رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانعلم مرمتگزارش تحلیلی· 6 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

تله اقلیمی ۵۰/۷۰: چرا موزه‌ها در حال کنار گذاشتن سخت‌گیرانه‌ترین قانون مرمت آثار هنری هستند؟

نیم قرن تمام، نهادهای هنری میلیون‌ها دلار خرج انرژی کردند تا رطوبت نسبی را دقیقاً روی ۵۰ درصد و دما را روی ۷۰ درجه فارنهایت نگه دارند. حالا، با رویارویی با واقعیت‌های تغییرات اقلیمی و پیشرفت‌های علم مواد، مرمت‌گران دارند این قوانین سفت‌وسخت را شل می‌کنند تا هم بودجه‌شان را نجات دهند و هم سیاره زمین را.

به قلم هستی فیروزی

حامیان پایداری 40%امانت‌دهندگان سنتی 30%مهندسان تاسیسات 30%
حامیان پایداری
استدلال می‌کنند که موزه‌ها باید بازه‌های اقلیمی را گسترده‌تر کنند تا ردپای کربن خود را کاهش داده و با اهداف جهانی اقلیمی همسو شوند.
امانت‌دهندگان سنتی
ایمنی مطلق اشیا را در اولویت قرار می‌دهند و اغلب هنوز هم در قراردادهای قانونی امانت، خواستار پایبندی دقیق به قانون ۵۰/۷۰ هستند.
مهندسان تاسیسات
بر غیرممکن بودن عملی و هزینه مالی هنگفتِ مجبور کردن ساختمان‌ها به حفظ یک اقلیم ثابت و سخت‌گیرانه تمرکز دارند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • پذیره‌نویسان بیمه
  • مجموعه‌داران خصوصی هنر

چرا مهم است

انرژی لازم برای حفظ این آب‌وهوای مصنوعی و سخت‌گیرانه در موزه‌ها، یکی از عوامل پنهان و عظیم در تولید گازهای گلخانه‌ای این نهادهاست. انعطاف‌پذیری در این استانداردها به مکان‌های میراث فرهنگی اجازه می‌دهد تا بدون به خطر انداختن اشیای تاریخی، اثرات مخرب زیست‌محیطی خود را به شدت کاهش دهند.

در اعماق زیرزمین‌های تاسیساتی هر نهاد هنری بزرگ، خیلی پایین‌تر از گالری‌های ساکت و ویترین‌های با دقت نورپردازی‌شده، دستگاهی نشسته که در واقع سرنوشت کلکسیون را رقم می‌زند. این دستگاه نه یک چاقوی جراحی است، نه میکروسکوپ، و نه یک قلم‌موی ظریف. بلکه یک پنل کنترل سیستم تهویه مطبوع (HVAC) صنعتی است. لحظه‌ای که مدیر تاسیسات عدد ۵۰ درصد برای رطوبت نسبی و ۷۰ درجه فارنهایت را وارد می‌کند، دو اتفاق می‌افتد: هنر روی کاغذ در برابر ویرانی‌های زمان بیمه می‌شود، و مصرف انرژی ساختمان سر به فلک می‌کشد. همان دست‌دادن دیجیتالی ساده بین یک ترموستات و موتورخانه، ردپای کربن کل موزه را تعیین می‌کند و نهاد را وارد جنگی بی‌امان با آب‌وهوای بیرون می‌کند.[6]

این ترکیب خاص از اعداد - ۵۰ درصد رطوبت نسبی (RH) و ۷۰ درجه فارنهایت (تقریباً ۲۱ درجه سانتی‌گراد) - معروف‌ترین معیار در علم مرمت است. این همان استاندارد طلایی است که در قراردادهای بین‌المللی امانت آثار، بیمه‌نامه‌ها و نقشه‌های معماری حک شده است. اگر گالری‌ای بخواهد یک تابلوی رامبراند یا یک گلدان سلسله مینگ را قرض بگیرد، سیستم کنترل اقلیم آن باید ثابت کند که می‌تواند دقیقاً همین خط را نگه دارد، آن هم معمولاً با یک حاشیه خطای به شدت سخت‌گیرانه در حد مثبت یا منفی پنج درصد.[3][4]

