قوانین منشور آب دریاچه چاد برای برداشت از آبخوانهای فرامرزی
توافقنامه سال ۲۰۱۲ محدودیتهای فراملی بر پمپاژ آبهای زیرزمینی در یک مخزن ۵۰۰ هزار کیلومتر مربعی تعیین میکند. با این حال، اجرای نامتقارن قوانین توسط کشورها و نرخ ناچیز تغذیه سفره، پایداری هیدرولوژیکی حوزه را تهدید میکند.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- منشور آب ۲۰۱۲ به کمیسیون حوضه دریاچه چاد اختیارات فراملی برای نظارت بر برداشت از یک آبخوان مشترک به مساحت ۵۰۰ هزار کیلومتر مربع میدهد.
- اجرای مصوبات نامتوازن است؛ کشوری مانند نیجر سقفهای معینی تعیین کرده در حالی که نیجریه از سیاستهای کلی و نامشخص پیروی میکند.
- کسری شدید تغذیه سفره و چالشهای امنیتی منطقه، توانایی کمیسیون را در اعمال سهمیهها و جلوگیری از تخلیه دائم آبخوان محدود ساخته است.
کمیسیون حوضه دریاچه چاد دارای اختیارات قانونی برای تعیین و صدور مجوز برداشت آب در پهنه یک سیستم آبخوان فرامرزی به وسعت ۵۰۰ هزار کیلومتر مربع است. این نهاد ششکشوره که تحت لوای «منشور آب ۲۰۱۲» فعالیت میکند، مشخص میسازد کشورهای عضو چه میزان از آبهای زیرزمینی را میتوانند پیش از بروز بحران منطقهای پمپاژ کنند. این کمیسیون در اجلاس وزرای پیشرو، سهمیههای برداشت در سطح حوضه را با سنجش نیازهای بخش کشاورزی در برابر کسری شدید تغذیه سفرهها بازنگری خواهد کرد.[1][3]
آبخوان کواترنری در زیر مرزهای کامرون، چاد، نیجر، نیجریه و جمهوری آفریقای مرکزی گسترده شده و در مناطقی که آبهای سطحی دریاچه عقبنشینی کردهاند، منبع آبی دائمی به شمار میرود. از آنجا که نرخ تبخیر اقلیمی بسیار بالاتر از بارندگی است، آبهای زیرزمینی کمعمق تکیهگاه میلیونها سکونتگاه در منطقه ساحل هستند. منشور از نظر حقوقی این دولتها را ملزم میکند که میزان برداشت را در محدوده بازده پایدار تعیینشده نگه دارند.[1]
با وجود این، واقعیتهای فیزیکی آبخوان، اقتدار نظارتی کمیسیون را به چالش میکشد. زمینشناسان فدرال تخمین میزنند که نرخ تغذیه مستقیم ناشی از بارش در بخش غربی حوضه تنها به ۱۶ تا ۳۰ میلیمتر در سال میرسد. هرگاه اعضا با نرخی سریعتر از این پمپاژ کنند، آبخوان دچار افت دائمی میشود و کمیسیون ناگزیر به داوری میان استراتژیهای بقای ملی کشورها میگردد.
منشور آب سال ۲۰۱۲ با این هدف تدوین شد تا کنوانسیون قدیمی ۱۹۶۴ فورت لامی را با مقررات فراملی الزامآور جایگزین کند. این منشور دولتهای عضو را ملزم میسازد پیش از آغاز هرگونه پروژه بزرگ زیرساختی مربوط به آبهای زیرزمینی، موضوع را رسماً به کمیسیون اطلاع دهند؛ سازوکاری که در تئوری باید مانع تخلیه سفره مشترک به نفع یک کشور و زیان همسایگان شود.
این منشور صراحتاً «اصول دوبلین ۱۹۹۲» را در خود گنجانده است؛ اصولی که آب را یک کالای اقتصادی تلقی کرده و مدیریت مشارکتی را تجویز میکنند. این بستر حقوقی، حکمرانی حوضه را از مدلی صرفاً دولتمحور به مدلی متکی بر مشارکت ذینفعان محلی سوق میدهد. کمیسیون موظف است این اصول کلان بینالمللی را به سقفهای برداشت محلی و الزامآور تبدیل کند.
