رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانبازارهای کربنسامانه تجارت انتشار اتحادیه اروپا· 8 دقیقه مطالعه· در انرژی

تخصیص مبتنی بر تولید؛ مهار فرار کربن با پیوند زدن سهمیه‌های رایگان به تیراژ کارخانه‌ها

سیاست‌گذاران اقلیمی با گره زدن سهمیه‌های رایگان انتشار کربن به حجم تولید واقعی واحدها به‌جای آلایندگی تاریخی، صنایع در معرض رقابت بین‌المللی را حفظ می‌کنند. این سازوکار، هزینه نهایی آلایندگی را دست‌نخورده نگه می‌دارد و در عین حال بار هزینه میانگین را که به انتقال کارخانه‌ها به خارج می‌انجامد، خنثی می‌کند.

به قلم پیام نورانی

این خبر را به اشتراک بگذارید

به‌طور خلاصه

  • تخصیص مبتنی بر تولید، سهمیه‌های رایگان کربن را به تیراژ واقعی محصولات متصل می‌کند و بدین ترتیب بار هزینه میانگین را که محرک مهاجرت صنایع سنگین به خارج است از میان برمی‌دارد.
  • تعیین معیارهای بازدهی سخت‌گیرانه باعث می‌شود هزینه نهایی آلودگی حفظ شود و صنایع ناچار به پرداخت هزینه به ازای هر تن انتشار فراتر از شاخص باشند.
  • از آنجا که این تخصیص مانند یک یارانه ضمنی برای تولید عمل می‌کند، سیگنال قیمت در سمت تقاضا را تضعیف کرده و مستلزم انقباض سالانه شاخص‌ها برای جلوگیری از اشباع بازار است.

نهادهای تنظیم‌گر هنگام طراحی بازار کربن و قیمت‌گذاری بر انتشار صنایع سنگین، بلافاصله با تله‌ای محاسباتی روبه‌رو می‌شوند: اگر دولت بر تولید داخلی فولاد یا سیمان جریمه کربن وضع کند، بار هزینه‌ای جدید می‌تواند خطوط تولید را به کشورهایی هدایت کند که هیچ هزینه‌ای برای آلایندگی دریافت نمی‌کنند.

این پدیده که در ادبیات اقلیمی «فرار کربن» نام دارد، هدف زیست‌محیطی سامانه‌های قیمت‌گذاری را از درون تهی می‌کند؛ زیرا با انتقال تولید به حوزه‌هایی با استانداردهای سهل‌گیرانه‌تر، انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه افزایش می‌یابد و حوزه مبدأ نیز با ریزش شدید اشتغال و سرمایه صنعتی مواجه می‌شود.

در مراحل نخست طرح‌های سقف و تجارت، سیاست‌گذاران برای جلوگیری از فرار صنعتی، سهمیه‌های انتشار رایگان را بر اساس حجم تاریخی آلایندگی کارخانه‌ها واگذار می‌کردند. این شیوه که به «حقوق مکتسبه سنتی» معروف است، شوک مالی آنی را دفع کرد اما نقص‌های ساختاری عمیقی در معماری بازار بر جای گذاشت.

توزیع سهمیه بر مبنای انتشار تاریخی، پیوند میان سطح تولید فعلی و هزینه کربن را قطع کرد و در عمل به پاداشی برای کارخانه‌هایی بدل شد که در گذشته آلودگی بیشتری داشتند. این الگو هیچ ظرفیتی برای رشد صنعتی نداشت؛ به‌طوری‌که یک کارخانه بسیار بهره‌ور اگر ظرفیت تولید خود را گسترش می‌داد، صرفاً به دلیل سهم بیشتر از بازار با جریمه‌های سنگین تنبیه می‌شد.

سیاست‌گذاران به ابزاری نیاز داشتند که توان رقابتی صنایع سنگین را در برابر واردات حفظ کند، بی‌آنکه سیگنال قیمتی کربن خاموش شود. سازوکار مطلوب باید هزینه نهایی انتشار هر تن گاز گلخانه‌ای اضافی را قاطعانه حفظ می‌کرد، اما هزینه میانگینی را که کارفرما را وادار به مهاجرت کارخانه‌ای می‌کرد، به صفر نزدیک می‌ساخت.

