پادشاهان فراموششده آشور: چگونه سه فرمانروا از تاریخ محو شدند
برای یک قرن، مورخان به «فهرست پادشاهان آشور» به عنوان سندی قطعی از اولین ابرقدرت جهان باستان اعتماد داشتند. اما الواح آسیبدیده و بناهای بازنویسیشده، پرده از تاریخی برمیدارند که در آن پادشاهان نامطلوب عمداً حذف شدهاند تا ثبات سیاسی حفظ شود.
به قلم سروین قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تجدیدنظرطلبان سیاسی
- مورخانی که فهرستهای پادشاهان باستان را به عنوان آثار مدیریتشده پروپاگاندای دولتی میبینند که برای مشروعیت بخشیدن به حاکم فعلی با حذف وقفههای آشفته طراحی شدهاند.
- کتیبهشناسان آشوری
- متخصصانی که بر شواهد فیزیکی متون تمرکز دارند و نامهای بازنویسیشده و مجسمههای مخدوش را رمزگشایی میکنند تا رویدادهای از دست رفته را بازسازی کنند.
- سنتگرایان گاهشماری
- محققانی که به طور تاریخی به فهرست پادشاهان آشور به عنوان یک دفتر کل عینی و بیوقفه از تاریخها و جانشینیهای مطلق اعتماد داشتند.
نکات کلیدی
- مطالعهای در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که فهرست پادشاهان آشور حداقل سه پادشاه کوتاهمدت را حذف کرده است.
- پادشاهان حذفشده در دورههای بحران شدید سیاسی، از جمله شورشی که توسط یک خورشیدگرفتگی آغاز شد، حکومت میکردند.
- شواهد فیزیکی این حذف شامل یک مجسمه سلطنتی بیسر و یک سنگ یادبود است که نامی بر روی آن به صورت فیزیکی بازنویسی شده است.
- این حذفیات نشان میدهد که فهرست پادشاهان یک اثر مدیریتشده از پروپاگاندای سیاسی بوده که برای نمایش ثبات بیوقفه طراحی شده است.
برای نزدیک به یک قرن، مورخانی که در مورد خاور نزدیک باستان مطالعه میکردند، برای تثبیت گاهشماری خود بر یک سند واحد و ظاهراً تزلزلناپذیر تکیه داشتند: فهرست پادشاهان آشور. این فهرست که توسط کاتبان باستانی در طول قرنها گردآوری شده بود، زنجیرهای پیوسته و بینقص از پادشاهان منصوب الهی را نشان میداد که بر اولین ابرقدرت بزرگ جهان حکومت میکردند. به نظر میرسید که این سند، دفتر کل بینقصی از اقتدار مطلق است. اما یک مجسمه بیسر، یک بنای سنگی مخدوش و یک لوح گلی که در موزه بریتانیا نگهداری میشود، داستانی بسیار آشفتهتر را روایت میکنند. سوابق رسمی دروغ میگفتند.[3]
مطالعهای که در سال ۲۰۲۶ در «مجله مطالعات میخی» توسط محققان الکساندر یوهانس ادموندز و اکارت فرام منتشر شد، نشان میدهد که حداقل سه پادشاه از فهرست پادشاهان آشور حذف شدهاند. این فرمانروایان نه تصادفاً فراموش شدهاند و نه سوابقشان در گذر زمان از بین رفته است. بلکه کاتبان بعدی عمداً آنها را از گاهشماری رسمی حذف کردهاند، زیرا دوران حکومتشان روایت مطلوب جانشینی منظم و مشروع را به چالش میکشید.[1]
برای درک اینکه چرا یک پادشاه باید از تاریخ حذف میشد، باید امپراتوری آشوری نو را شناخت. آشور که بین سالهای ۹۱۱ تا ۶۰۹ قبل از میلاد از مصر تا ایران امروزی گسترش یافته بود، یک قدرت نظامی و اداری عظیم بود. پادشاهان آن ادعای خدایی نداشتند، بلکه خود را نایبان زمینی خدای ملی، آشور، میدانستند. در جهانبینی آشوری، امپراتوری آنها نشاندهنده نظم الهی بود، در حالی که هر چیز خارج از مرزهایشان هرج و مرج تلقی میشد.[2]
از آنجا که پادشاه ستون فقرات نظم کیهانی بود، بروز بیثباتی سیاسی بسیار خطرناک تلقی میشد. فهرست پادشاهان آشور صرفاً یک تقویم نبود؛ بلکه یک قانون مشروعیتبخش بود. اگر دوران حکومت یک فرمانروا بسیار کوتاه، بسیار پر هرج و مرج، یا با یک شکست شرمآور به پایان میرسید، مقامات بعدی به سادگی او را از هستی حذف میکردند و شکاف زمانی را طوری میبستند که گویی آن غاصب هرگز بر تخت ننشسته است.[1][3]
