مکانیسمهای اصلی اخلاق وظیفهگرا، پیامدگرا و فضیلتگرا: مقایسه سه چارچوب اصلی اخلاقی
بررسی عمیق سه چارچوب بنیادی فلسفه اخلاق، با کاوش در نحوه ارزیابی اعمال انسانی از طریق قوانین، نتایج و منش (شخصیت).
به قلم یاسر شاهرخی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اخلاقگرایان مبتنی بر قانون
- استدلال میکنند که اخلاق با پایبندی به وظایف و قوانین جهانی، صرف نظر از نتیجه، تعریف میشود.
- حداکثرکنندگان نتیجه
- معتقدند که عمل درست، عملی است که بیشترین خیر یا فایده کلی را تولید کند.
- اخلاقگرایان مبتنی بر منش
- به جای اعمال یا قوانین مجزا، بر پرورش فضایل اخلاقی و خرد عملی تمرکز میکنند.
- عملگرایان کاربردی
- طرفدار ترکیب چارچوبها برای حل چالشهای سازمانی و شرکتی در دنیای واقعی هستند.
کنار یک خط آهن ایستادهاید. یک واگن قطار از کنترل خارج شده و با سرعت به سمت پنج کارگری میآید که به ریل بسته شدهاند. شما میتوانید اهرمی را بکشید تا قطار به یک مسیر فرعی منحرف شود که در آنجا فقط یک نفر بسته شده است. آیا اهرم را میکشید؟ این فقط یک آزمایش فکری هولناک نیست؛ بلکه خط گسلی است که فلسفه اخلاق مدرن بر آن بنا شده و شکافهای عمیقی را در نحوه محاسبه درست و غلط توسط انسانها آشکار میکند.[3]
تنش موجود در قلب معضل تراموا – و تقریباً هر اختلاف نظر هیئت مدیره، رسوایی سیاسی یا معضل شخصی – یک اختلاف نظر اساسی بر سر این است که چه چیزی یک عمل را «خوب» میسازد. ما به طور غریزی میخواهیم آن پنج نفر را نجات دهیم، اما همچنین به طور غریزی از ایده فعالانه باعث مرگ کسی شدن، دوری میکنیم. حل این تنش مستلزم نگاهی به زیر پوست فرآیند تصمیمگیری خودمان است.
قرنهاست که فلاسفه درباره مکانیسمهای اخلاق بحث کردهاند و در نهایت حول سه چارچوب اصلی گرد آمدهاند: اخلاق وظیفهگرا (Deontology)، اخلاق پیامدگرا (Consequentialism)، و اخلاق فضیلتگرا (Virtue Ethics). این چارچوبها را مانند لنزهای مختلف یک دوربین در نظر بگیرید. همه آنها دقیقاً به یک صحنه نگاه میکنند – رفتار انسانی – اما بر عناصر کاملاً متفاوتی از تصویر تمرکز دارند: قوانین، نتایج، یا منش فردی که عمل میکند.[1][2]
اخلاق وظیفهگرا قلمرو پیروان قانون است. این واژه از کلمه یونانی «دئون» (deon) به معنای وظیفه گرفته شده است و این چارچوب اصرار دارد که اخلاق عبارت است از پایبندی به قوانین جهانی، صرف نظر از پیامدها. خود عمل مهم است، نه نتایجی که به بار میآورد.[2]
قهرمان سنگینوزن اخلاق وظیفهگرا، فیلسوف قرن هجدهم، ایمانوئل کانت است. کانت دقیقاً آدم شوخطبعی نبود و فلسفه اخلاقی او بازتابدهنده دیدگاهی سخت و سازشناپذیر نسبت به جهان است. او از «امر مطلق» (Categorical Imperative) دفاع میکرد – این ایده که شما فقط باید بر اساس قاعدهای عمل کنید که میخواهید همه افراد دیگر در جهان همیشه از آن پیروی کنند.[2]
تحت اخلاق وظیفهگرای سختگیرانه، دروغ گفتن همیشه اشتباه است. حتی اگر برای نجات جان کسی دروغ بگویید، عمل دروغگویی یک وظیفه اخلاقی جهانی را نقض میکند. در معضل تراموا، شما اهرم را نمیکشید، زیرا مشارکت فعال در مرگ آن یک نفر، قانون اساسی علیه کشتن را نقض میکند، حتی اگر عدم اقدام منجر به نتیجه کلی بدتری شود.[2]
اخلاق پیامدگرا این دیدگاه را کاملاً وارونه میکند. همانطور که از نامش پیداست، این چارچوب فقط به نتایج اهمیت میدهد. هدف نه تنها وسیله را توجیه میکند، بلکه هدف تنها چیزی است که در محاسبات اخلاقی اهمیت دارد.
