«نقطه کور دو جبههای» ناتو در مورد تایوان و روسیه، تلاش اروپا برای استقلال هستهای را تسریع میکند
افشای این موضوع که ناتو فاقد یک استراتژی جامع برای درگیریهای همزمان با روسیه و چین است، تلاشهای اروپا برای توسعه یک بازدارنده هستهای مستقل را تشدید کرده است. با توجه به کمبود شدید مهمات ایالات متحده و تغییر رویکرد دفاعی آمریکا، کشورهایی مانند فرانسه، آلمان و فنلاند به سرعت در حال ایجاد زیرساختهای لازم برای یک چتر هستهای اروپایی هستند.
به قلم سامان جعفری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران استقلال استراتژیک اروپا
- حامیان چتر هستهای مستقل اروپا استدلال میکنند که تضمینهای امنیتی ایالات متحده دیگر بیقید و شرط نیستند.
- طرفداران یکپارچگی فراآتلانتیک
- مدافعان چارچوب سنتی ناتو هشدار میدهند که یک بازدارنده مستقل اروپایی میتواند وحدت ائتلاف را از بین ببرد.
- برنامهریزان امنیت هند-آرام
- تحلیلگران دفاعی آسیا هشدار میدهند که نقطه کور دو جبههای، متحدان منطقهای را در برابر تجاوز چین به شدت آسیبپذیر میکند.
چرا مهم است
درک این واقعیت که ارتش ایالات متحده نمیتواند به طور همزمان از تایوان و اروپای شرقی دفاع کند، معماری امنیتی پس از جنگ جهانی دوم را به طور اساسی تغییر میدهد. حرکت اروپا به سمت ایجاد چتر هستهای خود، نشاندهنده پایان بازدارندگی گسترده و بیقید و شرط آمریکا است و کشورهای متحد را مجبور میکند تا مسئولیت مستقیم بقای خود در برابر روسیه در حال جنگ را بپذیرند.
در پایگاه زیردریایی «ایل لانگ» (Île Longue) در بریتانی، معماری امنیتی اروپا در حال تجربه مهمترین بازنگری خود از زمان جنگ سرد است. با درک صریح این واقعیت که ناتو فاقد یک استراتژی آماده برای تجاوز همزمان روسیه در اروپا و چین در منطقه هند-آرام است، پایتختهای اروپایی به سرعت در حال پیشبرد برنامههایی برای یک بازدارنده هستهای مستقل هستند. این تغییر از بحثهای نظری فراتر رفته و وارد سیاستهای ساختاری شده است و اجماع دفاعی فراآتلانتیک را به طور اساسی دگرگون میکند.[1][3]
کاتالیزور این شتاب، آسیبپذیری شناختهشده در برنامهریزی نظامی غرب است. تحلیلگران دفاعی و مقامات نظامی به این نتیجه رسیدهاند که ایالات متحده در حال حاضر برای مدیریت سناریویی که در آن حمله چین به تایوان با حمله روسیه به یک کشور عضو ناتو همزمان شود، آماده نیست. شبیهسازیهای جنگی که این بحران دو جبههای را مدلسازی میکنند، نشان میدهند که واشنگتن هم از نظر ذخایر تسلیحاتی و هم از نظر ظرفیت صنعتی، برای حفظ درگیریهای طولانیمدت و با شدت بالا در دو جبهه جهانی به طور همزمان، دچار کمبود است.[1]
این کسری استراتژیک با درگیریهای جاری ایالات متحده در خاورمیانه تشدید میشود. انحراف موشکهای کروز تاماهاک و رهگیرهای پاتریوت برای مدیریت درگیری با ایران، ذخایر آمریکا را به شدت کاهش داده است. محمولههایی که در ابتدا برای فرماندهی هند-آرام در نظر گرفته شده بودند، تغییر مسیر دادهاند، در حالی که سامانههای پدافند هوایی از کره جنوبی منتقل شدهاند و نیروهای مستقر در خط مقدم را آسیبپذیر کردهاند. تأخیرهای ناشی از این وضعیت در تحویل تسلیحات آمریکایی، متحدان اروپایی و آسیایی را مجبور کرده است تا محدودیتهای فیزیکی چتر امنیتی ایالات متحده را بپذیرند.[2]
در پاسخ به این واقعیت ساختاری، فرانسه خود را به عنوان لنگرگاه پارادایم جدید دفاعی اروپا معرفی کرده است. امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، رسماً اعلام کرده است که بازدارنده هستهای فرانسه اکنون دارای «ابعاد اروپایی» متمایزی است. تحت دکترین موسوم به «بازدارندگی پیشرو»، پاریس پیشنهاد میکند که حمایت هستهای خود را به کشورهای متحد گسترش دهد و این پیام را میرساند که حمله به یک شریک کلیدی اروپایی میتواند باعث واکنش هستهای فرانسه شود.[3][5]
ابتکار فرانسه به سرعت در حال کسب حمایت نهادی است. آلمان، بلژیک و لهستان تمایل خود را برای مشارکت و کمک مالی به این چارچوب هستهای گسترده اعلام کردهاند. بحثهایی برای ایجاد مشاورههای دائمی در مورد استراتژی هستهای و تحقیقات و توسعه مشترک احتمالی در جریان است. اگرچه اختیار نهایی شلیک در پاریس باقی میماند، اما تجمیع منابع نشاندهنده یک گام ملموس به سوی ساختار دفاعی اروپایی است که موازی با واشنگتن، اما مستقل از آن عمل میکند.[5]
آلمان، بلژیک و لهستان تمایل خود را برای مشارکت و کمک مالی به این چارچوب هستهای گسترده اعلام کردهاند.
