رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
اموال فرهنگیگزارش تحلیلی· 5 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو: مرز قانونی که سرنوشت قاچاق اموال فرهنگی را رقم می‌زند

کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو سنگ‌بنای حقوق بین‌الملل در زمینه اموال فرهنگی را گذاشت، اما وابستگی آن به فهرست‌های ملی، رخنه‌هایی ایجاد کرد که کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدروآ (UNIDROIT) با انتقال بار اثبات به دوش خریداران، سعی در پر کردن آن‌ها داشت.

به قلم سروین قاسمی

کشورهای مبدأ 40%کشورهای مقصد 35%پژوهشگران حقوقی 25%
کشورهای مبدأ
خواهان تفسیرهای گسترده‌تر از تعاریف اموال فرهنگی و پذیرش همگانی قانون انتقال بار اثبات یونیدروآ هستند تا بازگشت میراث غارت‌شده تسهیل شود.
کشورهای مقصد
بر رعایت دقیق الزامات ثبت در فهرست کنوانسیون ۱۹۷۰ و عطف به ماسبق نشدن آن تأکید دارند تا از موزه‌های داخلی و تجارت قانونی هنر محافظت کنند.
پژوهشگران حقوقی
بر ضعف‌های ساختاری معاهدات و ضرورت هماهنگ‌سازی حقوق بین‌الملل خصوصی و عمومی برای بستن رخنه‌های قانونی استرداد تمرکز دارند.

در ۲۴ ژوئن ۱۹۹۵، چارچوب حقوقی بین‌المللی حاکم بر هنر و آثار باستانی مسروقه زیر و رو شد. برای ربع قرن، «کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو درباره اتخاذ تدابیر برای ممنوعیت و جلوگیری از ورود، صدور و انتقال غیرقانونی مالکیت اموال فرهنگی» معیار اصلی برای دعاوی استرداد بود. اما این معاهده یک ایراد ساختاری داشت: به‌شدت به فهرست‌های ثبت‌شده توسط دولت‌ها وابسته بود و بار اثبات را بر دوش کشوری می‌گذاشت که به دنبال بازپس‌گیری میراث خود بود. تصویب کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدروآ (UNIDROIT) این معادله را برهم زد و خریداران را مجبور کرد ثابت کنند که در زمان خرید، دقت و بررسی لازم را به عمل آورده‌اند.[5][7]

کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو که در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۰ تصویب و در ۲۴ آوریل ۱۹۷۲ اجرایی شد، همچنان سنگ‌بنای حقوق اموال فرهنگی است. این اولین سند بین‌المللی مهمی بود که مشخصاً برای مبارزه با قاچاق آثار فرهنگی طراحی شد؛ تجارتی که آن‌قدر بزرگ شده بود که با بازارهای سیاه مواد مخدر و اسلحه رقابت می‌کرد. این معاهده یک چارچوب حداقلی برای همکاری‌های بین‌المللی ایجاد کرد و کشورهای امضاکننده را ملزم ساخت تا اقدامات پیشگیرانه، مقررات استرداد و چارچوب‌های همکاری بین‌المللی را اجرا کنند.[1][3][6]

هسته مرکزی کنوانسیون ۱۹۷۰ بر تعریف آن از «اموال فرهنگی» استوار است. طبق ماده ۱، این اصطلاح به اموالی اطلاق می‌شود که هر کشور به‌طور خاص آن‌ها را از نظر باستان‌شناسی، پیشاتاریخ، تاریخ، ادبیات، هنر یا علم دارای اهمیت می‌داند. این تعریف طیف وسیعی از اقلام را در بر می‌گیرد؛ از مجموعه‌های کمیاب گیاه‌شناسی و جانورشناسی گرفته تا عتیقه‌هایی با قدمت بیش از صد سال، آرشیوها و سازهای موسیقی قدیمی. این معاهده با اجازه دادن به تک‌تک کشورها برای تعریف اموال فرهنگی خود در قالب این دسته‌بندی‌های کلی، رویکردی ملی‌گرایانه به مالکیت هنر را در پیش گرفت.[1][2]

