رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستان· 7 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

هنر اپتوژنتیک و نورنگاری؛ چگونه علم کنترل نور بر هنر تجسمی معاصر تاثیر می‌گذارد؟

هنرمندان معاصر با الهام از دستاوردهای علم اپتوژنتیک، مرزهای میان زیست‌شناسی و هنر تجسمی را در هم شکسته‌اند. آن‌ها با استفاده از پروتئین‌های حساس به نور، میکروب‌های دستکاری‌شده ژنتیکی و چیدمان‌های نوری تعاملی، مفاهیم پیچیده عصب‌شناسی را به تجربه‌های بصری و ملموس تبدیل می‌کنند.

به قلم سلین خسروشاهی

به‌طور خلاصه

  • هنرمندان معاصر با استفاده از مفاهیم علم اپتوژنتیک، چیدمان‌های نوری و جنبشی خلق می‌کنند که الگوهای عصبی و واکنش‌های مغزی را در فضای گالری شبیه‌سازی می‌کند.
  • در پروژه‌هایی مانند «کاندو» (CANDO)، همکاری دانشمندان و هنرمندان منجر به تولید آثاری تعاملی شده است که تجربیات بیماران عصبی را با استفاده از نور فرابنفش به تصویر می‌کشد.
  • هنر زیستی (Bio-art) با بهره‌گیری از میکروب‌های دستکاری‌شده ژنتیکی و پروتئین‌های حساس به نور، تماشاگران را به بخشی از یک آزمایش زنده و زیبایی‌شناختی تبدیل کرده است.

هنرمندان تجسمی و مهندسان زیستی اکنون تصمیم می‌گیرند که چگونه نادیدنی‌ترین فرآیندهای مغز انسان را به تصویر بکشند. آن‌ها با در دست داشتن ابزارهایی چون پروتئین‌های حساس به نور و چیدمان‌های جنبشی، قادرند واکنش‌های عصبی را در فضای گالری‌ها بازآفرینی کنند. گام بعدی آن‌ها، گسترش این مرزها در نمایشگاه‌های تعاملی سال ۲۰۲۶ است که مخاطب را مستقیما درگیر فرآیند درمان و هنر می‌کند؛ جایی که نور نه تنها فضا را روشن می‌کند، بلکه به عنوان یک محرک بیولوژیکی عمل کرده و مرزهای ادراک بصری را به چالش می‌کشد.[3]

در قلب این تحول، علمی به نام اپتوژنتیک (Optogenetics) قرار دارد که در سال ۲۰۰۵ توسط محققانی چون ادوارد بوی‌دن و کارل دایسروت در دانشگاه استنفورد به جهان معرفی شد. این فناوری به دانشمندان اجازه می‌دهد تا با استفاده از پالس‌های نور، سلول‌های عصبی دستکاری‌شده ژنتیکی را با دقتی در حد میلی‌ثانیه خاموش یا روشن کنند. این کشف که در ابتدا تنها برای درک مدارهای مغزی و درمان بیماری‌های پیچیده کاربرد داشت، به سرعت راه خود را به دنیای هنر باز کرد و الهام‌بخش نسل جدیدی از هنرمندان شد.[1][2]

مکانیسم این علم بر پایه پروتئین‌هایی به نام «اپسین» (Opsin) استوار است که از جلبک‌های تک‌سلولی استخراج می‌شوند. وقتی این پروتئین‌ها به سلول‌های عصبی تزریق می‌شوند، آن‌ها را به نور حساس می‌کنند. برای مثال، پروتئین «چنل‌رودوپسین-۲» در برابر نور آبی با طول موج ۴۷۰ نانومتر واکنش نشان داده و سلول را فعال می‌کند. هنرمندان با الهام از این فرآیند دقیق، چیدمان‌هایی خلق می‌کنند که واکنش‌های بیولوژیکی را در مقیاس انسانی بازتاب می‌دهند و به تماشاگران اجازه می‌دهند تا مکانیسم‌های پنهان حیات را با چشمان خود مشاهده کنند.[1]

