چگونه آفریقای جنوبی شش کلاهک اتمی خود را برای پیریزی پیمان پلیندابا منهدم کرد
در سال ۱۹۸۹، آفریقای جنوبی به نخستین کشور جهان بدل شد که زرادخانه هستهای بومی خود را داوطلبانه کنار گذاشت و شش سلاح اتمی از نوع تفنگی را نابود کرد. راستیآزمایی بیسابقه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، راه را برای پیمان پلیندابا و تبدیل قاره آفریقا به منطقه عاری از سلاحهای هستهای هموار کرد.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید مخفیانه شش سلاح هستهای تولید کرد و سپس در سال ۱۹۹۰ داوطلبانه کل این زرادخانه را نابود ساخت.
- آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی دو سال ۱۵۰ بازرسی میدانی انجام داد تا از نابودی سلاحها و ایمنسازی اورانیوم بسیار غنیشده اطمینان یابد.
- این خلع سلاحِ راستیآزماییشده، زمینه را برای تصویب پیمان پلیندابا در سال ۱۹۹۶ و ایجاد منطقه عاری از تسلیحات هستهای در آفریقا فراهم ساخت.
در این مطلب
در نوامبر ۱۹۹۱، تیمی از بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی وارد تأسیسات موسوم به «سیرکل» در نزدیکی پرتوریا شدند تا موجودی اورانیوم با غنای بالای این کشور را شمارش کنند. مأموریت آنها راستیآزمایی برچیدن زرادخانه اتمی محرمانهای بود که رژیم آپارتاید در طول دو دهه پیش از آن ساخته بود.
آفریقای جنوبی مخفیانه شش سلاح هستهای قابل پرتاب از هوا از نوع تفنگی تولید کرده بود که هر یک حاوی ۵۰ تا ۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا بود. هفتمین کلاهک نیز در دست ساخت بود که اف. دبلیو. دی کلرک، رئیسجمهور وقت، در سال ۱۹۸۹ ناگهان برنامه تسلیحاتی را متوقف کرد.[1]
این زرادخانه بیش از آنکه برای بهکارگیری در میدان نبرد طراحی شده باشد، ابزاری برای چانهزنی سیاسی بود. دکترین راهبردی پرتوریا تلاش داشت با بهنمایشگذاشتن یک بازدارندگی هستهای معتبر در برابر نیروهای تحت حمایت شوروی در آنگولا و موزامبیک، قدرتهای غربی را به مداخله در درگیریهای منطقهای وادارد.[1]
دی کلرک که از پیامدهای ژئوپلیتیکی انتقال قدرت در کشوری مجهز به سلاح هستهای هراس داشت و پایان جنگ سرد را پیش چشم میدید، در فوریه ۱۹۹۰ فرمان انهدام کل این زرادخانه را صادر کرد. بمبها باز شدند، اورانیوم با غنای بالا برای مصارف غیرنظامی دوباره ذوب و ریختهگری شد و تمام نقشههای فنی برنامه در دستگاههای خردکن نابود شدند.[1]
چاهکهای آزمایشی در کالاهاری
ریشههای این برنامه به سال ۱۹۷۱ بازمیگشت؛ زمانی که وزیر معادن وقت پژوهش پیرامون مواد منفجره اتمی را مخفیانه تصویب کرد. این پروژه که در ابتدا تحت عنوان انفجارهای صلحآمیز هستهای برای صنعت معدن تعریف شده بود، تا سال ۱۹۷۷ آشکارا به سمت ایجاد یک بازدارنده نظامی تغییر مسیر داد.
