رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانحقوق دریاییپیمان مونترو· 9 دقیقه مطالعه· در جهان

چرا پیمان مونترو ناوهای هواپیمابر را از تنگه‌های ترکیه محروم کرد؟

پیمان ۱۹۳۶ مونترو عبور از تنگه‌های بسفر و داردانل را با محدودیت‌های سفت‌وسخت وزنی و رده‌بندی دقیق شناورها تنظیم می‌کند. از آنجا که پیوست دوم این پیمان، ناوهای هواپیمابر را از رده «کشتی‌های جنگی اصلی» مستثنی کرده، ناوهای هواپیمابر مدرن قانوناً از تردد در تنگه‌های ترکیه منع شده‌اند و همین امر توازن شکننده در دریای سیاه را حفظ کرده است.

به قلم مریم علوی

به‌طور خلاصه

  • پیمان ۱۹۳۶ مونترو سقف وزنی هر شناور جنگی متعلق به کشورهای غیر هم‌کرانه دریای سیاه را ۱۵ هزار تن تعیین کرده که ورود ابرناوهای هواپیمابر امروزی به تنگه‌ها را ناممکن می‌سازد.
  • پیوست دوم معاهده صراحتاً ناوهای هواپیمابر را از استثنای «کشتی‌های جنگی اصلی» مستثنی کرده؛ استثنایی که صرفاً به کشورهای حاشیه دریای سیاه حق عبور ناوهای بزرگ را می‌دهد.
  • اتحاد جماهیر شوروی این مانع حقوقی را با استقرار موشک‌های تهاجمی کروز بر ناوهای خود و نام‌گذاری آن‌ها به عنوان «رزم‌ناو هواپیمابر» دور زد.

تنگه‌های بسفر و داردانل تنها گذرگاه آبی پیونددهنده دریای مدیترانه به دریای سیاه‌اند و شاهراهی حیاتی برای تجارت جهانی به‌شمار می‌روند. مهار این گلوگاه راهبردی برای سده‌ها ژئوپلیتیک اوراسیا را دگرگون ساخته و آتش درگیری‌ها میان امپراتوری‌های روسیه و عثمانی را شعله‌ور کرده است. امروزه، گذر از این آبراه‌ها تماماً بر پایه سندی منفرد تنظیم می‌شود که نزدیک به یک قرن پیش در سوئیس امضا شد.[5]

پیش از سال ۱۹۳۶، این تنگه‌ها غیرنظامی بودند و طبق معاهده ۱۹۲۳ لوزان توسط کمیسیونی بین‌المللی اداره می‌شدند. با افزایش تنش‌های جهانی در دهه ۱۹۳۰، دولت ترکیه با این استدلال که برای تأمین دفاع ملی خود نیازمند استقرار نیروهای نظامی در این منطقه است، زمینه بازنگری را فراهم کرد. مذاکرات حاصل، چارچوبی پدید آورد که حاکمیت ملی ترکیه را با دغدغه‌های امنیتی اتحاد جماهیر شوروی هماهنگ ساخت.[5]

پیمان ۱۹۳۶ مونترو درباره رژیم تنگه‌ها، مهار نظامی آبراه‌ها را به ترکیه بازگرداند و هم‌زمان چارچوب حقوقی سفت‌وسختی را برای تردد نیروهای دریایی پایه‌ریزی کرد. این پیمان آزادی کامل عبور کشتی‌های تجاری غیرنظامی در زمان صلح را تضمین می‌کند، اما محدودیت‌های شدیدی بر شمار، نوع و وزن ناوهای جنگی مجاز برای ورود به دریای سیاه وضع کرده است.[1][5]

