رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانرسوم بومیتعزیه· به‌روزرسانی · 6 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

ریشه‌ها و نمادها در آیین‌های سنتی عزاداری؛ چگونه رسوم کهن در فرهنگ بومی ایران ماندگار شدند؟

آیین‌های سوگواری در ایران، از نخل‌گردانی کویر تا گِل‌مالی زاگرس، تنها مناسک مذهبی نیستند؛ آن‌ها تلاقی شگفت‌انگیز جغرافیای بومی، اسطوره‌های باستانی و هویت جمعی یک ملت را به تصویر می‌کشند.

به قلم شاهین زند

این خبر را به اشتراک بگذارید

به‌طور خلاصه

  • تنوع اقلیمی ایران مستقیماً بر شکل‌گیری ابزارهای عزاداری تأثیر گذاشته است؛ از چوب نخل در کویر تا خاک رس در کوهستان و سازهای کوبه‌ای در بنادر.
  • بسیاری از رسوم فعلی مانند نخل‌گردانی و گِل‌مالی، ریشه در آیین‌های سوگ پیش از اسلام مانند «سوگ سیاوش» و سنت‌های عشایری زاگرس دارند.
  • تعزیه به عنوان تکامل‌یافته‌ترین تئاتر مذهبی ایران، با استفاده از نشانه‌شناسی رنگ‌ها و دستگاه‌های موسیقی اصیل، در سال ۲۰۱۰ ثبت جهانی شد.

بقاء و استمرار هر آیین باستانی، در گرو توانایی آن برای پیوند زدن عمیق‌ترین احساسات انسانی با عناصر فیزیکی و جغرافیایی است. در ایران، این شرط بنیادین قرن‌هاست که پابرجا مانده و رسوم محلی سوگواری را به نهادهای فرهنگی ماندگار تبدیل کرده است. وقتی اندوهی بزرگ بر یک جامعه سایه می‌افکند، مردم تنها به گریستن بسنده نمی‌کنند؛ آن‌ها تابوت‌واره‌های عظیم چوبی می‌سازند، تن خود را به خاک می‌سپارند و ضرب‌آهنگ امواج دریا را می‌نوازند.[5]

این سنت‌های بومی، اگرچه امروز حول محور واقعه عاشورا و سوگواری ماه محرم متمرکز هستند، اما دی‌ان‌ای اسطوره‌های پیش از اسلام و تاریخ منطقه‌ای را در خود حفظ کرده‌اند. در عصر مدرنیته و تغییرات سریع اجتماعی، این آیین‌ها همچنان اصیل‌ترین بستر برای ابراز سوگ دسته‌جمعی به شمار می‌روند. پژوهشگران معتقدند که تنوع اقلیمی ایران، مستقیماً بر شکل‌گیری ابزارها و نمادهای عزاداری در هر خطه تأثیر گذاشته است.[5]

نخل‌گردانی؛ تابوت‌واره‌ای از جنس استقامت

نخل‌گردانی یکی از باشکوه‌ترین نمادهای عزاداری در شهرهای حاشیه کویر، به ویژه یزد، کاشان و مناطقی از خراسان است. نخل در واقع یک سازه چوبی عظیم و مشبک به شکل مکعب مستطیل است که به عنوان نمادی از تابوت سیدالشهدا بر دوش صدها مرد عزادار حمل می‌شود. بر اساس گزارش خبرگزاری میراث آریا، قدمت برخی از این آیین‌ها مانند نخل «سرپره» در کاشان به بیش از ۷۰۰ سال می‌رسد.

