چرا پیچیدگی اکولوژیکی از نظر ریاضی ثبات سیستم را کاهش میدهد
در سال ۱۹۷۲، رابرت می ثابت کرد که فروپاشی اکوسیستمهای پیچیده از نظر ریاضی قطعی است، مگر اینکه تعاملات درون آنها بسیار ضعیف باشد. این قضیه دور از انتظار، علم اکولوژی را متحول کرد و نشان داد که تنوع زیستی برای بقا به ساختارهای بسیار خاصی نیاز دارد.
به قلم شاهین فراهانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- در سال ۱۹۷۲، رابرت می از نظر ریاضی ثابت کرد که اکوسیستمهای بزرگ و پیچیده ذاتاً نسبت به اکوسیستمهای ساده از ثبات کمتری برخوردارند.
- قضیه می فرض بیولوژیکی دیرینهای را که تنوع زیستی به طور خودکار سپری در برابر انقراض ایجاد میکند، دگرگون کرد.
- این قضیه نشان میدهد که با افزایش تعداد گونهها، قدرت تعاملات آنها باید به شدت کاهش یابد تا از فروپاشی سیستم جلوگیری شود.
پیچیدگی اکولوژیکی ثبات سیستم را کاهش میدهد، زیرا با افزایش تعداد گونهها و تعاملات آنها، احتمال ریاضیِ تبدیل شدن یک اختلال کوچک به یک فروپاشی فاجعهبار به یقین نزدیک میشود. در سال ۱۹۷۲، رابرت می (Robert May)، فیزیکدانی که به اکولوژیست تبدیل شده بود، ثابت کرد که مگر در صورتی که با گسترش اکوسیستم قدرت تعاملات بین گونهها به شدت کاهش یابد، فروپاشی سیستم قطعی خواهد بود.[1]
این یافته دور از انتظار - که اکنون به عنوان «قضیه می» شناخته میشود - فرض بیولوژیکی دیرینهای را که میگفت تنوع به طور خودکار باعث تابآوری میشود، در هم شکست. در اواسط قرن بیستم، طبیعتگرایان بر این باور بودند که یک شبکه متراکم از حیات، شبکه ایمنی مطمئنی در برابر انقراض فراهم میکند.
اما «می» دقیقاً عکس این موضوع را نشان داد: پیچیدگی یک نقطهضعف ریاضی است و اکوسیستمهای بسیار متنوعی که در طبیعت مشاهده میشوند، نه به خاطر پیچیدگیشان، بلکه به این دلیل وجود دارند که راهحلهای خاص و بسیار ساختاریافتهای را برای بقا در برابر این پیچیدگی تکامل دادهاند.[5]
استدلال قضیه می کاملاً سرراست است: پیچیدگی تصادفی ذاتاً شکننده است. قویترین استدلال متقابل، وجود جنگلهای بارانی آمازون یا دیواره بزرگ مرجانی است؛ سیستمهای فوقپیچیدهای که میلیونها سال دوام آوردهاند. اما همانطور که اکولوژی شبکهای مدرن نشان میدهد، این اکوسیستمها ریاضیات «می» را نقض نمیکنند؛ آنها دقیقاً به این دلیل زنده میمانند که تعاملات داخلیشان تصادفی نیست.[6]
برای درک اینکه چرا پیچیدگی ثبات را تهدید میکند، باید به باور رایج قبل از سال ۱۹۷۲ نگاه کرد. در یک مقاله کلاسیک در سال ۱۹۵۵، اکولوژیستی به نام رابرت مکآرتور (Robert MacArthur) فرضیه «تعادل طبیعت» را مطرح کرد و استدلال نمود که «سیستمهایی که مسیرهای جایگزین بیشتری برای انتقال انرژی دارند، پایدارترند.»