با این حال، اتکای این معاهده به تعیین و ثبت دولتی، یک سد حقوقی بزرگ ایجاد کرد. ماده ۷ (ب) (۱) کشورها را ملزم می‌کند که واردات اموال فرهنگی سرقت‌شده از یک موزه یا بنای تاریخی مذهبی یا غیرمذهبی را ممنوع کنند، مشروط بر اینکه آن اموال «در فهرست اموال آن مؤسسه ثبت شده باشد». این شرطِ ثبت در فهرست به این معنا بود که آثار باستانی کشف‌نشده (یعنی اقلامی که مستقیماً از دل خاک غارت شده‌اند، پیش از آنکه مقامات بتوانند آن‌ها را حفاری، مطالعه و فهرست‌بندی کنند) اغلب از چتر سخت‌گیرانه‌ترین حمایت‌های این کنوانسیون بیرون می‌ماندند.[1][5]

چگونه کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدروآ بار اثبات قانونی برای استرداد اموال فرهنگی را تغییر داد.

تحلیل حقوقی دانشگاه سانتا کلارا (Santa Clara Law) از این دو معاهده خاطرنشان می‌کند: «کنوانسیون یونیدروآ با قرار دادن بار اثبات بر دوش خریدار، راه‌حل بهتری برای مشکل خریداران با حسن‌نیت دارد.» از آنجا که کنوانسیون ۱۹۷۰ به‌عنوان ابزاری در حقوق بین‌الملل عمومی عمل می‌کند، حاکم بر روابط میان دولت‌هاست نه افراد حقیقی. این مسئله باعث شد کشورهای مبدأ برای بازپس‌گیری آثار ثبت‌نشده از مجموعه‌داران خصوصی و حراجی‌ها در کشورهای مقصد به دردسر بیفتند، چرا که بار اثبات مسروقه بودن اثر همچنان بر دوش کشور مدعی بود.[3][5]

برای رفع این ضعف‌های ساختاری، «مؤسسه بین‌المللی یکپارچه‌سازی حقوق خصوصی» (UNIDROIT) کنوانسیون ۱۹۹۵ درباره اشیای فرهنگی مسروقه یا غیرقانونی صادرشده را تدوین کرد. این معاهده تکمیلی مستقیماً جنبه‌های حقوق خصوصی در مناقشات اموال فرهنگی را هدف قرار داد. این کنوانسیون مقرر کرد که دارنده یک شیء فرهنگی مسروقه باید آن را پس بدهد و تنها در صورتی می‌تواند غرامت دریافت کند که ثابت کند در زمان خرید، دقت و بررسی لازم را انجام داده است.[5]

برای رفع این ضعف‌های ساختاری، «مؤسسه بین‌المللی یکپارچه‌سازی حقوق خصوصی» (UNIDROIT) کنوانسیون ۱۹۹۵ درباره اشیای فرهنگی مسروقه یا غیرقانونی صادرشده را تدوین کرد.

این وارونگی در بار اثبات، چشم‌انداز حقوقی بازار هنر را از اساس تغییر داد. در چارچوب یونیدروآ، خریداران باید پیشینه و اصالت یک شیء را بررسی کنند، پایگاه‌های داده بین‌المللی را چک کنند و شرایط خرید را زیر ذره‌بین ببرند. اگر خریداری نتواند ثابت کند که از مسروقه بودن شیء بی‌خبر بوده یا منطقاً نمی‌توانسته از آن مطلع باشد، هم اثر باستانی را از دست می‌دهد و هم حق دریافت هرگونه غرامت را.[5]

با وجود حمایت‌های قوی‌تری که کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدروآ ارائه می‌دهد، استقبال از آن محدود بوده است. در حالی که ۱۳۴ کشور عضو کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو هستند، کشورهای بسیار کمتری معاهده یونیدروآ را تصویب کرده‌اند. بسیاری از کشورهای مقصد (بازار هنر)، از ترس پیامدهای عطف به ماسبق شدن برای موزه‌هایشان و الزامات سخت‌گیرانه بررسی پیشینه در تجارت هنر، از امضای آن طفره رفته‌اند.[3][5]

اثربخشی معاهدات بین‌المللی اموال فرهنگی به‌شدت به نحوه اجرای آن‌ها در قوانین داخلی کشورها بستگی دارد.