اگرچه بسیاری از مورخان رواج گسترده نخل‌گردانی را به دوران صفویه نسبت می‌دهند، اما ریشه‌های مفهومی آن به آیین‌های سوگ پیش از اسلام بازمی‌گردد. برخی پژوهشگران، حمل تابوت‌واره‌های نمادین را با مراسم سه‌هزارساله «سوگ سیاوش» مرتبط می‌دانند که در فرهنگ شیعی با واقعه کربلا بازتعریف شده است. این سازه چوبی با پارچه‌های سیاه، آینه و شمشیر تزیین می‌شود تا بازتابی از حماسه و شهادت باشد.[1]

بلند کردن نخل‌های چند تنی، نیازمند هماهنگی، قدرت بدنی و انسجام دقیق اجتماعی است. برخی از این نخل‌ها تا ۸ متر ارتفاع دارند و وزن آن‌ها پس از تزیین به بیش از ۳ تن می‌رسد. در روز عاشورا، مردان جوان و پیر در جایگاه‌های مشخصی زیر پایه‌های چوبی قرار می‌گیرند و با فرمان یک هدایت‌گر، سازه را به حرکت درمی‌آورند. این حرکت دسته‌جمعی، فراتر از یک مناسک مذهبی، نمایشی از همبستگی طایفه‌ای است.[5]

تصویرسازی: آیین گِل‌مالی در لرستان، نمادی از بازگشت انسان به خاک در اوج اندوه و سوگواری است.

گِل‌مالی لرستان؛ بازگشت به خاک در اوج سوگ

در میان کوه‌های زاگرس، آیین «گِل‌مالی» یا در زبان محلی «خَه‌رَّه‌گیری»، تصویری بدوی و تکان‌دهنده از اندوه را به نمایش می‌گذارد. مردم لرستان در روز عاشورا سر، صورت و لباس‌های خود را به طور کامل با گِل می‌پوشانند. این سنت که با شماره ۵۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، ریشه در باورهای کهن مردم زاگرس‌نشین دارد که در سوگ از دست دادن بزرگان طایفه، خاک بر سر و روی خود می‌ریختند.[2][4]

مراحل آماده‌سازی این آیین از روز هفتم محرم، موسوم به «تراش عباس»، با نظافت و جمع‌آوری هیزم آغاز می‌شود. در روز تاسوعا، خاک رس نرم در حوضچه‌هایی آجری ریخته شده و با گلاب و آب گرم مخلوط می‌شود. عزاداران در بامداد عاشورا خود را در این حوضچه‌ها غوطه‌ور می‌کنند و سپس در کنار آتش‌های بزرگی که از پیش افروخته شده، می‌ایستند تا گِل روی تنشان خشک شود.[2]

سیدمحمد سیف‌زاده، پژوهشگر تاریخ لرستان، تأکید می‌کند که این آیین از پیش از ظهور اسلام در ایران وجود داشته است. او می‌گوید: «خاک بر سر ریختن نمادی از اندوه بوده است، چنان‌که در شاهنامه فردوسی هم در داستان مرگ سهراب و سیاوش به آن اشاره شده است.» در سال‌های اخیر، منابع طبیعی استان برای جلوگیری از تخریب جنگل‌ها، چوب‌های پروژه‌های عمرانی را در اختیار هیئت‌ها قرار می‌دهد تا آسیب‌های زیست‌محیطی به حداقل برسد.[2][4]

نوازندگان سنج و دمام در بوشهر، ضرب‌آهنگ حماسه و دریا را در قالب عزاداری مذهبی بازآفرینی می‌کنند.

سنج و دمام بوشهر؛ ضرب‌آهنگ حماسه و دریا

در سواحل خلیج فارس، عزاداری شکل و صدایی کاملاً متفاوت به خود می‌گیرد. آیین «سنج و دمام» در بوشهر، خوزستان و هرمزگان، تلفیقی از موسیقی کار دریایی، باورهای بومی و سوگواری مذهبی است. طبق مستندات تاریخی، ساز دمام در قرون گذشته توسط ملوانان و مهاجران از هند و زنگبار به بنادر جنوبی ایران وارد شد و به مرور زمان در تار و پود فرهنگ محلی جای گرفت.[3]