تلاش برای استقلال همچنین در حال از بین بردن موانع قانونی دیرینه در سراسر قاره است. فنلاند، در یک چرخش تاریخی از موضع دوران جنگ سرد خود، قصد خود را برای اصلاح قانون انرژی هستهای سال ۱۹۸۷ اعلام کرده است تا ممنوعیت کامل واردات، حمل و نگهداری تسلیحات هستهای در خاک خود را لغو کند. این اصلاحات قانونی برای حذف محدودیتهای حقوقی بر دفاع سرزمینی فنلاند و اجازه مشارکت کامل در مکانیسمهای بازدارندگی ناتو و ترتیبات هستهای نوظهور اروپا طراحی شده است.[4]
معماری این بازدارنده مستقل ممکن است در نهایت بریتانیا را نیز در بر گیرد. پس از «اعلامیه نورتوود» در سال ۲۰۲۵، لندن و پاریس چارچوبی برای هماهنگی نزدیکتر هستهای ایجاد کردهاند. در حالی که ادغام عملیاتی کامل همچنان پیچیده است، پتانسیل گشتزنی مشترک توسط زیردریاییهای مجهز به سلاح هستهای و مدلهای تأمین مالی مشترک، مسیری را برای گسترش قابلیتهای مؤثر اروپا فراهم میکند، بدون اینکه نیاز باشد کشورهای جدید برنامههای بومی تولید سلاح هستهای را توسعه دهند.[5][6]
این همسویی مجدد، بازتابدهنده تحولی عمیق در درک اروپا از تهدیدات است. ترکیب گذار روسیه به اقتصاد جنگی، گسترش سریع ناوگان موشکی و دریایی دوربرد چین، و ماهیت معاملاتی سیاستهای دفاعی اخیر ایالات متحده، اعتماد به تقویت خودکار آمریکا را از بین برده است. سیاستگذاران اروپایی به طور فزایندهای استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ ایالات متحده – که روسیه را عمدتاً به عنوان «مسئولیت اروپا» تعیین میکند – را به عنوان یک سیگنال قطعی برای ساخت زیرساختهای بازدارندگی متکی به خود تلقی میکنند.[3][6]
تلاش اروپا برای استقلال هستهای بدون اصطکاک نهادی نیست. واشنگتن از حرکت اروپا به سمت استقلال دفاعی ابراز نارضایتی کرده و خرید تسلیحات ساخت آمریکا توسط کشورهای عضو را زیر نظر گرفته است. مقامات دفاعی ایالات متحده اصرار دارند که بازدارندگی اروپا باید به شدت در چارچوب توافقات موجود ناتو برای اشتراک هستهای باقی بماند و هشدار میدهند که ساختارهای مستقل میتوانند وحدت ائتلاف را از هم بپاشند و فرماندهی و کنترل در طول بحران را پیچیده کنند.[3][6]
با وجود ملاحظات آمریکا، شتاب به سمت خوداتکایی استراتژیک اروپا به نظر میرسد ساختاری است تا چرخهای. همانطور که قاره اروپا پایگاه صنعتی دفاعی خود را برای جبران محدودیتهای زنجیره تأمین ایالات متحده گسترش میدهد، ادغام قابلیتهای هستهای فرانسه و بریتانیا با حمایت مالی و متعارف گستردهتر اروپا احتمالاً تسریع خواهد شد. معماری حاصل از این تلاش با هدف تضمین این است که اگر ایالات متحده مجبور شود در طول بحران تایوان به طور کامل به سمت هند-آرام متمایل شود، اروپا قدرت اجبار مستقل برای بازدارندگی تجاوز روسیه در جناح شرقی خود را خواهد داشت.[1][5][6]
بررسی عمیق دیدگاهها
طرفداران استقلال استراتژیک اروپا
حامیان چتر هستهای مستقل اروپا استدلال میکنند که تضمینهای امنیتی ایالات متحده دیگر بیقید و شرط نیستند.