این منطق غیرقابلانکار به نظر میرسید: اگر یک شکارچی تنها به یک گونه شکار وابسته باشد، از دست دادن آن شکار کشنده است. اما اگر به ده گونه وابسته باشد، از دست دادن یکی از آنها تنها یک دردسر جزئی است.[4]
این شهود تا سال ۱۹۷۰ تا حد زیادی بدون چالش باقی ماند، تا اینکه پژوهشگرانی به نامهای ام.آر. گاردنر (M.R. Gardner) و دبلیو.آر. اشبی (W.R. Ashby) آزمایش ثبات سیستمهای سایبرنتیک بزرگ و به هم پیوسته را با استفاده از شبیهسازیهای کامپیوتری آغاز کردند. آنها ماتریسهایی از متغیرهای در حال تعامل - از چهار تا ده مؤلفه - ساختند و قدرت تعامل مثبت یا منفی تصادفی را به آنها اختصاص دادند.[2]
گاردنر و اشبی یک نقطه گذار بسیار تند را کشف کردند. زمانی که «اتصالپذیری» (connectance) - یعنی درصد تعاملات ممکنی که در واقعیت رخ میدهند - پایین بود، سیستمها پس از یک اختلال به راحتی به تعادل بازمیگشتند. اما با افزایش اتصالپذیری، احتمال ثبات به شدت سقوط کرد. برای یک سیستم ۱۰ متغیره، گذار از ثباتِ تقریباً قطعی به بیثباتیِ تقریباً قطعی، به طرز قابلتوجهی ناگهانی بود.[2]
دو سال بعد، رابرت می این نتایج شبیهسازی را با استفاده از نظریه ماتریس تصادفی، شاخهای از ریاضیات که در اصل برای فیزیک کوانتوم توسعه یافته بود، تعمیم داد. «می» در مقاله دو صفحهای خود در سال ۱۹۷۲ در نشریه نیچر با عنوان «آیا یک سیستم پیچیده بزرگ پایدار خواهد بود؟»، یک اثبات تحلیلی ظریف ارائه کرد که مرز دقیق بین بقا و فروپاشی را مشخص میکرد.[1]
معیار ریاضی «می» بر سه متغیر استوار است: تعداد گونهها در اکوسیستم (n)، اتصالپذیری یا احتمال تعامل هر دو گونه با هم (C)، و میانگین قدرت این تعاملات (آلفا). او ثابت کرد که یک اکوسیستم بزرگ با اتصالات تصادفی تنها در صورتی پایدار میماند که میانگین قدرت تعاملات، اکیداً کمتر از معکوسِ جذرِ حاصلضربِ تعداد گونهها در اتصالپذیری باشد.[1]
پیامدهای این فرمول بسیار جدی است. اگر اندازه یک اکوسیستم چهار برابر شود - یعنی از ۱۰ گونه به ۴۰ گونه افزایش یابد، در حالی که نرخ اتصالپذیری ۱۰۰ درصدی خود را حفظ کند - حداکثر قدرت تعامل مجاز بین هر دو گونه از نظر ریاضی نصف میشود و از ۰٫۳۱۶ به ۰٫۱۵۸ کاهش مییابد. با افزایش تنوع، گونهها باید بسیار ضعیفتر با یکدیگر تعامل داشته باشند تا از ایجاد یک واکنش زنجیرهای مهارنشدنی از انقراضها جلوگیری کنند.[5]
اگر قضیه می مطلق است، پس چگونه اکوسیستمهای دنیای واقعی با هزاران گونه از فروپاشی جلوگیری میکنند؟ پاسخ در مفروضات خود این قضیه نهفته است. اثبات «می» بر ماتریسهای تصادفی تکیه داشت، جایی که علامت و قدرت تعاملات بر اساس شانس تعیین میشدند. در یک ماتریس تصادفی، احتمال اینکه یک گونه به همسایه خود کمک کند، دقیقاً برابر با احتمال خوردن یا رقابت با آن است.[1]
با این حال، طبیعت ماتریسهای تصادفی نمیسازد. در طول زمان تکامل، اکوسیستمها معماریهای بسیار خاصی را توسعه میدهند. در سال ۲۰۱۲، دقیقاً ۴۰ سال پس از انتشار اولیه مقاله «می»، پژوهشگرانی به نامهای استفانو آلسینا (Stefano Allesina) و سی تانگ (Si Tang) با استفاده از ابزارهای ریاضی پیشرفته که به آنها اجازه میداد شبکههای اکولوژیکی واقعگرایانه و غیرتصادفی را آزمایش کنند، این قضیه را بازبینی کردند.[3]
آلسینا و تانگ تعاملات را به دستههای بیولوژیکی متمایزی تفکیک کردند: روابط شکار و شکارچی، همزیستی متقابل و رقابت. یافتههای آنها با اثبات اینکه انواع مختلف تعاملات اثرات متضادی بر ثبات سیستم دارند، بحث پیچیدگی-ثبات را اساساً تغییر داد.[6]
برخلاف تصور رایج، آنها دریافتند که تعاملات شکار و شکارچی به شدت تثبیتکننده هستند. وقتی جمعیت یک شکارچی بیش از حد بزرگ میشود، شکار خود را از بین میبرد، که این امر به نوبه خود باعث گرسنگی و کاهش جمعیت شکارچی شده و به شکار اجازه میدهد تا خود را بازیابی کند. این حلقه بازخورد منفی به عنوان یک ضربهگیر ریاضی عمل میکند و اندازه جمعیتها را تحت کنترل نگه میدارد.[3]
در مقابل، نشان داده شد که تعاملات همزیستی و رقابتی به شدت بیثباتکننده هستند. در یک شبکه همزیستی، رشد انفجاری در یک گونه باعث رشد انفجاری در شریک آن میشود، که میتواند منجر به رشد نمایی مهارنشدنی شده و سیستم گستردهتر را بیثبات کند. در یک شبکه رقابتی، یک مزیت جزئی برای یک گونه میتواند رقبای آن را به سمت انقراض سریع سوق دهد.[6]
میراث ماندگار قضیه می این نیست که اکوسیستمهای پیچیده نمیتوانند وجود داشته باشند، بلکه این است که آنها نمیتوانند به طور تصادفی به وجود بیایند. وزن ریاضیِ محضِ تنوع، دائماً یک اکوسیستم را به سمت فروپاشی سوق میدهد. برای زنده ماندن، یک محیط بسیار متنوع باید به دقت ساختاریافته باشد و برای دور نگه داشتن ریاضیاتِ آشوب، به شدت بر اصطکاک تثبیتکننده شکار و غلبه گسترده تعاملات بسیار ضعیف تکیه کند.[1][5]
اصطلاحات کلیدی
- اتصالپذیری
- درصد تمام تعاملات ممکن بین گونهها در یک اکوسیستم که در واقعیت رخ میدهند.
