فاصله مساوی در برابر امتداد طبیعی؛ دیوان بینالمللی دادگستری چگونه فلات قاره را تحدید حدود میکند؟
دیوان بینالمللی دادگستری دهههاست که برای حل اختلافات تحدید حدود دریایی، در حال متوازنسازی میان فاصلهسنجی هندسی و واقعیتهای زمینشناختی است. اگرچه اصل «امتداد طبیعی» همچنان مبنای ادعاهای مربوط به فلات قاره گسترشیافته در اعماق دریاست، اما در محدوده ۲۰۰ مایل دریایی، قاعده سختگیرانه خط منصف یا فاصله مساوی مبنای اصلی تصمیمگیری قرار گرفته است.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۱۹۶۹ با تثبیت اصل زمینشناختی امتداد طبیعی، مرزهای زیرآبی را وابسته به استمرار توده خشکی در زیر دریا دانست.
- در سال ۱۹۸۵، دیوان تفکیکی حقوقی قائل شد و اعلام کرد در محدوده ۲۰۰ مایل دریایی، فاصله هندسی بر دادههای زمینشناختی اولویت دارد.
- امتداد طبیعی همچنان یگانه مبنای حقوقی برای ادعای فلات قاره گسترشیافته تا سقف ۳۵۰ مایل دریایی است که نیازمند اثبات دقیق علمی در سازمان ملل است.
در بیستم فوریه ۱۹۶۹، در کاخ صلح لاهه، دیوان بینالمللی دادگستری حکمی صادر کرد که ساختار حقوقی تقسیم بستر دریاها میان کشورها را دگرگون ساخت؛ پروندهای پیچیده که برای حلوفصل اختلاف دیرینه بر سر منابع غنی بستر دریای شمال گشوده شده بود.[2]
رأی صادره مفهوم «امتداد طبیعی» (Natural Prolongation) را وارد ادبیات حقوق بینالملل کرد. قضات دیوان تأکید کردند که مرزهای زیرآبی هر دولت، تابع امتداد فیزیکی و ساختار زمینشناختی توده خشکی آن در زیر آب است، نه صرفاً یک خط هندسی ساده که از خط ساحلی رسم شود.[2]
این تصمیم سال ۱۹۶۹ سرآغاز تقابل حقوقی چنددههای میان علم زمینشناسی و محاسبات هندسی شد؛ بهطوریکه هرگاه دو کشور مجاور یا روبهرو بر پهنه مشترکی از بستر دریا ادعا دارند، دادگاههای بینالمللی ناگزیرند میان بررسی ریختشناسی زمین و اندازهگیری فواصل ریاضی از ساحل یکی را برگزینند.[3]
ابعاد راهبردی این پروندهها به ارزش دهها میلیارد دلاری ذخایر هیدروکربوری دستنخورده در بستر دریا پیوند خورده است. اینکه یک مرجع داوری یک گسل عمیق زمینشناختی را لحاظ کند یا یک خط میانه هندسی ترسیم نماید، تعیینکننده مالکیت نهایی منابع انرژی مدفون در اعماق اقیانوس خواهد بود.[3]
امروزه کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS) تلاش دارد این دو اصل متعارض را با یکدیگر سازگار سازد؛ معاهدهای جامع که چارچوب حقوق انحصاری دولتها برای حفاری نفت، استخراج گاز و بهرهبرداری از ذخایر معدنی اعماق دریا در میلیونها کیلومتر مربع از پهنههای آبی را تعیین میکند.[1]
زمینشناسی در جایگاه سرنوشت
پروندههای فلات قاره دریای شمال، جمهوری فدرال آلمان را در برابر دانمارک و هلند قرار داده بود. آلمان به سبب شکل مقعر خط ساحلیاش با بنبست جغرافیایی روبهرو بود؛ خط منصف هندسی، سهم این کشور را محصور میکرد و قلمرو دریایی آن را بهشدت کاهش میداد.[2]
آلمان با اعتراض شدید به کاربست مکانیکی روش خط منصف، از دیوان خواست واقعیت ساختار فیزیکی بستر دریا را لحاظ کند. دادگاه با رأی ۱۱ در برابر ۶ موافقت کرد و اعلام داشت که روش فاصله مساوی یک قاعده الزامآور و اجتنابناپذیر در حقوق بینالملل عرفی به شمار نمیرود.[2]