تعامل میان این دو کنوانسیون همچنان مرز قانونی برای استرداد آثار را تعیین می‌کند. کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو با اعلام اینکه واردات، صادرات و انتقال غیرقانونی اموال فرهنگی یکی از دلایل اصلی فقر میراث فرهنگی یک ملت است، خط پایه اخلاقی و قانونی را بنا نهاد. این کنوانسیون صدور گواهی‌های صادرات، نظارت بر تجارت و اعمال مجازات‌های کیفری یا اداری را الزامی کرد.[1][4]

با این حال، همان‌طور که تحلیل نشریه MDPI Arts اشاره می‌کند، بیش از ۵۵ سال پس از تصویب، کنوانسیون ۱۹۷۰ هنوز با ضعف‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند که اثربخشی آن را محدود می‌سازد. ماهیت «عطف به ماسبق نشدن» این معاهده به این معناست که تنها شامل آثاری می‌شود که پس از لازم‌الاجرا شدن آن در هر دو کشورِ درخواست‌کننده و درخواست‌شونده، خارج شده‌اند. این سد زمانی، اقلام بی‌شماری را که در دوران استعمار یا جنگ‌های جهانی غارت شده‌اند، از دایره صلاحیت آن خارج می‌کند.[1][3][6]

بحث‌های ادامه‌دار بر سر استرداد اموال فرهنگی حول همین مرزبندی‌های قانونی می‌چرخد. کشورهای مبدأ همچنان برای تفسیرهای گسترده‌تر از کنوانسیون ۱۹۷۰ و پذیرش وسیع‌تر استانداردهای ۱۹۹۵ یونیدروآ پافشاری می‌کنند. در همین حال، کشورهای مقصد اغلب به تفسیرهای سخت‌گیرانه از الزامات ثبت در فهرست و قوانین مرور زمان تکیه می‌کنند تا از نهادها و مجموعه‌داران خود محافظت کنند.[5][7]

کارایی این چارچوب بین‌المللی به‌شدت به اجرای داخلی آن بستگی دارد. کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو یک معاهده خوداجرا نیست؛ بلکه کشورهای امضاکننده را ملزم می‌کند تا برای اجرای مفاد آن، قوانین ملی خود را وضع کنند. تا زمانی که یک استاندارد یکپارچه برای بررسی پیشینه و یک رویه مشترک برای بار اثبات به‌طور جهانی پذیرفته نشود، مرز قانونی برای بازپس‌گیری اموال فرهنگیِ قاچاق‌شده، همچنان چشم‌اندازی پیچیده و چندپاره باقی خواهد ماند.[3][4][5]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه کشورهای مبدأ

کشورهای غنی از میراث فرهنگی استدلال می‌کنند که الزامات ثبت در فهرست کنوانسیون ۱۹۷۰ بار ناعادلانه‌ای بر دوش آن‌ها می‌گذارد.

کشورهای مبدأ (اغلب کشورهایی با تاریخ باستان‌شناسی غنی اما منابع محدود برای محافظت از آن‌ها) استدلال می‌کنند که اتکای کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو به فهرست‌های ثبت‌شده دولتی، استاندارد غیرممکنی برای آثار کشف‌نشده ایجاد می‌کند. وقتی شیئی مستقیماً از دل خاک غارت شده و به خارج قاچاق می‌شود، نمی‌تواند در هیچ فهرست ملی وجود داشته باشد. این کشورها به‌شدت از رویکرد کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدروآ حمایت می‌کنند که بار اثبات را به خریدار منتقل می‌کند تا نشان دهد بررسی‌های لازم را انجام داده است؛ آن‌ها معتقدند این تنها راه مؤثر برای بازدارندگی از حفاری غیرقانونی در سایت‌های باستانی است.

دیدگاه کشورهای مقصد

کشورهای دارای بازارهای بزرگ هنر بر قطعیت حقوقی و حمایت از خریداران با حسن‌نیت تأکید دارند.