پیوند آزمایشگاه و گالری هنر

برای هنرمندان معاصر، اپتوژنتیک تنها یک ابزار پزشکی نیست، بلکه یک استعاره قدرتمند از کنترل، نور و بیداری است. در این سبک جدید که زیرمجموعه «هنر زیستی» (Bio-art) قرار می‌گیرد، نور به عنوان قلم‌مو و سلول‌های زنده یا شبیه‌سازی‌شده به عنوان بوم نقاشی عمل می‌کنند. این رویکرد، تماشاگر را از یک ناظر منفعل به بخشی از یک آزمایش زنده و نفس‌گیر در فضای گالری تبدیل می‌کند؛ تجربه‌ای که در آن مرزهای میان سوژه و ابژه، و همچنین میان هنر و علم به طور کامل محو می‌شود.[3]

تصویرسازی: در نمایشگاه «روشن کردن خویشتن»، لباس‌های آویزان‌شده زیر نور فرابنفش، الگوهای عصبی بیماران را شبیه‌سازی می‌کنند.

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این تلاقی، پروژه مشترک دانشگاه نیوکاسل با عنوان «کاندو» (CANDO) است که با بودجه‌ای ۱۰ میلیون پوندی از سوی موسسه ولکام تراست در بریتانیا اجرا شد. هدف علمی این پروژه هفت‌ساله، توسعه یک ایمپلنت مغزی برای کنترل حملات صرع کانونی با استفاده از نور بود. اما بخش هنری آن، به خلق نمایشگاهی خیره‌کننده به نام «روشن کردن خویشتن» در سال ۲۰۲۰ انجامید که توانست توجه منتقدان هنری و دانشمندان را به طور همزمان به خود جلب کند.[3]

در این نمایشگاه که در گالری‌های «هاتون» و «وین» برگزار شد، اندرو کارنی و سوزان آلدورث، دو هنرمند بریتانیایی، تجربیات بیماران مبتلا به صرع را به تصویر کشیدند. آلدورث با کمک ۱۰۰ متخصص گلدوزی، شهادت‌های ۵۰ بیمار از کشورهایی چون بریتانیا، کنیا و ایالات متحده را جمع‌آوری کرد. آن‌ها این کلمات را با استفاده از نخ‌های حساس به اشعه ماوراء بنفش روی ۱۰۰ تکه لباس زیر متعلق به دوره ویکتوریا دوختند تا ماهیت پنهان این بیماری را نشان دهند و صدای خاموش بیماران را به گوش جامعه برسانند.[3]

چیدمان‌های جنبشی و نورپردازی تعاملی

هنگامی که نورهای فرابنفش و آبی در گالری روشن می‌شدند، لباس‌های آویزان‌شده به کمک موتورها و قرقره‌ها شروع به لرزش می‌کردند. این لرزش‌ها دقیقا الگوهای عصبی یک حمله صرع را شبیه‌سازی می‌کردند و فضایی وهم‌آلود و در عین حال علمی می‌ساختند. سوزان آلدورث در این باره می‌گوید: «نخ‌ها زیر نور فرابنفش می‌درخشند و به شکلی موثر، اپتوژنتیک به کار رفته در کار قابل‌توجه پروژه کاندو را بازتاب داده و نمایندگی می‌کنند.» این اثر توانست تجربه پنهان صرع را به یک رویداد عمومی و قابل لمس تبدیل کند.[3]

اندرو کارنی نیز در همین نمایشگاه، مجموعه‌ای از مجسمه‌های جنبشی و ویدیوهای تعاملی را خلق کرد که با حرکت بازدیدکنندگان فعال می‌شدند. او در توضیح اثر خود می‌گوید: «نقش مخاطب در اینجا حیاتی است، زیرا آن‌ها بخشی از اثر را شکل می‌دهند و برخی از کنش‌های مجسمه‌ها را تحریک می‌کنند.» این تعامل، نشان‌دهنده تاثیرات اجتماعی و پزشکی این بیماری است و مرز میان ناظر و اثر را از بین می‌برد؛ به طوری که هر بازدیدکننده به کاتالیزوری برای تغییر در فضای گالری تبدیل می‌شود.[3]

مکانیسم اپتوژنتیک: پروتئین‌های حساس به نور با دریافت طول موج‌های مشخص، جریان یون‌ها را در سلول‌ها کنترل می‌کنند.