بر اساس رأی دیوان، تقسیم فلات قاره باید بهگونهای انجام شود که هر بخش متصل به امتداد فیزیکی سرزمین اصلی هر کشور، در قلمرو حاکمیتی آن باقی بماند و مرزبندی از بستر واقعی زمین پیروی نماید.[2]
دیوان بینالمللی این ایده را که فلات قاره پهنهای مشاع است و باید عادلانه بین طرفین تقسیم شود رد کرد؛ در عوض، فلات قاره را پهنهای دانست که به سبب پیوستگی جغرافیای فیزیکی، ذاتاً متعلق به دولت ساحلی است.[2]
ماده ۷۶ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها با تثبیت استاندارد زمینشناختی دیوان تصریح کرد: «فلات قاره دولت ساحلی شامل بستر و زیربستر مناطق زیردریایی است که فراتر از دریای سرزمینی آن در امتداد طبیعی قلمرو زمینیاش گسترش مییابد».[1]
بدین ترتیب، دادههای زمینشناختی برای بیش از یک دهه به مرجع اصلی تحدید حدود دریایی تبدیل شدند و کشورهای ساحلی ناوگانهای تحقیقاتی خود را برای نقشهبرداری از صفحات تکتونیکی، ضخامت لایههای رسوبی و گسلهای عمیق اقیانوسی به کار گرفتند.[3]
قاعده هندسی ۲۰۰ مایل
اما در عمل، رویکرد زمینشناختی بسیار مناقشهبرانگیز و از نظر علمی پیچیده بود. با آغاز دهه ۱۹۸۰، اجماع حقوقی بینالمللی به سمت معیاری سادهتر و مبتنی بر فاصله تغییر مسیر داد که بتوان آن را بدون توجه به ناهمواریهای بستر دریا بهصورت یکنواخت پیاده کرد.[3]
کنوانسیون حقوق دریاها با ایجاد مفهوم منطقه انحصاری اقتصادی، حقوق حاکمیتی دولتها بر ستون آب و بستر دریا را تا فاصله ۲۰۰ مایل دریایی از ساحل به رسمیت شناخت؛ حقی که صرفاً بر مبنای فاصله تعریف شده و ماهیت توپوگرافی بستر دریا در آن نادیده گرفته میشود.[1]
این تحول به ایجاد یک سازوکار حقوقی دوگانه انجامید: دولتها تا مرز ۲۰۰ مایل دریایی بر اساس فاصله هندسی صاحب فلات قاره بودند، اما فراتر از آن میتوانستند بر پایه اصل زمینشناختی امتداد طبیعی ادعای مالکیت کنند.[1]
این تفکیک بدین معنا بود که حتی کشوری با شیب تند و بریدگی ناگهانی در بستر ساحلیاش از حق پایه ۲۰۰ مایل دریایی برخوردار میشد، درحالیکه کشوری با فلات قاره پهن و کمعمق برای عبور از مرز ۲۰۰ مایل باید دلایل پیچیده زمینشناسی ارائه میکرد.[1]
تقابل این دو اصل در پرونده تاریخی لیبی و مالت در سال ۱۹۸۵ در برابر دیوان گشوده شد. لیبی با اتکا به اصل امتداد طبیعی، استدلال میکرد که وجود یک فروافتادگی عمیق زمینشناختی در مدیترانه باید مرز طبیعی فلات قاره شناخته شود.
در مقابل، مالت به عنوان یک کشور جزیرهای کوچک خواستار اعمال خط منصف بر اساس فاصله مساوی بود. دادگاه باید روشن میکرد که در تداخل فلات قاره در محدوده زیر ۲۰۰ مایل دریایی، کدام اصل حاکم است.
پیشی گرفتن فاصله مساوی
در سوم ژوئن ۱۹۸۵، دیوان با رأی قاطع ۱۴ به ۳ نقشی فرعی به زمینشناسی داد و اعلام کرد در فاصله کمتر از ۲۰۰ مایل دریایی میان سواحل روبهرو یا مجاور، فاصله از ساحل متغیر حقوقی اصلی در تحدید حدود است.
دیوان استدلال کرد که اصل امتداد طبیعی در این پرونده گرهگشا نیست و عوارض ژئومورفولوژیک از جمله گسلی که لیبی بر آن دست گذاشته بود، در محدوده ۲۰۰ مایلی فاقد وجاهت حقوقی تلقی میشوند.