کشورهای مقصد که میزبان بزرگ‌ترین موزه‌ها، حراجی‌ها و مجموعه‌داران خصوصی جهان هستند، اغلب در برابر اعمال عطف به ماسبق دعاوی استرداد و الزامات سخت‌گیرانه کنوانسیون یونیدروآ مقاومت می‌کنند. آن‌ها استدلال می‌کنند که قرار دادن تمام بار اثبات بر دوش خریدار، تجارت قانونی هنر را مختل کرده و ثبات مجموعه‌های موزه‌ها را تهدید می‌کند. این کشورها تمایل دارند از چارچوب کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو حمایت کنند که به قوانین مرور زمان داخلی احترام می‌گذارد و از کشورهای مدعی می‌خواهد اسناد و مدارک معتبری ارائه دهند که نشان دهد شیء از یک نهاد شناخته‌شده به سرقت رفته است.

دیدگاه پژوهشگران حقوقی

کارشناسان حقوقی، چندپارگی حقوق بین‌الملل را مانع اصلی در حفاظت مؤثر از اموال فرهنگی می‌دانند.

پژوهشگران حقوق بین‌الملل تأکید می‌کنند که شکاف میان حقوق بین‌الملل عمومی و خصوصی، ریشه اصلی مناقشات ادامه‌دار بر سر استرداد است. از آنجا که کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو حاکم بر روابط میان دولت‌هاست، اغلب برای رسیدگی به دعاوی علیه افراد یا شرکت‌های خصوصی کارایی لازم را ندارد. پژوهشگران استدلال می‌کنند تا زمانی که اصول کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدروآ (به‌ویژه الزام جهانی خریداران به انجام بررسی‌های لازم) به‌طور گسترده در قوانین داخلی کشورهای مقصد ادغام نشود، چارچوب بین‌المللی همچنان از نظر ساختاری ضعیف باقی مانده و قاچاقچیان به‌راحتی آن را دور خواهند زد.

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا کشورهای بزرگِ مقصد در بازار هنر سرانجام کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدروآ را تصویب خواهند کرد یا همچنان تنها به چارچوب ۱۹۷۰ یونسکو تکیه می‌کنند.
  • فناوری‌های نوظهور مانند ردیابی اصالت از طریق بلاک‌چین، چگونه ممکن است تعریف قانونی «دقت و بررسی لازم» را در پرونده‌های استرداد آینده تغییر دهند.

چرا مهم است

سازوکارهای قانونی کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو تعیین می‌کند که آیا آثار باستانی غارت‌شده در موزه‌های غربی می‌مانند یا به خانه برمی‌گردند. درک این مرزبندی‌ها نشان می‌دهد چرا برخی از تلاش‌ها برای استرداد آثار موفق می‌شوند و برخی دیگر به در بسته می‌خورند.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

کشورهای مبدأ 40%کشورهای مقصد 35%پژوهشگران حقوقی 25%
  1. [1]UN Documents

    Convention on the Means of Prohibiting and Preventing the Illicit Import, Export and Transfer of Ownership of Cultural Property

    مطالعه در UN Documents →
  2. [2]Oxford Academicپژوهشگران حقوقی

    Article 1 of the 1970 UNESCO Convention: Definition of 'Cultural Property'

    مطالعه در Oxford Academic →
  3. [3]MDPI (Arts)کشورهای مبدأ

    Fifty-Five Years After the 1970 UNESCO Convention on the Means of Prohibiting and Preventing the Illicit Import, Export and Transfer of Ownership of Cultural Property: Hiccups and Challenges

    مطالعه در MDPI (Arts) →
  4. [4]Blue Shield International

    The 1970 Convention on the Means of Prohibiting and Preventing the Illicit Import, Export and Transfer of Ownership of Cultural Property

    مطالعه در Blue Shield International →
  5. [5]Santa Clara Law Digital Commonsکشورهای مبدأ

    The Fight Against Illicit Trafficking of Cultural Property: The 1970 UNESCO Convention and the 1995 UNIDROIT Convention

    مطالعه در Santa Clara Law Digital Commons →
  6. [6]International Journal of Cultural Propertyکشورهای مقصد

    The Fight Against the Illicit Traffic of Cultural Property: The 1970 Convention: Past and Future, 15–16 March 2011

    مطالعه در International Journal of Cultural Property →
  7. [7]تیم سردبیری کوهستانپژوهشگران حقوقی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.