کارنی در اثر دیگری به نام «داستان دو نفر»، از پنکه‌های برنامه‌ریزی‌شده با پورت یو‌اس‌بی استفاده کرد که متن‌هایی به رنگ آبی و قرمز را در فضا می‌چرخاندند. این رنگ‌ها دقیقا به طول موج‌های نوری اشاره دارند که در اپتوژنتیک برای تحریک (نور آبی) و مهار (نور زرد/قرمز ۵۸۰ نانومتر) نورون‌ها استفاده می‌شوند. او با این کار، زبان بصری علم را به یک تجربه زیبایی‌شناختی تبدیل کرد و نشان داد که چگونه داده‌های خام آزمایشگاهی می‌توانند به فرم‌های هنری پویا و معنادار ترجمه شوند.[3]

نقاشی با میکروب‌های زنده

فراتر از چیدمان‌های مکانیکی، برخی هنرمندان مستقیما با مواد بیولوژیکی کار می‌کنند تا هنر زنده خلق کنند. در آگوست سال ۲۰۲۴، در جشنواره فیلم راکاوِی بیچ در نیویورک، کارگاهی با عنوان «شکوفه‌های بیوژنتیک» برگزار شد. در این رویداد، ۵۴ شرکت‌کننده از سنین مختلف حضور داشتند و با استفاده از باکتری‌های دستکاری‌شده ژنتیکی، روی ژل آگار در ظروف پتری نقاشی کشیدند. این کارگاه نشان داد که چگونه ابزارهای پیشرفته بیوتکنولوژی می‌توانند در دسترس عموم قرار گیرند و به عنوان رسانه‌ای برای بیان خلاقانه مورد استفاده واقع شوند.[3]

این میکروب‌ها در ابتدا کاملا نامرئی بودند، اما پس از گذشت ۲۴ تا ۱۰۰ ساعت انکوباسیون، رنگ‌های درخشانی از خود ساطع کردند. این رنگ‌ها از دی‌ان‌ای موجودات دریایی مانند عروس دریایی و شقایق دریایی استخراج شده بودند و تحت تابش نورهای خاصی فعال می‌شدند. تصاویر به‌دست‌آمده سپس عکاسی شده و به یک انیمیشن هنری تبدیل شدند که در سینما آروِرن به نمایش درآمد. این فرآیند، چرخه حیات و مرگ ارگانیسم‌ها را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زیبایی‌شناسی اثر هنری تبدیل کرد.[3]

مارکوس لیون، عکاس و هنرمند بریتانیایی، در مجموعه «اپتوژنوم» رویکرد متفاوتی را در پیش گرفت. او با همکاری دانشمندان مرکز تحقیقات انکولوژی آسترازنکا در ماساچوست، تصاویری خلق کرد که مرزهای فیزیک نوری و مهندسی ژنتیک را می‌کاوند. آثار او نشان می‌دهند که چگونه زبان بصری علم می‌تواند احساسات انسانی را درگیر کند و پیچیدگی‌های دی‌ان‌ای را به تصویر بکشد. لیون با استفاده از تکرار بی‌پایان اطلاعات ژنتیکی، توهمی از حرکت و تغییر را در تابلوهای خود ایجاد کرد که بیننده را به تفکر وامی‌دارد.[3]

تصویرسازی: نقاشی با باکتری‌های زنده در ظروف پتری؛ میکروب‌های دستکاری‌شده پس از چند روز رنگ‌های درخشانی تولید می‌کنند.

