رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانحکمرانی جهانیتحلیل ساختاری۶ شهریور ۱۴۰۵، ۶:۲۴· 4 دقیقه مطالعه· در متا

خروج آمریکا از ۶۶ نهاد بین‌المللی: اعلام رسمی پایان چندجانبه‌گرایی پس از جنگ

در ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده رسماً خروج خود را از ۶۶ سازمان بین‌المللی آغاز کرد، اقدامی که نقطه اوج یک سال بازنگری در تعهدات چندجانبه این کشور بود. این حرکت، حکمرانی جهانی را از نهادهای فراگیر پس از جنگ جهانی دوم، به سمت یک سیستم تکه‌تکه از توافقات دوجانبه سوق می‌دهد.

به قلم کیان راد

محققان سلامت و اقلیم 40%حامیان حاکمیت ملی 30%تیم تحریریه کوهستان 30%
محققان سلامت و اقلیم
هشدار می‌دهند که قطع بودجه آژانس‌های بین‌المللی به شدت نظارت بر بیماری‌های جهانی، هماهنگی اقلیمی و برنامه‌های سلامت مادران را مختل می‌کند.
حامیان حاکمیت ملی
استدلال می‌کنند که نهادهای چندجانبه استقلال ملی را محدود می‌کنند، بودجه مالیات‌دهندگان را هدر می‌دهند و دستورکارهای ایدئولوژیکی مغایر با منافع داخلی را ترویج می‌کنند.
تیم تحریریه کوهستان
مکانیسم‌های ساختاری خروج و پیامدهای بلندمدت آن برای نظم بین‌المللی پس از جنگ را تحلیل می‌کند.

نکات کلیدی

  1. آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶، خروج رسمی از ۶۶ سازمان بین‌المللی، شامل ۳۱ نهاد سازمان ملل و ۳۵ نهاد غیر سازمان ملل را آغاز کرد.
  2. این تصمیم ناشی از فرمان اجرایی ۱۴۱۹۹ است که بازنگری سخت‌گیرانه‌ای در مورد بودجه و مشارکت چندجانبه آمریکا را الزامی کرد.
  3. این خروج اولین باری است که یک کشور از کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) خارج می‌شود.
  4. این اقدام نشان‌دهنده یک تغییر ساختاری در حکمرانی جهانی است و چندجانبه‌گرایی فراگیر را با دیپلماسی معاملاتی و دوجانبه جایگزین می‌کند.

چرا مهم است

خروج ایالات متحده از ۶۶ نهاد بین‌المللی، قوانین حکمرانی جهانی را به طور اساسی بازنویسی می‌کند و جهان را از نهادهای فراگیر به سوی یک سیستم تکه‌تکه از معاملات دوجانبه می‌برد. این گذار مستقیماً بر استانداردهای تجارت بین‌المللی، نظارت بر سلامت جهانی و هماهنگی سیاست‌های زیست‌محیطی فرامرزی تأثیر می‌گذارد.

آنچه همه در مورد خروج آمریکا از ۶۶ نهاد بین‌المللی اشتباه می‌فهمند، این فرض است که این اقدام فوراً حکمرانی جهانی را از بین برده است. واقعیت مکانیکی‌تر و بسیار کندتر است. وقتی کاخ سفید یادداشت ژانویه ۲۰۲۶ را امضا کرد، فوراً ایالات متحده را از جهان جدا نکرد؛ بلکه یک روند حقوقی پیچیده و چند ساله برای قطع تدریجی بودجه و مشارکت را آغاز کرد که نحوه تعیین استانداردهای بین‌المللی را تغییر خواهد داد. روایت فروپاشی ناگهانی، واقعیت بوروکراتیک را پنهان می‌کند: خروج از معاهدات و نهادهای قانونی مستلزم اعلام رسمی، دوره‌های انتظار اجباری و قطع تدریجی بودجه برنامه‌های خاص است.[6]

پایه و اساس این تغییر ساختاری یک سال قبل گذاشته شد. در فوریه ۲۰۲۵، فرمان اجرایی ۱۴۱۹۹، بازنگری جامعی را در مورد تمام سازمان‌های بین‌الدولی که از آمریکا بودجه دریافت می‌کردند، الزامی کرد. این دستورالعمل به آژانس‌های فدرال حکم داد تا ارزیابی کنند کدام کنوانسیون‌ها و معاهدات ظاهراً با منافع ملی، امنیت یا رفاه اقتصادی در تضاد هستند. این فرآیند بازنگری، اجماع دیپلماتیک سنتی را دور زد و یک لنز کاملاً معاملاتی را بر تعهدات چندجانبه‌ای اعمال کرد که نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم را تعریف کرده بودند.[2][3]

