مهدی خانبابا تهرانی درگذشت؛ روایتی از هفت دهه کنشگری و تحول در جنبش چپ ایران
مهدی خانبابا تهرانی، از پایهگذاران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و چهرههای برجسته تاریخ چپ معاصر، در ۹۲ سالگی در آلمان درگذشت. زندگی او آینهای از فراز و نشیبها، انشعابها و نقدهای درونی جنبشی است که دههها برای تغییر سیاسی در ایران تلاش کرد.
به قلم نادر حیدری
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- مهدی خانبابا تهرانی، از پایهگذاران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، در ۲۸ مهر ۱۴۰۵ در ۹۲ سالگی در آلمان درگذشت.
- او پس از انشعاب از حزب توده، به مائوئیسم گرایش یافت اما بعدها به یکی از منتقدان جدی ساختارهای غیردموکراتیک چپ تبدیل شد.
- تأسیس جبهه دموکراتیک ملی در سال ۱۳۵۷ و انتشار تاریخ شفاهی جنبش چپ، از مهمترین میراثهای سیاسی او به شمار میرود.
مهدی خانبابا تهرانی، یکی از برجستهترین چهرههای جنبش چپ ایران و از بنیانگذاران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، در ۲۸ مهر ۱۴۰۵ در سن ۹۲ سالگی در فرانکفورت آلمان درگذشت. مرگ او پایان یک دوره طولانی از کنشگری سیاسی است که با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بود.[1]
تهرانی در سال ۱۳۱۳ در تهران متولد شد و از همان دوران نوجوانی تحت تأثیر فضای سیاسی پس از جنگ جهانی دوم قرار گرفت. او در ۱۲ سالگی با افکار چپ آشنا شد و به سازمان جوانان حزب توده ایران پیوست. این آغاز راهی بود که او را به یکی از منتقدان جدی ساختارهای سنتی چپ تبدیل کرد.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تهرانی مانند بسیاری از فعالان سیاسی آن دوران با سرکوب و محدودیتهای شدیدی مواجه شد. او دو بار دستگیر و زندانی شد و در نهایت تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل در رشته حقوق به آلمان غربی مهاجرت کند. این مهاجرت، نقطه عطفی در زندگی سیاسی او و تاریخ جنبش دانشجویی ایران بود.
در مونیخ، او نه تنها به تحصیل پرداخت، بلکه شبکهای از دانشجویان ناراضی ایرانی را گرد هم آورد. فعالیتهای او به حدی گسترده بود که در دوم نوامبر ۱۹۶۲ توسط پلیس آلمان غربی به ظن تشکیل گروههای مخفی دستگیر شد. این هستههای اولیه، زمینهساز شکلگیری یکی از مؤثرترین نهادهای اپوزیسیون خارج از کشور شد.[2]
پایهگذاری کنفدراسیون دانشجویان و چرخش به مائوئیسم
در اواخر دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰، تهرانی نقش کلیدی در تأسیس کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی ایفا کرد. این تشکیلات به سرعت به صدای اصلی مخالفان محمدرضا شاه پهلوی در اروپا و آمریکا تبدیل شد و توانست افکار عمومی جهانی را به مسائل حقوق بشری ایران جلب کند.[1]
با بالا گرفتن اختلافات ایدئولوژیک میان اتحاد جماهیر شوروی و چین کمونیست، تهرانی و گروهی از جوانان همفکرش در اروپا، به منتقدان جدی سیاستهای محافظهکارانه حزب توده تبدیل شدند. آنها معتقد بودند که حزب توده روحیه انقلابی خود را از دست داده و به ابزاری در دست مسکو تبدیل شده است.
این انتقادات در نهایت به انشعاب از حزب توده و پایهگذاری سازمان انقلابی حزب توده ایران منجر شد. این سازمان جدید، با الهام از انقلاب کوبا و مائوئیسم، راه مبارزه مسلحانه و دهقانی را به عنوان الگوی رهاییبخش برای ایران انتخاب کرد.