با این حال، پایه و اساس این استاندارد سفت‌وسخت به شکل عجیبی دلبخواهی است. ریشه این اعداد به سال ۱۹۷۸ برمی‌گردد، زمانی که شیمیدانی به نام گری تامسون (Garry Thomson) کتاب «محیط موزه» را منتشر کرد؛ متن بنیادینی که تبدیل به انجیل بلامنازع حفاظت پیشگیرانه شد. تامسون ۵۰ درصد رطوبت و ۱۹ درجه سانتی‌گراد را به عنوان یک خط پایه معقول برای آب‌وهوای اروپا پیشنهاد داد و خاطرنشان کرد که این یک مصالحه عملی برای راحتی انسان و ثبات اشیاست.[3]

اما در دهه‌های بعد، پیشنهاد عملی تامسون تبدیل به یک دگمای غیرقابل‌انعطاف شد. مدیران موزه‌ها و ثبت‌کنندگان آثار، قانون ۵۰/۷۰ را نه به عنوان یک خط پایه منطقه‌ای، بلکه به عنوان یک قانون جهانی فیزیک در نظر گرفتند. مهندسان تاسیسات در آب‌وهوای مرطوبی مثل میامی یا محیط‌های خشکی مثل فینیکس ناگهان موظف شدند هوای گالری‌هایشان را طوری تنظیم کنند که ادای یک روز بهاری ملایم در لندن را دربیاورد؛ کاری که نیازمند روشن بودن همزمان رطوبت‌گیرهای غول‌پیکر و دیگ‌های بخار بود تا عقربه از جایش تکان نخورد.[3][6]

هزینه مکانیکی این خط صاف و بی‌تغییر، سرسام‌آور است. برای حفظ دقیق ۵۰ درصد رطوبت در حالی که ساختمانی پر از توریست‌های گرم و نفس‌کش را خنک می‌کنید، یک سیستم تهویه اغلب مجبور است هوا را بیش از حد سرد کند تا رطوبتش کشیده شود، و بعد دوباره همان هوا را قبل از پمپاژ به داخل گالری گرم کند. این یک طناب‌کشی پرمصرف انرژی است که ۲۴ ساعت شبانه‌روز و ۳۶۵ روز سال در جریان است.[4][6]

ترس نهفته‌ای که این مصرف انرژی را هدایت می‌کند، ریشه در مکانیک مواد نم‌گیر (hygroscopic) دارد. اشیای ارگانیک - بوم، چوب، پوسته و عاج - رطوبت هوای اطراف خود را جذب و دفع می‌کنند. وقتی رطوبت بالا می‌رود، یک پنل چوبی منبسط می‌شود؛ وقتی پایین می‌آید، چوب منقبض می‌شود. اگر این اتفاق خیلی سریع بیفتد، این حرکت می‌تواند باعث ترک خوردن، پوسته شدن یا ورقه شدن لایه‌های گچ و رنگی شود که روی چوب قرار دارند.[4]

مواد ارگانیک به طور طبیعی رطوبت را جذب و دفع می‌کنند که باعث انبساط و انقباض میکروسکوپی می‌شود.

اما علم مرمت مدرن به طور فزاینده‌ای نشان داده که این ترس از نوسان، بیش از حد اغراق‌آمیز است. آزمایش‌های گسترده روی مواد نشان می‌دهد که بیشتر اشیای تاریخی از قبل با محیط‌هایی که قرن‌ها در آن زندگی کرده‌اند، سازگار شده‌اند. یک محراب ایتالیایی قرن هفدهمی تا الان صدها تابستان مرطوب و زمستان خشک را از سر گذرانده است. تا زمانی که تغییرات اقلیمی تدریجی باشد، چوب می‌تواند بدون هیچ فاجعه‌ای منبسط و منقبض شود.[1][4]

اما علم مرمت مدرن به طور فزاینده‌ای نشان داده که این ترس از نوسان، بیش از حد اغراق‌آمیز است.