نحوه پیوند خوردن مجوزهای رایگان کربن به حجم تولید فیزیکی در الگوی تخصیص مبتنی بر تولید.

سازوکار عملکرد تخصیص مبتنی بر تولید

روش «تخصیص مبتنی بر تولید» این تعارض را با پیوند زدن مستقیم سهمیه‌های رایگان به حجم واقعی تولید واحدها حل می‌کند. در این چارچوب، هر کارخانه به اندازه میزان محصول فیزیکی ضرب‌در معیار استاندارد بازدهی کربن در آن بخش، مجوز انتشار رایگان دریافت می‌دارد.

اگر یک واحد صنعتی فولاد بیشتری بسازد، خودبه‌خود سهمیه رایگان بیشتری به دست می‌آورد. این تخصیص پویا، شکاف هزینه میانگین را که موجب تضعیف کالای داخلی در رقابت با واردات فاقد مالیات کربن می‌شد خنثی کرده و نقشی مشابه یک یارانه ضمنی بر تولید ایفا می‌کند.

کانادا این چارچوب را ذیل «سامانه فدرال قیمت‌گذاری مبتنی بر بازده» برای صنایعی پیاده کرد که سالانه بیش از ۵۰ هزار تن دی‌اکسید کربن تولید می‌کنند. این نظام تنها آن بخش از انتشار را مشمول هزینه می‌کند که از استاندارد تعیین‌شده برای شدت آلایندگی فراتر رود.[1]

گره زدن تعهد مالی به «شدت انتشار به ازای هر واحد محصول» به‌جای «کل انتشار مطلق»، مسیر توسعه تولید صنعتی را باز نگه می‌دارد. یک کارخانه می‌تواند تولید فیزیکی‌اش را دو برابر کند بدون آنکه با جریمه کربن روبه‌رو شود، مشروط بر اینکه بهره‌وری کربنی آن با استاندارد مصوب همخوانی داشته باشد یا از آن بهتر عمل کند.

این رویکرد تفاوت ماهوی با سقف‌های سنتی انتشار مبتنی بر وزن مطلق دارد که کل حجم مجاز گازهای گلخانه‌ای را فارغ از وضعیت چرخه اقتصادی قفل می‌کنند. مدل مبتنی بر تولید اجازه می‌دهد سقف مجاز متناسب با فعالیت واقعی زنجیره تأمین تنظیم شود و در دوره‌های رونق اقتصادی انعطاف‌پذیری لازم را به سیستم بدهد.

برآورد نرخ فرار کربن در بخش فولاد با و بدون اجرای سازوکار تخصیص مبتنی بر تولید.

حفظ انگیزه نهایی برای کربن‌زدایی

نکته کلیدی آن است که تخصیص مبتنی بر تولید، انگیزه نهایی برای کربن‌زدایی از فرایندهای صنعتی را از بین نمی‌برد. بانک جهانی در راهنمای سامانه‌های تجارت انتشار تأکید می‌کند: «تخصیص مبتنی بر تولید، انگیزه کاهش شدت انتشار را حفظ می‌کند؛ کاهش شدت انتشار بار مالی جریمه را کم می‌کند بدون آنکه تخصیص رایگان سهمیه را کاهش دهد.»

به ازای هر تن آلایندگی فراتر از خط معیار، واحد صنعتی ناچار است سهمیه را به قیمت کامل بازار بخرد یا جریمه تمکین مستقیم بپردازد. بنابراین هزینه نهایی آلودگی کاملاً مؤثر می‌ماند و مشوق سرمایه‌گذاری پیوسته در ارتقای بازده انرژی و فناوری‌های کم‌کربن است.

این سازوکار تخصیص رایگان را به یک استاندارد عملکردی سخت‌گیرانه تبدیل می‌کند. اگر کارخانه‌ای با نوسازی خطوط فناوری، شدت انتشار خود را به زیر شاخص معیار برساند، باز هم بر اساس تیراژ تولید فیزیکی همان سهمیه رایگان پایه را می‌گیرد.