هیئت انرژی اتمی آفریقای جنوبی یک مرکز پژوهشی فوقامنیتی را در «پلیندابا» راهاندازی کرد و دو چاهک آزمایشی زیرزمینی را در میدان «واستراپ» واقع در صحرای کالاهاری حفر نمود؛ عمق یکی از این چاهکها به ۳۸۵ متر و دیگری به ۲۱۶ متر میرسید.[1]
در اوت ۱۹۷۷، آفریقای جنوبی در تدارک یک آزمایش سرد برای سلاح تفنگی با استفاده از یک هسته ساختگی بود، زیرا کارخانه غنیسازی هنوز ماده شکافتپذیر کافی تولید نکرده بود. اما شناسایی آمادهسازیها توسط ماهواره جاسوسی شوروی و بهدنبال آن فشارهای شدید دیپلماتیک ایالات متحده، موجب لغو این آزمایش شد.[1]
با وجود توقف این آزمایش، برنامه تحت مدیریت شرکت دولتی تسلیحات، «آرمسکور»، به پیشرفت خود ادامه داد. در سال ۱۹۸۲، آرمسکور نخستین سلاح عملیاتی خود با نام رمزی «کابوت» را تولید کرد که توان انفجاری آن حدود شش کیلوتن برآورد میشد.[1]
سلاح کابوت سرانجام اوراق شد تا از اورانیوم غنیشده آن در ساخت مجموعهای از سلاحهای عملیاتی با نام رمزی «هامرکوپ» استفاده شود. این بمبهای هدایتشونده تلویزیونی هوشمند برای پرتاب از بمبافکنهای بازسازیشده باکانیر طراحی شده بودند و هر کدام بازده انفجاری معادل ۱۰ تا ۱۸ کیلوتن داشتند.[1]
دکترین جداییپذیری فیزیکی
زرادخانه آفریقای جنوبی بر پایه دکترین ایمنی ویژهای موسوم به «جداییپذیری فیزیکی» اداره میشد. از آنجا که این سلاحها فاقد پیوندهای امنیتی الکترونیکی (PALs) موجود در تسلیحات آمریکایی بودند، هر سلاح تفنگی به دو بخش مجزای جلویی و عقبی تفکیک شده بود تا از انفجار ناخواسته یا غیرمجاز جلوگیری شود.
بخش جلویی بمب حاوی هدف اورانیوم بسیار غنیشده بود، در حالی که بخش عقبی، پرتابه اورانیومی، پیشران و سازوکارهای شلیک را در خود جای میداد. بر اساس اسناد آرمسکور، این دو نیمه همواره در مکانهایی مجزا نگهداری میشدند و تکنسینها هرگز همزمان روی هر دو بخش کار نمیکردند.
خروج این قطعات از خزانههای فوقامنیتی تأسیسات سیرکل به حضور همزمان چهار مقام ارشد با کدهای دسترسی جداگانه نیازمند بود؛ این افراد شامل نماینده ارتش، مقام رسمی شرکت انرژی اتمی و یکی از مدیران ارشد آرمسکور بودند تا تضمین شود هیچ نهادی به تنهایی قادر به سرهمبندی سلاح نیست.
مؤسسه علم و امنیت بینالمللی در گزارشی آورده است: «این طراحی، خطر انفجار تصادفی یا استفاده غیرمجاز را به حداقل میرساند». این تفکیک فیزیکی سختگیرانه جایگزین پدافندهای الکترونیکی پیچیده شد و رویکرد حاکمیت آپارتاید بر اعمال نظارت مطلق را نشان میداد.
چالش بازرسی و راستیآزمایی
با پیوستن آفریقای جنوبی به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) در ژوئیه ۱۹۹۱، آژانس با مأموریتی بیسابقه روبهرو شد: اثبات این ادعا که یک زرادخانه هستهای بهطور کامل منهدم شده است. بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳، بازرسان ۱۵۰ عملیات بازرسی را در قالب ۲۲ مأموریت تخصصی به انجام رساندند.
فرآیند راستیآزمایی به فشردگی عملیاتی کمسابقهای با میانگین نزدیک به شش بازرسی در ماه نیاز داشت. دیمیتری پریکوس، رئیس وقت تیم ویژه راستیآزمایی آژانس در آفریقای جنوبی، شفافیت دانشمندان محلی و در دسترس قرار دادن دفترچههای ثبت وقایع روزانه کارخانه را ستود.
بازسازی دقیق گردش کل مواد هستهای چالشی طاقتفرسا بود. فرآیند غنیسازی آئرودینامیکی مورد استفاده در «تأسیسات Y» مقادیر قابل توجهی از اورانیوم را در لولهها و سازوکارهای فنی به جا گذاشته بود؛ وضعیتی که حسابرسی سنتی مواد را برای راستیآزمایی دقیق موجودی ناکارآمد میکرد.
در نتیجه، بازرسان بر تطبیق مقادیر اورانیوم بازیافتی با قطعات غیرهستهای منهدمشده تمرکز کردند. با تطبیق دقیق بقایای چاشنیهای شلیک و شمشهای ریختهگریشده اورانیوم، آژانس تأیید کرد که تمام مواد اعلامشده مربوط به شش سلاح ساختهشده به دقت محاسبه شدهاند.[1]
در ۲۴ مارس ۱۹۹۳، پرزیدنت دی کلرک در پارلمان آفریقای جنوبی رسماً به وجود پیشین این برنامه تسلیحاتی اعتراف کرد. به این ترتیب، آفریقای جنوبی یگانه کشوری در تاریخ شد که به توانمندی تولید جنگافزار هستهای دست یافت و سپس داوطلبانه زرادخانه خود را کاملاً برچید.