این درک، جرقه یک انقلاب خاموش را در این حوزه زد که در نهایت به بیانیه سال ۲۰۱۴ موسسه بین‌المللی حفاظت (IIC) و کمیته حفاظت شورای بین‌المللی موزه‌ها (ICOM-CC) ختم شد. این بیانیه مشترک اساساً پارادایم را تغییر داد و استدلال کرد که دستورالعمل‌های زیست‌محیطی باید برای اقلیم محلی قابل دستیابی باشند و کاهش مصرف انرژی را در اولویت قرار دهند.[1]

موسسه اسمیتسونین (Smithsonian) هم همین مسیر را دنبال کرد و «بیانیه محیط نگهداری مجموعه‌ها»ی خود را صادر کرد. این چارچوب به‌روزرسانی‌شده صراحتاً از یک رویکرد انعطاف‌پذیر حمایت می‌کند و اجازه می‌دهد بازه‌های تغییرات گسترده‌تر باشند - اغلب بین ۴۰ تا ۶۰ درصد رطوبت - و «رانش فصلی» را مجاز می‌داند؛ جایی که رطوبت پایه می‌تواند در تابستان به آرامی بالا برود و در زمستان پایین بیاید و بار روی سیستم‌های مکانیکی را به شدت کاهش دهد. در این بیانیه آمده است: «موسسه اسمیتسونین از رویکردی انعطاف‌پذیر در قبال پارامترهای محیطی مجموعه‌ها حمایت می‌کند» و بر لزوم سازگاری با اقلیم‌های محلی تاکید دارد.[2]

رانش فصلی به اقلیم‌های داخلی اجازه می‌دهد تا به آرامی از الگوهای آب‌وهوای بیرون پیروی کنند و بار روی سیستم‌های تهویه مطبوع را به شدت کاهش دهند.

از آن زمان، موسسه حفاظت آمریکا (AIC) این انعطاف‌پذیری را در دستورالعمل‌های اصلی پایداری خود گنجانده است. دستورالعمل‌های AIC تاکید می‌کنند که خود بحران اقلیمی یک تهدید اولیه برای میراث فرهنگی است؛ بنابراین از نظر اخلاقی متناقض است که موزه‌ها مقادیر عظیمی از سوخت‌های فسیلی را صرفاً برای حفظ یک ثبات خرد و تئوریک در گالری‌های خود بسوزانند.[5]

داده‌های پلتفرم‌های نظارت محیطی مانند Conserv نیز از این گذار حمایت می‌کنند. محققان با تجزیه و تحلیل میلیون‌ها نقطه داده از نهادهای سراسر جهان، نشان داده‌اند که پایبندی سفت‌وسخت به قانون ۵۰/۷۰ دیگر تنها استاندارد قابل‌قبول برای حفاظت نیست. داده‌ها نشان می‌دهند که اشیا در پارامترهای بسیار گسترده‌تری پایدار می‌مانند، به شرطی که از افراط در رطوبت و خشکی شدید جلوگیری شود.[4]

با وجود اجماع علمی، این گذار چندان هم بی‌دردسر نیست. مانع اصلی همچنان سیستم امانت‌دهی بین‌المللی است. وقتی یک نهاد بزرگ در حال آماده‌سازی یک نمایشگاه پرفروش است، موزه‌های امانت‌دهنده هنوز هم در گزارش‌های امکانات خود، استاندارد قدیمی ۵۰/۷۰ را طلب می‌کنند. مسئولان ثبت آثار که وظیفه اصلی‌شان کاهش خطرات است، به طور قابل‌درکی در امضا کردن برگه‌هایی که بازه‌های اقلیمی گسترده‌تری را مجاز می‌دانند، تردید دارند؛ بالاخره یک اثر باستانی بی‌قیمت دارد از دستشان خارج می‌شود.[6]

سیستم‌های مکانیکی مورد نیاز برای حفظ یک اقلیم کاملاً ثابت، ۲۴ ساعت شبانه‌روز کار می‌کنند و ردپای کربن نهادها را بالا می‌برند.