ناهماهنگی دولتها در اجرای مصوبات
با وجود ماهیت الزامآور منشور، اجرای آن در میان کشورهای منطقه ساحل بهشدت ناهماهنگ و چندپاره است. نیجر ترتیبات عملیاتی ویژهای متناسب با آبخوان اعمال کرده که مستقیماً حفر چاههای عمیق را در پهنههای حساس محدود میسازد؛ در مقابل، نیجریه به سیاستهای کلی آب در سطح حوضه متکی است که فاقد هرگونه سقف معین برای برداشت آب زیرزمینی هستند.[2][3]
این عدم تقارن در مقررات، آسیبپذیری ساختاری در امنیت آبی حوضه ایجاد میکند. جریان آب زیرزمینی مستقل از مرزهای سیاسی است و برداشت مهارنشده در یک کشور، افت تراز ایستابی را در کشورهای همسایهای که مقررات سفتوسختی دارند به همراه دارد. با این حال، کمیسیون فاقد نیروی اجرایی متمرکز برای متوقف ساختن حفاریهای غیرمجاز است.[2][3]
کامرون و چاد گزارش دادهاند که ترتیبات عملیاتی آنها تنها بخشهایی از آبخوان را پوشش میدهد و پهنههای وسیعی از منابع زیرزمینی اساساً پایش نمیشوند. در نبود دادههای دورسنجی جامع، داوریهای کمیسیون برای اعمال سقف برداشت بر پایه مدلهای هیدرولوژیکی ناقص انجام میپذیرد؛ فقدانی که مانع شکلگیری یک سازوکار اجرایی واحد میشود.[2]
منشور همچنین مقرر میدارد که نیازهای اقشار آسیبپذیر و زنان در فرایند تخصیص آب ادغام شود. در عمل، شرکتهای بزرگ کشاورزی محلی این مقررات را دور زده و مجوزهای برداشت را مستقیماً از وزارتخانههای ملی اخذ میکنند. در نتیجه، قواعد فراملی توان نفوذ در لایههای پایین حکمرانی محلی را پیدا نمیکنند.
پیشنویس مواد مربوط به حقوق آبخوانهای فرامرزی سازمان ملل متحد چارچوب دومی را فراهم میسازد که کمیسیون برای تفسیر منشور به آن استناد میکند. این مواد بر بهرهبرداری منصفانه و معقول از ذخایر زیرزمینی تأکید دارند. اما اعمال این موازین نیازمند تعیین دقیق مرزهای آبخوان است؛ مرزهایی که در جمهوری آفریقای مرکزی همچنان بهطور کامل نقشهبرداری نشدهاند.
اندازهگیری شکاف تغذیه سفرهها
بحران بنیادین حاکم بر آبخوان، کسری ساختاری میان حجم برداشت و حجم تغذیه است. نفوذ مستقیم بارش از پهنه غیراشباع ناچیز است، به این معنا که سفره وابستگی تام به نفوذ آبهای سطحی و دشتهای سیلابی دارد. هر زمان که مساحت دریاچه چاد دچار نوسان و کاهش شود، فرایند اصلی تغذیه آبخوان نیز مختل میگردد.
پژوهشهای هیدروژئولوژیکی با حمایت وزارت همکاری اقتصادی و توسعه آلمان محدودیتهای نگرانکنندهای را نشان دادهاند. تغذیه سالانه آبخوان زیرزمینی بسته به بافت خاک و ظرفیت نگهداری آب، بین ۶ تا ۹۳ میلیمتر متغیر است. این ارقام مرزهای سخت فیزیکی را برای میزان آبی که اعضا میتوانند برداشت کنند، دیکته میکنند.
برداشت فراتر از این مرزهای معین موجب تداخل آب شور به آبخوان میشود. در بخشهای خشکتر شمال شرقی که تبخیر از ورود آب پیشی میگیرد، حوضچههای فصلی با تبخیر، نمکها را متمرکز میکنند. برداشت بیرویه باعث کشیده شدن این آبهای شور به درون بخش شیرین آبخوان شده و آن را به طور دائمی برای مصارف کشاورزی نامناسب میسازد.[3]
مأموریت کمیسیون متضمن حفاظت از بومسازگانهای آبی از طریق تضمین جریان زیستمحیطی است. با این حال، برقراری توازن میان ضرورتهای بومشناختی و نیازهای بقای فوری بیش از ۴۰ میلیون ساکن حوضه، مستلزم مصالحههای مداوم است. در بیشتر مواقع، الزامات حفاظتی منشور در برابر مطالبات کشاورزی اضطراری به محاق میروند.[1]
آبخوان کواترنری یک پهنه یکپارچه نیست، بلکه سامانهای پیچیده از سازندهای زمینشناسی به هم پیوسته است. در بخشهای موسوم به پیسنگ، سامانه به آبخوانهای کوچک و مجزا تقسیم شده که امکان جریان منطقهای ندارند؛ در حالی که در بخشهای رسوبی، آب آزادانه از مرزها عبور میکند و مدیریت مشترک را از نظر ریاضی گریزناپذیر میسازد.