استعاره‌های نوری در کیوریتوری معاصر

گاهی اوقات، اپتوژنتیک نه به عنوان یک تکنیک فیزیکی، بلکه به عنوان یک چارچوب مفهومی در هنر استفاده می‌شود. در بهار سال ۲۰۲۴، نمایشگاهی با عنوان «اپتوژنتیک: کنترل‌شده با نور» در گالری روم ۳۵۵۷ در لس‌آنجلس برگزار شد. این نمایشگاه که تا ۱۷ می همان سال ادامه داشت، آثار ۱۰ هنرمند جوان را به نمایش گذاشت و توسط بلسینگ گریر-ماتورین کیوریت شده بود. این رویداد نشان داد که چگونه مفاهیم علمی می‌توانند به عنوان نقطه شروعی برای کاوش در هویت‌های فرهنگی و شخصی عمل کنند.[3]

گریر-ماتورین در این نمایشگاه از مفهوم اپتوژنتیک برای بررسی هویت و تجربیات انسانی استفاده کرد. او توضیح می‌دهد: «اپتوژنتیک، در معنای استعاری آن، درباره دستکاری نور برای روشن کردن اعماق تجربه انسانی است.» این رویکرد نشان می‌دهد که چگونه واژگان علمی می‌توانند به ابزاری برای نقد فرهنگی و هنری تبدیل شوند و نسل جدیدی از هنرمندان را الهام بخشند تا به جای استفاده از رنگ و بوم سنتی، به سراغ مفاهیم انتزاعی‌تر و نورپردازی‌های مفهومی بروند.[3]

علم اپتوژنتیک که در سال ۲۰۲۶ جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را برای کارل دایسروت، پیتر هگمان و گئورگ ناگل به ارمغان آورد، اکنون به وضوح از مرزهای آزمایشگاه فراتر رفته است. این فناوری نه تنها درک ما را از مغز دگرگون کرده، بلکه به هنرمندان اجازه داده است تا زیبایی‌شناسی نور و حیات را به شکلی بی‌سابقه با یکدیگر ترکیب کنند و آثار هنری تعاملی بسازند. این پیوند مبارک، نویدبخش آینده‌ای است که در آن علم و هنر به زبانی مشترک برای توصیف جهان دست می‌یابند.[1][3]

علم اپتوژنتیک که در سال ۲۰۲۶ جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را برای کارل دایسروت، پیتر هگمان و گئورگ ناگل به ارمغان آورد، اکنون به وضوح از مرزهای آزمایشگاه فراتر رفته است.

در نهایت، هنر زیستی مبتنی بر اپتوژنتیک، پرسش‌های اخلاقی مهمی را نیز مطرح می‌کند. وقتی ما می‌توانیم سلول‌ها را با نور کنترل کنیم، مرز میان اراده آزاد و دستکاری بیولوژیکی کجاست؟ هنرمندانی چون کارنی و آلدورث با آثار خود تلاش می‌کنند تا این پیچیدگی‌ها را از زبان خشک مقالات علمی خارج کرده و به زبان احساسات و تجربیات روزمره ترجمه کنند تا عموم مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و در گفتگوی جهانی پیرامون آینده فناوری‌های عصبی مشارکت فعال داشته باشند.[3]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
ما با بررسی تقاطع مقالات علمی عصب‌شناسی و کاتالوگ‌های نمایشگاه‌های هنر معاصر، الگوهای استفاده از فناوری‌های نوری را در خلق آثار هنری تعاملی تحلیل کردیم.
یافته
تحلیل ما نشان می‌دهد که اپتوژنتیک از یک ابزار صرفا آزمایشگاهی به یک زبان بصری جدید در هنر معاصر تبدیل شده است که هنرمندان از آن برای شبیه‌سازی فیزیکی بیماری‌های عصبی و ایجاد همدلی در مخاطبان استفاده می‌کنند.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • مکانیسم اپتوژنتیک و طول موج‌های نوری: کنترل سلول‌ها با نور — Wikipedia
  • کاربردهای اپتوژنتیک در رفتار و فیزیولوژی: درمان بیماری‌های عصبی — Britannica
  • پروژه تحقیقاتی کاندو و نمایشگاه‌های مرتبط: تلفیق ایمپلنت‌های مغزی با هنر جنبشی — تیم سردبیری کوهستان
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل تنها بر پروژه‌های هنری ثبت‌شده در گالری‌های رسمی تمرکز دارد و ممکن است تجربیات هنرمندان مستقل در کارگاه‌های کوچک‌تر را پوشش ندهد.

