گزارش یوروپل: سرقتهای موزهها خشنتر و هدفمندتر شدهاند
گزارش اطلاعاتی جدید یوروپل هشدار میدهد که شبکههای جنایی به جای مخفیکاری، برای سرقت آثار با ارزش، به استفاده از مواد منفجره، سلاح گرم و پتک روی آوردهاند. این تغییر روش، میراث فرهنگی را در معرض تخریب دائمی قرار میدهد، زیرا سارقان فلزات گرانبهایی را هدف قرار میدهند که میتوانند ذوب شوند.
به قلم الناز کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اجرای قانون
- این سرقتها را به عنوان گسترش جرایم سازمانیافته گستردهتر که نیازمند اطلاعات فرامرزی است، میبیند.
- امنیت و نهادی
- بر آسیبپذیری فیزیکی موزهها و نیاز به محافظت از کارکنان و آثار تمرکز دارد.
- بازار و تجارت
- تقاضای غیرقانونی و شبکههای فروش کالای مسروقه را که این سرقتها را سودآور میسازند، تحلیل میکند.
نکات کلیدی
- یوروپل از افزایش شدید سرقتهای خشن موزهها در سراسر اروپا خبر میدهد که جایگزین تاکتیکهای سنتی مخفیکاری شده است.
- مجرمان به طور فزایندهای از پتک، سلاح گرم و مواد منفجره برای نفوذ به تأسیسات و ارعاب کارکنان استفاده میکنند.
- اهداف از نقاشیها به سمت فلزات گرانبها، سنگهای قیمتی و چینی که به راحتی قابل فروش یا ذوب شدن هستند، تغییر کرده است.
- عملیات اغلب توسط شبکههای جنایی بین بازاری با استفاده از نیروهای موردی که از طریق رسانههای اجتماعی استخدام شدهاند، اجرا میشود.
- این روند میراث فرهنگی بیجایگزین را در معرض تخریب دائمی قرار میدهد، زیرا آثار باستانی برای مواد خامشان از بین میروند.
تصور رایج ما از سرقت آثار هنری معمولاً شامل یک سارق ماهر با یقه اسکی است که از میان شبکههای لیزری عبور میکند تا یک شاهکار را در حالی که موسیقی جاز در پسزمینه پخش میشود، از قابش بیرون بکشد. اما واقعیت سرقت اموال فرهنگی در اروپا مسیری قاطعانه خشن و کاملاً غیرسینمایی در پیش گرفته است. گزارش جامع یوروپل که در آگوست ۲۰۲۶ منتشر شد، نشان میدهد که دوران سرقتهای مخفیانه و بدون خشونت موزهها به سرعت جای خود را به حملات تهاجمی و رویارویی داده است. این آژانس اجرای قانون اتحادیه اروپا، تغییر نگرانکنندهای را هم در روشهای مورد استفاده مجرمان و هم در انواع آثاری که هدف قرار میدهند، ثبت کرده است، که اساساً چشمانداز تهدید برای نهادهای فرهنگی در سراسر قاره را بازنویسی میکند.[1][2]
بر اساس یافتههای یوروپل، مجرمان امروزی قفلبازکنها را با نیروی فیزیکی محض معاوضه کردهاند. اطلاعات این آژانس نشان میدهد که سارقان با استفاده از ابزارهای سنگینی مانند پتک، تبر و دیلم، به محوطه موزهها و ویترینها نفوذ میکنند. در برخی از شدیدترین موارد، شبکههای جنایی حتی مواد منفجره را برای باز کردن مسیر خود به داخل تأسیسات امنیتی منفجر کردهاند. این تشدید خشونت فراتر از آسیب به اموال است؛ گزارش اشاره میکند که مجرمان از سلاح گرم برای ارعاب پرسنل امنیتی و بازدیدکنندگان استفاده کردهاند و چندین سرقت اخیر شامل حملات فیزیکی مستقیم به کارکنان موزه بوده است. ظاهراً وقتی هدف، کسب درآمد سریع است، ظرافت اولین چیزی است که کنار گذاشته میشود.[1][3][4]
این تغییر تاکتیکی با دگرگونی مشخصی در اقلام هدف نیز همراه است. در حالی که زمانی نقاشیهای مشهور تیتر اصلی سرقتهای بزرگ هنری بودند، امروزه شبکههای جنایی عمدتاً بر موادی تمرکز دارند که ارزش مالی بالا و سهولت فروش غیرقانونی دارند. فلزات گرانبها، سنگهای قیمتی و آثار باستانی مهم فرهنگی – به ویژه ظروف چینی باستانی – اکنون اهداف اصلی هستند. جذابیت این اقلام در ویژگیهای فیزیکی آنها نهفته است: طلا و نقره را میتوان به سرعت ذوب کرد، هرگونه علامت شناسایی را از بین برد و ردیابی مواد را برای بازرسان تقریباً غیرممکن ساخت، در حالی که جواهرات را میتوان از پایههایشان جدا کرد و به صورت جداگانه فروخت.[2][5]
