رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستان· 8 دقیقه مطالعه· در حقوق و قضا

ساختار و اختیارات دیوان عالی بریتانیا؛ چرا این دادگاه نمی‌تواند قوانین پارلمان را باطل کند؟

دیوان عالی بریتانیا که در سال ۲۰۰۹ جایگزین مجلس اعیان شد، بالاترین مرجع قضایی این کشور است، اما برخلاف همتای آمریکایی خود، به دلیل اصل حاکمیت پارلمان قدرت ابطال قوانین مصوب را ندارد.

به قلم آوا شیرازی

این خبر را به اشتراک بگذارید

به‌طور خلاصه

  • دیوان عالی بریتانیا در سال ۲۰۰۹ تأسیس شد و به حضور تاریخی قضات در مجلس اعیان پایان داد تا استقلال قوه قضاییه تضمین شود.
  • به دلیل اصل حاکمیت پارلمان، این دیوان نمی‌تواند قوانین اولیه را باطل کند، اما می‌تواند «اعلامیه مغایرت» با حقوق بشر صادر نماید.
  • روند انتصاب قضات در بریتانیا کاملاً غیرسیاسی و بر اساس شایستگی است که تفاوت آشکاری با سیستم حزبی دیوان عالی آمریکا دارد.

بسیاری از تحلیل‌گران و شهروندان تصور می‌کنند که هر نهادی با نام «دیوان عالی» قدرت نهایی برای ابطال قوانین مصوب سیاستمداران را دارد و به عنوان وتوی نهایی قانون اساسی عمل می‌کند. در بریتانیا، این پیش‌فرض رایج کاملاً نادرست است و ساختار حقوقی مسیر دیگری را طی می‌کند.

دیوان عالی بریتانیا، برخلاف همتایان خود در ایالات متحده یا آلمان، در چارچوب قانون اساسی متفاوتی فعالیت می‌کند که در آن پارلمان حاکمیت مطلق دارد. این دادگاه نمی‌تواند قوانین اولیه مصوب پارلمان را به دلیل مغایرت با قانون اساسی لغو کند.[1]

این تفاوت بنیادین، دیوان عالی بریتانیا را به نهادی منحصربه‌فرد در حقوق تطبیقی تبدیل کرده است. در این سیستم، قدرت قضایی به جای تقابل مستقیم با نهاد قانون‌گذار، از طریق تفسیر دقیق متون و اعمال فشارهای حقوقی نرم عمل می‌کند.[5]

برای درک جایگاه فعلی این نهاد، باید به تغییرات ساختاری عمیقی که در اوایل قرن بیست و یکم در بریتانیا رخ داد، نگاه کرد. تا پیش از سال ۲۰۰۹، بریتانیا اصلاً دیوان عالی به معنای مدرن و مستقل آن نداشت.[3]

پایان یک سنت چندصدساله

بالاترین مرجع تجدیدنظرخواهی در بریتانیا برای بیش از یک قرن، کمیته استیناف مجلس اعیان بود. قضات ارشد که به عنوان «لوردهای حقوقی» شناخته می‌شدند، همزمان در قوه مقننه و قوه قضاییه حضور داشتند و به پرونده‌ها رسیدگی می‌کردند.

این درهم‌تنیدگی قوا، با اصول مدرن تفکیک قوا و استقلال قضایی در تضاد آشکار بود. منتقدان حقوقی استدلال می‌کردند که حضور قضات در مجلس قانون‌گذاری، بی‌طرفی سیستم قضایی را زیر سؤال می‌برد و شفافیت لازم برای یک دموکراسی مدرن را ندارد.[3]

قانون اصلاحات قانون اساسی مصوب سال ۲۰۰۵، به این وضعیت تاریخی پایان داد. این قانون مقرر کرد که یک دیوان عالی کاملاً مستقل ایجاد شود و لوردهای حقوقی از پارلمان خارج شده و به یک ساختمان مجزا منتقل شوند.[3]

فضای داخلی یکی از سالن‌های رسیدگی در دیوان عالی بریتانیا.

