اخلاق مراقبت: چگونه یک صدای متفاوت، تسلط دو هزار ساله عدالت انتزاعی را به چالش کشید؟
اخلاق مراقبت با رد بیطرفی سرد و قوانین انتزاعی، استدلال میکند که تصمیمگیری اخلاقی باید بر پایه همدلی، روابط انسانی و پاسخگویی به افراد آسیبپذیر بنا شود.
به قلم سلین خسروشاهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- اخلاق مراقبت، رویکردی در فلسفه اخلاق است که به جای تمرکز بر قوانین انتزاعی و بیطرفانه، بر روابط بینفردی و همدلی تأکید میکند.
- این نظریه توسط کارول گیلیگان در سال ۱۹۸۲ به عنوان نقدی بر سوگیریهای مردانه در روانشناسی اخلاق سنتی مطرح شد.
- اخلاق مراقبت استدلال میکند که انسانها ذاتاً موجوداتی وابسته هستند و تصمیمات اخلاقی باید با توجه به زمینه خاص و نیازهای افراد گرفته شود.
برای بیش از ۲۰۰۰ سال، قطبنمای اخلاقی در فلسفه غرب با یک معیار واحد و سرد تنظیم میشد: عدالت انتزاعی. فیلسوفانی از ایمانوئل کانت گرفته تا جرمی بنتام، سیستمهایی را بنا کردند که از انسانها میخواستند به عنوان قاضیانی بیطرف و عاری از احساسات عمل کنند.[1][5]
در این چارچوبهای سنتی، عامل اخلاقی ایدهآل کسی است که نسبت به دلبستگیهای شخصی خود نابینا باشد. برای گرفتن یک تصمیم کاملاً اخلاقی، شما باید روابط، همدلی و زمینه خاص خود را کنار بگذارید و قوانین جهانی را به طور مساوی برای غریبهها و عزیزان خود اعمال کنید.[1]
اما در سال ۱۹۸۲، تغییر شگرفی رخ داد. کارول گیلیگان، روانشناس آمریکایی، کتاب «با صدایی متفاوت» را منتشر کرد که با فروش بیش از ۷۰۰ هزار نسخه به ۱۷ زبان ترجمه شد. او استدلال کرد که پیگیری بیوقفه عدالت انتزاعی، نیمی از تجربه اخلاقی بشر را نادیده گرفته است.[2][3]
پیدایش یک صدای متفاوت
کار پیشگامانه گیلیگان به عنوان نقدی بر استادش، لارنس کولبرگ، آغاز شد. کولبرگ مقیاسی ۶ مرحلهای برای رشد اخلاقی ایجاد کرده بود که به شکلی بحثبرانگیز نتیجه میگرفت پسران معمولاً به مراحل بالاتری از بلوغ اخلاقی نسبت به دختران دست مییابند.[2][5]
مقیاس کولبرگ، بلوغ اخلاقی را با توانایی اعمال اصول انتزاعی و جهانی حقوق و عدالت برابر میدانست. از آنجا که دختران در مطالعات او اغلب بر روابط و جزئیات خاص یک موقعیت تمرکز میکردند، در این معیار خشک و انعطافناپذیر نمرات پایینتری میگرفتند.[2]
گیلیگان استدلال کرد که این زنان از نظر اخلاقی دچار نقص نیستند؛ بلکه آنها با «صدایی متفاوت» صحبت میکنند. او پیشنهاد کرد که در کنار «اخلاق عدالت»، چارچوب دیگری به نام «اخلاق مراقبت» وجود دارد که ریشه در پاسخگویی و ارتباطات بینفردی دارد.[1][3]
این دیدگاه جدید نشان داد که مشکلات اخلاقی همیشه معادلات ریاضیِ حقوقِ در حال رقابت نیستند. در عوض، آنها اغلب شبکههای پیچیدهای از روابط هستند که در آنها پرسش مرکزی از «چه چیزی عادلانه است؟» به «چه کسی تحت تأثیر قرار میگیرد و چگونه میتوانیم پاسخ دهیم؟» تغییر میکند.[2][4]
تقابل مراقبت و عدالت انتزاعی
برای درک اینکه اخلاق مراقبت تا چه حد از سنت فاصله میگیرد، باید به نظریههای غالب قرن ۱۸ و ۱۹ نگاه کرد. وظیفهگرایی و فایدهگرایی، هر دو ایجاب میکنند که تصمیمگیرنده اخلاقی کاملاً بیطرف و به دور از احساسات باشد.[1][4]
به عنوان مثال، اخلاق کانتی اصرار دارد که یک عمل تنها در صورتی اخلاقی است که بتواند به یک قانون جهانی و خالی از احساسات شخصی تبدیل شود. فایدهگرایی نیز از ما میخواهد بیشترین خیر را برای بیشترین افراد محاسبه کنیم و هر فرد را به عنوان یک واحد برابر در نظر بگیریم.[4]
اخلاق مراقبت این دوگانگی میان عقل و احساس را به چالش میکشد. این رویکرد از احساساتی مانند شفقت، همدلی و حساسیت دفاع میکند و آنها را نه حواسپرتیهای غیرمنطقی، بلکه ابزارهایی ضروری برای پیمایش در چشماندازهای پیچیده اخلاقی و هدایت تصمیمات درست میداند.[1][3]