مشهورترین نوع اخلاق پیامدگرا، «فایدهگرایی» (Utilitarianism) است که جرمی بنتام و جان استوارت میل از آن حمایت کردند. معیار آنها به طرز بیرحمانهای ساده بود: عمل درست، عملی است که بیشترین میزان خیر (یا «فایده») را برای بیشترین تعداد افراد تولید کند.[3]
مشهورترین نوع اخلاق پیامدگرا، «فایدهگرایی» (Utilitarianism) است که جرمی بنتام و جان استوارت میل از آن حمایت کردند.
اگر اخلاق وظیفهگرا یک قاضی باشد که قانون را به شدت اجرا میکند، اخلاق پیامدگرا یک حسابدار است که ترازنامه را متعادل میکند. کشیدن اهرم در معضل تراموا برای یک پیامدگرای سختگیر، نیازی به فکر کردن ندارد: یک مرگ از نظر ریاضی بهتر از پنج مرگ است. ریاضیات، اخلاق را دیکته میکند.
اما اگر این محاسبات ریاضی وحشتناک شوند، چه اتفاقی میافتد؟ اگر برداشت اعضای بدن یک بیمار سالم بتواند جان پنج بیمار در حال مرگ را نجات دهد، پیامدگرایی محض در توضیح اینکه چرا نباید این کار را انجام دهیم، دچار مشکل میشود. اینجاست که چارچوب سوم وارد عمل میشود و الگوی کاملاً متفاوتی را ارائه میدهد.[1][3]
اخلاق فضیلتگرا قدیمیترین این سه چارچوب است که ریشههای آن به ارسطو و فلسفه یونان باستان بازمیگردد. اخلاق فضیلتگرا به جای پرسیدن «چه کاری باید انجام دهم؟»، میپرسد: «باید چه نوع آدمی باشم؟» این چارچوب تمرکز را از اعمال مجزا دور کرده و به سمت منش کلی فرد میبرد.[1][3]
از نظر ارسطو، هدف زندگی انسان «اودایمونیا» (Eudaimonia) بود – که اغلب به «خوشبختی» ترجمه میشود، اما بهتر است آن را به عنوان «شکوفایی انسانی» درک کنیم. شما با پرورش صفات شخصیتی فضیلتمند، مانند شجاعت، اعتدال و عدالت، از طریق عادت و تمرین به این هدف دست مییابید.[1]
فضیلت یک قانون نیست که از آن پیروی کنید؛ بلکه عضلهای است که آن را میسازید. یک فرد بافضیلت نیازی به کتاب قانون ندارد تا به او بگوید دروغ نگوید، و همچنین نیازی به محاسبه فایده راستگویی ندارد. آنها حقیقت را میگویند زیرا خود را به راستگو بودن عادت دادهاند. آنها دارای «فرونسیس» (Phronesis) یا خرد عملی هستند که به آنها اجازه میدهد در موقعیتهای پیچیدهای که قوانین و محاسبات شکست میخورند، مسیر درست را پیدا کنند.[1]
این چارچوبها صرفاً بقایای آکادمیک نیستند؛ آنها معماری نامرئی جامعه مدرن هستند. دنیای مسئولیت اجتماعی شرکتها (CSR) و ریسک سازمانی را در نظر بگیرید، جایی که این فلسفهها روزانه در دنیای واقعی با هم درگیر میشوند.[4]
هنگامی که یک مؤسسه مالی خرد در یک کشور در حال توسعه با نظارت قانونی ضعیف – یک «خلأ سازمانی» – فعالیت میکند، اتکای صرف به پیامدگرایی (به حداکثر رساندن سود یا حتی به حداکثر رساندن حجم وام) اغلب منجر به وامدهی غارتگرانه و فروپاشی سیستمی میشود.[4]
محققان دریافتهاند که کاهش این ریسکهای سیستمی نیازمند ترکیبی ساختاری از دو چارچوب دیگر است. آییننامههای وظیفهگرایانه (Deontological) مرزهای سختگیرانه لازم را فراهم میکنند که از استثمار جلوگیری میکند، در حالی که اخلاق فضیلتگرا تضمین میکند که مسئولان وام، خرد عملی لازم را برای رفتار منصفانه با مشتریان آسیبپذیر، زمانی که قوانین کافی نیستند، توسعه دهند.[4][5]
در نهایت، اکثر ما ترکیبی از اخلاقیات مختلف هستیم. ما هنگام رأی دادن در مورد سیاستهای عمومی از پیامدگرایی استفاده میکنیم، هنگام دفاع از حقوق بشر از وظیفهگرایی، و هنگام تربیت فرزندان یا ارزیابی دوستانمان از اخلاق فضیلتگرا بهره میبریم.[3][5]
درک مکانیسمهای هر سه چارچوب لزوماً حل معضل تراموا را آسانتر نمیکند. اما بالاخره توضیح میدهد که چرا ما بر سر کشیدن اهرم عرق میریزیم، و واژگان لازم را به ما میدهد تا دقیقاً بفهمیم هنگام انتخاب، چه چیزی را قربانی میکنیم.[5]
چرا مهم است
درک این چارچوبها صرفاً برای قبولی در کلاس فلسفه نیست؛ بلکه روشن میکند که چگونه تصمیمات روزمره میگیریم، از سیاستهای سازمانی گرفته تا معضلات شخصی، و چرا اغلب بر سر اینکه «انتخاب درست» چیست، اختلاف نظر داریم.