هدف از این تدابیر، جلوگیری از هرگونه تقویت ناگهانی نیروی دریایی است که بتواند ثبات منطقه را به خطر اندازد. این کنوانسیون تفاوت آشکاری میان کشورهای هم‌کرانه دریای سیاه نظیر روسیه و ترکیه، و کشورهای خارج از این حوزه قائل است. برای قدرت‌های غیر هم‌کرانه، مجموع تناژ ناوهای جنگی حاضر در دریای سیاه در هر زمان معین حداکثر ۴۵ هزار تن تعیین شده است.[3]

افزون بر این، وزن هیچ شناور منفرد متعلق به کشورهای غیر هم‌کرانه نباید از ۱۵ هزار تن فراتر رود و این ناوها مجاز نیستند بیش از بیست‌ویک روز در دریای سیاه بمانند. پیمان مونترو همچنین پروتکل‌های سخت‌گیرانه‌ای برای اعلام قبلی در نظر گرفته است: کشورهای غیر هم‌کرانه باید ۱۵ روز پیش از عبور برنامه‌ریزی‌شده، مقامات ترکیه را آگاه سازند، در حالی که برای کشورهای حاشیه این دریا اعلام مهلت ۸ روزه کفایت می‌کند.[3]

دیپلمات‌های ارشد در سال ۱۹۳۶ در سوئیس گرد هم آمدند تا با امضای پیمان مونترو، حاکمیت دفاعی ترکیه بر تنگه‌ها را احیا کنند.

استثنای کشتی‌های جنگی اصلی

برای همراهی با اتحاد جماهیر شوروی، پیمان مونترو معافیتی ویژه برای ناوگان‌های عمده کشورهای حاشیه دریای سیاه گنجاند. ماده ۱۱ به این کشورها اجازه می‌دهد «کشتی‌های جنگی اصلی» خود را با هر میزان تناژ از تنگه‌ها عبور دهند؛ مشروط بر آنکه به‌صورت تک‌فروندی تردد کنند و اسکورت آن‌ها حداکثر از دو ناوشکن فراتر نرود.[1][3]

این معافیت، تنها سازوکار حقوقی است که تردد ناوهای جنگی سنگین‌تر از ۱۵ هزار تن را از تنگه بسفر ممکن می‌سازد. دهه‌ها نیروی دریایی شوروی با بهره‌گیری از همین بند، سنگین‌ترین شناورهای رزمی سطحی خود را میان کارخانه‌های کشتی‌سازی دریای سیاه و اقیانوس‌های آزاد جابه‌جا می‌کرد. با این حال، تدوین‌کنندگان پیمان برای جلوگیری از سوءاستفاده، دایره شمول این امتیاز را بسیار دقیق تعریف کردند.[1]

پیوست دوم کنوانسیون، تعاریف فنی هر یک از دسته‌بندی‌های شناورهای جنگی را ارائه می‌دهد. این پیوست «کشتی‌های جنگی اصلی» را عمدتاً بر پایه تناژ جابه‌جایی و کالیبر توپ‌های اصلی تعریف می‌کند. نکته حیاتی آنکه پیوست یادشده صراحتاً ناوهای هواپیمابر را از رده کشتی‌های جنگی اصلی کنار می‌گذارد و آن‌ها را در دسته‌بندی مستقل با قواعد عملیاتی جداگانه قرار می‌دهد.[1]

پیوست مذکور وضعیت زیردریایی‌ها را نیز مشخص می‌کند که اصولاً برای پیشگیری از عملیات پنهانی، از تردد در تنگه‌ها منع شده‌اند. کشورهای هم‌کرانه دریای سیاه تنها با یک استثنای محدود روبه‌رو هستند: عبور زیردریایی فقط در صورتی مجاز است که در خارج از دریای سیاه ساخته یا خریداری شده باشد، یا نیازمند تعمیرات بیرونی باشد. حتی در این حالت نیز زیردریایی‌ها موظف‌اند در روز و در سطح آب حرکت کنند.[1]