مرکز اخلاق استرالیا در تحلیل خود مینویسد: «به جای درخواست از تصمیمگیرنده اخلاقی برای بیطرف بودن، عامل اخلاقیِ مراقب در نظر میگیرد که وظیفه او ممکن است در قبال کسانی که پیوندهای خاصی با آنها دارد، بیشتر باشد.»[4]
این بدان معناست که ترجیح دادن یک کودک آسیبپذیر یا یک والد سالخورده بر یک غریبه، نشاندهنده شکست در بیطرفی اخلاقی نیست. در اخلاق مراقبت، شناخت و پاسخگویی به این وابستگیها، هسته اصلی و بنیادین رفتار اخلاقی محسوب میشود.[1][2]
وابستگی متقابل به جای استقلال
نظریههای سنتی عدالت اغلب انسانها را به عنوان بزرگسالانی کاملاً مستقل و خودمختار تصور میکنند که وارد قراردادهای اجتماعی میشوند. اخلاق مراقبت استدلال میکند که این یک توهم عمیق است که واقعیت شرایط انسانی را نادیده میگیرد.[1][5]
هر انسانی زندگی خود را کاملاً وابسته به مراقبت دیگران آغاز میکند و بیشتر افراد زندگی خود را در وضعیت مشابهی از آسیبپذیری به پایان خواهند رساند. اخلاق مراقبت این وابستگی متقابلِ گریزناپذیر را در مرکز فلسفه خود قرار میدهد.[3][5]
با پذیرش این موضوع، تمرکز از محافظت از حقوق فردی به حفظ روابط تغییر میکند. گیلیگان در مصاحبهای در سال ۲۰۱۱ توضیح داد: «اخلاق مراقبت از این پیشفرض آغاز میشود که ما به عنوان انسان ذاتاً موجوداتی رابطهای هستیم و شرایط انسانی، شرایطی از وابستگی متقابل است.»[2][6]
این رویکرد زمینهمحور به این معناست که به ندرت پاسخهای یکسانی برای همه موقعیتها وجود دارد. جزئیات موقعیتی، مانند نیازهای خاص، تاریخچه و آسیبپذیریهای افراد درگیر، تعیین میکنند که چگونه باید از منافع محافظت کرد و رفاه را ارتقا داد.[1][4]
گسترش فراتر از مرزهای جنسیتی
اگرچه اخلاق مراقبت به عنوان یک نقد فمینیستی بر روانشناسی مردسالارانه آغاز شد، اما بسیار فراتر از فرمولبندیهای اولیه خود تکامل یافته است. امروزه این رویکرد به عنوان یک نظریه هنجاری قوی شناخته میشود که در طیف وسیعی از تلاشهای انسانی کاربرد دارد.[2][3]
در ۳ دهه گذشته، فیلسوفانی مانند نل نادینگز، جوآن ترونتو و ویرجینیا هلد، این چارچوب را به زمینههایی مانند اخلاق پزشکی، آموزش و علوم سیاسی گسترش دادهاند. آنها استدلال میکنند که مراقبت صرفاً یک فضیلت خصوصی و خانگی نیست، بلکه یک ضرورت عمومی و اجتماعی است.[1][2]
به عنوان مثال، در مراقبتهای بهداشتی، اخلاق مراقبت به یک وزنه تعادل حیاتی در برابر پروتکلهای خشک بالینی تبدیل شده است. این رویکرد به متخصصان پزشکی یادآوری میکند که درمان یک بیمار فراتر از درمان یک بیماری است و نیازمند تعامل همدلانه با یک انسان آسیبپذیر است.[1][5]
حتی در روابط بینالملل و محیطزیستگرایی نیز اخلاق مراقبت دریچه جدیدی ارائه میدهد. این رویکرد از سیاستگذاران میخواهد تا شبکه جهانی وابستگی متقابل را در نظر بگیرند و خواستار پاسخی به تغییرات اقلیمی بر اساس آسیبپذیری مشترک ما و مسئولیت در قبال نسلهای آینده است.[2][5]
چالشها و انتقادات پیشرو
با وجود تأثیر عمیق، اخلاق مراقبت با انتقادات قابلتوجهی از سوی فیلسوفان سنتی و برخی پژوهشگران فمینیست مواجه شده است. یکی از نگرانیهای اصلی، خطر کوتهبینی اخلاقی است؛ یعنی تمایل به مراقبت تنها از کسانی که در دایره نزدیک ما قرار دارند.[1][4]
منتقدان استدلال میکنند که بدون استانداردهای جهانی ارائهشده توسط اخلاق عدالت، اخلاق مراقبت ممکن است در محافظت از حقوق غریبههای دور یا گروههای حاشیهنشینِ خارج از شبکه روابط ما، با شکست مواجه شود.[1][5]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- ما با تقاطع دادن اصول اخلاق مراقبت با چارچوبهای سنتی عدالت، یک تحلیل تطبیقی ساختاری انجام دادیم تا نقطه دقیق گسست این دو نظریه را استخراج کنیم.