مانع امنیتی پیش روی حکمرانی آب
مدیریت آبهای فرامرزی با ناامنیها و جنگهای منطقهای پیچیدهتر شده است. بخشهایی از حوضه به پایگاه گروههای شبهنظامی بدل شده و دسترسی هیدرولوژیستها و ناظران را ناممکن ساخته است. کمیسیون عملاً قادر به اندازهگیری یا کنترل میزان برداشت در مناطق تحت کنترل این گروهها نیست.
برای رویارویی با این چالش، کشورهای عضو در قالب «نیروی چندملیتی مشترک» هماهنگی میکنند و عملیات نظامی را با پایش منابع در هم آمیختهاند. همکاریهای امنیتی به پیششرطی برای حکمرانی آبی بدل شده است؛ به گونهای که ناظران بدون همراهی اسکورتهای نظامی قادر به پایش سقفهای برداشت در مناطق بحرانی نیستند.
منشور آب ابزارهای ویژهای برای مدیریت سازههای آبی دارد و فرایندهای مشخصی برای تأیید سدهای جدید و شبکههای چاه عمیق وضع کرده است. کشورهای عضو موظفند دادههای منابع آب را به اشتراک بگذارند تا امکان ارزیابی اثرات تجمعی زیرساختها فراهم شود؛ تعهدی که رکن اصلی پیشگیری از درگیری است.
چارچوب دیپلماسی آب اتحادیه اروپا در توصیف حوضه چاد خاطرنشان میکند: «زبانِ بحران – که متضمن یک وضعیت اضطراری موقت و بازگشت به شرایط عادی پس از اقدامات تعدیلکننده است – دیگر منعکسکننده واقعیات رخداده نیست.» ساختارهای فراملی در مهار کششهای ملی حاکمیتی برای تأمین فوری آب با دشواری مواجهند.
شرکای بینالمللی با تأمین منابع مالی برای ارتقای ظرفیت فنی کمیسیون، نقشی پیشرو در دیپلماسی آب ایفا میکنند. آنها نرمافزارهای سنجش از دور ماهوارهای و مدلسازیهای هیدروژئولوژیکی را برای ردیابی زیرساختهای غیرمجاز فراهم میسازند؛ حمایتی خارجی که اصلیترین عامل بقای سازوکارهای اجرایی منشور به شمار میرود.
اصلاح چارچوب مقرراتی
برای پر کردن شکاف نظارتی، کمیسیون در حال راهاندازی یک پایگاه داده منطقهای و متمرکز برای منابع آب است. هدف این پایگاه، استانداردسازی سنجشهای کامرون، چاد، نیجر و نیجریه و جایگزینی تخمینهای پراکنده با یک مدل هیدرولوژیکی مرجع است؛ چرا که دستیابی به دادههای مشترک، پیششرط اجرای یکپارچه قوانین است.
«سازمان آفریقایی نهادهای عالی حسابرسی انگلیسیزبان» اظهار میدارد: «منشور آب دریاچه چاد میتواند به تبیین مشارکت ذینفعان، تقویت تدابیر نظارتی و کنترلی و ترویج الگوهای بهینه کمک کند.» با تعیین دقیق حجم آبهای زیرزمینی در دسترس، شرکای بینالمللی در پی حذف ابهاماتی هستند که راه را برای برداشت بیرویه کشورها هموار میسازد.
منشور آب ۲۰۱۲ همچنین سازوکاری برای حل اختلافات پیشبینی کرده تا مانع از تبدیل کمیابی آب به درگیریهای مسلحانه شود. در صورتی که دو کشور عضو در سهمیه برداشت اختلاف داشته باشند، کمیسیون نقش داور الزامآور را ایفا میکند؛ چارچوبی حقوقی که جایگزین مذاکرات دیپلماتیک موردی پیشین شده است.
