رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانعلوم شناختیتحلیل و توضیح۹ شهریور ۱۴۰۵، ۵:۲۵· 5 دقیقه مطالعه· در دیدگاه‌ها

مکانیسم‌های تعدیل: چرا پرسیدن «چگونه» به جای «چرا»، تنها راه مطمئن برای پر کردن شکاف‌های ایدئولوژیک است

علوم شناختی نشان می‌دهد که درخواست از مردم برای توجیه باورهای سیاسی‌شان، فعالانه افراط‌گرایی آن‌ها را تقویت می‌کند، در حالی که مجبور کردن آن‌ها به توضیح جزئیات مکانیکی یک سیاست، به طور قابل اعتمادی موضع آن‌ها را تعدیل می‌کند.

به قلم بابک ناصری

دانشمندان شناختی 40%تکنولوژیست‌های مدنی 35%شکاکان گفتمان 25%
دانشمندان شناختی
استدلال می‌کنند که دانش بشری ذاتاً جمعی است و افشای جهل فردی، کلید کاهش قطعیت سیاسی بی‌مورد است.
تکنولوژیست‌های مدنی
بر طراحی مجدد فضاهای عمومی دیجیتال و فیزیکی تمرکز می‌کنند تا به جای انتشار عقاید، توضیحات مکانیکی را ترویج دهند.
شکاکان گفتمان
هشدار می‌دهند که تأکید بیش از حد بر دانش مکانیکی ممکن است شهروندان پرشور اما کم‌سواد را از حقوق خود محروم کند و بحث‌های سیاسی را کاملاً به تکنوکرات‌ها واگذار نماید.

اگر می‌خواهید تنش یک بحث سیاسی را کاهش دهید، دیگر از طرف مقابل نپرسید که چرا به آنچه باور دارد، اعتقاد دارد. در عوض، بپرسید سیاستی که او از آن دفاع می‌کند، در عمل چگونه کار می‌کند. خرد متعارف در گفتمان مدنی حکم می‌کند که برای ایجاد همدلی باید به دلایل یکدیگر گوش دهیم. اما علوم شناختی نشان می‌دهد که این رویکرد دقیقاً اشتباه است. دلیل‌آوری شکاف‌ها را پر نمی‌کند؛ بلکه فعالانه عزم افراد را سخت‌تر کرده و آن‌ها را بیشتر به گوشه‌های ایدئولوژیک خود می‌راند.[4]

پدیده‌ای که این واقعیت غیرمنتظره را هدایت می‌کند، به عنوان توهم عمق توضیحی (IOED) شناخته می‌شود. این توهم که اولین بار توسط محققان دانشگاه ییل در سال ۲۰۰۲ شناسایی شد، تمایل عمیق ما را برای اشتباه گرفتن آشنایی با یک مفهوم با درک مکانیکی آن توصیف می‌کند. ما در جهان طوری زندگی می‌کنیم که گویی می‌دانیم اشیا چگونه کار می‌کنند، صرفاً به این دلیل که روزانه با آن‌ها سروکار داریم یا دائماً درباره‌شان می‌شنویم.[1]

یک زیپ، یک توالت فلاش‌دار یا یک دوچرخه را در نظر بگیرید. وقتی از مردم پرسیده می‌شود که آیا نحوه کار این وسایل را می‌دانند، اکثر آن‌ها با اطمینان پاسخ مثبت می‌دهند. اما وقتی یک تکه کاغذ به آن‌ها داده می‌شود و از آن‌ها خواسته می‌شود که دندانه‌های درهم‌تنیده زیپ یا مکانیسم سوپاپ توالت را ترسیم کنند، کاملاً شکست می‌خورند. ما دانش خود را به جامعه برون‌سپاری می‌کنیم و درک جمعی بشریت را با تخصص فردی خود اشتباه می‌گیریم.[1][3]

این توهم به طور یکپارچه از اشیای فیزیکی به باورهای سیاسی و اجتماعی گسترش می‌یابد. ما نظرات به شدت محکمی در مورد مالیات کربن، سیستم‌های مراقبت بهداشتی تک‌پرداخت‌کننده یا اصلاحات مهاجرتی داریم. از آنجا که این اصطلاحات آشنا هستند و سیگنال‌های قبیله‌ای واضح، ما فرض می‌کنیم که درک عمیقی از سیاست‌های زیربنایی داریم. اما اینطور نیست.[2][3]

در سال ۲۰۱۳، محققان آزمایش کردند که وقتی این توهم در یک زمینه سیاسی تحریک می‌شود، چه اتفاقی می‌افتد. آن‌ها شرکت‌کنندگان را به دو گروه تقسیم کردند. از گروه اول خواسته شد که دلایل دیدگاه‌های سیاسی خود را ارائه دهند—همان درخواستی که تقریباً در هر جلسه عمومی، صحنه مناظره و بخش نظرات اینترنت استفاده می‌شود. از گروه دوم خواسته شد که مکانیسم‌های گام به گام سیاست‌هایی را که از آن‌ها حمایت می‌کردند، توضیح دهند و تأثیر آن را از قانون‌گذاری تا نتیجه واقعی در جهان ردیابی کنند.[2]

حلقه روانشناختی: چگونه درخواست‌های مختلف، قطعیت ایدئولوژیک را تغییر می‌دهند.
در سال ۲۰۱۳، محققان آزمایش کردند که وقتی این توهم در یک زمینه سیاسی تحریک می‌شود، چه اتفاقی می‌افتد.

