آیا «تراژدی منابع مشترک» واقعاً نیاز به حکمرانی بهتر را ثابت میکند، نه خصوصیسازی؟
برای دههها، نظریه اقتصادی مشهور گرت هاردین برای توجیه خصوصیسازی منابع عمومی به کار رفته است. با این حال، شواهد تجربی و تحقیقات برنده جایزه نوبل نشان میدهند که جوامع میتوانند منابع مشترک را از طریق حکمرانی قوی و نه مالکیت خصوصی، با موفقیت مدیریت کنند.
به قلم رسول توکلی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصاددانان نهادگرا
- بر شواهد تجربی تمرکز دارند که نشان میدهد ساختارهای حکمرانی جامعه میتوانند منابع مشترک را بدون خصوصیسازی به طور مؤثر مدیریت کنند.
- طرفداران بازار آزاد
- استدلال میکنند که حقوق مالکیت خصوصی واضح، کارآمدترین مکانیسم برای درونیسازی هزینهها و جلوگیری از تخلیه منابع باقی میماند.
- مدافعان منابع مشترک
- بر حاکمیت جامعه و موفقیت تاریخی سیستمهای مدیریت منابع بومی و محلی تأکید میکنند.
نکات کلیدی
- نظریه «تراژدی منابع مشترک» گرت هاردین به اشتباه تمام منابع مشترک را با وضعیت هرج و مرج دسترسی آزاد و بیقانون یکسان میدانست.
- الینور اوستروم، برنده جایزه نوبل، به صورت تجربی ثابت کرد که جوامع میتوانند منابع را بدون خصوصیسازی یا کنترل دولتی، به طور پایدار مدیریت کنند.
- منابع مشترک موفق بر هشت اصل طراحی اصلی تکیه دارند، از جمله مرزهای مشخص و قانونگذاری محلی.
- خصوصیسازی گاهی اوقات میتواند با حذف دانش محلی و اولویت دادن به سود کوتاهمدت، تخلیه منابع را تسریع کند.
- اصول حکمرانی اوستروم اکنون در چالشهای مدرن مانند مراقبتهای بهداشتی و شبکههای دیجیتال متنباز به کار گرفته میشوند.
اگر درسی مقدماتی در اقتصاد یا علوم سیاسی گذرانده باشید، تقریباً مطمئناً داستانی تلخ و بیتغییر درباره ماهیت انسان به شما آموخته شده است. این داستان از این قرار است: اگر منبعی توسط یک جامعه به اشتراک گذاشته شود—مانند یک چراگاه، یک شیلات یا یک جنگل—افراد به ناچار بر اساس منافع شخصی خود عمل کرده و آن منبع را تا نابودی کامل مورد استفاده بیش از حد قرار میدهند.[4]
این مفهوم که در سال ۱۹۶۸ توسط بومشناس، گرت هاردین، تحت عنوان «تراژدی منابع مشترک» مشهور شد، به مدت دهها سال توجیهی اساسی برای سیاستهای اقتصادی بوده است. راهحل پذیرفتهشده دوگانه بود: یا دولت باید با مقررات سختگیرانه دخالت کند، یا منبع باید تقسیم و خصوصیسازی شود تا مالکان انگیزه مالی برای حفاظت از دارایی خود داشته باشند.[1]
اما این قانون اقتصادی که به طور جهانی پذیرفته شده، تنها یک مشکل دارد: از نظر تجربی نادرست است. این تراژدی که همه آن را اشتباه میفهمند، بر اساس سوءتفاهمی بنیادی از ماهیت واقعی «منابع مشترک» بنا شده است، و یک وضعیت بیقانون و هرج و مرج را با منبعی ساختاریافته و مدیریتشده توسط جامعه اشتباه میگیرد.[3]
شواهد نشان میدهد که خصوصیسازی ناجی اجتنابناپذیر منابع مشترک نیست. در عوض، بقای یک منبع کاملاً به کیفیت حکمرانی آن بستگی دارد. هنگامی که جوامع محلی برای وضع و اجرای قوانین خود توانمند میشوند، به طور مداوم در حفظ اکوسیستمهای پایدار، بهتر از بوروکراسیهای دولتی و مالکان خصوصی عمل میکنند.[5]
