در پزشکی رتبه مقاله به اجراکننده میرسد، در اقتصاد نامها به ترتیب الفبا سهم برابر میبرند
قواعد حاکم بر ترتیب اسامی نویسندگان در مقالات دانشگاهی، مسیر ارتقای شغلی پژوهشگران را تعیین میکند؛ مجلات پزشکی امتیاز اصلی را به میزان تلاش فردی میدهند و نشریات اقتصادی آن را مساوی تقسیم میکنند. این شکاف ساختاری مانعی بزرگ بر سر راه پژوهشهای چندرشتهای ایجاد کرده و جریمهای مستند را به پژوهشگران اقتصادی با حروف الفبایی انتهایی تحمیل میکند.
به قلم آناهیتا طباطبایی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- نشریات زیستپزشکی امتیاز شغلی را بر پایه جایگاه نویسنده میدهند؛ نویسنده اول برای اجرای کار و نویسنده آخر برای تأمین بودجه پاداش میگیرد.
- نشریات اقتصادی نام نویسندگان را الفبایی میچینند تا سهم نظری یکسان در نظر گرفته شود؛ امری که عملاً موجب جریمه نامهای انتهای الفبا شده است.
- گسترش آزمایشهای میدانی تجربی در حال شکستن الگوی کهن اقتصاد است و تیمهای چندرشتهای را به سمت اصطکاک میان این دو روش میبرد.
مسیر شغلی و سرنوشت یک پژوهشگر پیش از هر چیز به رشتهای بستگی دارد که انتخاب کرده است؛ زیرا نقشی کاملاً یکسان در یک پروژه پنجنفره، در یک دانشکده امتیاز کامل ارتقای هیئتعلمی میآورد و در دانشکده کناری، امتیازش دقیقاً صفر است. قواعد حاکم بر اینکه نام چه کسی در کجای مقاله بیاید، مشخص میکند چه کسی گرنتهای مالی را تصاحب میکند و چه کسی باید دانشگاه را ترک کند.[1]
در علوم زیستپزشکی، نویسنده اول آزمایشها را عملاً اجرا کرده و نویسنده آخر بودجه مالی پروژه را تأمین کرده است. در اقتصاد، نام نویسندگان صرفاً بر اساس حروف الفبا چیده میشود و فرض رشته بر این است که همه اعضا سهمی برابر در توسعه چارچوب نظری داشتهاند.[1]
این واگرایی ساختاری سدی اساسی در برابر تحقیقات چندرشتهای میسازد و کمیتههای جذب را وادار میکند سازوکارهای ارزیابی رشتههای دیگر را برای خود بازخوانی کنند. یک نویسنده میانی در مقالهای پزشکی معمولاً تکنسین تلقی میشود، درحالیکه نویسنده میانی در مقالهای اقتصادی پژوهشگر اصلی پروژهای است که دستبرقضا نام خانوادگیاش با حرف «م» شروع شده است.[1]
کمیته بینالمللی ویراستاران نشریات پزشکی (ICMJE) استاندارد زیستپزشکی را دقیقاً برای گره زدن مسئولیت پاسخگویی عمومی به نقشهای مشخص تعریف کرد. دستورالعملهای این کمیته تأکید دارند که هر نویسنده باید سهم فکری چشمگیری در پژوهش داشته باشد، اما این ترتیب قرارگیری نامها است که ارزش اقتصادی واقعی را رقم میزند.[2]
ارزشگذاری امتیاز اجرا در علوم زیستی
تحقیقات زیستپزشکی در سلسلهمراتبی بسیار سفتوسخت حرکت میکنند که در آن تمام سرمایه و امتیاز حرفهای به جایگاه اول و آخر میرسد. نویسنده اول معمولاً دانشجوی دکتری یا پژوهشگر پسادکتری است که روششناسی را طراحی کرده، تستهای آزمایشگاهی را پیش برده و پیشنویس اولیه مقاله را نوشته است.[1]
داشتن مقاله به عنوان نویسنده اول در یک نشریه معتبر، ارز رایج و الزامی برای تبدیل شدن از یک پژوهشگر در حال آموزش به یک محقق مستقل است. بدون این جایگاه، محقق پسادکتری شانس موفقیت چندانی برای رقابت در دریافت گرنتهای انتقالی از نهادهایی مثل موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) ندارد.[1]
جایگاه پایانی در فهرست نویسندگان از آنِ پژوهشگر ارشد یا استاد ناظر (PI) است؛ یعنی همان دانشمند باتجربهای که تصویر کلی برنامه تحقیقاتی را طراحی کرده و گرنت پروژه را جذب نموده است. این جایگاه تثبیتشده، نماد رهبری آزمایشگاه به شمار میرود و برای ارتقای شغلی و تمدید گرنتها حیاتی است.[1]
