رفتن به محتوای اصلی
پژوهش کوهستاناستراتژی تولیدتحلیل بده‌بستان۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۲۵· 4 دقیقه مطالعه· #1 از 2 در خودرو

خودروسازان وارد «عصر ساده‌سازی» می‌شوند؛ کاهش مدل‌ها و طراحی ماژولار برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها

در مواجهه با کاهش حاشیه سود و گذار پرهزینه به سمت خودروهای الکتریکی، خودروسازان بزرگ به شدت در حال کاهش خط تولید مدل‌های خود و استانداردسازی قطعات هستند. این حرکت به سمت طراحی ماژولار، هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد اما نشان‌دهنده پایان انتخاب‌های بی‌پایان مصرف‌کننده است.

به قلم کاوه امامی

طرفداران کارایی 50%عملگرایان زنجیره تأمین 30%مدافعان حق انتخاب مصرف‌کننده 20%
طرفداران کارایی
استدلال می‌کنند که ماژولار بودن و کاهش پیچیدگی تنها راه برای بقا در گذار به خودروهای الکتریکی و محافظت از حاشیه سود است.
عملگرایان زنجیره تأمین
تمرکز می‌کنند بر اینکه چگونه استانداردسازی قطعات در تعداد کمتری از مدل‌ها، خودروسازان را در برابر شوک‌های مواد اولیه محافظت می‌کند.
مدافعان حق انتخاب مصرف‌کننده
هشدار می‌دهند که کاهش شدید مدل‌ها، خودروهای خاص و کم‌تیراژ را حذف می‌کند و خریداران را مجبور به خرید بسته‌های گران‌قیمت تیپ می‌کند.

نکات کلیدی

  1. خودروسازان بزرگ به طور سیستماتیک خط تولید مدل‌های جهانی خود را تا ۵۰ درصد کاهش می‌دهند تا هزینه‌ها را کم کنند.
  2. پیچیدگی محصول، از جمله تیپ‌ها و ترکیب‌های پیشرانه، تا ۷۵ درصد کاهش می‌یابد.
  3. پلتفرم‌های ماژولار به شرکت‌ها اجازه می‌دهند ده‌ها خودروی مختلف را بر روی یک شاسی مشترک بسازند.
  4. استلانتیس در حال ادغام پنج پلتفرم قدیمی در معماری جدید STLA One خود است.
  5. این تغییر هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد اما مصرف‌کنندگان را به جای ساخت‌های سفارشی، مجبور به انتخاب بسته‌های آپشن استاندارد شده می‌کند.

برای دهه‌ها، ورود به یک نمایندگی خودرو به معنای عبور از هزارتویی از انتخاب‌ها بود. خریدار می‌توانست یک موتور خاص را انتخاب کند، آن را با گیربکس دستی جفت کند، یک تیپ داخلی منحصر به فرد برگزیند و آپشن‌های مستقلی مانند سانروف یا سیستم صوتی ارتقا یافته اضافه کند.[4]

دوران خودروهای سفارشی‌سازی شده برای بازار انبوه در حال پایان است. برای خریداران بعدی خودرو، منوی انتخاب به شدت در حال کوچک شدن است. خودروسازان وارد دورانی شده‌اند که تحلیلگران صنعت آن را «عصر ساده‌سازی» می‌نامند؛ دورانی که در آن ترکیب‌های بی‌پایانی که زمانی تجربه خرید خودرو را تعریف می‌کردند، به طور سیستماتیک حذف می‌شوند.[4]

نیروی محرکه پشت این تغییر، اقتصاد محض است. حاشیه سود بخش تولید خودرو در سال‌های اخیر به شدت کاهش یافته و از ۵.۰ درصد سالم به ۱.۵ درصد بسیار ناچیز رسیده است.[4]

شرکت‌های بزرگ خودروسازی جهان، تحت فشار افزایش هزینه‌های مواد اولیه – از جمله جهش قیمت لیتیوم، مس و تراشه‌های درجه خودرویی – و نیازهای سرمایه‌ای چند میلیارد دلاری برای گذار به خودروهای الکتریکی، دیگر توانایی تولید همه چیز برای همه را ندارند.[4]

خودروسازان بزرگ برای محافظت از حاشیه سود، کاهش‌های گسترده‌ای را در پیچیدگی محصول هدف قرار داده‌اند.