در نهایت، بقای آبخوان کواترنری به میزان تبعیت سیاستهای آبی ملی کشورها از تصمیمات کمیسیون بستگی دارد. منشور آب ساختار حقوقی این تبعیت را آماده کرده، اما تحقق آن مستلزم اراده سیاسی است. بازنگری پیشرو درباره سهمیهها نشان خواهد داد که آیا چنین ارادهای واقعاً وجود دارد یا خیر.[1][3]
چنانچه کشورهای ساحل نتوانند رویههای عملیاتی خود را یکپارچه سازند، آبخوان با افت غیرقابل جبرانی مواجه خواهد شد. توانایی کمیسیون در تبدیل شدن از یک نهاد مشورتی به یک رگولاتور مقتدر، سرنوشت هیدرولوژیکی منطقه را رقم میزند. قوانین نگاشته شدهاند؛ آنچه آزمون واقعی است، نحوه اجرای آنهاست.[3]
هزینههای تبعیت از قانون
پیامدهای اقتصادی تنظیم برداشت آب زیرزمینی برای بخش کشاورزی حوضه بسیار کلان است. کشاورزی بخش عمده برداشتها را شامل میشود و پیشران اقتصاد بومی در هر پنج کشور ساحل است. اعمال محدودیتهای برداشت مندرج در منشور مستقیماً تولیدات زراعی را کاهش داده و دولتها را بر سر دوراهی پایداری درازمدت یا امنیت غذایی آنی قرار میدهد.[3]
پیامدهای اقتصادی تنظیم برداشت آب زیرزمینی برای بخش کشاورزی حوضه بسیار کلان است.
کمیسیون برای کاهش این تبعات، ترویج فناوریهای آبیاری نوین را پیگیری میکند. کشاورزان با تغییر سیستمها از آبیاری غرقابی به قطرهای میتوانند ضمن کاهش برداشت از آبخوان کواترنری، بازده محصول را حفظ کنند. با این حال، هزینههای سرمایهای این تغییر برای تعاونیهای کشاورزی محلی بسیار سنگین است.[3]
در نتیجه، موفقیت منشور تا حد زیادی به تأمین مالی اقلیمی خارجی برای یارانه دادن به این فناوریها وابسته است. بدون چنین حمایتی، فشارهای داخلی دولتها را به سوی نادیده گرفتن سهمیههای کمیسیون و صدور مجوز پمپاژ بیرویه سوق خواهد داد. اعتبار چارچوب حقوقی منشور آب به میزان گزینههای اقتصادی پایداری وابسته است که در اختیار کشاورزان قرار میدهد.[3]
اصطلاحات کلیدی
- آبخوان کواترنری
- سازند زمینشناسی کمعمق و آزاد حاوی ذخایر وسیع آب زیرزمینی که منبع اصلی آب حوضه دریاچه چاد است.
- نرخ تغذیه
- سرعتی که با آن بارشها و آبهای سطحی به درون زمین نفوذ کرده و سفره را تجدید میکنند، بر حسب میلیمتر در سال.
- اطلاعرسانی قبلی
- تکلیف قانونی طبق منشور آب که کشورها را موظف میسازد پیش از احداث سازههای جدید برداشت، کمیسیون را مطلع کنند.
- تداخل آب شور
- نفوذ آب شور به درون آبخوانهای شیرین ناشی از پمپاژ بیش از حد که کاربری کشاورزی آب را از بین میبرد.
- جریان زیستمحیطی
- حداقل جریان آبی که باید در اکوسیستم باقی بماند تا حیات زیستی و زیستگاههای طبیعی تداوم یابند.
پرسشهای متداول
آبخوان کواترنری چیست؟
یک مخزن عظیم آب زیرزمینی به وسعت ۵۰۰ هزار کیلومتر مربع است که زیر خاک کشورهای کامرون، چاد، نیجر، نیجریه و جمهوری آفریقای مرکزی قرار گرفته و در غیاب آبهای سطحی، آب مورد نیاز منطقه را تأمین میکند.
منشور آب ۲۰۱۲ چگونه حفر چاهها را تنظیم میکند؟
این منشور کشورهای عضو را ملزم میسازد تا پیش از آغاز هر پروژه زیرساختی بزرگ برای برداشت آب زیرزمینی، موضوع را به کمیسیون حوضه دریاچه چاد اطلاع دهند تا اثرات تجمعی آن ارزیابی شود.