تمام افرادی که میان نویسنده اول و آخر جای میگیرند، در خلأ موسوم به «نویسنده میانی» گم میشوند. این پژوهشگران ممکن است تحلیلهای تخصصی آماری، آزمایشهای پیچیده یا دادههای بالینی را فراهم کرده باشند، اما جایگاهشان در الگوریتمهای ارتقای دانشگاههای پژوهشی تقریباً هیچ وزنی ندارد.[1]
یک ارزیابی علمسنجی در سال ۲۰۲۴ درباره نحوه نمرهدهی به پیشنهادهای گرنت نشان داد که داوران عملاً هیچ امتیازی به عنوان پژوهشگر مستقل برای مقالاتی که فرد در آنها نویسنده میانی بوده قائل نمیشوند. سامانه این افراد را صرفاً تکنسین و نیروی فنی کمکی حساب میکند، نه راهبر علمی؛ فارغ از اینکه چه تعداد ساعت روی پروژه کار کرده باشند.[3]
محققان این بررسی نتیجه گرفتند که مدل اعطای امتیاز در زیستپزشکی کاملاً صفر و یکی است. پژوهشگران نشریه Journal of Informetrics نوشتند: «داوران در سنجش شایستگی متقاضیان برای دریافت بودجههای فدرال، برای مقالاتی که متقاضی نویسنده میانی آنها بوده دقیقاً وزن صفر قائل میشوند.»[3]
پیشفرض برابری سهم در علم اقتصاد
علم اقتصاد با نگاهی نظری و بنیادین به همکاری مینگرد و مقاله منتشرشده را خروجی غیرقابل تفکیک تلاش مشترک میداند. انجمن اقتصادی آمریکا (AEA) گزارش داده که ۸۴ درصد از مقالات چاپشده در نشریات کلیدی این انجمن بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، چینش دقیق بر اساس حروف الفبا را به کار بردهاند.
این عرف سنتی اعلام میکند که همه نویسندگان به یک اندازه در تدوین چارچوب تئوریک، اثباتهای ریاضی و تحلیلهای تجربی سهیماند. کمیتههای استخدامی در دپارتمانهای اقتصاد، امتیاز مقاله را مستقیماً بر تعداد اعضا تقسیم میکنند؛ یعنی برای مقالهای با سه نویسنده، به هر یک سهم ۳۳ درصدی تعلق میگیرد.[1]
از آنجا که این ترتیب قرارگیری حاوی هیچ دادهای درباره میزان زحمت هر فرد نیست، اقتصاددانی به نام احمدی و اقتصاددانی به نام یوسفی امتیازی کاملاً یکسان از همکاریشان کسب میکنند. در اینجا نه جایی اختصاصی برای استاد ارشد وجود دارد و نه نقشی تفکیکشده برای محقق جوانتر.[1]
انجمن اقتصادی آمریکا از این سازوکار به عنوان دیواری دفاعی در برابر مناقشات سهمخواهی دفاع میکند.[1]
در رهنمودهای افشای نام نویسندگان این انجمن در سال ۲۰۲۵ آمده است: «چینش بر پایه حروف الفبا بر برابری سهم همه همکاران دلالت دارد و مانع از آن میشود که اساتید کهنهکار اعتبار زحمات نظریهپردازان جوان را مصادره کنند.» رویکردی که تلاش دارد آرمان برابریخواهانه این حوزه را تثبیت کند.
سنجش میزان خسارت جریمه الفبایی
با این حال، چینش الفبایی نوعی کژتابی ساختاری در بازار کار پدید میآورد که به «جریمه الفبایی» شهرت یافته است. ذهن مخاطب ناخودآگاه نام نخست را رهبر تیم تصور میکند؛ از این رو اقتصاددانانی که نام خانوادگیشان با حروف آغازین الفبا شروع میشود، پرستیژ غیررسمی را با سرعتی بالاتر انباشت میکنند.[1]
لیران ایناو و لیات یاریو، پژوهشگران دانشگاه استنفورد، نشان دادند اساتید اقتصادی که نام خانوادگیشان در یکسوم ابتدایی الفبا قرار دارد، به شکلی معنادار بیشتر در دانشگاههای سطح یک استخدام دائمی (Tenure) میگیرند. احتمال عضویت آنها در انجمن اقتصادسنجی (Econometric Society) نیز به مراتب بیشتر است.
این دو محقق نشان دادند که این سوگیری منحصراً در رشتههایی بروز میکند که نویسندگان را الفبایی میچینند. ایناو و یاریو در Journal of Economic Perspectives نوشتند: «عرف الفبایی در اقتصاد مستقیماً علیه پژوهشگرانی که نام خانوادگیشان در انتهای الفبا قرار دارد عمل میکند؛ پدیدهای که در روانشناسی و پزشکی اصلاً وجود ندارد.»