در اول اکتبر ۲۰۰۹، دیوان عالی بریتانیا رسماً در ساختمان «میدلسکس گیلدهال» در میدان پارلمان لندن افتتاح شد. این جابجایی فیزیکی، نمادی از استقلال کامل قوه قضاییه از پارلمان و دولت بود و فصل جدیدی را در حقوق بریتانیا رقم زد.[4]

حاکمیت پارلمان؛ خط قرمز دیوان

هسته مرکزی حقوق اساسی بریتانیا، اصل «حاکمیت پارلمان» است. این اصل بیان می‌کند که پارلمان بریتانیا قدرت وضع یا لغو هر قانونی را دارد و هیچ نهادی، از جمله دادگاه‌ها، نمی‌تواند مصوبات آن را نادیده گرفته یا باطل اعلام کند.[1]

پروفسور مارک الیوت، استاد حقوق عمومی در دانشگاه کمبریج، در تشریح این ساختار می‌نویسد: «در بریتانیا، قانون اساسی چیزی نیست که بالاتر از پارلمان بایستد، بلکه پارلمان خود خالق و تغییردهنده قانون اساسی است و اراده آن بر همه چیز برتری دارد.»[3]

این بدان معناست که اگر پارلمان بریتانیا قانونی تصویب کند که حقوق بنیادین را محدود سازد، دیوان عالی موظف است آن قانون را اجرا کند. قضات بریتانیایی نمی‌توانند مانند دیوان عالی آمریکا، یک قانون را «غیرقانونی» یا «باطل» اعلام کنند.[1][5]

با این حال، دیوان عالی کاملاً بی‌دفاع نیست. ابزار اصلی این دادگاه در برابر قوانین متعارض، تفسیر دقیق و سخت‌گیرانه متون قانونی است. قضات فرض را بر این می‌گذارند که پارلمان قصد نقض حقوق بنیادین را نداشته است، مگر اینکه صراحتاً خلاف آن ذکر شده باشد.

قانون حقوق بشر و اعلامیه مغایرت

تصویب قانون حقوق بشر در سال ۱۹۹۸، ابزار جدیدی به دادگاه‌های بریتانیا داد. این قانون، کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را وارد حقوق داخلی بریتانیا کرد و به قضات اجازه داد تا قوانین داخلی را با استانداردهای این کنوانسیون بسنجند.[3]

بر اساس ماده ۴ این قانون، اگر دیوان عالی تشخیص دهد که یک قانون مصوب پارلمان با حقوق بشر مغایرت دارد، می‌تواند یک «اعلامیه مغایرت» صادر کند. این حکم قضایی، نشان‌دهنده تضاد صریح قانون با تعهدات حقوق بشری است.[1]

روند تاریخی تأسیس دیوان عالی مستقل در بریتانیا.

صدور این اعلامیه، قانون مورد نظر را باطل یا متوقف نمی‌کند. قانون همچنان به قوت خود باقی است و اجرا می‌شود، اما این اعلامیه فشار سیاسی و اخلاقی سنگینی بر دولت و پارلمان وارد می‌کند تا قانون را به سرعت اصلاح کنند.[5]

از زمان اجرایی شدن این قانون، دادگاه‌های عالی بریتانیا ده‌ها بار از این ابزار استفاده کرده‌اند. در تقریباً تمامی موارد، وزرای دولت و پارلمان در نهایت تسلیم شده و قانون را برای رفع مغایرت تغییر داده‌اند تا از بحران مشروعیت جلوگیری کنند.[5]

این مکانیسم، تعادل ظریفی میان حفظ حاکمیت پارلمان و حمایت از حقوق بنیادین ایجاد کرده است. دیوان عالی بدون اینکه قدرت وتوی مستقیم داشته باشد، عملاً پارلمان را به بازنگری در قوانین ناقض حقوق بشر وادار می‌کند.[3][5]

صلاحیت‌ها و محدوده جغرافیایی

دیوان عالی بریتانیا بالاترین دادگاه تجدیدنظر در پرونده‌های مدنی برای تمام مناطق بریتانیا، شامل انگلستان، ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی است. این دادگاه به پیچیده‌ترین اختلافات حقوقی، تجاری و قانون اساسی رسیدگی می‌کند.[2]

اما در امور کیفری، صلاحیت این دیوان محدودتر است. دیوان عالی مرجع نهایی پرونده‌های کیفری در انگلستان، ولز و ایرلند شمالی است، اما سیستم حقوقی اسکاتلند در امور کیفری ساختار کاملاً مستقلی دارد.[2]

دادگاه عالی کیفری اسکاتلند مرجع نهایی پرونده‌های کیفری در این منطقه است و هیچ درخواست تجدیدنظری از آن به دیوان عالی بریتانیا ارجاع نمی‌شود، مگر در موارد نادری که پای نقض صریح موازین حقوق بشر در میان باشد.[2]

علاوه بر این، دیوان عالی مسئولیت رسیدگی به اختلافات مربوط به «واگذاری اختیارات» را نیز بر عهده دارد. این شامل بررسی این موضوع است که آیا پارلمان‌های محلی اسکاتلند، ولز یا ایرلند شمالی از حدود اختیارات قانونی خود فراتر رفته‌اند یا خیر.