نتایج واضح و بسیار قابل تکرار بودند. گروه دلیل‌آور در مواضع خود مطمئن‌تر و افراطی‌تر شدند. آن‌ها با بیان ارزش‌های خود، وابستگی‌های قبیله‌ای‌شان را تمرین کردند و احساس کردند که حق با آن‌هاست. آن‌ها چیز جدیدی یاد نگرفتند، اما خود را متقاعد کردند که موضع قبلی‌شان از نظر اخلاقی و منطقی غیرقابل خدشه است.[2][4]

اما گروه مکانیکی، کاهش ناگهانی و قابل توجهی در اعتماد به نفس خود تجربه کردند. آن‌ها که مجبور بودند دقیقاً توضیح دهند که یک سیستم «سقف و تجارت» (cap-and-trade) چگونه کار می‌کند یا یک مالیات ثابت چگونه اجرا خواهد شد، به سرعت متوجه شدند که در واقع نمی‌دانند. در مواجهه با جهل خود، افراط‌گرایی سیاسی‌شان تعدیل شد. آن‌ها مواضع خود را کمتر قطعی ارزیابی کردند و به طور قابل توجهی معتدل‌تر شدند.[2]

اینجاست که قوی‌ترین استدلال مخالف رویکرد مکانیکی مطرح می‌شود: آیا افشای جهل صرفاً مردم را بی‌تفاوت می‌کند؟ منتقدان این چارچوب استدلال می‌کنند که اگر دائماً محدودیت‌های شناختی شهروندان را به آن‌ها یادآوری کنیم، ممکن است مشارکت مدنی را به طور کامل سرکوب کنیم. ترس این است که جایگزین کردن حمایت پرشور با سردرگمی بی‌علاقه، فضای عمومی را کاملاً در اختیار تکنوکرات‌ها و نخبگان قرار دهد.[4]

اما داده‌ها نتیجه خوش‌بینانه‌تری را نشان می‌دهند. درهم شکستن توهم عمق توضیحی، سیستم ارزشی زیربنایی یک فرد را از بین نمی‌برد؛ بلکه صرفاً قطعیت بی‌دلیلی را که مصالحه را ناممکن می‌سازد، حذف می‌کند. وقتی مردم متوجه می‌شوند که درک خودشان ناقص است، لزوماً اهدافشان را رها نمی‌کنند. در عوض، نسبت به شواهد متقابل پذیراتر و نسبت به دیدگاه‌های مخالف بسیار سخاوتمندتر می‌شوند.[2][3]

توهم عمق توضیحی زمانی رخ می‌دهد که ما آشنایی را با درک مکانیکی واقعی اشتباه می‌گیریم.

آن‌ها از یک حالت تدافعی و ستیزه‌جو به یک حالت کنجکاو تغییر وضعیت می‌دهند. فردی که متوجه می‌شود نمی‌تواند مکانیسم تعرفه مرزی را به طور کامل توضیح دهد، احتمال کمتری دارد که بر سر کسی که با او مخالف است، فریاد بزند. فروتنی، همانطور که مشخص شد، یک حلال بسیار مؤثر برای قطبی‌سازی عاطفی است.[4]

برای پلتفرم‌ها، سازمان‌های رسانه‌ای و جوامعی که تلاش می‌کنند صدای خوانندگان را بالا ببرند، این امر مستلزم یک چرخش ساختاری اساسی است. در حال حاضر، بخش‌های نظرات، الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی و انجمن‌های مدنی به عنوان ماشین‌های دلیل‌آوری طراحی شده‌اند. آن‌ها از کاربران می‌خواهند نظرات خود را منتشر کنند و ناخواسته به عنوان موتورهای تولید افراط‌گرایی عمل می‌کنند.[3][4]

برای پر کردن واقعی شکاف‌ها، معماری گفتمان باید به سمت نقشه‌برداری مکانیسم‌ها تغییر کند. قبل از اینکه کاربر بتواند درباره یک سیاست بحث کند، محیط باید او را وادار کند که عملکردهای اساسی آن را ترسیم کند. در نهایت، مسیر رسیدن به یک فضای عمومی سالم‌تر، از طریق استدلال‌های بهتر یا گوش دادن همدلانه‌تر نمی‌گذرد. بلکه از طریق یک اذعان مشترک و متواضعانه به محدودیت‌های شناختی خودمان می‌گذرد.[4]