بر این اساس، دیوان ابتدا یک خط منصف موقت ترسیم کرد و سپس برای جبران عدمتناسب شدید میان طول خطوط ساحلی دو کشور، آن را ۱۸ دقیقه قوسی به سمت شمال انتقال داد تا نتیجهای منصفانه حاصل شود.
رأی ۱۹۸۵ چارچوب سهمرحلهای نوین تحدید حدود دریایی را پایهریزی کرد؛ روندی که در آن دادگاهها همواره با ترسیم یک خط اولیه فاصله مساوی مبتنی بر فواصل دقیق ریاضی از خطوط مبدا دو طرف آغاز میکنند.[3]
در گام دوم، دادگاه اوضاع و احوال خاص نظیر مقعر بودن سواحل، وجود جزایر کوچک یا اختلاف فاحش در طول سواحل را برای تعدیل خط اولیه بررسی میکند تا بیعدالتی رخ ندهد.[3]
اثبات حدود فلات قاره بیرونی
اگرچه فاصله مساوی بر دعاوی داخل محدوده ۲۰۰ مایل حاکم شده، اما امتداد طبیعی همچنان مبنای یگانه و قطعی برای ادعاهای فراتر از ۲۰۰ مایل دریایی، موسوم به «فلات قاره گسترشیافته»، باقی مانده است.[1]
طبق ماده ۷۶ کنوانسیون، دولت ساحلی میتواند تا سقف ۳۵۰ مایل دریایی مدعی فلات قاره شود، مشروط بر آنکه از نظر علمی ثابت کند بستر دریا ادامه واقعی ساختار زمینشناختی خشکی آن است.[1]
کشورها ملزم به ارائه دادههای ژرفاسنجی و لرزهنگاری گسترده به کمیسیون حدود فلات قاره سازمان ملل متحد هستند تا انطباق ادعای آنها با معیارهای فنی کنوانسیون ۱۹۸۲ بررسی و تأیید شود.[1]
بار اثبات علمی این ادعاها سنگین است؛ گروههای تخصصی باید با نقشهبرداری دقیق از پای شیب قارهای و اندازهگیری ضخامت رسوبات ثابت کنند که امتداد طبیعی سرزمین بدون انقطاع به اعماق اقیانوس پیوسته است.[1]
پس از تأیید نهایی کمیسیون، حدود اعلامشده الزامآور و قطعی میشود و حقوق انحصاری و دائمی استخراج ذخایر عظیم نفت، گاز و منابع کانی راهبردی بستر دریا به کشور متقاضی واگذار میگردد.[1]
هنگامه تلاقی ساختارهای زمینشناختی
با این حال، زمانی که دو دولت همسایه در ماورای مرز ۲۰۰ مایل دارای ادعاهای متداخل فلات قاره گسترشیافته باشند، خلاءهای حقوقی و ابهامات عمیقی در پیشگاه حقوق بینالملل پدیدار میشود.[3]
در این پهنهها، هر دو کشور ادعای اولیه خود را بر پایه امتداد طبیعی بنا نهادهاند، اما کنوانسیون رهنمود شفافی در مورد چگونگی ترسیم خط مرزی میان دو ادعای همپوشان زمینشناختی ارائه نکرده است.[1]
محاکم بینالمللی همواره در تعمیم ساده روش فاصله مساوی به این اعماق با احتیاط رفتار کردهاند، چرا که مبنای این حقوق ذاتاً زمینشناختی است و اِعمال یک خط هندسی محض ممکن است ارتباط حقوقی را از منشأ حق قطع کند.[3]
در آرای متأخر، مانند پرونده ۲۰۱۲ بنگلادش و میانمار در دادگاه بینالمللی حقوق دریاها، قضات روش خط منصف تعدیلشده را تا فلات قاره بیرونی نیز تسری دادند تا بر همپوشانی غلبه کنند.[3]
با وجود این، تنش مفهومی میان شفافیت ریاضی خط منصف و واقعیتهای فیزیکی امتداد طبیعی همچنان در پروندههای گوناگون در سراسر جهان لاینحل باقی مانده است.[3]
با وجود این، تنش مفهومی میان شفافیت ریاضی خط منصف و واقعیتهای فیزیکی امتداد طبیعی همچنان در پروندههای گوناگون در سراسر جهان لاینحل باقی مانده است.