مقایسه اختیارات دیوان عالی بریتانیا و ایالات متحده در برخورد با قوانین مصوب.

روند انتصاب قضات؛ استقلال از سیاست

یکی از تفاوت‌های بارز دیوان عالی بریتانیا با همتای آمریکایی‌اش، روند غیرسیاسی انتصاب قضات است. در بریتانیا، هیچ جلسه استماع عمومی و پرتنشی در پارلمان برای تایید قضات برگزار نمی‌شود و سیاستمداران نقش حداقلی در این فرآیند دارند.[3]

زمانی که یک کرسی در دیوان عالی خالی می‌شود، یک کمیسیون انتخاب مستقل تشکیل می‌گردد. این کمیسیون متشکل از اعضای ارشد قضایی و نمایندگان کمیسیون‌های انتصابات قضایی مناطق مختلف بریتانیا است که نامزدها را ارزیابی می‌کنند.[3]

این کمیسیون پس از بررسی دقیق سوابق نامزدها، یک نفر را به وزیر دادگستری پیشنهاد می‌دهد. وزیر دادگستری گزینه‌های بسیار محدودی برای رد نامزد دارد و در نهایت نام فرد منتخب به پادشاه برای انتصاب رسمی ارائه می‌شود.

این روند تکنوکراتیک و مبتنی بر شایستگی، تضمین می‌کند که قضات دیوان عالی بر اساس تخصص حقوقی خود انتخاب شوند، نه بر اساس وفاداری حزبی. در نتیجه، دیوان عالی بریتانیا به ندرت شاهد صف‌بندی‌های ایدئولوژیک مشابه دادگاه‌های آمریکا است.[3][5]

دیوان عالی از ۱۲ قاضی تشکیل شده است که به آن‌ها «قاضی دیوان عالی» گفته می‌شود. رئیس دیوان عالی هدایت این نهاد را بر عهده دارد و پرونده‌ها معمولاً توسط هیئت‌هایی متشکل از ۵، ۷ یا ۹ قاضی بررسی می‌شوند.

رویارویی‌های تاریخی با دولت

با وجود محدودیت‌های ساختاری، دیوان عالی بریتانیا در سال‌های اخیر نشان داده است که از به چالش کشیدن تصمیمات اجرایی دولت ابایی ندارد. یکی از مشهورترین این رویارویی‌های حقوقی در پاییز سال ۲۰۱۹ رخ داد.[5]

در جریان بحران برگزیت، بوریس جانسون، نخست‌وزیر وقت، تصمیم گرفت پارلمان را برای مدت پنج هفته تعلیق کند تا مانع از دخالت نمایندگان در روند خروج از اتحادیه اروپا شود. این اقدام بی‌سابقه با واکنش شدید حقوقی مواجه شد.[3][5]

پارلمان بریتانیا؛ نهادی که بر اساس حقوق اساسی این کشور، حاکمیت مطلق قانون‌گذاری را در اختیار دارد.

دیوان عالی بریتانیا در یک رأی تاریخی و به اتفاق آرا، با ۱۱ رأی موافق در برابر صفر رأی مخالف، اعلام کرد که تصمیم نخست‌وزیر برای تعلیق پارلمان «غیرقانونی، باطل و بی‌اثر» بوده است و نمایندگان باید به کار خود ادامه دهند.[3]

لیدی هیل، رئیس وقت دیوان عالی، در قرائت رأی دادگاه گفت: «تأثیر این تعلیق بر مبانی دموکراسی ما شدید بوده است. دولت نمی‌تواند بدون توجیه منطقی، پارلمان را از انجام وظایف قانونی و نظارتی خود بازدارد.»[3]

این رأی نشان داد که اگرچه دیوان عالی نمی‌تواند قوانین پارلمان را باطل کند، اما قدرت کاملی برای نظارت بر اعمال قوه مجریه و جلوگیری از سوءاستفاده از اختیارات دولتی در غیاب قانون مصوب دارد.[5]

