-Dollarization Undermines U.S. Sanction Strategies
مطالعه در ResearchGate →[7]GIS Reportsطرفداران سیستم جایگزین
Secondary sanctions and extraterritoriality
مطالعه در GIS Reports →[8]Emerald Insightحامیان امنیت ملی
Weaponizing finance: U.S. and European options, tools, and policies
مطالعه در Emerald Insight →[9]تیم سردبیری کوهستان
تحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.