واحد مربوطه می‌تواند مازاد مجوزهای خود را در بازار بفروشد یا برای دوره‌های بعد ذخیره کند. این طراحی، کاهش شدت انتشار را به یک جریان درآمدی مستقیم تبدیل می‌کند و به پیشگامان بهره‌وری پاداش نقدی می‌دهد، به‌جای اینکه مداخله اقلیمی صرفاً باری بر دوش صنایع بگذارد.

مدل‌سازی‌های اقتصادی نشان‌دهنده اثربخشی این چتر حمایتی است. بر اساس پژوهش‌های منتشرشده در نشریه تیلور و فرانسیس، «تخصیص مبتنی بر تولید اثرات مشهودی در حفظ تیراژ داخلی بخش‌هایی چون فراورده‌های پالایشی و آهن و فولاد دارد و تولید آنها را نسبت به سناریوی نبود سیاست اقلیمی به‌ترتیب ۳٫۰ و ۲٫۱ درصد تقویت می‌کند.»

افزایش تیراژ تولید داخلی در بخش‌های در معرض تجارت ذیل سیاست تخصیص مبتنی بر تولید در قیاس با سناریوی عدم مداخله.

این تدبیر هدفمند مانع از انتقال ظرفیت‌های کارخانه‌ای به خارج مرزها می‌شود. بررسی‌های دانشگاهی مستقل گواهی می‌دهند که وضع مالیات یک‌جانبه بر کربن بدون سازوکارهای تعدیل مرزی می‌توانست به نرخ‌های ویرانگر فرار کربن میان ۳۵ تا ۷۵ درصد در صنعت فولاد منجر شود.[4]

انحراف‌های تجربی و اثر یارانه ضمنی تولید

با این همه، این طراحی اگر با دقت کالیبره نشود، انحراف‌های ساختاری به دنبال دارد. از آنجا که سهمیه‌بندی مانند یارانه ضمنی تولید عمل می‌کند، مانع انتقال هزینه تمام‌شده کربن به قیمت نهایی کالا می‌شود و مصرف‌کننده را از حس کردن بار واقعی زیست‌محیطی مصرفش دور نگه می‌دارد.

این عدم انتقال سیگنال قیمت به سمت تقاضا، محرک بازار برای جایگزینی مواد کربن‌بر با گزینه‌های پاک‌تر را تضعیف می‌کند. اگر قیمت سیمان با کربن بازتاب نیابد، شرکت‌های ساختمانی انگیزه مالی چندانی برای استفاده از سازه‌های چوبی فرآوری‌شده یا کامپوزیت‌های پیشرفته نخواهند داشت.

علاوه بر این، طراحی معیوب آستانه‌های سهمیه‌بندی رفتارهای نامطلوب صنعتی ایجاد می‌کند. در فازهای نخست سامانه تجارت انتشار اتحادیه اروپا، مقررات به‌گونه‌ای بود که اگر حجم تولید یک واحد از آستانه‌های دلبخواهی کمتر می‌شد، تخصیص رایگان ناگهان سقوط می‌کرد.

این پرتگاه مقرراتی شرکت‌های سیمانی را وادار کرد صرفاً برای حفظ سهمیه‌های رایگان، ۵٫۸ میلیون تن کلینکر مازاد تولید کنند. اقتصاددانان مدرسه اقتصاد لندن نشان دادند که این آستانه‌های صلب در سال ۲۰۱۲ به ۵٫۸ میلیون تن تولید کلینکر اضافه و حدود ۵٫۲ میلیون تن انتشار غیرضروری دی‌اکسید کربن ختم شد.[2]

چگونگی پیدایش تولید مازاد غیرضروری در صنایع سنگین در اثر طراحی معیوب آستانه‌های سهمیه‌بندی.

