توقف همکاریهای گرینلند با آمریکا؛ بازنویسی قواعد علم اقلیم و ژئوپلیتیک قطب شمال
دو مؤسسه تحقیقاتی بزرگ گرینلند در بحبوحه تنشهای ژئوپلیتیکی، همکاریهای جدید با دانشمندان آمریکایی را به حالت تعلیق درآوردهاند. این اقدام مطالعات حیاتی بینالمللی اقلیمی را تهدید میکند و تقاطع فزاینده حاکمیت قطب شمال، رقابت بر سر مواد معدنی و پژوهشهای محیط زیستی جهانی را برجسته میسازد.
به قلم دلناز نورانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مؤسسات تحقیقاتی گرینلند
- اولویت دادن به حاکمیت دادهها و محافظت در برابر دستکاریهای ژئوپلیتیکی.
- دانشمندان اقلیمی بینالمللی
- هشدار درباره اینکه مرزهای ژئوپلیتیکی درک جهانی از محیط زیست را تهدید میکند.
- منافع استراتژیک و امنیتی آمریکا
- نگریستن به گرینلند از دریچه رقابت قدرتهای بزرگ و امنیت منابع.
سیستم اقلیمی قطب شمال مرز نمیشناسد، اما دانشمندانی که آن را مطالعه میکنند، ناگهان مجبور به رعایت مرزها شدهاند. در تابستان ۲۰۲۶، دو مؤسسه تحقیقاتی بزرگ گرینلند—مؤسسه منابع طبیعی گرینلند و دانشگاه گرینلند—توقف همکاریهای تحقیقاتی جدید با دانشمندان ایالات متحده را اعلام کردند. این توقف ناگهانی، برخورد میان علم محیط زیست جهانی و ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ را نشان میدهد. گرینلند دههها به عنوان مهمترین آزمایشگاه طبیعی جهان برای درک افزایش سطح آب دریاها و الگوهای اقلیمی تاریخی عمل کرده است. اکنون، بیاعتمادی عمیق نسبت به نیات استراتژیک آمریکا، دسترسی تاریخی باز به این منطقه را دچار تزلزل کرده و محققان را مجبور میکند در محیطی فعالیت کنند که در آن، تحقیقات علمی به طور فزایندهای از منظر امنیت ملی و جاهطلبیهای سرزمینی دیده میشود.[1][6]
کاتالیزور فوری این توقف، تلاش مجدد دولت آمریکا برای اعمال کنترل بر این سرزمین است، که یادآور پیشنهادهای خرید اولین بار مطرح شده در سال ۲۰۱۹ است. مقامات گرینلندی به نگرانیهای فزاینده در مورد مالکیت دادهها، حضور «عوامل نفوذ» آمریکایی و حفاظت اساسی از محققان خود اشاره میکنند. سوءظنها با مواردی مانند تلاشهای ادعایی منصوبین سیاسی، از جمله رئیس کمیسیون تحقیقات قطب شمال ایالات متحده، برای متقاعد کردن شهروندان گرینلندی به حمایت از تصاحب توسط آمریکا، دامن زده شده است. در جامعه کوچکی با تنها ۵۷,۰۰۰ نفر جمعیت، ورود بازیگران خارجی با وابستگیهای نامشخص، اعتماد اساسی مورد نیاز برای مشارکتهای علمی بینالمللی را به سرعت از بین برده است.[1][2]
با این حال، تمایز قائل شدن بین آنچه واقعاً متوقف شده و هیاهوی گستردهتر ژئوپلیتیکی اطراف آن، حیاتی است. سیاست جدید، محققان آمریکایی موجود یا پروژههای جاری و طولانیمدت بنیاد ملی علوم (NSF) را اخراج یا خاتمه نمیدهد. در عوض، این ممنوعیت صرفاً شامل شرکای جدید و ناشناخته و پیشنهادات همکاری آتی میشود. با این وجود، اثر دلسردکننده آن در جامعه علمی کاملاً محسوس است. دانشگاه گرینلند پیشاپیش شروع به رد پیشنهادات خاص برای همکاریهای جدید کرده و دلیل آن را عدم اطمینان سیاسی ایجاد شده توسط منافع آمریکا عنوان میکند. برای دانشمندانی که دههها صرف ایجاد روابط در این منطقه یخی کردهاند، این آگاهی ناگهانی که کارشان میتواند توسط اصطکاک ژئوپلیتیکی متوقف شود، بیسابقه است.[1][2]
مخاطرات علمی این گسست دیپلماتیک بسیار زیاد است. گرینلند تنها ورقه یخی نیمکره شمالی را در خود جای داده است، یک گستره یخی عظیم که در صورت ذوب شدن، آب کافی برای افزایش سطح آب دریاهای جهان به میزان بیش از ۲۰ فوت را در خود نگه میدارد. هستههای یخی استخراج شده از مکانهای مرتفع مانند ایستگاه سامیت، سوابق جوی دقیقی را که به حداقل ۱۰۰,۰۰۰ سال پیش بازمیگردد، حفظ میکنند. این آرشیوهای منجمد صرفاً یک حوزه علمی خاص نیستند؛ بلکه برای مدلسازی دقیق اقلیمی جهانی ضروریاند. با محدود کردن دسترسی به این محیط حیاتی، این بنبست ژئوپلیتیکی تهدید میکند که جهان را نسبت به واقعیتهای شتابان آینده اقلیمیاش کور سازد.[2][3]
هستههای یخی استخراج شده از مکانهای مرتفع مانند ایستگاه سامیت، سوابق جوی دقیقی را که به حداقل ۱۰۰,۰۰۰ سال پیش بازمیگردد، حفظ میکنند.
