رمزگشایی از افت ۷۴ درصدی: «سوپرگرل» دیسی چه چیزی را درباره اقتصاد بلاکباسترهای مدرن توضیح میدهد؟
کاهش تاریخی فروش «سوپرگرل: زن فردا» در هفته دوم اکران، درسی عملی درباره نحوه تأمین مالی، بازاریابی و ارزیابی فیلمهای پرهزینه استودیوها ارائه میدهد.
به قلم شاهین زند
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران گیشه
- تمرکز بر محاسبات خام، ضرایب و دشواری رسیدن به نقطه سر به سر.
- مدیران استودیو
- فیلمهای انفرادی را به عنوان اجزایی از یک سبد فرنچایز گستردهتر و بلندمدت میبینند.
- منتقدان صنعت
- استدلال میکنند که افت شدید نشاندهنده خستگی گستردهتر مخاطبان از شخصیتهای ابرقهرمانی غیر رده اول است.
نکات کلیدی
- «سوپرگرل: زن فردا» در هفته دوم اکران داخلی خود، کاهش ۷۴ درصدی را در گیشه تجربه کرد.
- این فیلم دارای بودجه تولید تخمینی ۱۷۰ میلیون دلار و هزینه بازاریابی ۱۲۰ میلیون دلار است.
- تحلیلگران پیشبینی میکنند که فیلم برای سر به سر شدن باید تقریباً ۳۰۰ میلیون دلار در سراسر جهان درآمد کسب کند.
- این افت شدید، ماهیت بسیار پیشبارگذاری شده اقتباسهای کمیک بوکی مدرن را برجسته میکند.
- رهبری استودیو دیسی تأکید دارد که این فیلم تنها بخشی از یک استراتژی فرنچایز گستردهتر و بلندمدت است.
چرا مهم است
درک محاسبات پشت ضرایب گیشه و نقاط سر به سر نشان میدهد که چرا استودیوها ریسکهای خلاقانه خاصی را میپذیرند و دیدگاه واضحتری از نحوه عملکرد واقعی صنعت سرگرمی به مخاطبان میدهد.
هفته اول اکران یک بلاکباستر تابستانی اغلب به عنوان معیار نهایی موفقیت آن در نظر گرفته میشود، اما سلامت واقعی یک اکران سینمایی در هفته دوم آن آشکار میشود. در طول تعطیلات روز استقلال، «سوپرگرل: زن فردا» از برادران وارنر و استودیو دیسی، کاهش تاریخی ۷۴ درصدی را در گیشه داخلی تجربه کرد و در دومین هفته اکران خود تنها ۹.۶ میلیون دلار درآمد کسب کرد.[3]
در حالی که اعداد خام تصویر تلخی را برای این فیلم ابرقهرمانی ترسیم میکنند، مکانیسمهای پشت این افت، پنجرهای جذاب به اقتصاد مدرن فیلمهای پرهزینه هالیوود میگشایند. با کالبدشکافی ساختار مالی فیلمی که ۱۷۰ میلیون دلار هزینه تولید داشته است، ناظران صنعت میتوانند بهتر درک کنند که استودیوها دقیقاً چگونه ریسک، پاداش و نقطه سر به سر گریزان را محاسبه میکنند.[2]
برای درک بزرگی افت ۷۴ درصدی، ضروری است که نحوه عملکرد شتاب گیشه را بررسی کنیم. در توزیع سینمایی، «افت هفته دوم» معیار اصلی است که برای سنجش تبلیغات دهان به دهان و علاقه مخاطبان عادی استفاده میشود. یک بلاکباستر استاندارد معمولاً بین ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش فروش دارد؛ به عنوان مثال، «سوپرمن» تابستان گذشته، تنها ۵۳.۲ درصد در هفته دوم خود افت کرد.[3]