یادداشت ژانویه ۲۰۲۶ که نتیجه این بازنگری بود، بخش بسیار خاصی از معماری جهانی را هدف قرار داد. فهرست خروج شامل ۳۱ نهاد سازمان ملل و ۳۵ سازمان غیر سازمان ملل است. دولت به جای خروج کامل از خود سازمان ملل، آمریکا را به صورت جراحی‌شده از نهادهایی که بر تغییرات اقلیمی، برابری جنسیتی و هماهنگی اقتصادی منطقه‌ای تمرکز داشتند، خارج کرد. منطق اعلام‌شده – مبنی بر اینکه این نهادها دستورکارهای جهانی‌گرا را پیش می‌برند یا ناکارآمد عمل می‌کنند – بازتعریف اساسی از آنچه آمریکا بازدهی معتبر سرمایه‌گذاری‌های دیپلماتیک خود می‌داند، منعکس می‌کند.[1][6]

یادداشت ژانویه ۲۰۲۶ ترکیبی خاص از نهادهای سازمان ملل و غیر سازمان ملل را هدف قرار داد.

مکانیسم‌های خروج عمدتاً بر توقف تأمین مالی متمرکز است. آمریکا از لحاظ تاریخی بزرگترین کمک‌کننده مالی به سیستم چندجانبه بوده و میلیاردها دلار کمک‌های اجباری و داوطلبانه ارائه می‌کرده است. با قطع این بودجه‌ها، دولت انقباض سریع برنامه‌های جهانی را تحمیل می‌کند. مجلات پزشکی و محققان حوزه سلامت مستند کرده‌اند که چگونه این کاهش‌های ناگهانی بودجه در حال حاضر نظارت بر بیماری‌ها، مراقبت‌های مادران و طرح‌های طول عمر سلامت جهانی را در کشورهای کم‌درآمد و متوسط تضعیف کرده است.[1][4][5]

آمریکا از لحاظ تاریخی بزرگترین کمک‌کننده مالی به سیستم چندجانبه بوده و میلیاردها دلار کمک‌های اجباری و داوطلبانه ارائه می‌کرده است.

حکمرانی اقلیمی مهم‌ترین قربانی این بازآرایی است. خروج از کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) اولین باری است که یک کشور از معاهده اصلی که زیربنای تمام مذاکرات اقلیمی مدرن است، خارج می‌شود. در حالی که بازاریابی سیاسی این اقدام را به عنوان پیروزی برای حاکمیت اقتصادی داخلی معرفی می‌کند، واقعیت مکانیکی این است که صنایع آمریکا اکنون باید استانداردهای زیست‌محیطی بین‌المللی – مانند تعدیل‌های مرزی کربن – را بدون حضور دولت خود در میز مذاکره برای شکل دادن به آن قوانین، مدیریت کنند.[1][6]

این خروج همچنین مشارکت آمریکا در چارچوب‌های حقوقی و حقوق بشری بین‌المللی را به طور سیستماتیک از بین می‌برد. با خروج از نهادهایی مانند کمیسیون حقوق بین‌الملل و کمیسیون‌های اقتصادی منطقه‌ای مختلف سازمان ملل، دولت پایان رسمی دوران چندجانبه‌گرایی فراگیر را اعلام می‌کند. این استراتژی، نهادهای گسترده و مبتنی بر اجماع را با ترجیح دادن دیپلماسی دوجانبه (کشور به کشور) جایگزین می‌کند، جایی که اهرم‌های اقتصادی و نظامی می‌توانند مستقیماً و بدون محدودیت‌های بوروکراسی‌های بین‌المللی اعمال شوند.[1][2][6]

فرآیند خروج با یک فرمان اجرایی در سال ۲۰۲۵ آغاز شد و با یادداشت ۲۰۲۶ به اوج خود رسید.