چرا اجرای منشور نامتقارن است؟
دولتها قوانین را یکدست اجرا نمیکنند؛ به عنوان مثال، نیجر محدودیتهای سختگیرانهای برای حفر چاه در آبخوان دارد، اما نیجریه صرفاً به سیاستهای کلی فاقد سقف مشخص اکتفا کرده است.
اوضاع امنیتی منطقه چه اثری بر مدیریت آب دارد؟
حضور گروههای شبهنظامی در بخشهایی از حوضه، مانع از دسترسی پژوهشگران و ناظران برای سنجش میزان برداشت یا نظارت بر سهمیهها بدون اسکورت نظامی میشود.
بررسی عمیق دیدگاهها
نهادهای ناظر فراملی
کمیسیون حوضه دریاچه چاد و حامیان بینالمللی که پایداری کل حوضه را در اولویت دارند.
این دیدگاه بر این باور است که آبهای زیرزمینی باید صرفنظر از مرزهای سیاسی به عنوان منبعی مشترک و تقسیمناپذیر اداره شوند. آنها نرخ تغذیه ۱۶ تا ۳۰ میلیمتری را مرزی فیزیکی میدانند که قابل مذاکره سیاسی نیست و منشور را تنها ابزار مهار فاجعه منابع مشترک به شمار میآورند.
وزارتخانههای ملی
دولتهای منطقه که در صدد برقراری توازن میان الزامات معاهده و بقای اقتصاد داخلی هستند.
این کشورها مشروعیت منشور را رد نمیکنند، اما اصرار دارند که بحرانهای داخلی مانند خشکسالیهای حاد به انعطافپذیری نیاز دارند. از دید آنها، ایجاد محدودیت برای پمپاژ آب کشاورزی به اقتصاد آسیب میزند، از این رو سیاستهایی را ترجیح میدهند که اجازه صدور مجوزهای اضطراری را بدهد.
تعاونیهای کشاورزی محلی
کشاورزان و تولیدکنندگان بومی که مستقیماً از آبخوان برداشت میکنند.
برای بهرهبرداران محلی، آب زیرزمینی ضرورت عینی معاش است نه یک مدل انتزاعی هیدرولوژیکی. آنها میگویند بدون دریافت یارانه، هزینه تغییر سامانههای آبیاری برایشان مقدور نیست و محدودیتهای اعمالشده را بدون حمایتهای مالی، تصمیمی آسیبزا میدانند.
- نهادهای ناظر فراملی
- بر اعمال سختگیرانه و متمرکز سهمیههای برداشت در سطح کل حوضه برای تضمین پایداری درازمدت تأکید دارند.
- حامیان حاکمیت ملی
- خواهان انعطاف در اجرای منشور برای پاسخگویی به بحرانهای کشاورزی و نیازهای اقتصادی اضطراری در داخل مرزهای خود هستند.
- واقعگرایان هیدروژئولوژیکی
- صرفاً بر محدودیتهای فیزیکی آبخوان متمرکز بوده و معتقدند حجم استخراج باید دقیقاً با نرخ اندک تغذیه سفره همخوانی داشته باشد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- دامداران کوچرو که به چاههای کمعمق سنتی و ثبتنشده وابستهاند
- پژوهشگران مستقل هیدرولوژی که خارج از برنامههای دولتی فعالیت میکنند
منابع
[1]Lake Chad Basin Commissionنهادهای ناظر فراملیThe Principles That Guide Our Work
[2]Review of European Community & International Environmental Lawحامیان حاکمیت ملیTransboundary aquifer operational arrangements
مطالعه در Review of European Community & International Environmental Law →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در جهان
مشاهده همه →حکمرانی مرزی
چرا ۳۴ کشور آفریقایی در سال ۱۹۶۴ هشتاد هزار کیلومتر مرز استعماری را تثبیت کردند؟
6 منبع
دیپلماسی شاخ آفریقا
امضای بیانیه العلمین میان مصر، اریتره، سومالی و سودان؛ هماهنگی امنیتی در دریای سرخ و حوضه نیل
4 منبع
یکپارچگی تجاری
آستانه آزادسازی ۹۰ درصدی تعرفهها و فهرست استثنای ۷ درصدی: منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا چگونه یکپارچگی تجاری را تعریف میکند
5 منبع
امنیت مغرب عربی
الجزایر در پی اختلافات امنیتی منطقهای، روابط دیپلماتیک خود را با امارات متحده عربی قطع کرد
8 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار جهان با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