- یافته
- نقطه گسست بنیادین این دو رویکرد در تعریف «انسان ایدهآل» است: اخلاق سنتی انسان را موجودی کاملاً مستقل و خودکفا فرض میکند، در حالی که اخلاق مراقبت، آسیبپذیری و وابستگی را وضعیت پیشفرض و دائمی بشر میداند.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- معیار بیطرفی در اخلاق سنتی: الزام به حذف کامل احساسات و روابط شخصی — Internet Encyclopedia of Philosophy
- معیار پاسخگویی در اخلاق مراقبت: الزام به اولویتدهی بر اساس میزان آسیبپذیری — Wikipedia
- محدودیتهای این تحلیل
- این مقایسه تحلیلی بر متون نظری متمرکز است و نحوه اجرای همزمان این دو رویکرد در سیستمهای حقوقی پیچیده را اندازهگیری نمیکند.
اصطلاحات کلیدی
- اخلاق مراقبت (Ethics of Care)
- نظریهای در اخلاق هنجاری که محور کنش اخلاقی را روابط بینفردی، همدلی و پاسخگویی به نیازهای دیگران میداند.
- وظیفهگرایی (Deontology)
- یک رویکرد اخلاقی سنتی که بر پیروی از قوانین و وظایف جهانی تأکید دارد، صرفنظر از پیامدها یا احساسات شخصی.
- فایدهگرایی (Utilitarianism)
- نظریهای که عمل اخلاقی را عملی میداند که بیشترین میزان خیر و خوشبختی را برای بیشترین تعداد افراد به همراه داشته باشد.
- وابستگی متقابل (Interdependence)
- مفهومی کلیدی در اخلاق مراقبت که بیان میکند انسانها در طول زندگی خود همواره به یکدیگر نیاز دارند و کاملاً مستقل نیستند.
پرسشهای متداول
آیا اخلاق مراقبت فقط مخصوص زنان است؟
خیر. اگرچه این نظریه در ابتدا به عنوان یک نقد فمینیستی مطرح شد، اما امروزه به عنوان یک چارچوب اخلاقی جامع برای همه انسانها در زمینههایی مانند پزشکی، آموزش و سیاست استفاده میشود.
تفاوت اصلی اخلاق مراقبت با اخلاق کانتی چیست؟
اخلاق کانتی بر پیروی از قوانین جهانی و بیطرفی کامل تأکید دارد، در حالی که اخلاق مراقبت بر اهمیت زمینه خاص، روابط شخصی و استفاده از احساساتی مانند همدلی در تصمیمگیری تمرکز میکند.
آیا اخلاق مراقبت مفهوم عدالت را کاملاً رد میکند؟
بیشتر نظریهپردازان معاصر اخلاق مراقبت، عدالت را رد نمیکنند، بلکه معتقدند عدالت به تنهایی کافی نیست و باید با درک عمیقتری از روابط انسانی و نیازهای خاص افراد تکمیل شود.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدافعان اخلاق مراقبت
تأکید بر اهمیت روابط انسانی و همدلی به عنوان پایه و اساس تصمیمگیری اخلاقی.