گزارش یوروپل چندین مورد برجسته را که نشاندهنده این الگوی جدید و خشن هستند، برجسته میکند. در ژانویه ۲۰۲۵، یک باند از مواد منفجره برای منفجر کردن درهای موزه درنتس (Drents Museum) در آسن هلند استفاده کرد. سارقان با مجموعهای از آثار داسیایی، از جمله کلاهخود طلایی کوتوفنشت (Golden Helmet of Coțofenești) و چندین دستبند طلا فرار کردند. اگرچه بسیاری از اقلام متعاقباً بازیابی شدند، اما نیروی تخریبی محض روش ورود، نشاندهنده تمایل به ایجاد خسارت جانبی گسترده برای دستیابی به اهداف با ارزش بود.[4][6]
تاکتیکهای گستاخانه مشابهی در دو حادثه بزرگ در فرانسه به کار گرفته شد. در نوامبر ۲۰۲۴، چهار فرد نقابدار مجهز به چوب بیسبال و تبر به موزه کوگناک-جی (Cognacq-Jay Museum) در پاریس حمله کردند و جعبههای انفیه طلا و الماسنشان به ارزش تقریبی ۱ میلیون یورو را به سرقت بردند. کمتر از یک سال بعد، در اکتبر ۲۰۲۵، موزه لوور (Louvre) متحمل یک سرقت ویرانگر در روز روشن شد. سارقان یک پنجره را شکستند، نگهبانان و بازدیدکنندگان را تهدید کردند و ویترینهای گالری آپولو را خرد کردند تا در یک عملیات بسیار هماهنگ هفت دقیقهای، جواهراتی به ارزش ۸۸ میلیون یورو را بدزدند.[2][4][6]
تاکتیکهای گستاخانه مشابهی در دو حادثه بزرگ در فرانسه به کار گرفته شد.
ماهیت در حال تغییر این سرقتها به یک دگرگونی مهم در مشخصات عاملان آن اشاره دارد. به طور سنتی، قاچاقچیان کالاهای فرهنگی در شبکههای تخصصی و منسجمی فعالیت میکردند که حول یک رهبر مرکزی سازماندهی شده بودند و عموماً از خشونت دوری میکردند. با این حال، اطلاعات یوروپل نشان میدهد که افرادی که این حملات مدرن را اجرا میکنند، اغلب پیشینهای در انواع دیگر جرایم سازمانیافته دارند. این فرصتطلبانِ بین بازاری، پتانسیل کمخطر و سودآور هدف قرار دادن موزهها را درک کردهاند؛ موزههایی که اغلب تصور میشود تدابیر امنیتی ضعیفتری نسبت به بانکها یا جواهرفروشیهای تجاری دارند.[1][3]
علاوه بر این، روشهای جذب نیرو برای این عملیاتها به مدل «جرم به عنوان یک سرویس» (Crime-as-a-service) تبدیل شده است. بازرسان دریافتهاند که برخی از سارقانی که در پروندههای اخیر دستگیر شدهاند، هیچ ارتباط قبلی با یکدیگر یا با حلقههای تثبیتشده قاچاق آثار هنری نداشتهاند. در عوض، آنها به صورت موردی (ad-hoc)، اغلب به صورت محلی، از طریق پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و کانالهای پیامرسان رمزگذاری شده استخدام شدهاند. در مورد سرقت لوور، مظنونان ادعا کردند که تنها چند روز قبل از سرقت توسط یک مغز متفکر ناشناس استخدام و دستمزد ثابتی به آنها وعده داده شده بود، به طوری که یکی از افراد ظاهراً گمان میکرد هدف، یک جواهرفروشی معمولی است نه یک موزه مشهور جهانی.[2][4]
پیامدهای این وضعیت برای میراث فرهنگی عمیق است. هنگامی که سارقان آثار باستانی را در درجه اول به دلیل ارزش مواد خامشان هدف قرار میدهند، اهمیت تاریخی و فرهنگی اشیاء اغلب به طور دائمی از بین میرود. ذوب کردن طلای باستانی یا از هم پاشیدن تاجهای تاریخی، یک ضایعه جبرانناپذیر برای سوابق عمومی به شمار میرود. این واقعیت مدیران موزه و کارشناسان امنیتی را مجبور به یک تعادل دشوار میکند: آنها باید تأسیسات خود را در برابر تهدیدات فزاینده نظامیشده مقاوم کنند و در عین حال دسترسی و تعامل عمومی را که مأموریتهای نهادی آنها را تعریف میکند، حفظ نمایند.[5][6]