تهرانی برای آشنایی نزدیکتر با این ایدئولوژی، به چین سفر کرد و مدتی در بخش فارسی رادیو پکن مشغول به کار شد. او در این دوران حتی با مائو تسه تونگ، رهبر چین کمونیست، دیدار کرد و آموزشهای سیاسی و تشکیلاتی دید.[1]
نقد درونسازمانی و حمایت از مبارزات چریکی
با وجود شیفتگی اولیه به مائوئیسم، روحیه انتقادی تهرانی به زودی متوجه سازمان متبوع خودش نیز شد. او ساختار سازمان انقلابی را به شدت متمرکز، غیردموکراتیک و مشابه همان الگوهای حزبی میدانست که پیشتر از آن فرار کرده بود.[2]
تهرانی با بازگشت به اروپا، خواستار برگزاری یک کنگره فوقالعاده در بلژیک شد. در این کنگره، او کیفرخواستی دوازدهمادهای علیه رهبری سازمان قرائت کرد که منجر به تغییرات گسترده و اخراج برخی از اعضای قدیمی شد. این اقدام نشاندهنده تلاش مستمر او برای یافتن یک چپ دموکراتیکتر بود.[2]
در اوایل دهه ۱۳۵۰، با آغاز جنبش چریکی در ایران و واقعه سیاهکل، تهرانی و یارانش در کنفدراسیون به حمایت لجستیکی و تبلیغاتی از چریکهای فدایی خلق پرداختند. او با انتشار چهار شماره از روزنامه نبرد، صدای این مبارزات را در اروپا بازتاب میداد و برای آنها کمکهای مالی جمعآوری میکرد.[1]
با این حال، تلاشهای او برای پیوند زدن مبارزات خارج از کشور با هستههای چریکی داخل ایران، اغلب با شکست مواجه میشد. اعدام چهرههایی چون بهمن قشقایی که از نزدیکان فکری او بودند، ضربه سنگینی به این جریان وارد کرد و ناکارآمدی برخی تئوریهای وارداتی را نشان داد.[2]
بازگشت به ایران و تأسیس جبهه دموکراتیک ملی
با اوجگیری انقلاب اسلامی، مهدی خانبابا تهرانی پس از بیش از دو دهه تبعید، در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ با آخرین پروازهای پیش از پیروزی انقلاب به ایران بازگشت. او امیدوار بود که فضای باز سیاسی جدید، امکان فعالیت آزادانه را برای نیروهای چپ فراهم کند.
تهرانی در تهران اتحاد چپ را پایهگذاری کرد و روزنامهای با عنوان چپ منتشر ساخت. هدف او ایجاد یک جبهه متحد از نیروهای سکولار و دموکرات بود که بتوانند در برابر انحصارطلبی نیروهای مذهبی بایستند.[1]
در اسفند ۱۳۵۷، او به همراه چهرههایی چون هدایتالله متیندفتری، جبهه دموکراتیک ملی را تأسیس کرد. این ائتلاف در ابتدا با استقبال گستردهای مواجه شد و میتینگ بزرگ آنها بر سر مزار محمد مصدق در احمدآباد، هزاران نفر را گرد هم آورد.[2]
اما این فضای باز دیری نپایید. با آغاز درگیریها و سرکوب نیروهای منتقد در سالهای ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰، فعالیت جبهه دموکراتیک ملی غیرممکن شد. تهرانی که بار دیگر جان خود را در خطر میدید، مجبور به زندگی مخفیانه و در نهایت ترک دوباره ایران شد.[1]
سالهای تبعید، بازاندیشی و ثبت تاریخ شفاهی
تهرانی در بازگشت به اروپا، برای مدت کوتاهی به شورای ملی مقاومت پیوست تا شاید بتواند ائتلافی علیه جمهوری اسلامی شکل دهد. اما اختلافات عمیق ایدئولوژیک و ساختاری باعث شد تا او به زودی از این شورا نیز کنارهگیری کند.
دهههای پایانی زندگی او در فرانکفورت آلمان، بیشتر به بازاندیشی، نقد و ثبت تاریخ شفاهی جنبش چپ گذشت. او در این سالها تلاش کرد تا بدون تعصبات حزبی، اشتباهات و ناکامیهای نسل خود را تحلیل کند.[2]
یکی از مهمترین آثار به جا مانده از او، کتاب نگاهی از درون به جنبش چپ ایران است که حاصل گفتوگوهای طولانی او با حمید شوکت است. این کتاب به عنوان یک سند تاریخی مهم، زوایای پنهان انشعابها و تصمیمگیریهای چپ ایران را روشن میکند.[2]
مهدی خانبابا تهرانی تا پایان عمر بر آرمانهای عدالتخواهانه خود پافشاری کرد، اما همزمان از نقد رادیکال گذشته خود ابایی نداشت. درگذشت او در ۲۸ مهر ۱۴۰۵، نقطه پایانی بر زندگی مردی بود که تاریخ چپ ایران با نام او گره خورده است.[1]
در طول بیش از ۶۰ سال فعالیت سیاسی، تهرانی با چهرههای تاریخی متعددی از جمله مائو تسه تونگ و رهبران جنبشهای دانشجویی اروپا دیدار و گفتگو داشت. او نماد نسلی بود که آرمانگرایی را با عملگرایی تشکیلاتی درآمیخت.[1]
بررسی کارنامه او نشان میدهد که چگونه یک فعال سیاسی میتواند در طول زمان، از یک کادر حزبی مطیع به یک منتقد مستقل و دموکرات تبدیل شود. میراث او برای نسلهای آینده، نه در پیروزیهای مقطعی، بلکه در شجاعت نقد خطاهای گذشته نهفته است.[2]
اصطلاحات کلیدی
- کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی
- نهادی مستقل در خارج از کشور که در سال ۱۳۳۸ تأسیس شد و به کانون اصلی مبارزات ضد حکومت پهلوی در اروپا و آمریکا تبدیل گردید.