گروه فولکس‌واگن (Volkswagen Group) بیشترین صدا را در مورد این رژیم ضروری داشته است. این شرکت آلمانی اخیراً برنامه‌هایی را برای کاهش خط تولید مدل‌های جهانی خود تا ۵۰ درصد تا سال ۲۰۳۰ اعلام کرد.[4]

مهم‌تر از آن، فولکس‌واگن قصد دارد پیچیدگی محصول را تا ۷۵ درصد کاهش دهد. این به معنای حذف ترکیب‌های بی‌شماری از پیشرانه‌ها، تیپ‌ها و بسته‌های تجهیزاتی است که در حال حاضر زنجیره تأمین آن را متورم کرده و خطوط تولید کارخانه را کند می‌کنند.[4]

این یک استراتژی مجزا نیست. طرح‌های بازسازی اخیر نیسان (Nissan) کاهش ۷۰ درصدی در پیچیدگی پلتفرم خودرو را هدف قرار داده و سبد جهانی خود را از ۵۶ مدل به ۴۵ مدل کاهش می‌دهد تا سودآوری را بازیابی کند.[4]

طرح‌های بازسازی اخیر نیسان (Nissan) کاهش ۷۰ درصدی در پیچیدگی پلتفرم خودرو را هدف قرار داده و سبد جهانی خود را از ۵۶ مدل به ۴۵ مدل کاهش می‌دهد تا سودآوری را بازیابی کند.

تویوتا (Toyota)، پیشتاز جهانی از نظر حجم تولید، نیز به طور مشابه در حال بازنگری در آرایه گسترده پیکربندی‌های خود است. این غول ژاپنی اذعان کرده است که ارائه ده‌ها تیپ برای یک مدل واحد، هزینه‌های تولید را افزایش می‌دهد بدون اینکه بازده سرمایه‌گذاری متناسبی به همراه داشته باشد.[4]

کاهش حاشیه سود، صنعت را مجبور کرده است که مدل تولید با پیچیدگی بالا را کنار بگذارد.

سازوکار ممکن‌کننده این کاهش حجم عظیم در صنعت، طراحی ماژولار است. به جای مهندسی یک شاسی، سیستم تعلیق و معماری الکتریکی منحصر به فرد برای هر خودرو، خودروسازان در حال حرکت به سمت پلتفرم‌های بسیار انعطاف‌پذیر و استاندارد شده هستند.[1]

پلتفرم خودرو اساساً زیربنای ساختاری یک وسیله نقلیه است – کف‌پوش، محورها، مکانیزم فرمان و محل قرارگیری پیشرانه. با به اشتراک گذاشتن این اجزای نامرئی در مدل‌هایی که ظاهراً متمایز هستند، خودروسازان می‌توانند میلیاردها دلار در تحقیق و توسعه صرفه‌جویی کنند.[1]

فولکس‌واگن با پلتفرم MQB خود پیشگام این رویکرد بود، که هسته نصب موتور را در ده‌ها مدل، از خودروی کوچک پولو (Polo) گرفته تا شاسی‌بلند بزرگ اطلس (Atlas)، استانداردسازی کرد.[2]

اکنون، این صنعت در حال رساندن ماژولار بودن به نهایت منطقی خود است. استلانتیس (Stellantis)، شرکت مادر جیپ (Jeep)، دوج (Dodge) و پژو (Peugeot)، در حال حاضر پنج پلتفرم مختلف قدیمی خودرو را در معماری جدید STLA One خود ادغام می‌کند.[3]

یک پلتفرم ماژولار واحد می‌تواند به عنوان پایه و اساس خودروهای کوچک، سدان‌ها و شاسی‌بلندهای بزرگ عمل کند.

این مگا پلتفرم واحد طراحی شده است تا از بیش از ۳۰ مدل مختلف پشتیبانی کند و تا سال ۲۰۳۵ سالانه ۲ میلیون دستگاه تولید کند، که با استانداردسازی اسکلت زیرین خودروها در چندین بخش، صرفه‌جویی عظیم در کارایی هزینه را پیش‌بینی می‌کند.[3]

بده‌بستان برای مصرف‌کنندگان قابل توجه است. این تغییر از انتخاب بی‌پایان به استانداردسازی ماژولار، هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد، که می‌تواند به طور نظری افزایش قیمت‌های برچسبی را محدود کرده و قابلیت اطمینان طولانی‌مدت را از طریق قطعات مشترک و به شدت آزمایش شده بهبود بخشد.[1][4]

با این حال، این امر همچنین به معنای تمایز کمتر در جاده است. خودروهای کم‌تیراژ علاقه‌مندان، سبک‌های بدنه منحصر به فرد و آپشن‌های سفارشی (a la carte) در حال قربانی شدن به نفع تیپ‌های ساده‌سازی شده و از پیش بسته‌بندی شده‌ای هستند که کارایی تولید را بر شخصی‌سازی فردی اولویت می‌دهند.[4]

چرا مهم است

برای دهه‌ها، خرید خودرو به معنای عبور از هزارتویی از تیپ‌ها، اندازه‌های موتور و آپشن‌های مستقل بود. با چرخش خودروسازان به سمت پلتفرم‌های ماژولار، منوی انتخاب به شدت در حال کوچک شدن است؛ به این معنی که خریداران آینده با انتخاب‌های کمتری روبرو خواهند شد، اما به طور بالقوه قیمت‌های باثبات‌تر و قابلیت اطمینان بهتری خواهند داشت.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مدل سنتی با پیچیدگی بالا

رویکرد قدیمی ارائه ده‌ها تیپ، آپشن‌های مستقل و سبک‌های بدنه خاص برای جذب هر خریدار ممکن.