پیمان پلیندابا و خلع سلاح قارهای
تا اوت ۱۹۹۳، آژانس بینالمللی انرژی اتمی انهدام کامل برنامه نظامی هستهای این کشور را رسماً تأیید و اورانیوم با غنای بالای باقیمانده را زیر چتر پادمانهای شدید قرار داد. این راستیآزمایی بنیادین، واپسین مانع بر سر راه آرمانی دیرینه را از میان برداشت: عاریسازی قاره آفریقا از تسلیحات هستهای.[1]
ایده منطقه عاری از سلاح هستهای نخستین بار در ژوئیه ۱۹۶۴ در بیانیه سازمان وحدت آفریقا مطرح شده بود. با این حال، بیش از سه دهه زمان و سقوط نظام آپارتاید نیاز بود تا آن سند اولیه به یک معاهده الزامآور حقوقی بدل شود.
در آوریل ۱۹۹۶، سران کشورهای آفریقایی در قاهره گرد هم آمدند تا «پیمان منطقه عاری از سلاح هستهای آفریقا» را امضا کنند؛ سندی که به احترام کانون پیشین تحقیقات تسلیحاتی این کشور، «پیمان پلیندابا» نام گرفت و این مرکز را از نماد توسعه جنگافزار به نماد خلع سلاح قارهای دگرگون ساخت.[2]
این معاهده هرگونه پژوهش، توسعه، تولید، ذخیرهسازی و استقرار هر نوع وسیله انفجاری هستهای را در سراسر قاره ممنوع میسازد. همچنین تخلیه زبالههای پرتوزا در منطقه ممنوع شده و همه ۵۳ کشور امضاکننده ملزم به اجرای پادمانهای جامع آژانس در تمامی فعالیتهای صلحآمیز خود هستند.[2]
برای نظارت بر پایبندی به این توافق، «کمیسیون انرژی هستهای آفریقا» با مقر دائمی در پرتوریا پایهگذاری شد. این کمیسیون وظیفه بررسی گزارشها، تسهیل تبادل اطلاعات علمی و نظارت بر حفاظت فیزیکی سختگیرانه از مواد هستهای را بر عهده دارد.
پیمان پلیندابا پس از سپردن بیستوهشتمین سند تصویب توسط بوروندی، در ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۹ رسماً لازمالاجرا شد و کل پهنه خاکی آفریقا، جزایر پیرامونی و آبهای سرزمینی آن را به یک حوزه صرفاً صلحآمیز هستهای ملزم ساخت.[2]
میراث پایدار خلع سلاح
پیش از این رویدادها، در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹، ماهواره آمریکایی «ولا» درخشش دوگانه نوری را در جنوب اقیانوس اطلس ثبت کرده بود؛ نشانهای که معمولاً از انفجار اتمی سرچشمه میگیرد. گرچه رژیم آپارتاید انجام آزمایش را انکار کرد، این رویداد به گمانهزنیها پیرامون همکاری پنهان آفریقای جنوبی و اسرائیل دامن زد.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در طول دهه ۱۹۸۰ با صدور چندین قطعنامه پیدرپی، آفریقای جنوبی را به پیشبرد پنهانی بمب اتمی متهم کرد. این فشارهای گسترده دیپلماتیک توأم با تحریمهای فلجکننده اقتصادی، پرتوریا را منزوی کرد و دسترسی آن را به بازارهای هستهای بینالمللی بست.
پیمان پلیندابا شامل سه پروتکل الحاقی است که تعهد قدرتهای خارجی را تضمین میکند. طبق پروتکلهای ۱ و ۲، پنج قدرت رسمی دارنده سلاح هستهای موظفاند از هرگونه کاربرد، تهدید به کاربرد یا آزمایش وسایل انفجاری هستهای در سراسر منطقه تحت پوشش پیمان خودداری ورزند.[2]
پروتکل سوم ناظر بر دولتهای فرامنطقهای است که مسئولیت قانونی یا عملی برخی سرزمینها در حوزه آفریقا را دارند؛ سندی که کشورهایی همچون فرانسه و بریتانیا را متعهد میکند تا موازین غیرنظامیسازی هستهای را در قلمروهای تحت حاکمیت خود در این پهنه اعمال کنند.[2]
آفریقای جنوبی پس از انهدام زرادخانهاش، به «ائتلاف دستور کار جدید» پیوست؛ گروهی متشکل از هشت کشور که بر محو فوری و سراسری سلاحهای اتمی تأکید دارند. این کشور از یک اشاعهدهنده مخفی به یکی از پیشگامان جنبش عدم تعهد تبدیل شد و قدرتهای هستهای را به خلع سلاح فراخواند.