برای کاهش این سوگیری، برخی نشریات اقتصادی ترتیب تصادفی نامها را به همراه علامتی اختصاری پیاده کردهاند تا نشان دهند ترتیب قرارگیری با پرتاب سکه مشخص شده است. بدین ترتیب اقتصاددانانی با نامهای انتهایی الفبا نیز گاهی نفر اول میشوند، بدون اینکه فرض برابری سهم افراد مخدوش شود.[1]
انجمن اقتصادی آمریکا اکنون امکان تأیید رسمی ترتیب تصادفی را هنگام سابمیت مقاله فراهم کرده است. با وجود این راهحل فنی، میزان پذیرش آن تنها در سطح ۶.۴ درصد باقی مانده، زیرا پژوهشگران نامدار تمایلی به کنار گذاشتن سنتی ندارند که جامعه علمی به آن خو گرفته است.
اصطکاک در پژوهشهای چندرشتهای
مرزهای سختگیرانه این دو نظام زمانی به بحران میرسند که اقتصاددانان و محققان پزشکی در مطالعات حوزه سلامت عمومی یا اقتصاد سلامت دست به همکاری مشترک میزنند. چانهزنی بر سر ترتیب اسامی در این پژوهشها غالباً حتی از فرایند داوری علمی مقاله طولانیتر میشود.[1]
اگر تیمی چندرشتهای مقاله خود را با ترتیب الفبایی در یک مجله پزشکی منتشر کند، پژوهشگران علوم زیستی امتیاز ارتقای شغلی خود را میسوزانند؛ زیرا کمیته ارزیابی آنها جایگاه نام را نشانه میزان زحمت میداند. در این حالت، اقتصاددانی که نام خانوادگیاش با حرف «ی» شروع میشود، ناخواسته استاد ناظر و مدیر پروژه تصور خواهد شد.[1]
برعکس، اگر این تیم مقاله را بر مبنای ترتیب تلاش زیستپزشکی به نشریهای اقتصادی بفرستد، جامعه اقتصاد فرض میکند ترتیب نامها الفبایی بوده است. آنها گمان میکنند فردی که نامش با «الف» شروع شده نقشی برابر داشته، حتی اگر در واقعیت فقط تکنسین جمعآوری آزمایشگاهی بوده باشد.[1]
برای رفع این تضاد بنیادین، نشریات برچسب «نویسنده همارز اول» (Co-first author) را باب کردند. در پاورقی تصریح میشود که دو یا چند نویسنده سهمی یکسان داشتهاند؛ اقدامی که به هر دو طرف امکان میدهد در دپارتمانهای متبوع خود مدعی دریافت امتیاز جایگاه نخست شوند.[1]
آمارهای رسمی حاکی از آن است که ثبت نویسندگی اول اشتراکی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ در نشریات نامداری نظیر ژورنال انجمن پزشکی آمریکا (JAMA) و لنست (The Lancet) با رشد ۴۳۵ درصدی روبهرو شده است. این تورم ارزش جایگاه اول را میکاهد، چرا که کمیتههای ارزیابی ناچارند امتیاز کار اجرایی را میان چند نفر تقسیم کنند.[4]
چرخش ساختاری در اقتصاد تجربی
مدل برابری اقتصاد این روزها زیر فشار دادههای حجیم و اقتصاد رفتاری آزمایشگاهی در حال فروپاشی است. با دگرگونی این رشته از محاسبات انتزاعی ریاضی به سمت آزمایشهای میدانی تجربی، تقسیم کار روزبهروز شبیهتر به سازوکار آزمایشگاههای علوم پزشکی میشود.[1]
اجرای یک کارآزمایی تصادفیسازیشده کنترلدار در اقتصاد توسعه، محققی ارشد برای جذب بودجه و تیمی از پژوهشگران جوانتر برای پاکسازی دادهها میطلبد. چینش الفبایی دیگر قادر نیست واقعیت این شیوه تولید سلسلهمراتبی را بازتاب دهد.[1]
در نتیجه، مقالات اقتصاد تجربی آرامآرام رو به الگوی چیدمان زیستپزشکی آوردهاند و پژوهشگر ارشد داده را در جایگاه اول و صاحب گرنت را در جایگاه آخر میگذارند. این تغییر موجب دوپارگی رشته شده و فعالان اقتصاد نظری و تجربی را بر مدار دو نظام اعتباری کاملاً مجزا مینشاند.[1]
نشانههای این چرخش در پیشنویسهای دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی آمریکا (NBER) مشهود است؛ جایی که استفاده از ترتیبهای غیرالفبایی از سال ۲۰۱۵ تاکنون دو برابر شده است. این گذار هنوز فراگیر نشده و کمیتههای جذب و استخدام را سردرگم نگه داشته که یک مقاله مشخص از کدام سازوکار بهره برده است.[5]
نقطه مبهم اصلی در مدل اقتصاد برای پژوهشگران جوان، نحوه اعلام شفاف مهارتهای فنی به بازار کار دانشگاهی است. در غیاب جایگاه مشخص برای نویسنده اول، فارغالتحصیلان تازه دکتری برای اثبات اینکه بار سنگین محاسبات را شخصاً به دوش کشیدهاند، کاملاً به توصیهنامههای خصوصی اساتید وابستهاند.[1]
بررسی عمیق دیدگاهها
مدل مبتنی بر تلاش در علوم زیستی
اعطای امتیاز بر مبنای نقش اجرایی در تستهای آزمایشگاهی و تأمین اعتبارات مالی.