در گذشته، از دمام در مراسم موسیقی‌درمانی مانند آیین «اهل هوا» و همچنین برای بیدار کردن مردم در سحرهای ماه رمضان استفاده می‌شد. اما امروز، ترکیب هفت دمام، هشت سنج و یک بوق شاخی، به نماد اصلی اعلام آغاز عزاداری محرم در جنوب تبدیل شده است. صدای کوبنده این سازها، تداعی‌کننده طبل‌های جنگی و فضای حماسی نبرد است که خون را در رگ‌های عزاداران به جوش می‌آورد.[3]

اوج این مراسم زمانی است که ریتم تند دمام‌ها با حرکت دایره‌وار سینه‌زنان به یک خلسه جمعی می‌رسد. در این لحظه، نوحه‌خوان با صدای رسا فرمان «واحد» می‌دهد و تمام گروه با مکثی کوتاه، یک‌صدا پاسخ می‌دهند «الله واحد». این هماهنگی بی‌نظیر میان ضرب‌آهنگ سازهای کوبه‌ای و حرکات بدن، نشان‌دهنده تاثیر عمیق نظم و انضباط دریانوردی بر مناسک مذهبی این خطه است.[5]

تعزیه؛ تلاقی هنر نمایشی و سوگواری مذهبی

تعزیه یا شبیه‌خوانی، تکامل‌یافته‌ترین فرم تئاتر مذهبی در ایران است که وقایع تاریخی و حماسی را با استفاده از شعر، موسیقی و حرکات نمایشی بازآفرینی می‌کند. این هنر که در سال ۲۰۱۰ میلادی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو به ثبت جهانی رسید، تنها یک مراسم عزاداری نیست. تعزیه یک ساختار پیچیده هنری با قواعد نشانه‌شناسی خاص خود است که مخاطب را درگیر روایت می‌کند.[1]

تعزیه به عنوان تکامل‌یافته‌ترین هنر نمایشی مذهبی ایران، دارای قواعد دقیق نشانه‌شناسی و رنگ‌بندی است.

دوران طلایی تعزیه در عصر قاجار و با ساخت «تکیه دولت» به دستور ناصرالدین‌شاه رقم خورد؛ دورانی که همزمان در بیش از ۳۰۰ مکان مختلف در تهران تعزیه برگزار می‌شد. در این نمایش، رنگ‌ها نقش کلیدی دارند؛ موافق‌خوانان لباس‌های سبز و سفید می‌پوشند و اشعار را با آواز می‌خوانند. در مقابل، مخالف‌خوانان با لباس سرخ، دیالوگ‌ها را با لحنی خشن و بدون آهنگ ادا می‌کنند.[1]

مسعود حسین‌میرزایی، دبیر اجلاس بین‌المللی میراث فرهنگی ناملموس، معتقد است که تعزیه ریشه در نمایش‌های آیین سوگواری ایرانیان باستان دارد که در طول زمان تکامل یافته است. در دوره مظفرالدین‌شاه، حتی ارکستری متشکل از سربازان روس برای نواختن موزیک تعزیه در تکیه دولت به کار گرفته شد که نشان‌دهنده اهمیت دیپلماتیک و دولتی این هنر در آن مقطع تاریخی است.[1]

ماندگاری رسوم در تقاطع جغرافیا و باور

آنچه آیین‌های سنتی عزاداری در ایران را از یکدیگر متمایز می‌کند، پیوند ناگسستنی آن‌ها با اقلیم و جغرافیای هر منطقه است. در کویر خشک، چوب نخل نماد سایه و پناهگاه است؛ در کوهستان‌های سرد زاگرس، خاک و آتش به ابزار سوگ تبدیل می‌شوند؛ و در بنادر جنوبی، ریتم امواج دریا در صدای سنج و دمام تبلور می‌یابد. این تنوع، نشان‌دهنده پویایی فرهنگی جامعه‌ای است که باورهای مذهبی را با داشته‌های بومی خود همگام کرده است.[5]

آنچه آیین‌های سنتی عزاداری در ایران را از یکدیگر متمایز می‌کند، پیوند ناگسستنی آن‌ها با اقلیم و جغرافیای هر منطقه است.