تعریف دقیق ناو هواپیمابر

بر پایه متن رسمی پیمان، پیوست دوم ناو هواپیمابر را این‌گونه تعریف می‌کند: «یک شناور سطحی جنگی، با هر وزنی، که اساساً به منظور حمل و به‌کارگیری هواگرد در دریا طراحی یا تغییر کاربری داده شده باشد». در ادامه تصریح شده است که افزودن باند فرود به تنهایی یک ناو را به ناو هواپیمابر تبدیل نمی‌کند، بلکه کاربری اولیه و محوری شناور باید عملیات هوانوردی باشد.[1]

به دلیل محرومیت ناوهای هواپیمابر از رده «کشتی‌های جنگی اصلی»، این شناورها نمی‌توانند از معافیت ماده ۱۱ استفاده کنند. بدین ترتیب، کشورهای هم‌کرانه هیچ حق ویژه‌ای برای گذراندن ناوهای هواپیمابر سنگین‌تر از ۱۵ هزار تن ندارند. برای کشورهای غیر هم‌کرانه نیز سقف مطلق ۱۵ هزار تنی برای همه شناورها فارغ از طبقه‌بندی اعمال می‌شود که سدی حقوقی و نفوذناپذیر پدید آورده است.[1][3]

پیمان مونترو سقف‌های سفت‌وسختی را بر حجم و مدت استقرار ناوگان‌های نظامی غیر هم‌کرانه در دریای سیاه تحمیل می‌کند.

این ساختار حقوقی عملاً مانع از ورود ناوهای هواپیمابر امروزی به تنگه‌های ترکیه می‌شود. یک ابرناو هواپیمابر معاصر نیروی دریایی ایالات متحده، نظیر کلاس نیمیتز، در حالت بارگیری کامل حدود ۱۰۰ هزار تن آب جابه‌جا می‌کند. این ابعاد عظیم، ورود ناوگروه‌های هواپیمابر آمریکایی به دریای سیاه را تحت هر شرایطی از منظر حقوقی ناممکن ساخته و انزوای ژئوپلیتیک این حوضه را تضمین کرده است.[4]

حتی ناوهای سبک‌تر متحدان ناتو، مانند کلاس ملکه الیزابت بریتانیا یا شارل دوگل فرانسه، وزنی بسیار فراتر از سقف ۱۵ هزار تنی دارند. در نتیجه، اصلی‌ترین اهرم نمایش قدرت دریایی غرب به‌طور کلی از دسترسی به این پهنه بازمانده است. این تنگنا برنامه‌ریزی و اجرای عملیات‌های دریایی ناتو در منطقه را دگرگون ساخته و آن‌ها را به توان هوایی مستقر در پایگاه‌های زمینی وابسته کرده است.[4]

گریزگاه شوروی با طرح رزم‌ناو هواپیمابر

در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی با تنگنای راهبردی منحصربه‌فردی ناشی از این قوانین سخت‌گیرانه روبه‌رو شد. تنها کارخانه کشتی‌سازی این کشور که توان ساخت شناورهای حامل هواگرد بزرگ را داشت، در میکولائیف و در ساحل دریای سیاه واقع بود. برای انتقال این ناوها به ناوگان شمالی یا اقیانوس آرام، چاره‌ای جز گذر از تنگه‌های ترکیه وجود نداشت.[2]

مهندسان دریایی شوروی برای دور زدن محدودیت‌های مونترو، کلاسی ترکیبی از شناورهای جنگی را طراحی کردند. ناوهایی چون «کیف» و پس از آن «آدمیرال کوزنتسوف» هرچند به عرشه پرواز زاویه‌دار و کابل‌های مهار هواپیماهای بال‌ثابت مجهز بودند، اما به آتشبارهای سنگین موشک‌های ضدکشتی تهاجمی نیز مجهز شدند تا مرزهای سنتی دسته‌بندی شناورها مخدوش شود.[2]