در پاسخ به این تهدید فزاینده، یوروپل در حال تشدید تلاشهای هماهنگی خود است. مرکز جرایم جدی و سازمانیافته اروپا (ESOCC) این آژانس، پشتیبانی عملیاتی و تحلیلی را برای تحقیقات ملی در سراسر کشورهای عضو فراهم میکند. با در نظر گرفتن سرقتهای موزه نه به عنوان جرایم اموال منزوی، بلکه به عنوان گرههایی در یک شبکه گستردهتر از جرایم سازمانیافته بین بازاری، مجریان قانون امیدوارند که زنجیرههای تأمین غیرقانونی را که این سرقتهای خشن را سودآور میسازند، مختل کنند. با ادامه تکامل تاکتیکهای مجرمانه، دفاع از گنجینههای فرهنگی اروپا به طور فزایندهای به اشتراکگذاری اطلاعات بینالمللی و انطباقهای امنیتی پیشگیرانه متکی خواهد بود.[1][5]
آسیبپذیری موزهها ناشی از طراحی بنیادی آنهاست. برخلاف خزانههای بانک یا جواهرفروشیهای تجاری سطح بالا که عمدتاً برای دور نگه داشتن مردم ساخته شدهاند، موزهها از نظر معماری و عملیاتی برای دعوت از عموم مردم طراحی شدهاند. ویترینها باید دید واضحی ارائه دهند و نقشههای طبقات باید جریان هزاران بازدیدکننده روزانه را در خود جای دهند. شبکههای جنایی از این گشودگی ذاتی سوء استفاده میکنند. گزارش یوروپل اشاره میکند که استفاده از نیروی شدید به ندرت کورکورانه است؛ بلکه ارتباط نزدیکی با عملیاتهای هدفمندی دارد که شامل شناسایی گسترده قبلی است و به سارقان اجازه میدهد تا مکان دقیق اقلام با ارزش و سریعترین مسیرهای فرار را قبل از هرگونه اقدام، نقشهبرداری کنند.[3][5]
فروش کالاهای مسروقه (fencing) نیز درک پیچیدهای از بازارهای غیرقانونی جهانی را آشکار میکند. در حالی که فلزات گرانبها اغلب به صورت محلی ذوب میشوند تا از شناسایی جلوگیری شود، سایر اقلام هدف، مانند ظروف چینی باستانی، مسیر متفاوتی را دنبال میکنند. این آثار به شدت مورد توجه شبکههای خاصی از کلکسیونرها هستند و میتوانند به صورت محتاطانه از مرزهای بینالمللی عبور داده شوند. از آنجایی که چینی قابل ذوب شدن نیست، ارزش آن به حفظ دستنخوردهاش بستگی دارد، که نشان میدهد شبکههای جنایی که این سرقتها را سازماندهی میکنند، خریداران ثابت و قابل اعتمادی دارند که آماده دریافت کالاها حتی قبل از وقوع سرقت هستند.[2][4]
با وجود اطلاعات جمعآوری شده توسط یوروپل، ابهامات قابل توجهی در مورد مقصد نهایی بسیاری از آثار مسروقه باقی مانده است. سازمانهای اجرای قانون در ترسیم سلسله مراتب کامل این شبکههای جنایی جدید مشکل دارند، به ویژه زمانی که سارقان خط مقدم، نیروهای موردی و یکبار مصرفی هستند که هیچ اطلاعی از مغزهای متفکر که عملیات را تأمین مالی میکنند، ندارند. میزان استفاده از این سرقتهای فرهنگی برای پولشویی سایر فعالیتهای غیرقانونی – مانند قاچاق مواد مخدر یا قاچاق اسلحه – همچنان یک حوزه فعال تحقیقاتی است و تقاطع پیچیده بین جرایم هنری و تهدیدات گستردهتر امنیت جهانی را برجسته میکند.[1][2]
چرا مهم است
افزایش خشونت در سرقت اموال فرهنگی نه تنها کارکنان و بازدیدکنندگان موزه را به خطر میاندازد، بلکه تخریب دائمی آثار تاریخی بیجایگزین را نیز تضمین میکند، زیرا سارقان طلا و نقره باستانی را ذوب میکنند تا ردی از خود باقی نگذارند.
منابع
[1]Europolاجرای قانونMuseum heists turn violent: new Europol report on cultural property theft tactics
مطالعه در Europol →
[2]The Guardianامنیت و نهادیGuns, axes, explosives: violent museum heists are on the rise, says Europol
مطالعه در The Guardian →
[3]The Nationalامنیت و نهادیBrute force replacing traditional forms of stealthy theft, report finds
مطالعه در The National →
[4]Oculaبازار و تجارتViolent Museum Thefts on the Rise, Europol Report Warns
مطالعه در Ocula →
[5]Museums Associationامنیت و نهادیViolent criminals increasingly target high-value museum items
مطالعه در Museums Association →
[6]Blooloopبازار و تجارتEuropol report shows museum heists escalating in violence
مطالعه در Blooloop →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
