پیلوتی، پلان آزاد و باغبام: چگونه اصول پنجگانه لوکوربوزیه معماری را از نو نوشت
در سال ۱۹۲۷، لوکوربوزیه مانیفستی منتشر کرد که دیوارهای باربر را کنار گذاشت و شبکههای بتن آرمه را جایگزین آنها کرد. «پنج اصل معماری نوین» که از دل این مانیفست بیرون آمد، زیباییشناسی مدرنیستی را تعریف کرد؛ هرچند نمونههای اولیه آن در تقابل با واقعیتهای فیزیکی مصالح جدید حسابی به دردسر افتادند.
به قلم الناز کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدرنیستهای معماری
- اصول پنجگانه را به عنوان رهایی درخشان و ضروری از استبداد مصالح بنایی باربر میبینند.
- حامیان حفاظت تاریخی
- بر واقعیت فیزیکی و چالشهای نگهداری در حفظ این نمونههای اولیه بتنی تمرکز دارند.
- منتقدان دانشگاهی
- شکاف بین شعارهای آرمانگرایانه لوکوربوزیه و تجربه زیسته موکلانش را تحلیل میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مهندسان سازه
- دانشمندان علم مواد
در اواخر تابستان ۱۹۲۸، پییر و اوژنی ساوا در مرغزاری هفت هکتاری مشرف به رود سن در پواسی فرانسه ایستاده بودند و سفارش ساخت یک اقامتگاه آخر هفته را میدادند. آنها یک معمار آوانگارد سوئیسی-فرانسوی به نام شارل-ادوار ژانره — که بیشتر با نام لوکوربوزیه شناخته میشد — را به همراه پسرعمویش پییر ژانره استخدام کرده بودند. خانواده ساوا فهرستی از نیازمندیهای فنی استاندارد برای یک خانه ییلاقی را به دست آنها دادند: آب گرم، گرمایش مرکزی و نورپردازی خاص. اما چیزی که در نهایت تحویل گرفتند، یک بیانیه فیزیکی تمامعیار بود؛ یک جعبه سفید خیرهکننده که روی چمنها شناور بود و قرار بود قوانین سرپناه انسانی را از بیخ و بن بازنویسی کند.[3][5]
درست یک سال قبل، در ۱۹۲۷، لوکوربوزیه مانیفستی با عنوان «پنج اصل معماری نوین» منتشر کرده بود. این مانیفست واکنش مستقیمی بود به یک پیشرفت تکنولوژیک که قرنها تکنیک ساختمانسازی را منسوخ کرده بود. هزاران سال بود که معماری در چنگال جاذبه و مصالح بنایی اسیر بود. دیوارها باید در پایه ضخیم میبودند تا سقف را نگه دارند، و پنجرهها صرفاً سوراخهای کوچکی بودند که در آن توده سازهای ایجاد میشدند تا مبادا سنگها ضعیف شوند. اما تکامل بتن آرمه — بتنی که دور میلگردهای فولادی ریخته میشود تا هم فشار و هم کشش را تحمل کند — تمام معادلات را به هم ریخت.[1][4]
لوکوربوزیه متوجه شد که اگر شبکهای از ستونهای بتنی بتواند وزن طبقات و سقف را تحمل کند، دیوار ناگهان بیکار میشود. دیگر نیازی نبود که دیوار خانه را سر پا نگه دارد. از همین یک کشف سازهای، او پنج اصل مجزا را استخراج کرد که قرار بود «سبک بینالمللی» را تعریف کنند و به محیط مصنوع مدرن شکل دهند. این اصول صرفاً انتخابهایی زیباییشناسانه نبودند؛ بلکه تلاشی خردگرایانه برای خلق یک «ماشین برای زندگی» بودند که برای عصر صنعتی بهینهسازی شده بود.[1][4]