این موضوع یک سیستم دوگانه در بسیاری از موزه‌ها ایجاد می‌کند. گالری‌های مجموعه دائمی ممکن است با یک رانش فصلی پایدار کار کنند، در حالی که فضاهای نمایشگاهی موقت مجبورند برای برآورده کردن الزامات قانونی امانت‌دهندگان، به همان خط صاف و پرمصرف ۵۰/۷۰ برگردند. پر کردن این شکاف نیازمند یک تغییر فرهنگی در نحوه مذاکره نهادها بر سر اعتماد و ریسک است.[6]

راه‌حل در اقلیم‌های خرد (microclimates) نهفته است، نه مهندسی کلان. به جای تهویه یک گالری ۱۰ هزار فوت مربعی برای محافظت از یک تابلوی نقاشی حساس، مرمت‌گران به طور فزاینده‌ای به ویترین‌های مهروموم‌شده و کنترل‌کننده اقلیم روی می‌آورند. این محفظه‌های تخصصی از ژل‌های سیلیکای غیرفعال برای حفظ رطوبت بی‌نقص برای شیء داخلشان استفاده می‌کنند و اجازه می‌دهند بقیه اتاق به طور طبیعی نوسان داشته باشد.[4][6]

کنار گذاشتن قانون سخت‌گیرانه ۵۰/۷۰ نشان‌دهنده بلوغ در حوزه مرمت است. این حرکتی است برای دور شدن از توهم کنترل بی‌نقص و حرکت به سمت رابطه‌ای ظریف‌تر و پایدارتر با دنیای فیزیکی. موزه‌ها با پذیرش کمی حرکت بیشتر در تار و پود بوم‌ها، تضمین می‌کنند که در تلاش برای نجات هنر، آب‌وهوای کره زمین را نابود نکنند.[5][6]

نکات کلیدی

  • استاندارد رطوبت ۵۰ درصد و دمای ۷۰ درجه فارنهایت در سال ۱۹۷۸ پایه‌گذاری شد و به یک قانون جهانی و سخت‌گیرانه برای موزه‌ها تبدیل گشت.
  • حفظ این خط صاف و بی‌تغییر نیازمند مصرف عظیم انرژی است که ردپای کربن نهادها را به شدت بالا می‌برد.
  • نهادهای بزرگ مرمت در سال ۲۰۱۴ اعلام کردند که بازه‌های اقلیمی گسترده‌تر برای بیشتر اشیای تاریخی بی‌خطر هستند.
  • موزه‌ها در حال روی آوردن به «رانش فصلی» هستند که به اقلیم‌های داخلی اجازه می‌دهد به آرامی از الگوهای آب‌وهوای بیرون پیروی کنند.
  • قراردادهای بین‌المللی امانت آثار همچنان بزرگترین مانع هستند، زیرا امانت‌دهندگان اغلب هنوز هم خواستار پارامترهای سخت‌گیرانه ۵۰/۷۰ هستند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

حامیان پایداری

مرمت‌گرانی که برای صرفه‌جویی در انرژی، خواستار بازه‌های اقلیمی گسترده‌تر هستند.

برای حامیان پایداری در حوزه مرمت، بحران اقلیمی تهدیدی بسیار بزرگتر از نوسان پنج درصدی رطوبت گالری برای میراث فرهنگی است. سازمان‌هایی مانند موسسه حفاظت آمریکا استدلال می‌کنند که سوزاندن مقادیر عظیمی از سوخت‌های فسیلی برای حفظ یک ثبات خرد و تئوریک برای هنر، در حالی که انتشار کربن ناشی از آن به بی‌ثباتی محیط‌زیست جهانی کمک می‌کند، از نظر اخلاقی متناقض است. آن‌ها از «رانش فصلی» و بازه‌های تغییرات گسترده‌تر به عنوان یک تکامل ضروری در این حرفه حمایت می‌کنند.