اولین پادشاه از این فرمانروایان فراموششده، پادشاهی به نام آشور-اوبالیط است که به نظر میرسد مدت کوتاهی در حدود ۹۱۳ تا ۹۱۲ قبل از میلاد حکومت کرده است. وجود او از طریق یک متن میخی متأخر کشف شد که در آن پادشاه توکولتی-نینورتا دوم به یک ظرف آیینی اشاره میکند که توسط آشور-اوبالیط مرمت شده بود. مشکل مورخان این بود که هیچ پادشاهی با این نام در آن دوره در فهرست رسمی وجود نداشت.[1]
شواهد فیزیکی حذف آشور-اوبالیط بسیار چشمگیر است. باستانشناسان در حین حفاری شهر باستانی آشور، مجسمهای سلطنتی را کشف کردند که هدف تخریب خشونتآمیز و هدفمند قرار گرفته بود. سر مجسمه کاملاً از بین رفته بود و بازوها و نشانهای سلطنتی آن عمداً محو شده بودند. این یک نمونه کلاسیک از «حذف یادبود» (damnatio memoriae) است—یعنی محو فیزیکی تصویر عمومی یک فرمانروای مغضوب.[1]
دومین فرمانروای حذفشده، که نام سلطنتی تیگلات-پیلسر را برگزید، در دورهای از بحران شدید، تقریباً یک قرن و نیم بعد، ظهور کرد. در حدود ۷۶۳ قبل از میلاد، او شورشی را علیه برادرزاده خود، آشور-دان سوم، که پادشاهی رسمی بود، آغاز کرد. کاتالیزور این شورش احتمالاً یک خورشیدگرفتگی کامل و چشمگیر بود که در همان سال آسمان بینالنهرین را تاریک کرد.[1]
دومین فرمانروای حذفشده، که نام سلطنتی تیگلات-پیلسر را برگزید، در دورهای از بحران شدید، تقریباً یک قرن و نیم بعد، ظهور کرد.
در فرهنگ آشوری باستان، خورشیدگرفتگی صرفاً یک رویداد نجومی نبود؛ بلکه یک فال ترسناک بود. خورشیدگرفتگیها به طور گستردهای به عنوان نشانهای تعبیر میشدند که خدایان لطف خود را از پادشاه حاکم سلب کردهاند و این امر بحران مشروعیت ناگهانی ایجاد میکرد. تیگلات-پیلسر شورشی از این وحشت کیهانی استفاده کرد و قدرت را در پایتخت، شهر آشور، به دست آورد.[1][4]
شواهدی از حکومت کوتاه او بر روی یک لوح گلی که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری میشود، باقی مانده است. این لوح یک فرمان سلطنتی صادر شده به نام او را ثبت کرده است. با این حال، موفقیت او کوتاه بود. تا سال ۷۶۲ قبل از میلاد، نیروهای آشور-دان سوم موفق شدند غاصب را سرنگون کرده و تاج و تخت را پس بگیرند. از آنجا که حکومت پادشاه شورشی یک وقفه تحقیرآمیز در خط مشروع دودمانی بود، نام او از فهرست رسمی پادشاهان حذف شد.[1]
سومین پادشاه فراموششده، شلمنسر، در یک بازه زمانی آشفته بین ۷۴۷ تا ۷۴۵ قبل از میلاد، درست پیش از به قدرت رسیدن تیگلات-پیلسر سوم، سازنده مشهور امپراتوری، حکومت کرد. سند قطعی وجود او یک سنگ یادبود (استلا) است که در سال ۱۸۹۴ در تل عبطه در عراق کشف شد. این بنای یادبود، یک مقام ارشد آشوری را گرامی میدارد، اما نام سلطنتی حک شده بر روی آن مدتهاست که کتیبهشناسان را گیج کرده است.[1]
این سنگ یادبود در اصل نام «شلمنسر» را به عنوان پادشاه حاکم داشت. اما بررسی دقیق سنگ نشان میدهد که حروف میخی اصلی عمداً تراشیده شده و با بیدقتی با نام «تیگلات-پیلسر» بازنویسی شدهاند. این تغییر، گواه فیزیکی مستقیمی است بر اینکه چگونه یاد و خاطره یک پادشاه حذف شده و با جانشین موفقتر او جایگزین شده است.[1]
وقتی این دستکاری تاریخی را اندازهگیری میکنیم، دقت آن شگفتانگیز است. سه پادشاه حذفشده در مجموع تقریباً چهار سال حکومت کردند. در مقایسه با گاهشماری ۳۰۲ ساله امپراتوری آشوری نو، این دورانهای حذفشده به سختی ۱.۳ درصد از آن دوره را تشکیل میدهند. کاتبان در حال بازنویسی قرنها تاریخ نبودند؛ آنها به شکلی جراحیگونه، حکومتهای خرد را حذف میکردند تا توهم ثبات بیوقفه را به نمایش بگذارند.[2][4]
این دقت جراحی، نحوه نگرش مورخان به فهرست پادشاهان آشور را تغییر میدهد. این سند دیگر به عنوان یک دفتر کل منفعل و عینی دیده نمیشود، بلکه به عنوان یک اثر پیچیده از داستانسرایی سیاسی تلقی میگردد. کاتبانی که آن را گردآوری کردند، فعالانه در حال مدیریت حافظه فرهنگی بودند و تصمیم میگرفتند که کدام فرمانروایان شایسته یادآوری به عنوان مشروع هستند و کدام یک بهتر است فراموش شوند.[1][3]