مزایا: حق انتخاب مصرف‌کننده را به حداکثر می‌رساند؛ به خریداران اجازه می‌دهد فقط برای ویژگی‌های دقیقی که می‌خواهند پول بپردازند؛ هویت‌های برند بسیار متمایز و مدل‌های خاص برای علاقه‌مندان ایجاد می‌کند. معایب: هزینه‌های تولید، آسیب‌پذیری زنجیره تأمین و سربار مهندسی را به طور تصاعدی افزایش می‌دهد. نمایندگی‌ها برای ذخیره پیکربندی عالی دچار مشکل می‌شوند که منجر به موجودی متورم می‌شود. شواهد: حاشیه سود بخش تولید خودرو در سال‌های اخیر از ۵٪ به ۱.۵٪ کاهش یافته است که عمدتاً به دلیل سربار مدیریت زنجیره‌های تأمین پیچیده در بحبوحه افزایش هزینه‌های مواد اولیه است. مناسب زمانی که: مواد اولیه ارزان هستند، زنجیره‌های تأمین کاملاً پایدارند و تقاضای مصرف‌کننده برای خودروهای لوکس بسیار شخصی‌سازی شده در اوج است. نامناسب زمانی که: خودروسازان به طور همزمان بودجه گذار چند میلیارد دلاری به خودروهای الکتریکی را تأمین می‌کنند و با جنگ‌های قیمتی تهاجمی از سوی رقبای ساده‌سازی شده روبرو هستند.

استراتژی ساده‌سازی ماژولار

استاندارد جدید صنعت برای کاهش مدل‌ها تا ۵۰٪ و ساخت مدل‌های باقی‌مانده بر روی معماری‌های مشترک و مقیاس‌پذیر.

مزایا: زمان مهندسی و هزینه‌های تولید را به شدت کاهش می‌دهد. قطعات مشترک به معنای قدرت خرید عمده است. فرآیند خرید را برای مصرف‌کنندگان و مدیریت موجودی را برای نمایندگی‌ها ساده می‌کند. معایب: خطر تضعیف برند در صورتی که خودروهای مارک‌های مختلف در پشت فرمان یکسان به نظر برسند. خودروهای کم‌تیراژ علاقه‌مندان را حذف می‌کند. خریداران را به جای آپشن‌های سفارشی، مجبور به خرید بسته‌های گران‌قیمت می‌کند. شواهد: هدف فولکس‌واگن برای کاهش ۷۵ درصدی پیچیدگی، هدف کاهش ۷۰ درصدی نیسان و ادغام پنج معماری قدیمی استلانتیس در پلتفرم STLA One برای پیش‌بینی صرفه‌جویی عظیم در کارایی هزینه. مناسب زمانی که: خودروسازان نیاز دارند تولید را به سرعت افزایش دهند، از حاشیه سود بسیار ناچیز محافظت کنند و بدون ورشکست کردن بخش‌های مهندسی خود، به پیشرانه‌های الکتریکی یا هیبریدی روی آورند. نامناسب زمانی که: هویت کامل یک برند متکی بر منحصر به فرد بودن سفارشی و دست‌ساز باشد که نمی‌توان آن را در یک پلتفرم مشترک شرکتی تکرار کرد.

50%
هدف کاهش مدل‌های جهانی توسط برخی خودروسازان بزرگ تا سال ۲۰۳۰
75%
کاهش برنامه‌ریزی شده در پیچیدگی محصول و ترکیب تجهیزات
1.5%
میانگین حاشیه سود اخیر بخش تولید خودرو
5 to 1
نسبت پلتفرم‌های قدیمی که در معماری جدید STLA One استلانتیس ادغام می‌شوند

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران کارایی 50%عملگرایان زنجیره تأمین 30%مدافعان حق انتخاب مصرف‌کننده 20%
  1. [1]Wikipedia - Car Platformsعملگرایان زنجیره تأمین

    Car platform

    مطالعه در Wikipedia - Car Platforms
  2. [2]Wikipedia - MQBطرفداران کارایی

    Volkswagen Group MQB platform

    مطالعه در Wikipedia - MQB
  3. [3]Wikipedia - Stellantisعملگرایان زنجیره تأمین

    Stellantis

    مطالعه در Wikipedia - Stellantis
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانطرفداران کارایی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت خودرو اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.