زمانی که فروش یک فیلم بیش از ۷۰ درصد کاهش مییابد، عموماً نشاندهنده اکرانی است که بسیار «پیشبارگذاری» (Front-loaded) بوده است. این بدان معناست که طرفداران اصلی—خوانندگان متعهد کمیک و وفاداران به فرنچایز—بلافاصله در پنجشنبه و جمعه هفته اول برای دیدن فیلم هجوم آوردهاند و در روزهای بعد خلأیی از تماشاگران عادی باقی مانده است. «سوپرگرل» اکنون سومین افت شدید هفته دوم را در میان فیلمهای ابرقهرمانی دارد و تنها پس از «مارولها» (The Marvels) و «جوکر: جنون مشترک» (Joker: Folie à Deux) قرار میگیرد.[1][3]
ریشههای مالی چنین کاهشی در هزینههای هنگفت اولیه مورد نیاز برای راهاندازی یک قسمت از یک فرنچایز جهانی نهفته است. «سوپرگرل» بودجه تولیدی بین ۱۷۰ تا ۱۸۶ میلیون دلار گزارش شده است. با این حال، هزینههای تولید تنها نیمی از معادله را هنگام تعیین مسیر سودآوری یک فیلم تشکیل میدهند.[1]
استودیوها همچنین باید کمپینهای بازاریابی جهانی را تأمین مالی کنند که در صنعت به عنوان «چاپ و تبلیغات» (P&A) شناخته میشود. برای فیلمی در این مقیاس، هزینههای P&A به طور معمول از ۱۰۰ میلیون دلار فراتر میرود. تحلیلگران مالی تخمین میزنند که برادران وارنر تقریباً ۱۲۰ میلیون دلار برای بازاریابی «سوپرگرل» در تلویزیون، پلتفرمهای دیجیتال و تورهای تبلیغاتی جهانی هزینه کرده است.[2]
هنگامی که هزینههای تولید و بازاریابی ترکیب میشوند، کل سرمایهگذاری قبل از فروش حتی یک بلیت، به ۳۰۰ میلیون دلار نزدیک میشود. این سرمایهگذاری عظیم توضیح میدهد که چرا «نقطه سر به سر» اغلب دو یا حتی سه برابر بودجه تولید یک فیلم است. استودیوها تمام دلاری را که در سینماها خرج میشود، نگه نمیدارند.[1]
هنگامی که هزینههای تولید و بازاریابی ترکیب میشوند، کل سرمایهگذاری قبل از فروش حتی یک بلیت، به ۳۰۰ میلیون دلار نزدیک میشود.
سینماهای داخلی معمولاً حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از درآمد بلیت را دریافت میکنند، در حالی که نمایشدهندگان بینالمللی سهم بزرگتری را برمیدارند، به ویژه در بازارهایی مانند چین. در نتیجه، تحلیلگران پیشبینی میکنند که «سوپرگرل» باید تقریباً ۳۰۰ میلیون دلار در سراسر جهان درآمد کسب کند تا فقط هزینههای خود را جبران نماید.[1]
با توجه به اینکه مجموع فروش جهانی فیلم پس از ده روز اکران ۱۰.۵ میلیون دلار است، افت شدید ۷۴ درصدی داخلی نشان میدهد که رسیدن به سودآوری در طول دوره اکران سینمایی یک چالش بزرگ خواهد بود. بازارهای بینالمللی اغلب به عنوان یک شبکه ایمنی برای اکرانهای داخلی با عملکرد ضعیف عمل میکنند، اما محاسبات در خارج از کشور نیز به همان اندازه پیچیده است.[1]
در حال حاضر، تنها ۴۱.۸ درصد از کل درآمد جهانی فیلم از مناطق بینالمللی به دست آمده است. از آنجایی که استودیوها درصد کمتری از فروش بلیتهای خارج از کشور را به خانه میبرند، فیلمی که به شدت به بازارهای بینالمللی وابسته است، باید به طور قابل توجهی بیشتر بفروشد تا همان سود خالص یک موفقیت داخلی را تولید کند.[1]