با وجود امحای بمبها، آفریقای جنوبی زیرساختهای غیرنظامی خود را حفظ کرد و نیروگاه اتمی «کوبرگ»—تنها تأسیسات برق هستهای تجاری در سراسر قاره—را در مدار نگاه داشت. پیمان پلیندابا نیز حق کشورهای آفریقایی را در بهرهگیری از دانش هستهای برای توسعه پایدار به رسمیت میشناسد.
امروزه آفریقای جنوبی همچنان یکی از قاطعانهترین مدافعان خلع سلاح در عرصه بینالمللی است و با تکیه بر تجربه تاریخی خود، دارندگان رسمی بمب اتمی را برای کاهش تسلیحات تحت فشار میگذارد. پرونده پلیندابا یگانه رویدادی در تاریخ باقی مانده که در آن، سازنده بمب اتم خود تصمیم گرفت آن را رها کند.
اصطلاحات کلیدی
- سلاح هستهای از نوع تفنگی
- نوعی بمب شکافت هستهای ساده که در آن یک قطعه از اورانیوم بسیار غنیشده با شلیک به سوی قطعهای دیگر پرتاب میشود تا با رسیدن به جرم بحرانی، انفجار اتمی رخ دهد.
- اورانیوم با غنای بالا (HEU)
- اورانیومی که غلظت ایزوتوپ اورانیوم-۲۳۵ در آن به بیش از ۲۰ درصد و معمولاً به حدود ۹۰ درصد رسانده شده و مناسب ساخت کلاهک جنگی است.
- پیوندهای اقدام مجاز (PALs)
- سامانههای رمزنگاری و حفاظتی الکترونیکی تعبیهشده در تسلیحات هستهای که مانع از شلیک یا انفجار سلاح بدون وارد کردن کدهای دسترسی مجاز میشوند.
- غنیسازی آئرودینامیکی
- روشی پیچیده و پرمصرف برای جداسازی ایزوتوپهای اورانیوم از طریق نازلهای گریز از مرکز پرسرعت که آفریقای جنوبی در تأسیسات Y از آن بهره برد.
- موافقتنامه جامع پادمان (CSA)
- سازوکار نظارتی الزامآور میان یک کشور و آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای اطمینان از انحراف نیافتن مواد و تأسیسات هستهای به سوی اهداف نظامی.
پرسشهای متداول
آیا آفریقای جنوبی هرگز سلاح هستهای خود را آزمایش کرد؟
اگرچه «آزمایش سرد» سال ۱۹۷۷ پس از شناسایی ماهوارهای لغو شد، درخشش نوری دوگانهای که ماهواره آمریکایی ولا در سال ۱۹۷۹ در جنوب اقیانوس اطلس ثبت کرد، از سوی بسیاری از کارشناسان به عنوان آزمایش مشترک آفریقای جنوبی و اسرائیل تلقی میشود، هرچند هرگز رسماً تأیید نشد.
سرنوشت اورانیوم با غنای بالا پس از انهدام سلاحها چه شد؟
اورانیوم غنیشده به کار رفته در بمبها بازیابی شد، به فرمهای مناسب برای سوخت غیرنظامی تغییر شکل یافت و زیر پادمانهای دائم و سختگیرانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای مصارف صلحآمیز قرار گرفت.
آیا پیمان پلیندابا احداث نیروگاههای برق اتمی را ممنوع کرده است؟
خیر. این پیمان صراحتاً بر حق مسلم کشورهای آفریقایی در توسعه و بهکارگیری فناوری صلحآمیز هستهای در حوزههای تولید انرژی و پزشکی تأکید دارد، مشروط بر آنکه مطابق پادمانهای آژانس باشد.