اصطلاحات کلیدی

اپتوژنتیک (Optogenetics)
روشی در زیست‌شناسی که با ترکیب ژنتیک و فیزیک نوری، امکان کنترل دقیق سلول‌های زنده (به‌ویژه نورون‌ها) را با استفاده از پالس‌های نور فراهم می‌کند.
هنر زیستی (Bio-art)
یک جریان هنری معاصر که در آن هنرمندان با استفاده از بافت‌های زنده، باکتری‌ها، ارگانیسم‌ها و فرآیندهای علمی، آثار هنری خلق می‌کنند.
اپسین (Opsin)
نوعی پروتئین حساس به نور که در غشای سلول‌ها قرار می‌گیرد و با تابش طول موج‌های خاصی از نور، جریان یون‌ها را کنترل می‌کند.
پروژه کاندو (CANDO)
یک پروژه تحقیقاتی چندرشته‌ای در بریتانیا که هدف آن توسعه ایمپلنت‌های مغزی مبتنی بر اپتوژنتیک برای کنترل حملات بیماری صرع است.
سیانوتایپ (Cyanotype)
یک روش چاپ عکاسی قدیمی که با استفاده از نور فرابنفش، تصاویری به رنگ آبی فیروزه‌ای تولید می‌کند و در هنر اپتوژنتیک به عنوان استعاره‌ای از نور درمانی استفاده می‌شود.

پرسش‌های متداول

چگونه نور می‌تواند سلول‌های زنده را در یک اثر هنری کنترل کند؟

با تزریق ژن‌های تولیدکننده پروتئین‌های حساس به نور (مانند چنل‌رودوپسین) به سلول‌ها یا میکروب‌ها، هنرمندان می‌توانند با تاباندن طول موج‌های خاصی از نور، واکنش‌های بیولوژیکی یا تغییر رنگ را در آن‌ها فعال کنند.

آیا استفاده از باکتری‌ها در هنر زیستی خطرناک است؟

خیر، هنرمندان هنر زیستی معمولا با سویه‌های بی‌خطر و آزمایشگاهی باکتری‌ها کار می‌کنند و این آثار در محیط‌های کنترل‌شده مانند ظروف پتری مهروموم‌شده یا با نظارت متخصصان ایمنی زیستی به نمایش درمی‌آیند.

ارتباط بیماری صرع با هنر اپتوژنتیک چیست؟

از آنجا که اپتوژنتیک پتانسیل بالایی برای درمان و کنترل حملات صرع از طریق تنظیم مدارهای مغزی دارد، هنرمندان از این فناوری الهام گرفته‌اند تا تجربیات درونی بیماران را به شکل چیدمان‌های نوری و حرکتی برای عموم قابل درک کنند.

آیا آثار هنر زیستی دائمی هستند؟

بیشتر آثار هنر زیستی که از ارگانیسم‌های زنده استفاده می‌کنند، ماهیتی موقتی دارند و چرخه حیات آن‌ها بخشی از مفهوم اثر است؛ با این حال، فرآیند رشد آن‌ها اغلب از طریق عکاسی یا ویدیو ثبت و ماندگار می‌شود.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه هنرمندان هنر زیستی

دموکراتیزه کردن علم از طریق تجربیات زیبایی‌شناختی و ملموس.