سامانه‌های مدرن برای بستن روزنه این بازی‌های محاسباتی، به‌جای پله‌های ناگهانی از توابع تخصیص خطی و پیوسته استفاده می‌کنند. با اطمینان از اینکه هر واحد تولید اضافه نسبت مستقیمی از سهمیه دریافت می‌کند، انگیزه تولید کالا صرفاً با انگیزه شکار سهمیه کربن برچیده می‌شود.

کالیبراسیون شاخص‌ها و توازن عرضه در بازار

کارآمدی کل این نظام به کالیبراسیون سخت‌گیرانه معیارهای بهره‌وری گره خورده است. اگر معیار بسیار سهل‌گیرانه تعریف شود، بازار با مازاد عرضه سهمیه اشباع شده، قیمت کربن سقوط می‌کند و هرگونه توجیه مالی برای طرح‌های بهره‌وری از میان می‌رود.

در سامانه‌های مبتنی بر شدت، رشد تیراژ تولید می‌تواند بسته به کارایی بنگاه‌ها هم عرضه و هم تقاضای سهمیه ایجاد کند. طبق گزارش مؤسسه اقتصاد انرژی و تحلیل مالی، اگر شرکت‌های فوق‌بهره‌ور سهم بازار را بگیرند سهمیه مازاد عرضه می‌شود، اما اگر بنگاه‌های ناکارآمد توسعه یابند تقاضا برای سهمیه بالا می‌رود.[3]

از این رو، تنظیم سالانه شاخص معیار، قلب تپنده مدیریت بازار کربن است. نهادهای ناظر باید مسیرهای کاهش تدریجی و غیرقابل‌دستکاری برای استانداردها تعیین کنند تا همگام با تحول فناورانه صنایع، کمیابی سهمیه‌ها در بازار حفظ شود.

چالش دیگر، وقفه زمانی میان تولید فیزیکی و صدور مجوزها است. چون سهمیه‌های قابل‌تجارت پس از راستی‌آزمایی عملکرد کارخانه‌ها صادر می‌شوند، جریان سهمیه‌ها با تأخیر وارد بازار می‌شود که می‌تواند به کمبود مقطعی نقدشوندگی و نوسان‌های قیمتی بینجامد.

ضرورت فشرده‌سازی و سخت‌گیرانه‌تر کردن مداوم شاخص‌های شدت انتشار برای حفظ کمیابی سهمیه‌ها در بازار.

برای مهار این بی‌ثباتی، اغلب حوزه‌های قضایی از «ذخایر ثبات بازار» استفاده می‌کنند. این خزانه‌ها به صورت خودکار و بر پایه شاخص‌های قیمتی مشخص، حجم حراج سهمیه‌ها را منقبض یا منبسط می‌کنند تا سیگنال قیمت در دالانی پیش‌بینی‌پذیر برای سرمایه‌گذاران صنعتی باقی بماند.

گذار به سمت سازوکارهای تعدیل مرزی کربن

اگرچه تخصیص مبتنی بر تولید در کوتاه‌مدت فرار کربن را مهار می‌کند، اما همزمان با نزدیک شدن دولت‌ها به اهداف انتشار صفر خالص، کارایی آن رو به افول می‌گذارد. با فشرده شدن سقف کلی انتشار، کل حجم سهمیه‌های موجود برای توزیع رایگان ناگزیر باید کوچک و در نهایت محو شود.

این بن‌بست ریاضیاتی، سیاست‌گذاران را به سمت الگوهای جایگزین سوق داده است. اتحادیه اروپا هم‌اکنون در حال حذف تدریجی تخصیص‌های رایگان و جایگزینی آن با «سازوکار تعدیل مرزی کربن» است که بر واردات کالاهای کربن‌بر تعرفه متناسب با انتشار وضع می‌کند.

با اعمال هزینه بر ردپای کربن در فولاد، سیمان و برق وارداتی، ابزار تعدیل مرزی شرایط رقابت را بدون نیاز به یارانه تولید در داخل برابر می‌سازد. این چرخش باعث می‌شود سیگنال قیمت به مصرف‌کننده نهایی منتقل شود و بهای کالاها اثرات اقلیمی واقعی را بازتاب دهد.