آشوریها پیش از این نیز به عنوان استادان پروپاگاندای بصری شناخته میشدند. دیوارهای کاخهای آنها با نقشبرجستههای سنگی عظیمی پوشیده شده بود که پادشاهان شکستناپذیر را در حال شکار شیرها و درهم شکستن آسان دشمنانشان به تصویر میکشید و هالهای از آسیبناپذیری الهی را منعکس میکرد. فهرست پادشاهان مدیریتشده، صرفاً معادل متنی آن کندهکاریهای سنگی پیروزمندانه بود.[2][4]
در نهایت، کشف مجدد این سه پادشاه فراموششده کاری فراتر از افزودن چند نام به یک گاهشماری باستانی انجام میدهد. این کشف به امپراتوری آشور جنبه انسانی میبخشد. در زیر نمای نظم الهی بیوقفه، این امپراتوری در برابر همان بحرانهای جانشینی، شورشها و وحشتهای سیاسی آسیبپذیر بود که هر نهاد انسانی دیگری را درگیر میکند—و همان میل بسیار انسانی را برای پنهان کردن شرمساریهای خود زیر فرش داشت.[1][4]
چرا مهم است
این کشف اساساً نحوه خوانش متون باستانی توسط مورخان را تغییر میدهد و ثابت میکند که قدیمیترین سوابق تاریخی اغلب آثار پیچیدهای از پروپاگاندای سیاسی بودهاند که برای نمایش ثبات، شکستها را حذف میکردند.
بررسی عمیق دیدگاهها
سنتگرایان گاهشماری
اتکای تاریخی به فهرست پادشاهان آشور به عنوان یک دفتر کل مطلق.
برای دههها، فهرست پادشاهان آشور به عنوان سنگ بنای گاهشماری خاور نزدیک باستان تلقی میشد. از آنجا که تاریخهای آن تا حد زیادی با سوابق بابلی و مصری همخوانی داشت، مورخان فرض کردند که این یک گزارش وفادارانه و بوروکراتیک از کسانی است که بر تخت نشستهاند. این دیدگاه کاتبان را به عنوان حافظان سوابق بیطرف میدید که هدف اصلیشان دقت گاهشماری بود، و این امر، گنجاندن ناگهانی سه پادشاه ناشناخته را به یک اختلال ناخوشایند در یک قرن گاهشماری تثبیتشده تبدیل میکند.
تجدیدنظرطلبان سیاسی
دیدگاهی که سوابق باستانی را آثار مدیریتشده پروپاگاندای دولتی میداند.
محققان مدرن به طور فزایندهای اسنادی مانند فهرست پادشاهان آشور را نه به عنوان تاریخ عینی، بلکه به عنوان ابزارهای سیاسی میبینند. در این دیدگاه، این فهرست یک «قانون مشروعیتبخش» بود که برای نمایش تصویری از لطف الهی و ثبات بیوقفه طراحی شده بود. کاتبان با حذف جراحیگونه غاصبان کوتاهمدت و بحرانهای آشفته جانشینی، فعالانه حافظه عمومی امپراتوری را مدیریت میکردند. حذف فیزیکی نامها از سنگهای یادبود و تخریب مجسمههای سلطنتی از این ایده حمایت میکند که تاریخ توسط فاتحان نوشته—و بازنویسی—شده است.
کتیبهشناسان آشوری
رویکرد پزشکی قانونی برای رمزگشایی متون باستانی تغییریافته.
برای متخصصانی که واقعاً خط میخی را ترجمه میکنند، داستان در ناهنجاریهای فیزیکی مصنوعات یافت میشود. کتیبهشناسان فراتر از آنچه متن میگوید نگاه میکنند تا نحوه نگارش آن را بررسی کنند. یک علامت اسکنه در جایی که قبلاً نامی بوده، یک لوح گلی که نام پادشاهی را میبرد که نباید وجود داشته باشد، یا اشاره به یک ظرف مرمتشده توسط یک فرمانروای خارج از فهرست، سرنخهای پزشکی قانونی هستند. این دیدگاه بر واقعیت مادی مصنوعات تکیه دارد تا پروپاگاندای رسمی را دور بزند و حقیقت آشفته سیاستهای باستان را بازسازی کند.
منابع
[1]Journal of Cuneiform Studiesکتیبهشناسان آشوریThree New Kings of Assyria
مطالعه در Journal of Cuneiform Studies →
[2]Wikipediaسنتگرایان گاهشماریNeo-Assyrian Empire
مطالعه در Wikipedia →
[3]Wikipediaسنتگرایان گاهشماریAssyrian King List
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانتجدیدنظرطلبان سیاسیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