هنرمندان این عرصه بر این باورند که مفاهیم پیچیده‌ای مانند اپتوژنتیک نباید تنها در انحصار مقالات علمی و آزمایشگاه‌های پیشرفته باقی بمانند. آن‌ها با استفاده از پروتئین‌های حساس به نور و میکروب‌های دستکاری‌شده، تلاش می‌کنند تا علم را از یک مفهوم انتزاعی به یک تجربه حسی و فیزیکی تبدیل کنند. از دیدگاه آن‌ها، هنر زیستی ابزاری قدرتمند برای ایجاد همدلی در جامعه است؛ به طوری که یک بازدیدکننده گالری می‌تواند با مشاهده یک چیدمان نوری، رنج یک بیمار مبتلا به صرع یا پیچیدگی دی‌ان‌ای انسان را با تمام وجود درک کند.

دیدگاه عصب‌شناسان

استفاده از هنر به عنوان پلی برای ارتباط با جامعه و کاهش ترس از فناوری‌های نوین.

پژوهشگران علمی و عصب‌شناسان، همکاری با هنرمندان را فرصتی بی‌نظیر برای آموزش عمومی می‌دانند. فناوری‌هایی مانند ایمپلنت‌های مغزی و دستکاری ژنتیکی اغلب با ترس و مقاومت از سوی افکار عمومی مواجه می‌شوند. عصب‌شناسان معتقدند که وقتی این فناوری‌ها در قالب آثار هنری تعاملی و زیبا ارائه می‌شوند، ترس جای خود را به کنجکاوی و شگفتی می‌دهد. این رویکرد نه تنها به جذب بودجه‌های تحقیقاتی کمک می‌کند، بلکه گفتگویی سازنده میان دانشمندان و شهروندان درباره آینده درمان‌های عصبی شکل می‌دهد.

دیدگاه منتقدان اخلاق زیستی

نگرانی از عادی‌سازی دستکاری ژنتیکی و تقلیل حیات به مواد خام هنری.

در مقابل شور و شوق هنرمندان و دانشمندان، منتقدان اخلاق زیستی رویکردی محتاطانه‌تر دارند. آن‌ها استدلال می‌کنند که استفاده از ارگانیسم‌های زنده و دی‌ان‌ای به عنوان «بوم نقاشی» می‌تواند به عادی‌سازی دستکاری‌های ژنتیکی بدون در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت آن منجر شود. این گروه هشدار می‌دهند که تقلیل حیات به یک ابزار زیبایی‌شناختی، نیازمند تدوین مرزهای اخلاقی روشن است تا اطمینان حاصل شود که هنر به ابزاری برای ترویج بی‌قید و شرط مهندسی ژنتیک تبدیل نمی‌شود و احترام به حیات در اولویت باقی می‌ماند.

هنرمندان هنر زیستی 40%عصب‌شناسان و محققان 35%منتقدان اخلاق زیستی 25%
هنرمندان هنر زیستی
معتقدند که علم نباید در انحصار آزمایشگاه‌ها بماند و هنر می‌تواند مفاهیم پیچیده ژنتیکی را به تجربه‌ای احساسی تبدیل کند.
عصب‌شناسان و محققان
به این همکاری‌های هنری به چشم یک پل ارتباطی حیاتی با جامعه نگاه می‌کنند که ترس عمومی از فناوری‌های جدید را کاهش می‌دهد.
منتقدان اخلاق زیستی
با نگاهی محتاطانه به هنر زیستی، نگران عادی‌سازی دستکاری‌های ژنتیکی هستند و خواستار تدوین قوانین اخلاقی سخت‌گیرانه‌تری می‌باشند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • بیمارانی که تحت درمان‌های اپتوژنتیک قرار گرفته‌اند
  • مهندسان نورپردازی گالری‌ها

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

هنرمندان هنر زیستی 40%عصب‌شناسان و محققان 35%منتقدان اخلاق زیستی 25%
  1. [1]Wikipediaعصب‌شناسان و محققان

    Optogenetics

    مطالعه در Wikipedia →
  2. [2]Britannicaعصب‌شناسان و محققان

    Optogenetics: Controlling the Brain with Light

    مطالعه در Britannica →
  3. [3]تیم سردبیری کوهستانهنرمندان هنر زیستی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.