نکات کلیدی
- اخلاق وظیفهگرا، اخلاق را بر اساس پایبندی به قوانین و وظایف جهانی ارزیابی میکند.
- اخلاق پیامدگرا اعمال را صرفاً بر اساس نتایج آنها قضاوت میکند و هدفش به حداکثر رساندن خیر کلی است.
- اخلاق فضیلتگرا به جای پیروی از قوانین، بر پرورش منش اخلاقی و خرد عملی تمرکز دارد.
- اخلاق سازمانی و شرکتی مدرن به طور فزایندهای برای کاهش ریسک سیستمی، به ترکیبی از هر سه چارچوب متکی است.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه وظیفهگرایانه
اخلاق موضوعی است که به پایبندی سختگیرانه به وظایف جهانی مربوط میشود.
وظیفهگرایان استدلال میکنند که اخلاق باید مبتنی بر قواعد مطلقی باشد که صرف نظر از موقعیت، به طور جهانی اعمال میشوند. اگر عملی اشتباه است – مانند دروغ گفتن یا دزدی – همیشه اشتباه است، حتی اگر انجام آن در یک مورد خاص نتیجه بهتری به همراه داشته باشد. این چارچوب مرزهای واضح و بدون ابهامی را برای رفتار انسانی فراهم میکند و تضمین میکند که حقوق اساسی هرگز فدای «خیر بزرگتر» نشوند.
دیدگاه پیامدگرایانه
اخلاق کاملاً توسط نتایج یک عمل تعیین میشود.
پیامدگرایان ایده قوانین مطلق را رد میکنند و استدلال میکنند که ارزش اخلاقی یک عمل صرفاً در نتیجه آن یافت میشود. اگر زیر پا گذاشتن یک قانون منجر به کاهش قابل توجه رنج یا شادی کلی بیشتر شود، زیر پا گذاشتن قانون نه تنها قابل قبول است، بلکه از نظر اخلاقی ضروری است. این رویکرد عملگرایانه در سیاستهای عمومی، اقتصاد و تریاژ مراقبتهای بهداشتی، جایی که رهبران باید دائماً مضرات رقابتی را بسنجند، بسیار تأثیرگذار است.
دیدگاه اخلاق فضیلت
اخلاق در مورد توسعه صفات شخصیتی لازم برای شکوفایی انسانی است.
اخلاقگرایان فضیلتگرا استدلال میکنند که هم قوانین و هم محاسبات نتیجه برای هدایت پیچیدگیهای زندگی واقعی ناکافی هستند. در عوض، آنها بر آموزش اخلاقی و عادتسازی تمرکز میکنند. با تمرین فضائلی مانند شجاعت، صداقت و شفقت، افراد «خرد عملی» را توسعه میدهند – توانایی شهودی برای دانستن اینکه کار درست در هر موقعیت معین چیست، بدون نیاز به مشورت با کتاب قانون یا ماشین حساب.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا انسانها از نظر روانی قادر به پایبندی سختگیرانه به تنها یک چارچوب هستند یا خیر.
- سیستمهای هوش مصنوعی چگونه باید برنامهریزی شوند تا تضادهای بین این سه چارچوب را مدیریت کنند.
منابع
[1]Stanford Encyclopedia of Philosophyاخلاقگرایان مبتنی بر منشVirtue Ethics
مطالعه در Stanford Encyclopedia of Philosophy →
[2]Stanford Encyclopedia of Philosophyاخلاقگرایان مبتنی بر منشDeontological Ethics
مطالعه در Stanford Encyclopedia of Philosophy →
[3]Internet Encyclopedia of Philosophyحداکثرکنندگان نتیجهModern Morality and Ancient Ethics
مطالعه در Internet Encyclopedia of Philosophy →
[4]DigitalCommons@UNOعملگرایان کاربردیComparing Virtue, Consequentialist, and Deontological Ethics-Based Corporate Social Responsibility: Mitigating Microfinance Risk in Institutional Voids
مطالعه در DigitalCommons@UNO →
[5]تیم سردبیری کوهستانعملگرایان کاربردیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