با اعمال هزینه بر ردپای کربن در فولاد، سیمان و برق وارداتی، ابزار تعدیل مرزی شرایط رقابت را بدون نیاز به یارانه تولید در داخل برابر می‌سازد.

با این حال، اعمال تعرفه مرزی با چالش‌های دیپلماتیک و ریسک‌های حقوقی ذیل مقررات سازمان تجارت جهانی روبه‌رو است. شرکای تجاری به سال‌ها زمان نیاز دارند تا سامانه‌های حسابداری خود را برای انطباق با گزارش‌گری ردپای کربن محصولات هماهنگ سازند.

تا زمان استقرار کامل و سراسری سامانه‌های تعدیل مرزی در جهان، تخصیص مبتنی بر تولید کارآمدترین راهکار بینابینی است. این ابزار ثبات اقتصادی و سیاسی لازم را فراهم می‌آورد تا دولت‌ها نشان دهند می‌توان انتشار گازهای گلخانه‌ای صنایع را جریمه کرد بدون آنکه شالوده تولیدی کشور از هم بپاشد.

اصطلاحات کلیدی

فرار کربن (Carbon Leakage)
جابه‌جایی تولید و انتشار گازهای گلخانه‌ای به کشورهایی با مقررات محیط‌زیستی آسان‌تر به‌منظور فرار از هزینه‌های قیمت‌گذاری کربن داخلی.
تخصیص مبتنی بر تولید (OBA)
روشی برای توزیع سهمیه‌های رایگان کربن میان صنایع بر پایه تیراژ واقعی محصول و استانداردهای تعیین‌شده شدت آلایندگی.
حقوق مکتسبه سنتی (Grandparenting)
الگوی قدیمی توزیع سهمیه رایگان که مبنای محاسبه را حجم آلایندگی تاریخی کارخانه قرار می‌داد نه سطح تولید کنونی آن.
شدت انتشار (Emissions Intensity)
میزان گاز گلخانه‌ای تولیدشده به ازای هر واحد محصول فیزیکی؛ مانند چند تن دی‌اکسید کربن به ازای تولید هر تن فولاد خام.
تعدیل مرزی کربن (CBAM)
تعرفه یا عوارضی که بر کالاهای وارداتی بر اساس میزان دی‌اکسید کربن متصاعدشده حین تولید آن‌ها در کشور مبدأ اعمال می‌شود.

پرسش‌های متداول

چرا دولت‌ها به صنایع سنگین سهمیه رایگان کربن واگذار می‌کنند؟

برای پیشگیری از پدیده فرار کربن؛ بدون این سازوکار، هزینه‌های ناشی از جریمه آلایندگی باعث تعطیلی یا انتقال کارخانه‌ها به کشورهایی می‌شود که تعهد اقلیمی ندارند و در نتیجه اشتغال داخلی از دست می‌رود بدون آنکه انتشار جهانی کم شود.

تخصیص مبتنی بر تولید چه تفاوتی با سقف انتشار سنتی دارد؟

سقف انتشار سنتی حجم کل آلایندگی را فارغ از شرایط اقتصادی قفل می‌کند، اما تخصیص مبتنی بر تولید شدت آلایندگی به ازای هر واحد محصول را تنظیم می‌کند و اجازه می‌دهد سهمیه‌ها متناسب با رونق یا رکود تیراژ فیزیکی تغییر یابند.

آیا اعطای سهمیه رایگان، انگیزه کاهش آلایندگی را نابود نمی‌کند؟

خیر؛ زیرا تخصیص به استانداردهای سخت‌گیرانه بهره‌وری متصل است. واحدها برای هر تن آلودگی فراتر از استاندارد باید پول بپردازند و اگر شدت انتشار را کمتر از استاندارد کنند، می‌توانند مازاد سهمیه خود را برای کسب سود در بازار بفروشند.