مدیریت کمیسیون انرژی هستهای آفریقا چگونه اعمال میشود؟
این کمیسیون (AFCONE) نهاد تخصصی اتحادیه آفریقا در امور هستهای است و از ۱۲ کشور عضو تشکیل شده که برای دورههای سهساله انتخاب میشوند و گزارشهای خود را به کنفرانس اعضا ارائه میدهند.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدافعان عدم اشاعه
خلع سلاح آفریقای جنوبی را سندی عینی از امکانپذیری فنی و اجرایی برگشتپذیری مسیر سلاحهای اتمی برمیشمارند.
کارشناسان کنترل تسلیحات تأکید دارند راستیآزمایی موفق شش سلاح امحاشده توسط آژانس، مدلی پایدار برای خلع سلاحهای احتمالی در آینده فراهم کرده است. آنان شفافیت دانشمندان آفریقای جنوبی و حسابرسی دقیق زنجیره مواد را گواهی میدانند بر اینکه حتی محرمانهترین برنامههای نظامی را نیز میتوان در صورت وجود اراده سیاسی و نظارت بیطرفانه بینالمللی بهسلامت برچید.
دیپلماتهای جنوب جهانی
پیمان پلیندابا را مظهر استقلال آفریقا و ابزاری دیپلماتیک برای پاسخگو ساختن دارندگان سلاح هستهای میدانند.
به باور این گروه، در شرایطی که کل قاره آفریقا خود را از حیث حقوقی به کنار گذاشتن سلاح هستهای ملزم کرده، کشورهای رسمی دارنده بمب اتم به تعهدات خود ذیل ماده ششم پیمان NPT عمل نکردهاند. آنها خلع سلاح یکپارچه قاره را نهتنها توافقی امنیتی، بلکه جایگاهی اخلاقی میدانند که کشورهای منطقه با اتکا به آن واشینگتن، مسکو و دیگر پایتختهای اتمی را برای امحای زرادخانهها به چالش میکشند.
واقعگرایان امنیتی
برچیدن سلاحها را ناشی از تغییر شرایط ژئوپلیتیک و مصالح استراتژیک رژیم آپارتاید پیش از تحویل قدرت قلمداد میکنند.
تحلیلگران مکتب واقعگرایی معتقدند که انگیزه اصلی حکومت وقت از امحای بمبها، پیشگیری از افتادن تسلیحات اتمی به دست دولت آینده با اکثریت سیاهپوست بود. پایان جنگ سرد، خروج ارتش کوبا از آنگولا و انزوای بینالمللی فلجکننده موجب شد زرادخانه هستهای دیگر امتیازی راهبردی نباشد، بلکه به باری سنگین و پرهزینه بدل گردد که حفظ آن توجیهی نداشت.
- مدافعان عدم اشاعه
- خلع سلاح آفریقای جنوبی را نشانهای قطعی از امکانپذیری فنی و سیاسی بازگشت از مسیر هستهای میدانند.
- دیپلماتهای جنوب جهانی
- پیمان پلیندابا را گامی محوری در تثبیت حاکمیت آفریقا و ابزاری برای پاسخخواهی از قدرتهای اتمی برمیشمارند.
- واقعگرایان امنیتی
- انهدام کلاهکها را پیامد دگرگونی معادلات ژئوپلیتیک و پایان جنگ سرد تلقی میکنند، نه یک تحول اخلاقی.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مهندسان و تکنسینهایی که کلاهکهای جنگی را شخصاً و به شکل فیزیکی اوراق کردند
- شهروندان ساکن در مناطق پیرامونی سایت آزمایش زیرزمینی واستراپ در صحرای کالاهاری
منابع
[1]Nuclear Threat Initiativeواقعگرایان امنیتیSouth Africa Nuclear Overview
مطالعه در Nuclear Threat Initiative →
[2]WikipediaAfrican Nuclear-Weapon-Free Zone Treaty
مطالعه در Wikipedia →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در جهان
مشاهده همه →حقوق بینالملل آب
بهرهبرداری منصفانه ذیل پیمان انتبه؛ به چالش کشیده شدن سهم انحصاری مصر از نیل
6 منبع
یکپارچگی تجاری
آستانه آزادسازی ۹۰ درصدی تعرفهها و فهرست استثنای ۷ درصدی: منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا چگونه یکپارچگی تجاری را تعریف میکند
5 منبع
امنیت مغرب عربی
الجزایر در پی اختلافات امنیتی منطقهای، روابط دیپلماتیک خود را با امارات متحده عربی قطع کرد
8 منبع
حفاظت از شیرها
چگونه پلاستیکهای مات و ووووزلاها به تقابل حفاظت از شیرها و تلفات دام در زیمبابوه پایان میدهند
4 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار جهان با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





