تهدید کابلهای زیردریایی خلیج فارس؛ چرا اهرم فشار ایران اینترنت جهانی را قطع نمیکند؟
مقامات امنیتی ایران هشدار دادهاند که در صورت حمله نظامی، کابلهای اینترنت تنگه هرمز را هدف قرار میدهند، اما دادههای ترافیک جهانی نشان میدهد این اقدام بیش از آنکه یک فاجعه فنی باشد، یک قمار سیاسی است.
به قلم بابک ناصری
این خبر را به اشتراک بگذارید
برای اینکه قطع یک کابل زیردریایی بتواند اقتصاد دیجیتال یک منطقه را فلج کند، یک شرط اساسی باید برقرار باشد: آن مسیر باید تنها شریان حیاتی انتقال دادهها باشد. در تنگه هرمز، این شرط در حال حاضر صدق نمیکند.
لفاظیهای اخیر تهران بر این فرض استوار است که قطع پیوندهای فیزیکی در بستر خلیج فارس، متحدان غربی را زمینگیر خواهد کرد. در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶، یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، هشدار داد که در صورت حمله به زیرساختهای ایران، هفت کابل اصلی اینترنت ممکن است هدف قرار گیرند.[1][2]
دو روز بعد، مقامات ارشد امنیتی ایران که نخواستند نامشان فاش شود، به رسانهها گفتند که برنامههای عملیاتی دقیقی برای نابودی این کابلها وجود دارد. آنها همچنین تاکید کردند که ایران به طور فعال از ورود کشتیهای تعمیراتی برای رفع خرابیها جلوگیری خواهد کرد.[1][2]
یکی از این مقامات گفت: «اگر به ایران حمله شود، دیگر هیچ خط قرمزی وجود نخواهد داشت؛ از کابلهای زیردریایی گرفته تا پایگاههای نظامی.» این استراتژی بر این باور استوار است که سرمایهگذاریهای عظیم کشورهای حاشیه خلیج فارس در رایانش ابری و هوش مصنوعی، آنها را به شدت آسیبپذیر کرده است.[1]
واقعیت ترافیک دادهها
اما اعداد و ارقام داستان متفاوتی از میزان واقعی این اهرم فشار روایت میکنند. بر اساس دادههای اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU)، در حالی که ۹۹ درصد از ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود، کمتر از یک درصد از پهنای باند بینالمللی از تنگه هرمز عبور میکند.[1][2]
آلن مادلین، مدیر تحقیقات در شرکت پژوهشی «تلجئوگرافی»، اشاره میکند که مسیرهای اصلی داده که اروپا را به شرق آسیا متصل میکنند، در واقع از دریای سرخ میگذرند، نه خلیج فارس. کابلهای موجود در این تنگه عمدتاً به کشورهای محلی خلیج فارس خدمات میدهند، نه ستون فقرات اینترنت جهانی.[1][2]
در حال حاضر سه سامانه فعال از این آبراه باریک عبور میکنند: «فالکون»، «آسیا-آفریقا-اروپا ۱» (AAE-1) و «گلف بریج اینترنشنال» (GBI). اگرچه این خطوط ارتباطی برای منطقه مهم هستند، اما تنها راههای ورود و خروج دادهها به شبهجزیره عربستان محسوب نمیشوند.
حتی برای اهداف منطقهای نیز، تاثیر چنین حملهای با وجود مسیرهای جایگزین کاهش مییابد. کشورهایی مانند امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی سرمایهگذاری سنگینی روی شبکههای فیبر نوری زمینی و ایستگاههای اتصال جایگزین در سواحل دریای سرخ انجام دادهاند تا از این گلوگاه خاص دوری کنند.
معماری اینترنت مدرن ذاتاً مقاوم است و به گونهای طراحی شده که در صورت خرابی یک گره فیزیکی، بستههای داده را به طور خودکار تغییر مسیر دهد. یک حمله هماهنگ به چند کابل قطعاً تراکنشهای مالی و خدمات ابری را کند میکند، اما منطقه را در تاریکی دیجیتال فرو نخواهد برد.[2]
درسهایی از بحران دریای سرخ
این منطقه پیش از این نیز سابقه چنین جنگ نامتقارنی را تجربه کرده است. در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، نیروهای حوثی کابلهای ارتباطی را در دریای سرخ هدف قرار دادند که باعث اختلالات قابل اندازهگیری اما قابل مدیریت در سرعت اینترنت منطقهای شد.
تعمیر آن کابلها در دریای سرخ به دلیل خطرات امنیتی مداوم، چندین ماه به طول انجامید. تهدید جدید تهران صراحتاً بر اساس همین تجربه بنا شده است، جایی که مقامات اعلام کردهاند از نیروی نظامی برای مسدود کردن ورود شناورهای تخصصی تعمیر به خلیج فارس استفاده خواهند کرد.[1][2]
با این حال، اجرای چنین محاصرهای در تنگه هرمز خطرات ژئوپلیتیکی عظیمی به همراه دارد. تلاش برای شلیک به خدمه غیرنظامی تعمیرات، احتمالاً مداخله مستقیم دریایی کشورهای اروپایی و آسیایی را که اقتصادشان به ثبات دریایی وابسته است، به دنبال خواهد داشت.
شمشیر دو لبه برای تهران
قویترین استدلال متقابل در برابر طرح تهران، آسیبهای جانبی آن برای خود ایران است. پیامدهای چنین خرابکاریهایی به ناچار به خود ایران و همسایگان بلافصل آن نیز آسیب خواهد رساند و اقتصادهای درهمتنیده منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد.