این الگو فرایند تحقیق را تولیدی سلسلهمراتبی میداند. نویسنده اول به خاطر طراحی آزمایش و اجرای میدانی امتیاز اصلی را برمیدارد و نویسنده پایانی به دلیل ایده طرح و راهاندازی زیرساخت آزمایشگاهی رهبری پروژه را ثبت میکند. نویسندگان میانی عملاً نیروی خدماتی فرض شده و در ترفیع شغلی تقریباً امتیازی به دست نمیآورند. این رویه هرچند شفافیت پاسخگویی برای هر داده را بالا میبرد، سهم افراد متخصص در آمار و متدولوژی را تضعیف میکند.
الگوی برابری در علم اقتصاد
فرض برابری سهم همه اعضا در پایهریزی مدل تئوریک و تقسیم مساوی امتیازها.
این دیدگاه ریشه در ریاضیات انتزاعی دارد و مقاله را دستاوردی مشترک و غیرقابل تفکیک میبیند که میزان کار هر فرد در آن وزنشدنی نیست. ترتیب الفبایی تأکید میکند که تمامی همکاران در اعتبار متن نهایی شریکاند و کمیتههای جذب امتیاز اثر را مساوی قسمت میکنند (سهم ۳۳ درصدی برای هر نفر در مقاله سهنفره). این روش مانع مصادره زحمات جوانان میشود، اما امتیازی ناعادلانه برای محققانی پدید میآورد که نامشان در صدر الفبا قرار دارد.
- حامیان استاندارد علوم زیستی
- معتقدند ترتیب اسامی حتماً باید بازتابدهنده تقسیم کار واقعی باشد تا بتوان افراد را در قبال دادهها و آزمایشهای مشخص مسئول دانست.
- طرفداران برابری در اقتصاد
- پژوهش تئوریک را محصولی مشترک و تجزیهناپذیر دانسته و چینش الفبایی را سدی در برابر مصادره دسترنج محققان جوان توسط اساتید کهنهکار میشمارند.
- پژوهشگران علمسنجی
- تمرکزشان بر کژتابیهای سیستماتیک این سنتها است؛ بهویژه افت جایگاه نویسندگان میانی و خسارتهای شغلی ناشی از نامهای انتهایی در الفبا.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- پژوهشگران تازهکار در مواجهه با کمیتههای استخدامی چندرشتهای
- رؤسای کمیتههای ارزیابی ارتقای هیئتعلمی دانشگاهها
منابع
[1]تیم سردبیری کوهستانپژوهشگران علمسنجیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[2]International Committee of Medical Journal Editorsحامیان استاندارد علوم زیستیDefining the Role of Authors and Contributors
مطالعه در International Committee of Medical Journal Editors →
[3]Journal of Informetricsحامیان استاندارد علوم زیستیThe devaluation of middle authorship in biomedical promotion metrics
مطالعه در Journal of Informetrics →
[4]JAMAحامیان استاندارد علوم زیستیTrends in Co-First Authorship in High-Impact Medical Journals, 2014-2024
مطالعه در JAMA →
[5]National Bureau of Economic Researchطرفداران برابری در اقتصادThe Rise of Non-Alphabetical Authorship in Empirical Economics
مطالعه در National Bureau of Economic Research →
بیشتر در آموزش
مشاهده همه →دسترسی آزاد
سازوکار مالی دسترسی آزاد: مقایسه مسیرهای انتشار طلایی، سبز و الماسی
8 منبع
واکسن آبزیان
محققان ایرانی به دانشفنی تولید واکسنهای آبزیان دست یافتند؛ گامی به سوی خودکفایی
1 منبع
علوم شناختی
اثر پیشآزمون: چگونه مردود شدن در امتحان قبل از مطالعه، ماندگاری حافظه را دو برابر میکند
7 منبع
کیفیت شواهد
اوج مرور سیستماتیک و متاآنالیز: سلسلهمراتب شواهد چگونه کیفیت پژوهشها را رتبهبندی میکند
7 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار آموزش با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