آدمیرال کوزنتسوف ۱۲ فروند موشک کروز ضدکشتی پی-۷۰۰ گرانیت را در پرتابگرهای عمودی زیر عرشه جلویی خود حمل می‌کند. این تسلیحات سنگین تهاجم سطحی به مسکو امکان داد استدلال کند که هوانوردی تنها هدف اصلی این شناور نیست. از این رو، شوروی به‌طور رسمی این شناور را به‌جای «ناو هواپیمابر»، یک «رزم‌ناو سنگین هواپیمابر» نام‌گذاری کرد.[2]

این رزم‌ناو همچنین به سامانه‌های دفاعی متعددی نظیر موشک‌های سطح‌به‌هوا کینژال و سامانه‌های دفاع نزدیک کاشتان مجهز بود. این آتش‌بار بومی سنگین در تقابل کامل با ناوهای غربی قرار داشت که برای حفاظت خود کاملاً به ناوشکن‌های اسکورت اتکا می‌کنند. حاصل کار شناوری بود نیمه‌ناو هواپیمابر و نیمه‌رزم‌ناو زره‌پوش که کاملاً برای گریز از موانع متنی معاهده طراحی شده بود.[2]

طرح‌واره: ابرناوهای صدهزار تنی ایالات متحده فرسنگ‌ها فراتر از سقف مجاز ۱۵ هزار تنی تعیین‌شده برای کشورهای غیر هم‌کرانه هستند.

ترکیه این نام‌گذاری را پذیرفت و به این شناورها اجازه داد به‌عنوان «کشتی جنگی اصلی» تحت پوشش ماده ۱۱ از تنگه‌ها عبور کنند. هرچند کارشناسان حقوقی بحث می‌کردند که وجود یک عرشه پرواز سرتاسری باید تعریف ناو هواپیمابر را بر آن بار کند، هیچ دادگاه بین‌المللی در این‌باره حکمی صادر نکرد؛ بنابراین، تدبیر مسکو در عمل موفق شد و به نیروی دریایی شوروی اجازه داد محدودیت‌های تناژ را پشت سر بگذارد.[2]

پاسداری از موازنه منطقه‌ای

طرح رزم‌ناو هواپیمابر به اتحاد جماهیر شوروی اجازه داد در عین رعایت ظاهری متن پیمان، اهداف راهبردی‌اش را محقق سازد. این راهکار به مسکو امکان داد بزرگ‌ترین ناوهای جنگی‌اش را از کارخانه‌های کشتی‌سازی دریای سیاه خارج کند. در همان حال، چارچوب پیمانی که ناوهای هواپیمابر ناتو را از منطقه دور نگه می‌داشت دست‌نخورده باقی ماند و توازن مطلوب را حفظ کرد.[7]

ناوگان‌های غربی ناوهای هواپیمابر را ابزار اصلی اعمال قدرت خود می‌دانند. برخلاف کوزنتسوف مسلح، ناوهای آمریکایی برای پدافند و آفند تقریباً یکپارچه به بال‌های هوایی سوار بر ناو و ناوشکن‌های اسکورت وابسته‌اند. این شناورها با تعریف پیمان مونترو از ناو هواپیمابر تطابق کامل دارند و ورود آن‌ها ممنوع است؛ امری که عمق عملیاتی آن‌ها را محدود می‌سازد.[2]

این موازنه در بحران‌های معاصر نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرده است. در جنگ ۲۰۰۸ روسیه و گرجستان و نیز در جریان تهاجم نظامی روسیه به اوکراین، ایالات متحده نتوانست توان هوایی ناومحور خود را به دریای سیاه وارد کند. حضور ناتو صرفاً به شناورهای سبک‌تر مانند ناوشکن‌ها و ناوچه‌ها محدود شده است که ظرفیت تهاجمی یک بال هوایی کامل را ندارند.[3][5]