امروزه، با وجود گسترش رسانه‌های مدرن و تغییر سبک زندگی، این مناسک همچنان با قدرت به حیات خود ادامه می‌دهند. جوانانی که در طول سال زندگی کاملاً مدرنی دارند، در روزهای محرم به زیر پایه‌های سنگین نخل می‌روند یا تن خود را به گِل می‌سپارند. این بازگشت موقت به سنت‌ها، لنگرگاه‌های هویتی هستند که در برابر طوفان‌های تغییرات اجتماعی، احساس تعلق به یک ریشه تاریخی مشترک را در نسل‌های جدید زنده نگه می‌دارند.[5]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
تحلیل تطبیقی و ریشه‌یابی نمادهای سوگواری در سه اقلیم متفاوت ایران (کویر، کوهستان و ساحل) و بررسی ارتباط آن‌ها با اسطوره‌های پیش از اسلام.
یافته
تنوع فرم‌های عزاداری در ایران مستقیماً تابعی از جبر جغرافیایی و ابزارهای در دسترس بومی است؛ به طوری که مذهب شیعه به جای یکسان‌سازی مناسک، به فرهنگ‌های محلی اجازه داده تا اندوه عاشورا را در قالب نمادهای باستانی و اقلیمی خود (چوب، خاک و دریا) بازتولید کنند.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل بر اساس مستندات ثبت‌شده در میراث فرهنگی و مشاهدات مردم‌شناختی استوار است و ممکن است خرده‌روایت‌های شفاهی روستاهای دورافتاده را به طور کامل پوشش ندهد.

اصطلاحات کلیدی

نخل‌گردانی
حمل یک سازه عظیم چوبی مشبک به عنوان نمادی از تابوت سیدالشهدا در شهرهای حاشیه کویر.
گِل‌مالی (خَه‌رَّه‌گیری)
سنت دیرینه مردم لرستان در روز عاشورا که شامل آغشته کردن کامل سر و بدن با گل رس و گلاب است.
سنج و دمام
مجموعه‌ای از سازهای کوبه‌ای و بادی که ریشه در آفریقا و هند دارند و به نماد موسیقی سوگواری در جنوب ایران تبدیل شده‌اند.
تعزیه (شبیه‌خوانی)
هنر نمایشی مذهبی ایران که وقایع کربلا را با تلفیق شعر، موسیقی و نمادهای رنگی بازآفرینی می‌کند.
تراش عباس
روز هفتم محرم در فرهنگ لرستان که عزاداران به نظافت شخصی و جمع‌آوری هیزم برای مراسم گِل‌مالی می‌پردازند.

پرسش‌های متداول

آیا آیین‌های عزاداری محرم ریشه در پیش از اسلام دارند؟

بله، پژوهشگران معتقدند مناسکی مانند حمل تابوت‌واره (نخل) و خاک بر سر ریختن (گِل‌مالی) ریشه در اسطوره‌های باستانی مانند سوگ سیاوش و سنت‌های عشایری دارند که با واقعه عاشورا بازتعریف شده‌اند.

سازهای سنج و دمام چگونه وارد فرهنگ بوشهر شدند؟

این سازها در قرون گذشته توسط دریانوردان و مهاجران از هند و زنگبار (تانزانیا) به بنادر جنوبی ایران آورده شدند و ابتدا در موسیقی کار دریایی و آیین‌های درمانی کاربرد داشتند.