این گروه، شامل فیلسوفان فمینیست مانند کارول گیلیگان و نل نادینگز، استدلال میکنند که نظریههای سنتی اخلاق بیش از حد بر استقلال فردی و قوانین انتزاعی تمرکز کردهاند. آنها معتقدند که انسانها ذاتاً موجوداتی وابستهاند و اخلاق واقعی باید بر اساس نحوه پاسخگویی ما به نیازهای دیگران و حفظ شبکههای ارتباطی بنا شود. از دیدگاه آنها، احساساتی مانند شفقت و همدلی نه تنها مانع تفکر منطقی نیستند، بلکه برای درک کامل یک موقعیت اخلاقی ضروریاند.
حامیان اخلاق عدالتمحور
تأکید بر لزوم بیطرفی، قوانین جهانی و حقوق فردی برای جلوگیری از تبعیض.
پیروان مکاتب سنتی مانند وظیفهگرایی کانتی، نگرانند که تکیه بیش از حد بر احساسات و روابط شخصی منجر به بیعدالتی و جانبداری شود. آنها استدلال میکنند که بدون اصول انتزاعی و قوانین جهانی، ممکن است حقوق افراد غریبه یا کسانی که در دایره ارتباطات نزدیک ما نیستند، نادیده گرفته شود. از نظر این گروه، یک سیستم اخلاقی کارآمد باید بتواند استانداردهایی را ارائه دهد که بدون توجه به احساسات شخصی، برای همه انسانها به طور یکسان اعمال شود.
رویکرد تلفیقی و مکمل
تلاش برای ترکیب نقاط قوت هر دو رویکرد مراقبت و عدالت برای ایجاد یک سیستم اخلاقی جامع.
بسیاری از فیلسوفان معاصر معتقدند که اخلاق مراقبت و اخلاق عدالت نباید به عنوان دو نیروی متضاد دیده شوند. این گروه استدلال میکند که در حوزه عمومی و قانونگذاری، ما به اصول بیطرفانه عدالت نیاز داریم، اما در اجرای این قوانین و در تعاملات روزمره، اخلاق مراقبت ضروری است. آنها پیشنهاد میکنند که یک چارچوب اخلاقی کامل باید بتواند حقوق فردی را با درک عمیق از وابستگی متقابل انسانها ترکیب کند.
- نظریهپردازان اخلاق مراقبت
- بر این باورند که اخلاق باید بر اساس روابط انسانی، وابستگی متقابل و پاسخگویی به نیازها بنا شود.
- مدافعان اخلاق سنتی و عدالتمحور
- تأکید میکنند که اصول جهانی و بیطرفی برای جلوگیری از تبعیض و حفظ حقوق همه افراد ضروری است.
- حامیان رویکرد تلفیقی
- معتقدند که یک سیستم اخلاقی کامل به هر دو عنصر عدالت بیطرفانه و مراقبت همدلانه نیاز دارد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- دیدگاههای اخلاقی غیرغربی مانند کنفوسیوسگرایی یا اوبونتو که پیش از این به مفاهیم مشابهی پرداختهاند.
- تأثیر اخلاق مراقبت بر سیاستگذاریهای کلان اقتصادی و سیستمهای رفاه اجتماعی.
منابع
[1]Internet Encyclopedia of Philosophyنظریهپردازان اخلاق مراقبتCare Ethics
مطالعه در Internet Encyclopedia of Philosophy →
[2]Wikipediaنظریهپردازان اخلاق مراقبتEthics of care
مطالعه در Wikipedia →
[3]Wikipedia Persianنظریهپردازان اخلاق مراقبتاخلاق مراقبت
مطالعه در Wikipedia Persian →
[4]The Ethics Centreحامیان رویکرد تلفیقیEthics explainer: Ethics of care
مطالعه در The Ethics Centre →
[5]Encyclopedia Britannicaمدافعان اخلاق سنتی و عدالتمحورEthics of care | feminist philosophical perspective
مطالعه در Encyclopedia Britannica →
[6]تیم سردبیری کوهستانحامیان رویکرد تلفیقیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →اخلاق پزشکی
معمای مرگ و زندگی در تریاژ بحران: کشمکش فایدهگرایی و عدالتخواهی بر سر آخرین دستگاه تنفس مصنوعی
10 منبع
حقوق پناهندگی
هشدار کارشناسان سازمان ملل: اخراج پناهجویان از آمریکا به ۳۵ کشور ثالث «آبشاری از نقض حقوق بشر» به راه انداخته است
6 منبع
حقوق بشر
نسرین ستوده برنده جایزه حقوق بشر «واتسلاو هاول» شورای اروپا شد
5 منبع
اخلاق فضیلتگرا
نقطه میانی افراط و تفریط: چگونه «حد وسط طلایی» ارسطو فضیلت را تعریف میکند
8 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