عملکرد «سوپرگرل» همچنین بحثهای گستردهتری را در مورد تغییر ذائقه مخاطبان نسبت به اقتباسهای کتابهای کمیک برانگیخته است. برای بیش از یک دهه، ژانر ابرقهرمانی از یک «اثر هالهای» برخوردار بود، جایی که حتی شخصیتهای مبهم نیز میتوانستند با تکیه بر جهانهای سینمایی تثبیتشده، به فروش عظیم گیشه دست یابند.[4]
منتقدان فرهنگی استدلال میکنند که این دوران بازده تضمینشده به پایان رسیده است. مخاطبان به طور فزایندهای فیلمهای ابرقهرمانی را به عنوان انتخابهای سینمایی فردی در نظر میگیرند تا قسمتهای تلویزیونی اجباری. هنگامی که شخصیتی فاقد شناخت جهانی و چند نسلی مانند بتمن یا اسپایدرمن باشد، فیلم باید کاملاً به نقدها و تبلیغات دهان به دهان استثنایی تکیه کند تا در یک کریدور شلوغ تابستانی دوام بیاورد.[3][4]
با وجود آشفتگی مالی، یک فیلم با عملکرد ضعیف به ندرت یک استراتژی شرکتی چند میلیارد دلاری را از مسیر خارج میکند. «سوپرگرل» تنها دومین اکران سینمایی در جهان دیسی است که به تازگی توسط جیمز گان و پیتر سفران بازسازی شده است. استودیو این فیلمهای مرتبط را به جای مجموعهای از شرطبندیهای جداگانه، به عنوان یک سبد بلندمدت میبیند.[1]
در پاسخ به ارقام هفته اول، پیتر سفران، مدیرعامل مشترک استودیو دیسی، بر این رویکرد سبد تأکید کرد و خاطرنشان ساخت که این فیلم تنها یک جزء از یک استراتژی بلندمدت و گستردهتر است که استودیو همچنان به آن اطمینان دارد. معماری کلی DCU، که شامل دنبالههای آتی و ادغامهای تلویزیونی است، برای جذب نوسانات فردی طراحی شده است.[5]
در نهایت، افت ۷۴ درصدی «سوپرگرل» به عنوان یک مطالعه موردی در زمان واقعی در اقتصاد بلاکباسترها عمل میکند. این موضوع، تعادل شکننده بین بودجههای تولید عظیم، ضرورت جذابیت گسترده برای مخاطبان، و محاسبات بیرحمانه تقسیم درآمد سینما را برجسته میسازد. در حالی که صنعت همچنان در حال عبور از چشمانداز ابرقهرمانی پس از اوج است، این مکانیسمهای مالی تعیین خواهند کرد که کدام شخصیتها به پرده سینما راه یابند و استودیوها چقدر مایلند روی آنها شرطبندی کنند.[1][2]
روند رویداد
اکتبر ۲۰۲۲
جیمز گان و پیتر سفران به عنوان مدیران عامل مشترک استودیو دیسی معرفی شدند و کار بر روی یک جهان سینمایی بازسازی شده را آغاز کردند.
ژانویه ۲۰۲۳
یک فیلم جدید سوپرگرل به عنوان اقتباسی از سری کمیک «زن فردا» اعلام شد.
ژانویه ۲۰۲۴
میلی آلکاک رسماً برای نقش اصلی انتخاب شد.
۲۶ ژوئن ۲۰۲۶
«سوپرگرل: زن فردا» در سینماهای سراسر ایالات متحده اکران شد.
۵ ژوئیه ۲۰۲۶
این فیلم کاهش ۷۴ درصدی را در هفته دوم ثبت کرد و بحثهای گستردهای را در صنعت در مورد اقتصاد بلاکباسترها برانگیخت.