- ماتریس جامعه
- یک شبکه ریاضی که شبکه تعاملات بین تمام گونهها در یک اکوسیستم را نشان میدهد و برای محاسبه ثبات سیستم استفاده میشود.
- مقدار ویژه
- یک ویژگی ریاضی از یک ماتریس که در زمینه اکولوژی تعیین میکند آیا یک سیستم پس از یک اختلال به تعادل بازمیگردد یا خیر.
- حلقه بازخورد منفی
- یک مکانیسم خودتنظیمگر که در آن افزایش یک مؤلفه واکنشی را آغاز میکند که در نهایت همان مؤلفه را کاهش داده و تعادل را حفظ میکند.
- نظریه ماتریس تصادفی
- شاخهای از ریاضیات که ویژگیهای ماتریسهایی را مطالعه میکند که عناصر آنها به طور تصادفی تعیین شدهاند؛ در اصل در فیزیک کوانتوم استفاده میشد و توسط رابرت می برای اکولوژی اقتباس شد.
پرسشهای متداول
قضیه می چیست؟
قضیه می یک اثبات ریاضی از سال ۱۹۷۲ است که نشان میدهد هرچه یک سیستم پیچیدهتر شود - با اجزا و اتصالات بیشتر - ذاتاً بیثباتتر میشود، مگر اینکه قدرت این اتصالات به شدت کاهش یابد.
آیا این بدان معناست که تنوع زیستی برای اکوسیستمها مضر است؟
خیر. این بدان معناست که تنوع زیستی نمیتواند تصادفی باشد. تنوع زیستی بالا تنها زمانی پایدار است که اکوسیستم تعاملات خاص و ساختاریافتهای - مانند پویایی شکار و شکارچی - را تکامل داده باشد که به عنوان ضربهگیرهای ریاضی عمل میکنند.
چرا تعاملات شکار و شکارچی تثبیتکننده هستند؟
روابط شکار و شکارچی حلقههای بازخورد منفی ایجاد میکنند. اگر شکارچیان بیش از حد تغذیه کنند، گرسنه میمانند و جمعیت آنها کاهش مییابد، که این امر به شکار اجازه میدهد تا خود را بازیابی کند. این خوداصلاحی مداوم از رشد نمایی مهارنشدنی جلوگیری میکند.
ماتریس جامعه چیست؟
ماتریس جامعه یک شبکه ریاضی است که توسط اکولوژیستها برای نشان دادن نحوه تأثیر هر گونه در یک اکوسیستم بر سایر گونهها استفاده میشود. مقادیر موجود در این شبکه نشاندهنده قدرت و جهت (مثبت یا منفی) این تعاملات است.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه طبیعتگرایان کلاسیک
تنوع زیستی سپری در برابر فروپاشی اکولوژیکی فراهم میکند.
پیش از مداخله ریاضی «می»، دیدگاه غالب در اکولوژی به شدت تحت تأثیر مشاهدات میدانی و شهود بود. طبیعتگرایانی مانند رابرت مکآرتور استدلال میکردند که تعدد مسیرهای انرژی در یک شبکه غذایی ذاتاً سیستم را تثبیت میکند. اگر یک منبع غذایی از بین میرفت، یک شکارچی میتوانست به سادگی به منبع دیگری روی آورد و از تسری یک انقراض محلی به کل اکوسیستم جلوگیری کند. این دیدگاه در اواسط قرن بیستم تسلط داشت و همچنان یک چارچوب شهودی قدرتمند باقی مانده است، حتی اگر نتواند شکنندگی ریاضی شبکههای تصادفی را توضیح دهد.