چرا در تعزیه از رنگ‌های خاصی استفاده می‌شود؟

رنگ‌ها در تعزیه کارکرد نشانه‌شناختی دارند؛ موافق‌خوانان (شخصیت‌های مثبت) برای نشان دادن پاکی لباس سبز یا سفید می‌پوشند و مخالف‌خوانان با لباس سرخ، خشونت و جنگ‌طلبی را تداعی می‌کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مورخان و پژوهشگران فرهنگی

تأکید بر ریشه‌های پیشااسلامی و تداوم تاریخی نمادهای سوگ در فلات ایران.

این گروه معتقدند که فرهنگ ایرانی به جای حذف سنت‌های کهن خود پس از ورود اسلام، آن‌ها را با مفاهیم جدید مذهبی تطبیق داده است. از دیدگاه آنان، شباهت‌های ساختاری میان سوگ سیاوش و نخل‌گردانی، یا سنت‌های عشایری زاگرس و گِل‌مالی، نشان‌دهنده یک پیوستگی فرهنگی سه‌هزارساله است که واقعه کربلا به آن روح و معنای تازه‌ای بخشیده است.

جامعه‌شناسان دین

بررسی کارکرد اجتماعی آیین‌ها در ایجاد انسجام و همبستگی محلی.

جامعه‌شناسان بر این باورند که بلند کردن یک نخل چند تنی یا هماهنگی در حلقه‌های سنج و دمام، نیازمند یک نظم اجتماعی دقیق است. این مناسک، سلسله‌مراتب طایفه‌ای را بازتولید کرده و به افراد جامعه محلی یادآوری می‌کنند که بقای آن‌ها در برابر بحران‌ها، در گرو همکاری و اتحاد فیزیکی و روانی است.

مردم بومی و عزاداران

نگاهی معنوی و عاطفی به مناسک به عنوان راهی برای ارتباط مستقیم با امر قدسی.

برای شرکت‌کنندگان محلی، این آیین‌ها فراتر از تحلیل‌های تاریخی و جامعه‌شناختی، یک تجربه زیسته و معنوی هستند. غوطه‌ور شدن در گِل یا گریستن پای نخل، راهی برای تخلیه روانی اندوه و ابراز ارادت خالصانه به امام حسین (ع) است؛ تجربه‌ای که به آن‌ها احساس سبکی، تطهیر و اتصال به یک منبع لایزال معنوی را می‌بخشد.

مورخان و پژوهشگران فرهنگی 40%جامعه‌شناسان دین 30%مردم بومی و عزاداران 30%
مورخان و پژوهشگران فرهنگی
تأکید بر ریشه‌های پیشااسلامی و تداوم تاریخی نمادهای سوگ در فلات ایران.
جامعه‌شناسان دین
بررسی کارکرد اجتماعی آیین‌ها در ایجاد انسجام و همبستگی محلی.
مردم بومی و عزاداران
نگاهی معنوی و عاطفی به مناسک به عنوان راهی برای ارتباط مستقیم با امر قدسی.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • روایت زنان در آیین‌های سوگواری محلی و نقش آنان در حفظ این میراث شفاهی

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مورخان و پژوهشگران فرهنگی 40%جامعه‌شناسان دین 30%مردم بومی و عزاداران 30%
  1. [1]ویکی‌پدیا (Wikipedia)مورخان و پژوهشگران فرهنگی

    تعزیه

    مطالعه در ویکی‌پدیا (Wikipedia) →
  2. [2]ویکی‌پدیا (Wikipedia)مورخان و پژوهشگران فرهنگی

    گل‌مالی

    مطالعه در ویکی‌پدیا (Wikipedia) →
  3. [3]ویکی‌شیعه (WikiShia)مردم بومی و عزاداران

    سنج و دمام

    مطالعه در ویکی‌شیعه (WikiShia) →
  4. [4]کجارومردم بومی و عزاداران

    آیین گل مالی لرستان؛ عزایی از جنس خاک و آب

    مطالعه در کجارو →
  5. [5]تیم سردبیری کوهستانجامعه‌شناسان دین

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.