مقایسه با سایر دادگاه‌های عالی

در مقایسه با دیوان عالی ایالات متحده، دادگاه بریتانیا بسیار کمتر سیاسی است. قضات آمریکایی قدرت ابطال قوانین کنگره را دارند و انتصاب آن‌ها یک نبرد حزبی تمام‌عیار است، اما در بریتانیا تمرکز بر تفسیر قانون و حفظ تعادل قوا است.[3][5]

در مقایسه با دادگاه قانون اساسی فدرال آلمان، دیوان عالی بریتانیا فاقد یک سند مکتوب واحد به عنوان «قانون اساسی» است. دادگاه آلمان می‌تواند قوانین را مستقیماً باطل کند، اما دادگاه بریتانیا باید در چارچوب قوانین عادی عمل نماید.[5]

در مقایسه با دادگاه قانون اساسی فدرال آلمان، دیوان عالی بریتانیا فاقد یک سند مکتوب واحد به عنوان «قانون اساسی» است.

این تفاوت‌ها نشان‌دهنده تکامل تاریخی متفاوت این کشورهاست. بریتانیا به جای تکیه بر یک دادگاه قدرتمند برای محافظت از قانون اساسی، به سنت‌های دموکراتیک، پاسخگویی سیاسی و حاکمیت نمایندگان منتخب مردم در پارلمان اعتماد کرده است.[1][5]

با این حال، تأسیس دیوان عالی در سال ۲۰۰۹ گامی مهم در جهت شفافیت و مدرن‌سازی سیستم قضایی بریتانیا بود. این نهاد اکنون به عنوان نماد استقلال حقوقی، نقشی حیاتی در تفسیر قوانین پیچیده مدرن ایفا می‌کند.[4]

تجربه یک و نیم دهه فعالیت دیوان عالی بریتانیا ثابت کرده است که قدرت قضایی لزوماً نیازمند حق وتوی قانون‌گذاری نیست. از طریق استدلال‌های حقوقی مستحکم و استفاده هوشمندانه از ابزارهایی مانند اعلامیه مغایرت، این نهاد توانسته است تعادل ظریفی میان حاکمیت نمایندگان منتخب و حفاظت از حقوق بنیادین ایجاد کند.[5]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
بررسی تطبیقی مکانیسم «اعلامیه مغایرت» در بریتانیا و مقایسه نرخ اصلاح قوانین پس از صدور این اعلامیه‌ها با نرخ ابطال قوانین در دادگاه‌های قانون اساسی اروپا.
یافته
تحلیل نشان می‌دهد که سیستم بریتانیا از طریق فشارهای سیاسی و اخلاقی ناشی از احکام قضایی، به همان نتیجه‌ای دست می‌یابد که دادگاه‌های قانون اساسی با ابطال مستقیم قوانین به آن می‌رسند، بدون آنکه اصل دموکراتیک حاکمیت پارلمان را نقض کند.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل نمی‌تواند تضمین کند که در صورت روی کار آمدن یک دولت کاملاً پوپولیست، فشارهای اخلاقی همچنان برای تغییر قانون کافی باشد.

اصطلاحات کلیدی

حاکمیت پارلمان (Parliamentary Sovereignty)
اصلی در حقوق بریتانیا که به پارلمان قدرت مطلق قانون‌گذاری می‌دهد و هیچ دادگاهی نمی‌تواند مصوبات آن را لغو کند.
اعلامیه مغایرت (Declaration of Incompatibility)
حکمی که نشان می‌دهد یک قانون داخلی با کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در تضاد است، اما قانون را باطل نمی‌کند.
لوردهای حقوقی (Law Lords)
قضات ارشدی که تا پیش از سال ۲۰۰۹ در مجلس اعیان بریتانیا به عنوان بالاترین مرجع تجدیدنظر فعالیت می‌کردند.

پرسش‌های متداول

آیا دیوان عالی بریتانیا به پرونده‌های اسکاتلند رسیدگی می‌کند؟

در امور مدنی بله، اما در پرونده‌های کیفری، سیستم قضایی اسکاتلند کاملاً مستقل است و مرجع نهایی خود را دارد.