نکات کلیدی

  • مردم به طور معمول درک خود از سیاست‌های پیچیده را بیش از حد تخمین می‌زنند، سوگیری‌ای که به عنوان توهم عمق توضیحی شناخته می‌شود.
  • درخواست از افراد برای توجیه باورهای سیاسی‌شان باعث می‌شود که در دیدگاه‌های خود مطمئن‌تر و افراطی‌تر شوند.
  • مجبور کردن افراد به توضیح مکانیسم‌های گام به گام یک سیاست، فقدان دانش آن‌ها را آشکار کرده و به طور قابل اعتمادی افراط‌گرایی آن‌ها را تعدیل می‌کند.
  • پلتفرم‌های گفتمان مدنی که بر اساس «دلیل‌آوری» طراحی شده‌اند، ناخواسته به عنوان موتورهای تولید افراط‌گرایی عمل می‌کنند.
  • تغییر گفتگوها از ارزش‌ها به مکانیسم‌ها، فروتنی شناختی را تقویت می‌کند و مصالحه و گفتگوی سازنده را ممکن می‌سازد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دانشمندان شناختی

بر محدودیت‌های ذاتی دانش فردی انسان و لزوم فروتنی فکری تمرکز می‌کنند.

محققان این حوزه استدلال می‌کنند که هوش انسانی اساساً جمعی است. ما زنده می‌مانیم و پیشرفت می‌کنیم زیرا دانش را به اشتراک می‌گذاریم، اما مغز ما ما را فریب می‌دهد تا باور کنیم دانش جامعه در سر خودمان قرار دارد. دانشمندان شناختی معتقدند با افشای توهم عمق توضیحی، می‌توانیم قطعیت بی‌دلیلی را که به قبیله‌گرایی سیاسی مدرن دامن می‌زند، از کار بیندازیم. آن‌ها مشکل قطبی‌سازی را نه یک نقص اخلاقی، بلکه یک نقص قابل پیش‌بینی در شناخت انسان می‌دانند.

تکنولوژیست‌های مدنی

طرفدار طراحی مجدد پلتفرم‌های دیجیتال برای اولویت دادن به نقشه‌برداری مکانیسم‌ها به جای انتشار عقاید هستند.

این دیدگاه به معماری فضای عمومی مدرن—فیدهای رسانه‌های اجتماعی، بخش‌های نظرات و تالارهای گفتگوی دیجیتال—نگاه می‌کند و اشاره می‌کند که آن‌ها منحصراً برای دلیل‌آوری ساخته شده‌اند. تکنولوژیست‌های مدنی استدلال می‌کنند که اگر گفتمان بهتری می‌خواهیم، باید رابط کاربری گفتگو را تغییر دهیم. آن‌ها سیستم‌هایی را پیشنهاد می‌کنند که در آن کاربران باید قبل از بحث درباره شایستگی‌های یک سیاست، درک مکانیکی اساسی از آن موضوع را نشان دهند (مثلاً توالی صحیح مراحل تبدیل یک لایحه به قانون را ترسیم کنند)، که عملاً فروتنی شناختی را از طریق طراحی تحمیل می‌کند.

شکاکان گفتمان

هشدار می‌دهند که مطالبه تخصص مکانیکی می‌تواند حمایت اخلاقی معتبر را سرکوب کرده و رأی‌دهندگان را از حقوقشان محروم کند.

منتقدان رویکرد مکانیکی اشاره می‌کنند که لازم نیست بدانید یک موتور احتراق چگونه کار می‌کند تا بفهمید یک ماشین در حال رانندگی به سمت پرتگاه است. آن‌ها استدلال می‌کنند که مطالبه توضیحات مکانیکی می‌تواند به عنوان یک تاکتیک دروازه‌بانی توسط تکنوکرات‌ها برای نادیده گرفتن نارضایتی‌های اخلاقی مشروع مردم استفاده شود. اگر شهروندان احساس کنند که برای دفاع از دسترسی به خدمات درمانی باید درک در سطح دکترا از اقتصاد مراقبت‌های بهداشتی داشته باشند، ممکن است به سادگی کناره‌گیری کنند و تصمیمات سیاسی را کاملاً در دست نخبگان بگذارند.

چرا مهم است

اگر می‌خواهید نظر کسی را تغییر دهید—یا حتی فقط یک گفتگوی سازنده داشته باشید—تاکتیک استاندارد درخواست از او برای دفاع از دیدگاه‌هایش، از نظر علمی ثابت شده که نتیجه معکوس می‌دهد. تغییر جهت گفتگو از ارزش‌ها به مکانیسم‌ها، مؤثرترین ابزار برای کاهش دمای گفتمان مدنی است.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

دانشمندان شناختی 40%تکنولوژیست‌های مدنی 35%شکاکان گفتمان 25%
  1. [1]Cognitive Scienceدانشمندان شناختی

    The misunderstood limits of folk science: an illusion of explanatory depth

    مطالعه در Cognitive Science
  2. [2]Psychological Scienceدانشمندان شناختی

    Political Extremism Is Supported by an Illusion of Understanding

    مطالعه در Psychological Science
  3. [3]American Psychological Associationدانشمندان شناختی

    The knowledge illusion

    مطالعه در American Psychological Association
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانتکنولوژیست‌های مدنی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه‌ها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.