با توجه به استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ ایالات متحده و کاهش ذخایر مهمات آمریکا، این گروه استدلال میکند که اروپا دیگر نمیتواند بقای خود را برونسپاری کند و به واشنگتن متکی باشد. طرفداران، دکترین «بازدارندگی پیشرو» امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، را به عنوان پایه و اساس ضروری برای یک معماری دفاعی مستقل میبینند. آنها استدلال میکنند که تجمیع منابع مالی اروپا برای گسترش زرادخانههای هستهای فرانسه و بریتانیا، تنها راه معتبر برای بازدارندگی تجاوز روسیه است، در صورتی که ایالات متحده مجبور شود تمام توان نظامی خود را در طول بحران تایوان به منطقه هند-آرام منتقل کند.
طرفداران یکپارچگی فراآتلانتیک
مدافعان چارچوب سنتی ناتو هشدار میدهند که یک بازدارنده مستقل اروپایی میتواند وحدت ائتلاف را از بین ببرد.
این دیدگاه، که اغلب توسط مقامات دفاعی ایالات متحده و سیاستگذاران سنتی اروپایی بیان میشود، استدلال میکند که بازدارندگی هستهای باید قاطعانه تحت چتر ناتو باقی بماند. آنها هشدار میدهند که ایجاد یک ساختار فرماندهی هستهای موازی اروپایی میتواند منجر به ابهامات خطرناک در طول بحران شود و هرج و مرج تکثیر را به دنبال داشته باشد. به جای دنبال کردن استقلال استراتژیک، این گروه از افزایش سهم اروپا در چارچوب توافقات موجود ناتو برای اشتراک هستهای حمایت میکند و تأکید دارد که یک جبهه متحد فراآتلانتیک مؤثرترین بازدارنده در برابر مسکو باقی میماند.
برنامهریزان امنیت هند-آرام
تحلیلگران دفاعی آسیا هشدار میدهند که نقطه کور دو جبههای، متحدان منطقهای را به شدت آسیبپذیر میکند.
این گروه که بحران را از دریچه هند-آرام میبیند، بر محدودیتهای فیزیکی پایگاه صنعتی-نظامی ایالات متحده تأکید میکند. تحلیلگران، انحراف موشکهای تاماهاک و رهگیرهای پاتریوت از فرماندهیهای آسیایی به خاورمیانه را دلیلی بر این میدانند که واشنگتن نمیتواند به طور همزمان چندین جبهه را تأمین کند. آنها استدلال میکنند که فقدان یک استراتژی هماهنگ ناتو برای حمله همزمان روسیه و چین، مستقیماً پکن را جسور میکند و این نگرانی را افزایش میدهد که کره جنوبی و ژاپ ممکن است در نهایت نیاز به توسعه سلاحهای هستهای بومی خود داشته باشند تا کمبود ناشی از چتر امنیتی ضعیفشده آمریکا را جبران کنند.
آنچه نمیدانیم
- ساختارهای فرماندهی و کنترل چگونه عمل خواهند کرد اگر کشورهای غیرهستهای اروپایی در تأمین مالی زرادخانه هستهای فرانسه مشارکت کنند.
- آیا بریتانیا بازدارنده هستهای خود را به طور کامل در چارچوب پیشنهادی اروپا ادغام خواهد کرد یا خیر.
- روسیه چگونه ممکن است موضع هستهای تاکتیکی خود را در پاسخ به یک چتر هستهای رسمی اروپایی تغییر دهد.
منابع
[1]UA Newsبرنامهریزان امنیت هند-آرامNATO is not prepared for a simultaneous attack by Russia and China
مطالعه در UA News →
[2]The Jerusalem Postبرنامهریزان امنیت هند-آرامThe loss of interceptor missiles could be felt particularly acutely in Asia
مطالعه در The Jerusalem Post →
[3]Global Security Reviewطرفداران استقلال استراتژیک اروپاBeyond the American Umbrella: Europe's Turn to Forward Deterrence
مطالعه در Global Security Review →
[4]Arms Control Associationطرفداران یکپارچگی فراآتلانتیکFinland to Join New European Nuclear Deterrent Concept
مطالعه در Arms Control Association →
[5]Bruegelطرفداران استقلال استراتژیک اروپاEurope's nuclear deterrent enters a new phase
مطالعه در Bruegel →
[6]Atlantic Councilطرفداران استقلال استراتژیک اروپاThe path to European nuclear deterrence
مطالعه در Atlantic Council →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