برای کشورهای عضو باقی‌مانده، خروج آمریکا یک خلأ نهادی فوری ایجاد می‌کند. سازمان‌هایی که به شدت به بودجه آمریکا وابسته بودند، مجبور به کاهش عملیات، تعدیل نیرو و محدود کردن مأموریت‌های خود می‌شوند. با این حال، این خلأ همچنین تکه‌تکه شدن حکمرانی جهانی را تسریع می‌کند. قدرت‌های منطقه‌ای و بلوک‌های ژئوپلیتیکی رقیب در حال حاضر برای پر کردن این شکاف حرکت کرده‌اند و مکانیسم‌های تأمین مالی جایگزین و نهادهای موازی ایجاد می‌کنند که به مشارکت یا تأیید واشنگتن متکی نیستند.[4][6]

در نهایت، خروج از این ۶۶ نهاد صرفاً یک اقدام اداری برای کاهش هزینه‌ها نیست؛ بلکه تدوین رسمی یک دوران ژئوپلیتیکی جدید است. اجماع پس از جنگ – که بر این فرض بنا شده بود که نهادهای بین‌المللی در هم تنیده، ثبات جهانی را تضمین می‌کنند – با دکترین استقلال ملی سخت‌گیرانه جایگزین شده است. همانطور که مکانیسم‌های حقوقی خروج در طول سال‌های آینده پیش می‌روند، سیستم جهانی ناگزیر خود را تطبیق خواهد داد و از یک معماری چندجانبه یکپارچه به یک واقعیت چندقطبی و متشتت‌تر منتقل خواهد شد.[2][6]

خروج از معاهدات بین‌المللی مستلزم اعلام رسمی و دوره‌های انتظار اجباری است.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

استدلال حاکمیت

دیدگاهی که معتقد است نهادهای چندجانبه از اختیارات خود فراتر رفته و استقلال ملی را محدود می‌کنند.

طرفداران این خروج استدلال می‌کنند که سیستم چندجانبه پس از جنگ جهانی دوم به یک بوروکراسی ناکارآمد تبدیل شده که دستورکارهای ایدئولوژیک را بر نتایج عملی اولویت می‌دهد. از این دیدگاه، سازمان‌هایی مانند UNFCCC و کمیسیون‌های مختلف سازمان ملل، بار نظارتی و تعهدات مالی را تحمیل می‌کنند که با اولویت‌های اقتصادی داخلی در تضاد است. حامیان معتقدند با خروج از این نهادها، آمریکا حق حاکمیت خود را برای مذاکره در مورد توافقات دوجانبه‌ای که مستقیماً منافع ملی‌اش را تأمین می‌کند، بازپس می‌گیرد، به جای اینکه به نهادهایی یارانه دهد که اغلب از سیاست‌هایش انتقاد می‌کنند.

اجماع سلامت و اقلیم جهانی

دیدگاهی که معتقد است قطع بودجه نهادهای بین‌المللی به شدت به ثبات جهانی و همکاری علمی آسیب می‌زند.

محققان پزشکی، دانشمندان اقلیم و دیپلمات‌های بین‌المللی این خروج را به عنوان یک اختلال فاجعه‌بار در همکاری جهانی می‌بینند. این گروه به تأثیرات مکانیکی فوری اشاره می‌کنند: تضعیف نظارت بر بیماری‌های جهانی، اختلال در برنامه‌های سلامت مادران و تکه‌تکه شدن اقدام اقلیمی واحد. آنها استدلال می‌کنند که تهدیدات فراملی – مانند همه‌گیری‌ها و تغییرات اقلیمی – نمی‌توانند از طریق معاملات دوجانبه منزوی مدیریت شوند. علاوه بر این، هشدار می‌دهند که ترک این مجامع، آمریکا را از قوانین جهانی مصون نمی‌کند، بلکه صرفاً توانایی آن را برای شکل دادن به آن قوانین سلب می‌کند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

محققان سلامت و اقلیم 40%حامیان حاکمیت ملی 30%تیم تحریریه کوهستان 30%
  1. [1]BMJمحققان سلامت و اقلیم

    Trump withdraws US from 66 global organisations and UN climate treaty

    مطالعه در BMJ
  2. [2]Federal Registerحامیان حاکمیت ملی

    Executive Order 14199: Withdrawing the United States From and Ending Funding to Certain United Nations Organizations

    مطالعه در Federal Register
  3. [3]GovInfoحامیان حاکمیت ملی

    DCPD-202500222 - Executive Order 14199

    مطالعه در GovInfo
  4. [4]The Lancet Healthy Longevityمحققان سلامت و اقلیم

    The cost of US funding cuts

    مطالعه در The Lancet Healthy Longevity
  5. [5]JAMA Network Openمحققان سلامت و اقلیم

    Global Healthspan-Lifespan Gaps Among 183 World Health Organization Member States

    مطالعه در JAMA Network Open
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانتیم تحریریه کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.