برای درک اینکه چرا این تراژدی یک افسانه است، باید به فرض اصلی هاردین نگاه کنیم. هاردین از خوانندگان خواست تا چراگاهی را تصور کنند که برای همه باز است، جایی که هر چوپان انگیزه دارد یک حیوان دیگر به گله خود اضافه کند. چوپان تمام سود حیوان اضافی را میبرد، در حالی که هزینه چرای بیش از حد بین همه تقسیم میشود.[4]
منطق هاردین روی کاغذ غیرقابل انکار به نظر میرسد. اما همانطور که محققان حقوقی و اقتصادی از آن زمان اشاره کردهاند، هاردین اصلاً در حال توصیف یک منبع مشترک نبود. او در حال توصیف یک «رژیم دسترسی آزاد» بود—وضعیتی که در آن مطلقاً هیچ قانون، مرز و ارتباطی بین افرادی که از منبع استفاده میکنند، وجود ندارد.[1]
در واقعیت، منابع مشترک تاریخی و مدرن به ندرت دارای دسترسی آزاد هستند. آنها «منابع عمومی مشترک» هستند که توسط قوانین پیچیده و مورد تأیید اجتماعی اداره میشوند. چوپانان در یک روستای واقعی حیوانات خود را در خلأ نمیچرانند؛ آنها با یکدیگر صحبت میکنند، متوجه میشوند که علف کم شده است و همسایگانی را که بیش از سهم خود برمیدارند، مجازات میکنند.[3]
کوبندهترین ضربه به روایت «فقط خصوصیسازی» از سوی الینور اوستروم وارد شد، دانشمند علوم سیاسی که شغل خود را صرف بازدید واقعی از این جوامع کرد، نه نظریهپردازی درباره آنها از پشت میز. اوستروم شیلات در مین، جنگلها در نپال و سیستمهای آبیاری در اسپانیا را مورد مطالعه قرار داد.[5]
یافتههای او اجماع اقتصادی را در هم شکست. اوستروم در صدها مطالعه موردی نشان داد که جوامع کاملاً قادرند بدون حقوق مالکیت خصوصی یا دستورات دولتی از بالا به پایین، از تراژدی منابع مشترک جلوگیری کنند. در سال ۲۰۰۹، این برچیدن تجربی نظریه هاردین، جایزه یادبود نوبل در علوم اقتصادی را برای او به ارمغان آورد.[5]
اوستروم در صدها مطالعه موردی نشان داد که جوامع کاملاً قادرند بدون حقوق مالکیت خصوصی یا دستورات دولتی از بالا به پایین، از تراژدی منابع مشترک جلوگیری کنند.
اوستروم فقط ثابت نکرد که منابع مشترک میتوانند کار کنند؛ او دقیقاً مشخص کرد که چگونه کار میکنند. او یافتههای خود را در هشت اصل طراحی اصلی خلاصه کرد که تقریباً در هر سیستم منبع مشترک موفق و طولانیمدت وجود دارند.[2]
این اصول شامل مرزهای مشخص (دانستن اینکه چه کسی مجاز به استفاده از منبع است و چه کسی مجاز نیست)، قوانینی که متناسب با شرایط محلی هستند، و سیستمهایی برای نظارت بر رفتار است. نکته حیاتی این است که افرادی که تحت تأثیر قوانین قرار میگیرند، باید کسانی باشند که بتوانند آنها را تغییر دهند.[2]
علاوه بر این، منابع مشترک موفق نیازمند مجازاتهای تدریجی هستند. اگر کسی قانونی را زیر پا بگذارد، اولین مجازات معمولاً یک هشدار اجتماعی یا جریمه کوچک است، نه اخراج فوری. این امر اعتماد ایجاد میکند و امکان اشتباهات صادقانه را فراهم میسازد، در حالی که از سوءاستفاده مزمن جلوگیری میکند.[2]
هنگامی که اصول اوستروم را به کار میبریم، نقصهای راهحل مالکیت خصوصی به وضوح آشکار میشوند. خصوصیسازی اغلب دانش محلی و سرمایه اجتماعی را که قبلاً از منبع محافظت میکرد، از بین میبرد.[1]
یک مالک خصوصی، که توسط حاشیههای سود سهماهه یا خواستههای سهامداران دوردست هدایت میشود، ممکن است در واقع انگیزه قویتری برای تخلیه سریع یک جنگل یا شیلات و سرمایهگذاری مجدد سرمایه در جای دیگر داشته باشد، تا مدیریت آن برای پایداری بلندمدت.[3]