اگرچه ممنوعیت رسمی همکاریهای جدید اخیراً اعمال شده است، اما ردپای محققان آمریکایی در گرینلند در واقع سالهاست که در حال کوچک شدن است. یک گزارش جامع در سال ۲۰۲۶ توسط هاب قطب شمال (Arctic Hub) نشان داد که انتشارات تحقیقاتی آمریکا در مورد گرینلند بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ به میزان ۲۳ درصد کاهش یافته است. این کاهش به ویژه در علوم فیزیکی مشهود بود، به طوری که تحقیقات مرتبط با اقلیم تقریباً یک سوم افت کرده است. در سال ۲۰۲۴، کانادا رسماً از ایالات متحده در تعداد انتشارات پیشی گرفت، که نشاندهنده عقبنشینی آرام اما قابل توجه رهبری علمی آمریکا در منطقه، مدتها قبل از اجرایی شدن توقف دیپلماتیک فعلی است.[4]
این کاهش مداوم با تخصیص مجدد بودجههای داخلی آمریکا و کاهشهای شدید در آژانسهای علمی فدرال تشدید شده است. دادههای ارائهدهندگان لجستیک NSF نشاندهنده کاهش ملموس در پروژههای فعال آمریکا و مکانهای میدانی در سراسر گرینلند طی سه سال گذشته است. در برخی موارد، بودجهای که قبلاً برای تحقیقات میدانی فعال در نظر گرفته شده بود، به بازسازی زیرساختها، مانند بازسازی ایستگاه سامیت، اختصاص یافته است. در حالی که دانشمندان آمریکایی برای تأمین بودجه و عبور از محیط سیاسی به طور فزاینده خصمانه تلاش میکنند، محققان اروپایی و کانادایی در حال پر کردن این خلأ هستند و مرکز ثقل علم اقلیم قطب شمال را از واشنگتن دور میکنند.[1][4]
فراتر از یخهای در حال ذوب، تنشها به شدت توسط آنچه در زیر آن نهفته است، تغذیه میشود. گرینلند دارای ذخایر عظیم و دستنخوردهای از عناصر خاکی کمیاب است—مواد معدنی حیاتی مورد نیاز برای تولید فناوریهای انرژی تجدیدپذیر، الکترونیک پیشرفته و سیستمهای دفاعی مدرن. از منظر امنیت ملی آمریکا، تضمین این زنجیرههای تأمین به دور از سلطه چین یک اولویت استراتژیک بالا محسوب میشود. تحلیلگران دفاعی این جزیره را به عنوان یک سنگر حیاتی در برابر نظامیسازی روسیه و سرمایهگذاریهای زیرساختی چین در قطب شمال میبینند، که گرینلند را به یک نقطه فشار ژئوپلیتیکی تعیینکننده تبدیل میکند که در آن علم اقلیم به ناچار با رقابت قدرتهای بزرگ تلاقی پیدا میکند.[5]
با این حال، قاببندی گرینلند صرفاً به عنوان یک دارایی استراتژیک یا یک گره منابع، واقعیت جمعیت خودمختار آن را نادیده میگیرد. محققان و شهروندان گرینلندی از اینکه با آنها به عنوان مهرههایی در رقابت ابرقدرتها رفتار میشود، ابراز ناامیدی عمیق کردهاند. تصمیم برای توقف همکاریهای تحقیقاتی جدید آمریکا اساساً تأکید بر حاکمیت است—یک موضع دفاعی که برای محافظت از مؤسسات محلی در برابر جذب شدن توسط برنامههای سیاسی خارجی طراحی شده است. همانطور که یخها ذوب میشوند و قطب شمال به روی کریدورهای دریایی جدید باز میشود، گرینلند خواستار آن است که تعامل بینالمللی بر اساس شرایط خودش انجام شود، نه اینکه توسط اضطرابهای استراتژیک ملتهای بزرگتر دیکته گردد.[1][3]
برای جامعه علمی بینالمللی، گسست این فضای همکاری یک عقبنشینی عمیق و خودخواسته است. محققان هشدار میدهند که جو و اقیانوسها مرزهای سیاسی را به رسمیت نمیشناسند و از دست دادن بودجه و تخصص آمریکا به دههها پیشرفت جمعی آسیب میزند. دانشمندان تازهکار به ویژه آسیبپذیر هستند، زیرا با محیطی روبرو میشوند که در آن تبادل آزاد دادهها به طور فزایندهای توسط پرچمهای ملی و مجوزهای امنیتی محدود میشود. اگر موضعگیریهای ژئوپلیتیکی همچنان بر همکاری علمی غلبه کند، قربانی نهایی، تلاش جهانی برای درک و کاهش تأثیرات جهانی خواهد بود که به سرعت در حال گرم شدن است.[2][3]
چرا مهم است
ورقه یخی گرینلند حیاتیترین آزمایشگاه طبیعی جهان برای پیشبینی افزایش سطح آب دریاها در سطح جهانی است. از آنجا که رقابتهای ژئوپلیتیکی دسترسی علمی را محدود میکند، جامعه بینالمللی در معرض خطر از دست دادن دادههای حیاتی مورد نیاز برای آمادهسازی شهرهای ساحلی در برابر تأثیرات اقلیمی قرار دارد.