دیدگاه اکولوژیستهای نظری
پیچیدگی تصادفی از نظر ریاضی بیثباتی را تضمین میکند.
اکولوژیستهای نظری، با تکیه بر اثبات سال ۱۹۷۲ «می»، اکوسیستمها را از دریچه نظریه ماتریس تصادفی میبینند. از این منظر، هر گونه جدید و هر تعامل جدید، متغیر دیگری را به یک سیستم عظیم از معادلات دیفرانسیل اضافه میکند. مگر اینکه میانگین قدرت تعاملات به شدت ضعیف باشد، احتمال اینکه تمام مقادیر ویژه منفی باقی بمانند - که لازمه ریاضی برای ثبات است - به صفر نزدیک میشود. این گروه استدلال میکنند که شکنندگی سیستمهای پیچیده یک ویژگی عجیب بیولوژیکی نیست، بلکه یک قانون بنیادین احتمالات است.
دیدگاه زیستشناسان شبکهای
ساختارهای تعاملی خاص به اکوسیستمهای پیچیده اجازه بقا میدهند.
زیستشناسان شبکهای مدرن، حقیقت ریاضی قضیه می را با واقعیت تجربی جنگلهای بارانی از طریق تمرکز بر ساختار به جای اعداد محض، آشتی میدهند. پژوهشگرانی مانند استفانو آلسینا تأکید میکنند که اکوسیستمهای واقعی تصادفی نیستند. آنها به شدت به سمت تعاملات تثبیتکننده شکار و شکارچی متمایل هستند و دارای شبکههای بخشبندیشده و ماژولار میباشند که در آنها اختلالات مهار میشوند. از این دیدگاه، پیچیدگی تنها به این دلیل قابل بقاست که میلیونها سال تکامل، پیکربندیهای بیثبات را بیرحمانه هرس کرده است.
- اکولوژیستهای نظری
- معتقدند که پیچیدگی تصادفی از نظر ریاضی بیثباتی را تضمین میکند و اکوسیستمها را مجبور میسازد تا به تعاملات ضعیف تکیه کنند.
- زیستشناسان شبکهای
- استدلال میکنند که ساختارهای تعاملی خاص، و نه صرفاً تنوع محض، عواملی هستند که به اکوسیستمهای پیچیده اجازه بقا میدهند.
- طبیعتگرایان کلاسیک
- استدلال میکنند که تنوع زیستی و شبکههای غذایی پیچیده ذاتاً یک سپر محافظ در برابر فروپاشی اکولوژیکی فراهم میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سیاستگذاران حوزه حفاظت محیط زیست که باید آستانههای انتزاعی ریاضی را به برنامههای عملیاتی حفاظت از زیستگاهها تبدیل کنند.
- اکولوژیستهای میدانی که قدرت تعاملات واقعی را در طبیعت اندازهگیری میکنند؛ کاری تجربی که به دشواری شهرت دارد.
منابع
[1]Natureاکولوژیستهای نظریWill a large complex system be stable?
مطالعه در Nature →
[2]Natureاکولوژیستهای نظریConnectance of Large Dynamic (Cybernetic) Systems: Critical Values for Stability
مطالعه در Nature →
[3]Natureاکولوژیستهای نظریStability criteria for complex ecosystems
مطالعه در Nature →
[4]Ecologyطبیعتگرایان کلاسیکFluctuations of Animal Populations, and a Measure of Community Stability
مطالعه در Ecology →
[5]تیم سردبیری کوهستانزیستشناسان شبکهایتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]arXivزیستشناسان شبکهایStability criteria for complex ecosystems
مطالعه در arXiv →
بیشتر در دیدگاهها
مشاهده همه →یارانه انرژی
اجرای سقف ۱۱۰ لیتری بنزین در ماه؛ گامی ناگزیر برای مهار مصرف بیرویه در ایران
6 منبع
ترمودینامیک محاسبات
کف ترمودینامیکی: چرا پاک کردن یک بیت اطلاعات ۳ زپتوژول هزینه دارد؟
11 منبع
تابآوری زنجیره تامین
آیا زنجیره تامین جهانی اکنون به یک حلقه شکننده تبدیل شده است؟
2 منبع
اعتبار علمی
حل معادله ناویر-استوکس توسط اوپنایآی؛ چگونه هوش مصنوعی فاتحه اعتبار علمی سنتی را خواند
7 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار دیدگاهها با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