امانت‌دهندگان سنتی

مسئولان ثبت آثاری که برای امانت‌های بین‌المللی خواستار پایبندی دقیق به قانون ۵۰/۷۰ هستند.

مسئولان ثبت و مدیران مجموعه‌ها از نظر حرفه‌ای موظفند هنگام امانت دادن مصنوعات بی‌قیمت، ریسک را به صفر برسانند. حتی اگر علم مدرن نشان دهد که یک تابلوی نقاشی روی چوب متعلق به قرن هفدهم می‌تواند افت رطوبت تا ۴۰ درصد را تحمل کند، چارچوب‌های قانونی و بیمه‌ای پیرامون امانت‌های بین‌المللی هنوز کاملاً با این موضوع همگام نشده‌اند. بسیاری از نهادهای امانت‌دهنده هنوز از گزارش‌های امکانات قدیمی استفاده می‌کنند که پایبندی دقیق به قانون ۵۰/۷۰ را الزامی می‌کند و موزه‌های وام‌گیرنده را مجبور می‌کنند تا برای تضمین برگزاری نمایشگاه‌های پرفروش، تنظیمات پایدار سیستم تهویه خود را نادیده بگیرند.

مهندسان تاسیسات

مدیران ساختمانی که وظیفه اجرای خواسته‌های اقلیمی را بر عهده دارند.

برای مهندسانی که دیگ‌های بخار و چیلرها را اداره می‌کنند، قانون ۵۰/۷۰ اغلب به عنوان یک غیرممکن مهندسی دیده می‌شود که در لباس یک استاندارد علمی ظاهر شده است. مجبور کردن یک ساختمان در یک محیط مرطوب و استوایی به حفظ ۵۰ درصد رطوبت نسبی، نیازمند مبارزه فعال با اتمسفر محلی در ۲۴ ساعت شبانه‌روز است. تیم‌های تاسیسات مدت‌هاست که از بازه‌های اقلیمی گسترده‌تر حمایت می‌کنند، صرفاً به این دلیل که استهلاک مکانیکی و هزینه مالی خنک‌کردن و گرم‌کردن بیش از حد هوا برای بودجه بیشتر نهادها غیرقابل‌تحمل است.

اصطلاحات کلیدی

رطوبت نسبی (RH)
مقدار بخار آب موجود در هوا که به صورت درصدی از مقدار مورد نیاز برای اشباع در همان دما بیان می‌شود.
نم‌گیر (Hygroscopic)
موادی که تمایل به جذب رطوبت از هوا دارند، مانند چوب، کاغذ، بوم و عاج.
رانش فصلی
یک استراتژی کنترل اقلیم که اجازه می‌دهد نقاط تنظیم دما و رطوبت داخل ساختمان به تدریج و همگام با تغییرات فصلی بیرون تغییر کنند.
اقلیم خرد (Microclimate)
یک اقلیم محلی که در یک فضای کوچک و بسته، مانند یک ویترین نمایشگاهی مهروموم‌شده، برای محافظت از یک شیء حساس خاص ایجاد می‌شود.
حفاظت پیشگیرانه
عمل مدیریت محیط اطراف یک شیء - مانند نور، دما و رطوبت - برای جلوگیری از آسیب قبل از وقوع آن.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان پایداری 40%امانت‌دهندگان سنتی 30%مهندسان تاسیسات 30%
  1. [1]Taylor & Francis Onlineحامیان پایداری

    IIC and ICOM-CC 2014 Declaration on environmental guidelines

    مطالعه در Taylor & Francis Online
  2. [2]Smithsonian Institution

    Declaration on the Collections Preservation Environment

    مطالعه در Smithsonian Institution
  3. [3]National Library of New Zealand

    The museum environment / Garry Thomson.

    مطالعه در National Library of New Zealand
  4. [4]Conservمهندسان تاسیسات

    Environmental monitoring standards

    مطالعه در Conserv
  5. [5]American Institute for Conservationحامیان پایداری

    Climate and Sustainability

    مطالعه در American Institute for Conservation
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.