با پیشرفت فناوریهای استخراج در آبهای عمیق و انباشت دهها پرونده تداخل ادعا در سازمان ملل، چالش میان فاصله هندسی و ساختار زمینشناسی به یکی از ارکان ژئوپلیتیک دریایی جهان در دهههای آینده بدل خواهد شد.[3]
بررسی عمیق دیدگاهها
فاصله مساوی (تحدید حدود فاصلهمحور)
رویکرد هندسی برای رسم خط میانه میان سواحل روبهرو یا مجاور که نقطه آغازین تحدید حدود تا ۲۰۰ مایل دریایی است.
روش فاصله مساوی به جای توپوگرافی و جنس زمین، بر محاسبات هندسی استوار است. با ترسیم خطی که تمام نقاط آن از نزدیکترین نقاط خطوط مبدا دو کشور فاصلهای برابر دارد، بستری کاملاً ریاضی و عینی شکل میگیرد. دیوان لاهه در پرونده لیبی و مالت در ۱۹۸۵ این روش را ارتقا داد و تأکید کرد درون محدوده ۲۰۰ مایل، فاصله بر پدیدههای زمینشناختی تقدم دارد. امروزه این روش گام نخستین فرایند سهمرحلهای دادگاههاست و تنها در صورتی تعدیل میشود که عدمتناسب سواحل یا موقعیت جزایر، نتیجه را ناعادلانه کند.
امتداد طبیعی (تحدید حدود زمینشناختی)
این اصل بیانگر آن است که فلات قاره استمرار فیزیکی و زمینشناسی سرزمین اصلی یک دولت در زیر آبهای دریاست.
این اصل نخستینبار در پرونده فلات قاره دریای شمال در سال ۱۹۶۹ بیان شد؛ جایی که دیوان استدلال کرد کشور ساحلی ذاتاً مالک بستر ادامهیافته خاک خویش است. بر این مبنا، صفحات تکتونیکی، ضخامت رسوبات و شیارها تعیینکننده مرزند، نه محاسبات صرف هندسی. اگرچه دامنه نفوذ این اصل در فواصل کمتر از ۲۰۰ مایل کاهش یافته، اما به عنوان پایه انحصاری ادعاهای فلات قاره فراتر از ۲۰۰ مایل (ماده ۷۶ کنوانسیون حقوق دریاها) باقی مانده است؛ جایی که کشورها ملزم به اثبات علمی پیوستگی ژئومورفولوژیک سرزمین خود هستند.
- حامیان تحدید حدود هندسی
- معتقدند ترسیم خط منصف بر پایه فاصله مساوی، عینیترین، پیشبینیپذیرترین و منصفانهترین سازوکار ریاضی برای تقسیم پهنههای دریایی است.
- مدافعان استحقاق زمینشناختی
- تأکید دارند که ریشه حقوق حاکمیتی بر فلات قاره ذاتاً برخاسته از پیوستگی فیزیکی و امتداد طبیعی توده خشکی هر سرزمین به اعماق دریاست.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کشورهای ساحلی در حال توسعه که فاقد منابع مالی و فنی لازم برای نقشهبرداریهای عمیق زمینشناسی هستند
- نهادهای زیستمحیطی بینالمللی که نگران خطرات معدنکاوی در فلاتهای قاره گسترشیافته هستند
منابع
[1]United Nationsمدافعان استحقاق زمینشناختیDefinition of the continental shelf
مطالعه در United Nations →
[2]Wikipediaمدافعان استحقاق زمینشناختیNorth Sea Continental Shelf cases
مطالعه در Wikipedia →
[3]تیم سردبیری کوهستانحامیان تحدید حدود هندسیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در دفاع و امنیت
مشاهده همه →رای اعتماد
مهرداد اخلاقی با ۲۳۷ رای موافق مجلس، وزیر دفاع ایران شد
7 منبع
تروریسم نیابتی
دادگاه بریتانیا نوجوان نروژی را در پرونده توطئه قتل برای باند مرتبط با ایران به ۲۰ سال حبس محکوم کرد
6 منبع
دیپلماسی قفقاز
عباس عراقچی: ایران به حضور آمریکا در منطقه و پروژه «تریپ» حساسیت دارد
2 منبع
امنیت اروپا
هشدار آلمان درباره حملات ترکیبی ایران؛ برلین اقدامات خصمانه تهران را تحمل نمیکند
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار دفاع و امنیت با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