چرا اتحادیه اروپا در حال کنار گذاشتن سیستم تخصیص مبتنی بر تولید است؟

زیرا با کاهش تدریجی کل انتشار در مسیر اهداف انتشار صفر خالص، سهمیه آزادی برای توزیع رایگان باقی نمی‌ماند. اتحادیه اروپا به همین منظور «سازوکار تعدیل مرزی کربن» را جایگزین می‌کند تا انتشار کربن کالاهای وارداتی مشمول تعرفه شود.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

صنایع و تولیدکنندگان

صنایع سنگین بر استفاده از تخصیص مبتنی بر تولید برای حفظ رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی تأکید دارند.

صنایع در معرض رقابت تجاری نظیر فولاد، سیمان و پتروشیمی استدلال می‌کنند که بدون تخصیص مبتنی بر تولید، وضع بهای کربن معادل مالیاتی یک‌طرفه بر پیکره تولید ملی است. به باور آن‌ها، این روش شرایط را مهیا می‌کند تا بدون واگذاری سهم بازار به کارخانه‌های خارجی فاقد تعهدات زیست‌محیطی، در مسیر توسعه فناوری‌های پاک سرمایه‌گذاری کنند.

اقتصاددانان محیط‌زیست

اقتصاددانان به انحرافات ناشی از یارانه ضمنی تولید در سامانه‌های مبتنی بر تیراژ اشاره می‌کنند.

پژوهشگران ضمن پذیرش ضرورت جلوگیری از فرار کربن، یادآور می‌شوند که تخصیص مبتنی بر تولید مانع انعکاس هزینه آلایندگی در قیمت تمام‌شده کالاها می‌شود. این سرکوب سیگنال قیمتی باعث می‌شود صنایع ساختمانی و مصرف‌کنندگان انگیزه اقتصادی چندانی برای جایگزین کردن مصالح سنتی با محصولات کم‌کربن پیدا نکنند.

نهادهای تنظیم‌گر اقلیمی

سیاست‌گذاران این روش را سازوکاری بینابینی و موقت تا زمان اجرای فراگیر تعدیل مرزی کربن می‌دانند.

طراحان سیاست‌های اقلیمی اذعان دارند که تخصیص مبتنی بر تولید در بلندمدت با اهداف انتشار صفر خالص ناهمخوان است، چراکه سقف سهمیه‌های رایگان در نهایت باید به صفر برسد. از نگاه آنان، این نظام ابزاری گذار برای جلب همراهی سیاسی و صیانت از اشتغال بومی است تا زیرساخت‌های دیپلماتیک و اجرایی تعرفه‌های مرزی کربن تکمیل شوند.

صنایع و تولیدکنندگان 35%اقتصاددانان محیط‌زیست 35%نهادهای تنظیم‌گر اقلیمی 30%
صنایع و تولیدکنندگان
خواهان حفظ سازوکار تخصیص مبتنی بر تولید هستند تا توان رقابت با رقبای فاقد مالیات کربن را از دست ندهند.
اقتصاددانان محیط‌زیست
بر مهار سیگنال قیمت در سمت تقاضا و خطر پیدایش یارانه‌های انحرافی تولید در پی اجرای این سیستم تأکید می‌کنند.
نهادهای تنظیم‌گر اقلیمی
تخصیص مبتنی بر تولید را پلی ضروری و موقت پیش از استقرار فراگیر مالیات‌های تعدیل مرزی کربن ارزیابی می‌کنند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • کشورهای در حال توسعه
  • نهادهای حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

صنایع و تولیدکنندگان 35%اقتصاددانان محیط‌زیست 35%نهادهای تنظیم‌گر اقلیمی 30%
  1. [1]Government of Canadaصنایع و تولیدکنندگان

    The federal Output-Based Pricing System for large industry

    مطالعه در Government of Canada →
  2. [2]London School of Economicsاقتصاددانان محیط‌زیست

    EU ETS, free allocations and activity level thresholds, the devil lies in the details

    مطالعه در London School of Economics →
  3. [3]Institute for Energy Economics and Financial Analysisنهادهای تنظیم‌گر اقلیمی

    Supply, demand, and the role of benchmark design

    مطالعه در Institute for Energy Economics and Financial Analysis →
  4. [4]Emerald Insight

    Carbon leakage and competitiveness

    مطالعه در Emerald Insight →
  5. [5]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار انرژی با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.