اصل اول «پیلوتی» بود. ساختمان به جای اینکه با سنگینی روی یک فونداسیون بنشیند، روی شبکهای از ستونهای ظریف بتن آرمه در هوا معلق میشد. در ویلا ساوا، این کار اجازه داد تا طبقه همکف خالی شود و یک مسیر ماشینروی منحنی شکل بگیرد که شعاع آن دقیقاً با دایره چرخش یک اتومبیل مدل ۱۹۲۹ همخوانی داشت. لوکوربوزیه مینوشت که خانه باید «شیئی قرار گرفته بر فراز زمین، در میانه چشمانداز» باشد و زمین زیر آن دستنخورده باقی بماند.[3]
اصول دوم و سوم، «پلان آزاد» و «نمای آزاد» بودند. از آنجا که پیلوتیها بار سازه را به دوش میکشیدند، دیوارهای جداکننده داخلی میتوانستند در هر جایی قرار بگیرند، کاملاً مستقل از طبقات بالا یا پایین. فضا آزادانه جریان مییافت و به جای اینکه تابع ضرورتهای سازهای باشد، خود را با استفاده انسانی تطبیق میداد. به همین ترتیب، پوسته بیرونی نیز از اسکلت سازه جدا شد. نما هیچ باری جز وزن خودش را تحمل نمیکرد و بیشتر شبیه یک پرده سبک بود تا یک دیوار قلعه.[1][4]
از آنجا که پیلوتیها بار سازه را به دوش میکشیدند، دیوارهای جداکننده داخلی میتوانستند در هر جایی قرار بگیرند، کاملاً مستقل از طبقات بالا یا پایین.
این رهایی دیوار، راه را برای اصل چهارم باز کرد: پنجرههای نواری. بدون وجود دیوارهای باربر که شیشه را قطع کنند، پنجرهها میتوانستند در تمام طول افقی نما امتداد یابند. این کار، فضای داخلی را غرق در نور طبیعی بیسابقهای میکرد و چشمانداز حومه فرانسه را مانند یک نقاشی پانورامای پیوسته قاب میگرفت؛ اتفاقی که رابطه بصری بین فضای داخلی و بیرون را از اساس تغییر داد.[1][4]
اصل پنجم و نهایی، «باغبام» یا همان روفگاردن بود. لوکوربوزیه استدلال میکرد که سقفهای شیبدار دیگر منسوخ شدهاند. در عوض، بامهای تخت میتوانستند زمینی را که توسط ردپای ساختمان اشغال شده بود، پس بگیرند. نظریه او این بود که لایهای از خاک و گیاهان از بتن آرمه در برابر انبساط حرارتی محافظت میکند و عایق طبیعی فراهم میآورد؛ ایدهای که فضای داخلی را با آسمان پیوند میداد و در عین حال یک پناهگاه خصوصی در فضای باز ارائه میکرد.[1][4]
به عنوان یک دکترین فضایی و زیباییشناختی، این اصول پنجگانه بینقص بودند. اما به عنوان یک واقعیت فیزیکی در اوایل دهه ۱۹۳۰، حسابی دردسرساز شدند. ادعاهای تئوریک لوکوربوزیه درباره عایقبندی ذاتی در برابر آبوهوا و جرم حرارتی معماری جدیدش، با محدودیتهای مصالح آن دوران برخورد سختی داشت. چشمانداز او از درزگیرها و عایقهای موجود در آن زمان بسیار جلوتر بود.[5][6]
تقریباً بلافاصله پس از نقل مکان، خانواده ساوا متوجه شدند که بام تخت و نورگیرها بیوقفه چکه میکنند. پنجرههای نواری که فاقد شیشههای دوجداره مدرن بودند، گرما را هدر میدادند و این جعبه بتنی را در زمستان به طرز بیرحمانهای سرد میکردند. در اسناد تاریخی این ملک آمده است: «به دلیل مشکلات فراوان، این خانه به ندرت مسکونی بود.» خانواده ساوا معمار را با نامههای خشمگینانهای بمباران کردند؛ نامههایی درباره نفوذ آب به رمپها و نابودی دیوارهای سفید و بینقص، که در آنها خواستار تعمیرات فوری بودند.[3][5]