نکات کلیدی
- دو مؤسسه تحقیقاتی بزرگ گرینلند تمام همکاریهای علمی جدید با شرکای آمریکایی را متوقف کردهاند.
- این توقف ناشی از بیاعتمادی نسبت به جاهطلبیهای استراتژیک آمریکا و نگرانیها در مورد حاکمیت دادهها است.
- پروژههای بلندمدت موجود، از جمله پروژههایی که توسط NSF تأمین مالی میشوند، در حال حاضر از این ممنوعیت مستثنی هستند.
- انتشارات تحقیقاتی آمریکا در مورد گرینلند پیش از این نیز بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴، ۲۳ درصد کاهش یافته بود.
بررسی عمیق دیدگاهها
مؤسسات تحقیقاتی گرینلند
اولویت دادن به حاکمیت دادهها و محافظت در برابر دستکاریهای ژئوپلیتیکی.
برای نهادهای علمی گرینلند، این توقف یک اقدام دفاعی ضروری است. در مواجهه با هجوم بازیگران خارجی با وابستگیهای نامشخص و دولتی در آمریکا که علناً درباره تصاحب سرزمینی صحبت میکند، مؤسساتی مانند مؤسسه منابع طبیعی گرینلند حفاظت از دادهها و پرسنل خود را در اولویت قرار دادهاند. آنها استدلال میکنند که همکاری علمی نیازمند اعتماد اساسی است، که با لفاظیهایی که با خانه آنها به عنوان یک کالای استراتژیک به جای یک جامعه خودمختار رفتار میکند، از بین رفته است.
دانشمندان اقلیمی بینالمللی
هشدار درباره اینکه مرزهای ژئوپلیتیکی درک جهانی از محیط زیست را تهدید میکند.
محققان اقلیمی گسست همکاری در قطب شمال را با نگرانی عمیق مشاهده میکنند. آنها تأکید میکنند که جو و اقیانوسها مرزهای سیاسی را به رسمیت نمیشناسند و محدود کردن دسترسی به ورقه یخی گرینلند، جهان را نسبت به شتاب افزایش سطح آب دریاها کور میکند. برای این گروه، از دست دادن بودجه و تخصص آمریکا در گرینلند یک زخم خودخواسته است که به دههها پیشرفت مشترک آسیب میزند و دانشمندان تازهکار را بدون تجربه میدانی حیاتی رها میکند.
منافع استراتژیک و امنیتی آمریکا
نگریستن به گرینلند از دریچه رقابت قدرتهای بزرگ و امنیت منابع.
از منظر امنیت ملی، گرینلند نقطه اتکای قطب شمال است. تحلیلگران دفاعی و سیاستگذاران استدلال میکنند که آمریکا باید دسترسی به عناصر خاکی کمیاب این جزیره را تضمین کند و حضور قوی خود را برای مقابله با نظامیسازی روسیه و سرمایهگذاریهای زیرساختی چین در منطقه حفظ کند. از این دیدگاه، تحقیقات علمی ذاتاً با نفوذ ژئوپلیتیکی در هم تنیده است، و از دست دادن ردپای علمی آمریکا را به یک آسیبپذیری استراتژیک تبدیل میکند.
منابع
[1]Science|Businessمؤسسات تحقیقاتی گرینلندAlthough US President Donald Trump still harbours ambitions to take over Greenland, for US researchers his actions seem to have had the opposite effect
مطالعه در Science|Business →
[2]Times Higher Educationدانشمندان اقلیمی بینالمللیAcademics counting cost of Donald Trump's threats to take over the territory say 'the damage is done'
مطالعه در Times Higher Education →
[3]The New Republicدانشمندان اقلیمی بینالمللیTrump's Greenland Push Could Jeopardize Global Climate Research
مطالعه در The New Republic →
[4]Nordisk Postمؤسسات تحقیقاتی گرینلندUSA research on Greenland fell 23% from 2015 to 2024
مطالعه در Nordisk Post →
[5]Center for Strategic and International Studiesمنافع استراتژیک و امنیتی آمریکاGreenland's Geostrategic Importance and U.S. National Security Interests
مطالعه در Center for Strategic and International Studies →
[6]Dagensمؤسسات تحقیقاتی گرینلندPolitical tensions lead Greenland institute to halt new U.S. research projects
مطالعه در Dagens →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