- سازمان انقلابی حزب توده ایران
- گروهی انشعابی از حزب توده که در سال ۱۳۴۳ با انتقاد از وابستگی به مسکو، به مائوئیسم و مبارزه مسلحانه گرایش پیدا کردند.
- جبهه دموکراتیک ملی
- ائتلافی سیاسی که در اسفند ۱۳۵۷ برای دفاع از آزادیهای دموکراتیک و مقابله با انحصارطلبی تشکیل شد و اندکی بعد غیرقانونی اعلام گردید.
- مائوئیسم
- شاخهای از مارکسیسم مبتنی بر اندیشههای مائو تسه تونگ که بر نقش دهقانان و مبارزه مسلحانه در کشورهای جهان سوم تأکید دارد.
پرسشهای متداول
آیا مهدی خانبابا تهرانی کتابی از خود به جای گذاشته است؟
بله، کتاب «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران» که حاصل مصاحبه حمید شوکت با اوست، توسط شرکت سهامی انتشار و نشر اختران در ایران به چاپ رسیده و یکی از منابع اصلی پژوهشگران است.
سرنوشت روزنامه «نبرد» که تهرانی منتشر میکرد چه شد؟
این نشریه که برای حمایت از چریکهای فدایی خلق در اروپا چاپ میشد، تنها پس از انتشار چهار شماره به دلیل اختلافات داخلی و مشکلات مالی متوقف گردید.
ارتباط تهرانی با چهرههای ملیگرا چگونه بود؟
او برخلاف بسیاری از چپگرایان ارتدوکس، احترام ویژهای برای محمد مصدق قائل بود و به همین دلیل در اسفند ۱۳۵۷ با همکاری نوه مصدق، هدایتالله متیندفتری، جبهه دموکراتیک ملی را پایهگذاری کرد.
بررسی عمیق دیدگاهها
نگاه مورخان و پژوهشگران تاریخ معاصر
ارزیابی نقش خانبابا تهرانی به عنوان راوی صادق و منتقد اشتباهات جنبش چپ.
پژوهشگران تاریخ معاصر، مهدی خانبابا تهرانی را نه تنها یک کنشگر سیاسی، بلکه یکی از مهمترین راویان تاریخ شفاهی چپ ایران میدانند. مصاحبههای طولانی او، به ویژه کتاب «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران»، اسناد بینظیری از اختلافات درونی، انشعابها و وابستگیهای ایدئولوژیک به مسکو و پکن را فاش کرد. از دیدگاه این گروه، شجاعت او در اعتراف به خطاهای استراتژیک نسل خود، ارزش تاریخی بالایی دارد.
دیدگاه منتقدان درونسازمانی
تمرکز بر تلاشهای او برای دموکراتیزه کردن ساختارهای حزبی و عبور از دگماتیسم.
برای منتقدان مارکسیسم سنتی، تهرانی نماد عبور از دگماتیسم حزبی است. او که روزگاری شیفته مائوئیسم شده بود، خیلی زود متوجه شد که ساختارهای متمرکز و غیردموکراتیک، چه در مسکو و چه در پکن، به استبداد ختم میشوند. کیفرخواست دوازدهمادهای او در کنگره بلژیک و تلاش برای ایجاد «جبهه دموکراتیک ملی» در سال ۱۳۵۷، نشاندهنده تکاپوی مداوم او برای یافتن پیوندی میان عدالتخواهی چپ و آزادیهای دموکراتیک بود.
- پژوهشگران تاریخ چپ
- تمرکز بر نقش حیاتی تهرانی در مستندسازی اشتباهات و تضادهای درونی جنبش چپ ایران.
- منتقدان مارکسیسم سنتی
- تأکید بر تلاشهای مستمر او برای عبور از دگماتیسم حزبی و یافتن یک چپ دموکراتیک.
- همرزمان سابق در کنفدراسیون
- یادآوری توانمندیهای تشکیلاتی او در بسیج هزاران دانشجوی ایرانی در خارج از کشور.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- نسل جوان فعالان سیاسی داخل ایران
- بازماندگان حزب توده که مورد انتقاد او بودند
منابع
[1]Gooya Newsمنتقدان مارکسیسم سنتیمهدی خانبابا تهرانی درگذشت - Gooya News
مطالعه در Gooya News →
[2]تیم سردبیری کوهستانپژوهشگران تاریخ چپتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در جامعه
مشاهده همه →تسهیلگری گروهی
چگونه تلفیق کاوش قدردان و فناوری فضای باز مانع افتادن جلسات استراتژی در تله کمبودها میشود
4 منبع
حفاظت محیط زیست
دومین پویش ملی نهالکاری با شعار پیوند ورزش و محیط زیست آغاز میشود
3 منبع
مسئولیت اجتماعی
آزادی ۳۷ زندانی جرایم غیرعمد در مشهد با مشارکت باشگاه پرسپولیس
3 منبع
تسهیل ازدواج
پایهگذاری مجمع خیرین ازدواج در همدان؛ گامی ساختاریافته برای تسهیل تشکیل خانواده
4 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار جامعه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