قضات دیوان عالی بریتانیا چگونه انتخاب می‌شوند؟

توسط یک کمیسیون مستقل متشکل از حقوق‌دانان ارشد بررسی شده و بدون برگزاری جلسات استماع حزبی در پارلمان، به پادشاه معرفی می‌شوند.

آیا نخست‌وزیر می‌تواند قضات دیوان عالی را برکنار کند؟

خیر، قضات از امنیت شغلی کامل برخوردارند و تنها با رأی هر دو مجلس پارلمان به دلیل سوءرفتار جدی قابل برکناری هستند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مدافعان حاکمیت پارلمان

تأکید بر برتری نمایندگان منتخب مردم در فرآیند قانون‌گذاری.

این گروه استدلال می‌کنند که قدرت نهایی قانون‌گذاری باید در دست پارلمانی باشد که مستقیماً توسط مردم انتخاب شده است، نه قضات انتصابی که پاسخگویی دموکراتیک مستقیم ندارند. از دیدگاه آن‌ها، دادن قدرت ابطال قوانین به دیوان عالی، بریتانیا را به سمت یک «حکومت قضات» سوق می‌دهد که در آن تصمیمات سیاسی به جای صندوق‌های رأی، در دادگاه‌ها گرفته می‌شود.

حامیان گسترش اختیارات قضایی

تأکید بر لزوم کنترل قدرت دولت و محافظت از حقوق اقلیت‌ها.

این دیدگاه معتقد است که در غیاب یک قانون اساسی مکتوب و سخت، دیوان عالی باید قدرت بیشتری برای محافظت از حقوق بنیادین شهروندان در برابر تصمیمات شتاب‌زده یا پوپولیستی پارلمان داشته باشد. آن‌ها استدلال می‌کنند که «اعلامیه مغایرت» ابزار ضعیفی است، زیرا دولت‌ها از نظر حقوقی ملزم به اجرای آن نیستند و ممکن است در شرایط بحرانی حقوق شهروندان نادیده گرفته شود.

پژوهشگران حقوق تطبیقی

تأکید بر کارآمدی فشارهای نرم و تعادل ساختاری در سیستم بریتانیا.

این پژوهشگران استدلال می‌کنند که سیستم بریتانیا نشان داده است صدور «اعلامیه مغایرت» عملاً به اندازه قدرت ابطال مستقیم در آمریکا کارآمد است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که دولت‌های بریتانیا به ندرت از اصلاح قانونی که دیوان عالی آن را ناقض حقوق بشر دانسته سر باز می‌زنند، زیرا هزینه سیاسی نادیده گرفتن بالاترین مرجع قضایی کشور بسیار سنگین است. این روش، بدون نقض حاکمیت پارلمان، به همان نتیجه مطلوب دست می‌یابد.

مدافعان سنت قانون اساسی 40%حامیان حقوق بشر 35%پژوهشگران حقوق تطبیقی 25%
مدافعان سنت قانون اساسی
تأکید دارند که قدرت نهایی قانون‌گذاری باید در دست پارلمانی باشد که مستقیماً توسط مردم انتخاب شده است، نه قضات انتصابی.
حامیان حقوق بشر
معتقدند که در غیاب یک قانون اساسی مکتوب، دیوان عالی باید قدرت بیشتری برای محافظت از حقوق بنیادین در برابر تصمیمات پارلمان داشته باشد.
پژوهشگران حقوق تطبیقی
استدلال می‌کنند که سیستم بریتانیا نشان داده است صدور «اعلامیه مغایرت» عملاً به اندازه قدرت ابطال مستقیم در سایر کشورها کارآمد است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • قضات دادگاه‌های پایین‌رده
  • شهروندان درگیر در پرونده‌های حقوق بشر

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مدافعان سنت قانون اساسی 40%حامیان حقوق بشر 35%پژوهشگران حقوق تطبیقی 25%
  1. [1]UK Parliamentمدافعان سنت قانون اساسی

    Parliamentary sovereignty

    مطالعه در UK Parliament →
  2. [2]Judiciary of England and Wales

    Structure of the courts system

    مطالعه در Judiciary of England and Wales →
  3. [3]UCL Constitution Unitحامیان حقوق بشر

    Judicial Independence and the Supreme Court

    مطالعه در UCL Constitution Unit →
  4. [4]BBC News

    New Supreme Court opens its doors

    مطالعه در BBC News →
  5. [5]تیم سردبیری کوهستانپژوهشگران حقوق تطبیقی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار حقوق و قضا با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.