بررسی عمیق دیدگاهها
تحلیلگران گیشه
تمرکز بر محاسبات خام، ضرایب و دشواری رسیدن به نقطه سر به سر ۳۰۰ میلیون دلاری.
تحلیلگران مالی اکرانهای سینمایی را از طریق لنز سخت تقسیم درآمد و ضرایب بازاریابی بررسی میکنند. از این منظر، افت ۷۴ درصدی در هفته دوم یک نقطه بازگشتناپذیر ریاضی است. تحلیلگران استدلال میکنند که به محض اینکه درآمد روزانه یک فیلم از آستانه معینی پایینتر بیاید، صاحبان سینما به سرعت نمایشگرها را به اکرانهای جدیدتر اختصاص میدهند و هرگونه شانس بازیابی در مراحل پایانی را از بین میبرند. آنها تأکید میکنند که بودجه تولید ۱۷۰ میلیون دلاری نیازمند جذابیت بیعیب و نقص «چهار ربعی» است که فیلمهای کمیک بوکی پیشبارگذاری شده به طور فزایندهای در دستیابی به آن مشکل دارند.
مدیران استودیو
فیلمهای انفرادی را به عنوان اجزایی از یک سبد فرنچایز گستردهتر و بلندمدت میبینند تا شرطبندیهای مالی جداگانه.
برای رهبری استودیو، عملکرد مالی یک فیلم واحد در برابر سلامت کل اکوسیستم مالکیت فکری سنجیده میشود. مدیران استدلال میکنند که تثبیت شخصیتی مانند سوپرگرل در آگاهی عمومی، در زمینههای کالاهای تجاری، پارکهای موضوعی و پلتفرمهای استریم سودمند است. از این دیدگاه، یک ضرر سینمایی گاهی اوقات میتواند به عنوان هزینه بازاریابی برای جهان گستردهتر جذب شود، مشروط بر اینکه استراتژی کلی فرنچایز دست نخورده باقی بماند و فیلمهای بعدی عملکرد خوبی داشته باشند.
منتقدان صنعت
استدلال میکنند که افت شدید نشاندهنده خستگی گستردهتر مخاطبان از شخصیتهای ابرقهرمانی غیر رده اول است.
منتقدان فرهنگی و روزنامهنگاران سرگرمی، ارقام گیشه را به عنوان نشانهای از یک تغییر بزرگتر در صنعت میبینند. آنها استدلال میکنند که «اثر هالهای» جهانهای سینمایی محو شده است، به این معنی که مخاطبان دیگر صرفاً به دلیل اینکه یک شخصیت ثانویه لوگوی مشترکی با سوپرمن یا بتمن دارد، برای دیدن آن حاضر نمیشوند. این گروه پیشنهاد میکند که استودیوها باید بودجه شخصیتهای کمتر شناخته شده را به شدت کاهش دهند و با آنها به عنوان آزمایشهای ژانری با بودجه متوسط رفتار کنند، نه فیلمهای پرهزینه جهانی ۲۰۰ میلیون دلاری.
منابع
[1]ScreenRantتحلیلگران گیشهSupergirl Box Office Drop 74%
مطالعه در ScreenRant →
[2]Forbesتحلیلگران گیشهSupergirl In Freefall With 74% Dive At Weekend 2 Box Office
مطالعه در Forbes →
[3]ComicBook.comمنتقدان صنعتSupergirl Won't Have Legs at the Box Office
مطالعه در ComicBook.com →
[4]The Guardianمنتقدان صنعتSupergirl's disastrous box office exposes a problem for Marvel and DC
مطالعه در The Guardian →
[5]IGNمدیران استودیوSupergirl Deemed a Box Office Bomb Following 74% Drop
مطالعه در IGN →
[6]The Washington Timesتحلیلگران گیشه'Supergirl' tracking data draws concerns from box office analysts ahead of June opening
مطالعه در The Washington Times →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