چارچوب قانونی پیرامون خصوصیسازی نیز تمایل دارد که ماهیت بههمپیوسته اکوسیستمها را نادیده بگیرد. شما میتوانید دور یک چراگاه حصار بکشید، اما نمیتوانید به راحتی یک رودخانه جاری، ذخایر ماهی مهاجر یا جو زمین را خصوصی کنید. تلاش برای تحمیل حقوق مالکیت خصوصی بر این منابع اغلب درگیریهای بیشتری ایجاد میکند تا راهحل.[1]
امروزه، پیامدهای کار اوستروم بسیار فراتر از منابع طبیعی گسترش یافته است. محققان در حال به کارگیری هشت اصل طراحی او برای انواع کاملاً جدیدی از منابع مشترک هستند، از جمله فضاهای دیجیتال، نرمافزارهای متنباز و حتی سیستمهای مراقبتهای بهداشتی.[2]
به عنوان مثال، طرحهای مراقبتهای بهداشتی مبتنی بر جامعه در لسآنجلس از چارچوب اوستروم برای طراحی سیستمهای حمایتی بهتر برای شهروندانی که از حبس بازمیگردند، استفاده کردهاند. با در نظر گرفتن سلامت جامعه به عنوان یک منبع مشترک و مشارکت دادن شرکتکنندگان در فرآیند قانونگذاری، این برنامهها نتایج بهتری نسبت به مداخلات دولتی از بالا به پایین به دست میآورند.[2]
«درام منابع مشترک»، همانطور که امروزه گاهی اوقات نامیده میشود، یک تراژدی نابودی اجتنابناپذیر نیست، بلکه یک فرآیند مستمر و فعال مذاکره و قانونگذاری است. این امر نیازمند تلاش، ارتباط و اعتماد نهادی است.[4]
این حقیقت شفافی است که روایت خصوصیسازی آن را پنهان میکند: هیچ مکانیسم خودکاری—نه بازار آزاد و نه دولت—نمیتواند جایگزین کار سخت حکمرانی خوب شود. حقوق مالکیت تنها یک نوع قانون است و همیشه بهترین نوع نیست.[6]
در نهایت، درس ماندگار منابع مشترک، درسی سرشار از خوشبینی است. انسانها در چرخه بیامان خودتخریبی گرفتار نیستند. هنگامی که به جوامع اختیار داده میشود تا خود را اداره کنند و ابزارهایی برای اجرای توافقات خود داشته باشند، آنها بیش از حد توانایی دارند تا منابعی را که به آنها وابسته هستند، برای نسلها حفظ کنند.[6]
چرا مهم است
درک چگونگی حفظ واقعی منابع مشترک، تمرکز سیاستگذاری را از خصوصیسازی اجباری دور کرده و به سمت توانمندسازی جوامع محلی برای ایجاد سیستمهای خودگردان و انعطافپذیر برای همه چیز، از شیلات گرفته تا مراقبتهای بهداشتی، سوق میدهد.
منابع
[1]University of Colorado Law Reviewطرفداران بازار آزادThe Tragedy of the Commons and the Myth of a Private Property Solution
مطالعه در University of Colorado Law Review →
[2]PMCاقتصاددانان نهادگراApplying Elinor Ostrom's Design Principles to Guide Co-Design in Health(care) Improvement: A Case Study with Citizens Returning to the Community from Jail in Los Angeles County
مطالعه در PMC →
[3]CNRS Newsمدافعان منابع مشترکDebunking the Tragedy of the Commons
مطالعه در CNRS News →
[4]The Point Magazineمدافعان منابع مشترکThe Drama of the Commons
مطالعه در The Point Magazine →
[5]Books & ideasاقتصاددانان نهادگراElinor Ostrom: Fighting the Tragedy of the Commons
مطالعه در Books & ideas →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