این نمونه اولیه چنان تحتالشعاع این نقصهای مصالح قرار گرفت که پیش از نجات یافتن و ثبت شدن به عنوان یک بنای تاریخی رسمی فرانسه در سال ۱۹۶۵، چندین بار تا مرز تخریب پیش رفت — افتخار نادری که در زمان حیات لوکوربوزیه به او اعطا شد. امروزه، ماکتی با مقیاس ۱:۳۳.۳ از این ویلا در موزه هنر مدرن نگهداری میشود که به عنوان عصاره قانونی تفکر مدرنیستی حفظ شده است، در حالی که نسخه اصلی و مرمتشده آن سالانه هزاران بازدیدکننده را به خود میخواند.[2][5]
نبوغ اصول پنجگانه در این نبود که در همان تلاش اول بینقص کار کردند، بلکه در این بود که مسیر مهندسی سازه را به درستی تشخیص دادند. علم مواد در زمینه درزگیرها، عایقها و ترمال بریکها در نهایت خود را به چشمانداز لوکوربوزیه رساند. امروزه، برجهای اداری و مجتمعهای آپارتمانی که شهرهای ما را تعریف میکنند — شناور روی ستونها، پیچیده در شیشه و مزین به تراسها — نوادگان مستقیم همان مانیفست سال ۱۹۲۷ هستند؛ اثباتی بر اینکه منطق سازهای درست بود، حتی اگر بتنهای اولیه چندان چنگی به دل نمیزدند.[6]
چرا مهم است
ساختمانهایی که امروز در آنها زندگی و کار میکنیم — با پلانهای باز، پنجرههای قدی و بامهای تخت — نوادگان مستقیم همین مانیفست سال ۱۹۲۷ هستند؛ سندی که شیوه محصور کردن فضا توسط بشر را برای همیشه تغییر داد.
نکات کلیدی
- در سال ۱۹۲۷، لوکوربوزیه مانیفستی منتشر کرد که «پنج اصل معماری نوین» را بر اساس قابلیتهای سازهای بتن آرمه تعریف میکرد.
- این اصول شامل پیلوتی (ستونها)، پلان آزاد، نمای آزاد، پنجرههای نواری و باغبام است.
- این مانیفست با انتقال بار سازه از دیوارهای بنایی به شبکهای بتنی، فضاهای داخلی و نماهای بیرونی را آزاد کرد.
- ویلا ساوا که بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۱ ساخته شد، بهعنوان نمونه فیزیکی نهایی برای این اصول عمل کرد.
- اگرچه این ساختمانهای اولیه از نظر زیباییشناختی انقلابی بودند، اما از نقصهای جدی مصالح، از جمله نشتی مزمن سقف و عایق حرارتی ضعیف، رنج میبردند.
منابع
[1]design manifestos .orgمدرنیستهای معماریLe Corbusier and Pierre Jeanneret: Les 5 Points d'une Architecture Nouvelle
مطالعه در design manifestos .org →
[2]MoMAمدرنیستهای معماریLe Corbusier (Charles-Édouard Jeanneret), Pierre Jeanneret. Villa Savoye, Poissy-sur-Seine, France (Scale model, 1:33.3). 1932
مطالعه در MoMA →
[3]Villa Savoye / Centre des monuments nationauxحامیان حفاظت تاریخیLe Corbusier's 5 points of modern architecture
مطالعه در Villa Savoye / Centre des monuments nationaux →
[4]JSTORمنتقدان دانشگاهیLes Cinq Points d'une Architecture Nouvelle
مطالعه در JSTOR →
[5]Wikipediaحامیان حفاظت تاریخیVilla Savoye
مطالعه در Wikipedia →
[6]تیم سردبیری کوهستانمنتقدان دانشگاهیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