اتصال بینالمللی خود ایران تا حدودی به کابل «فالکون» وابسته است که دارای ایستگاههای اتصال در بندرعباس و چابهار است. قطع این خطوط، پهنای باند محدود و تحت فشار شهروندان و کسبوکارهای داخلی ایران را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.
در حالی که برخی رسانههای تندرو در تهران استدلال میکنند که شبکه ملی اطلاعات ایران را در برابر قطعیهای جهانی مصون میسازد، بسیاری از بخشهای حیاتی تجاری و لجستیکی کشور همچنان به مسیریابی بینالمللی وابستهاند.
تغییر پارادایم بازدارندگی
علیرغم محدودیتهای فنی، نفس این تهدید نشاندهنده تغییر قابلتوجهی در جنگ نامتقارن است. تهران با نام بردن صریح از زیرساختهای دیجیتال و مراکز داده هوش مصنوعی به عنوان اهداف نظامی، دکترین بازدارندگی خود را برای اقتصاد سال ۲۰۲۶ بهروزرسانی میکند.
الکس وطنخواه، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه، استدلال میکند که مخاطب واقعی این تهدیدها برنامهریزان نظامی نیستند، بلکه مدیران شرکتهای بزرگ هستند. هدف این است که غولهای فناوری و سرمایهگذاران خلیج فارس برای جلوگیری از تشدید تنش نظامی، به واشنگتن فشار بیاورند.[2]
این یک اهرم روانی است که برای بهرهبرداری از اتکای مطلق دنیای مدرن به ارتباطات طراحی شده است. حتی اگر یک کابل قطع شده تنها باعث افت ۲۰ درصدی سرعت شود، وحشت و واکنشهای بازار مالی میتواند میلیاردها دلار خسارت موقت به بار آورد.
در نهایت، تابآوری اینترنت در برابر واقعیتهای جغرافیای ژئوپلیتیک در حال آزمایش است. در حالی که تنگه هرمز همچنان یک گلوگاه حیاتی برای نفت جهانی است، نقش آن به عنوان یک گلوگاه دیجیتال بسیار کمتر از آن چیزی است که لفاظیهای اخیر نشان میدهد.
مرحله بعدی این رویارویی به این بستگی دارد که آیا کشورهای خلیج فارس سرمایهگذاریهای خود را در مسیرهای زمینی جایگزین تسریع خواهند کرد یا خیر. تا آن زمان، این کابلها به عنوان یک هدف برجسته در جنگ کلمات باقی میمانند، حتی اگر نابودی آنها ضربه فاجعهباری را که تهران وعده میدهد، وارد نکند.
نکات کلیدی
- مقامات امنیتی ایران تهدید کردهاند که در صورت حمله نظامی، کابلهای اینترنت زیردریایی خلیج فارس را نابود خواهند کرد.
- کمتر از یک درصد از پهنای باند بینالمللی از تنگه هرمز عبور میکند که تاثیر جهانی این اقدام را به شدت محدود میسازد.
- کشورهای حاشیه خلیج فارس با توسعه شبکههای فیبر نوری زمینی، وابستگی خود را به این گلوگاه دریایی کاهش دادهاند.
- هدف اصلی تهران از این تهدید، اعمال فشار بر سرمایهگذاران فناوری برای جلوگیری از تشدید تنشهای نظامی است.
آنچه نمیدانیم
- مشخص نیست که آیا ایران توانایی فنی لازم برای تخریب همزمان و هماهنگ چندین کابل در اعماق دریا را بدون شناسایی زودهنگام دارد یا خیر.
- واکنش دقیق و عملی کشورهای غربی به تلاش احتمالی ایران برای مسدود کردن ورود کشتیهای تعمیراتی به خلیج فارس هنوز در هالهای از ابهام است.
- تحلیلگران زیرساختهای ارتباطی
- این گروه تاکید دارند که اینترنت جهانی در برابر قطع چند کابل منطقهای بسیار مقاوم است.
- مقامات امنیتی ایران
- این گروه معتقدند که زیرساختهای دیجیتال پاشنه آشیل کشورهای عربی خلیج فارس است.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شرکتهای ارائهدهنده خدمات ابری
- شهروندان کشورهای حاشیه خلیج فارس
منابع
[1]The Times of Israelمقامات امنیتی ایرانIranian officials: Tehran has detailed plans to hit Gulf undersea cables if war resumes
مطالعه در The Times of Israel →
[2]PCMagتحلیلگران زیرساختهای ارتباطیIran Has 'Detailed Plans' to Attack Undersea Cables, Says Report
مطالعه در PCMag →
بیشتر در دیدگاه
مشاهده همه →سیاستگذاری دیجیتال
هشدار صریح وزیر ارتباطات: مسدودسازی اینترنت به معنای پایان رویای هوش مصنوعی در ایران است
6 منبع
بحران یمن
بریتانیا در تله دفاعی ریاض؛ چرا اعزام تایفونها به عربستان یک قمار پرخطر است؟
4 منبع
سامانههای کنترل
چرا آبگرمکنهای فوری برای جلوگیری از سوختگی به تلهمتری پیشخور تکیه میکنند؟
3 منبع
شتاب جانب مرکز
چگونه کلوتوئید اشکی با تغییر شعاع، ضربه مرگبار ۱۲ جی را در ترنهای هوایی مهار کرد
3 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار دیدگاه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