محدودیت‌های وزنی برای قدرت‌های غیر هم‌کرانه با دقت فراوان توسط مقامات ترکیه اعمال می‌شود. یک ناوشکن معمولی آمریکایی کلاس آرلی برک حدود ۹ هزار تن وزن دارد که بسیار پایین‌تر از حد مجاز انفرادی ۱۵ هزار تنی است. اما تشکیل ناوگروهی از تنها چهار ناوشکن، سقف مجموع ۴۵ هزار تنی قدرت‌های غیر هم‌کرانه را پر می‌کند و اندازه هرگونه آرایش نظامی غرب را شدیداً کاهش می‌دهد.[3]

معاهده بندی محدود برای مأموریت‌های بشردوستانه در نظر گرفته است: قدرت‌های غیر هم‌کرانه می‌توانند نیرویی دریایی تا سقف ۸ هزار تن را بدون نیاز به مهلت ۱۵ روزه اعلام قبلی به دریای سیاه اعزام کنند. با این حال، این استثنای ناچیز هیچ گریزگاهی برای عملیات رزمی یا استقرار ناوهای هواپیمابر فراهم نمی‌آورد و مانع از گسترش ناگهانی درگیری‌ها می‌شود.[3]

اتحاد جماهیر شوروی با نام‌گذاری شناور «آدمیرال کوزنتسوف» به‌عنوان «رزم‌ناو سنگین هواپیمابر»، محدودیت‌های پیمان را دور زد.

مقررات زمان جنگ و اجرای امروزی

پیمان مونترو همچنین در زمان جنگ اختیارات چشمگیری به ترکیه واگذار می‌کند. طبق ماده ۱۹، اگر ترکیه خود در جنگ درگیر نباشد، عبور ناوهای جنگی کشورهای متخاصم از تنگه‌ها ممنوع است. تنها استثنا متعلق به ناوهایی است که قصد دارند به پایگاه‌های ثبت‌شده اصلی خود بازگردند؛ این سازوکار از بهره‌برداری از تنگه‌ها برای تقویت خطوط نبرد جلوگیری می‌کند.[1][5]

به‌دنبال تهاجم روسیه به اوکراین، ترکیه با فشارهای دیپلماتیک فوری روبه‌رو شد. واسیل بودنار، سفیر اوکراین در ترکیه، در کنفرانسی خبری در آنکارا تأکید کرد: «ما خواهان بسته‌شدن حریم هوایی و تنگه‌های بسفر و داردانل هستیم». اندکی پس از آن، ترکیه با فعال‌سازی رسمی ماده ۱۹، این منازعه را وضعیت جنگی اعلام کرد و تنگه‌ها را به روی ناوهای جنگی طرفین متخاصم بست.[6]

این تصمیم عملاً راه تقویت ناوگان دریایی را برای روسیه و اوکراین مسدود ساخت و مانع از آن شد که مسکو شناورهای سطحی خود را از حوزه مدیترانه به دریای سیاه بازگرداند تا تلفات جنگی خود را جبران کند. اجرای سفت‌وسخت این مفاد دوران جنگ، بر پایبندی قاطع آنکارا به مقاصد اولیه معاهده تأکید دارد.[5][6]

پیمان مونترو علی‌رغم درخواست‌های دوره‌ای برای اصلاحات، سرسختی و دوام شگفت‌انگیزی از خود نشان داده است. ترکیه پیوسته از این سند دفاع کرده و آن را تضمین‌کننده حیاتی امنیت ملی و حاکمیت خود بر آبراه‌ها دانسته است. بازگشایی پرونده این توافق برای مذاکره مجدد، می‌تواند آنکارا را در معرض فشارهای فزاینده هم‌زمان از جانب روسیه و غرب قرار دهد و تعادل ظریف موجود را از بین ببرد.[5][7]

وزن جابه‌جایی ابرناوهای مدرن، بیش از شش برابرِ حداکثر تناژ مجاز برای یک شناور منفرد غیر هم‌کرانه بر اساس پیمان مونترو است.

با دگرگونی فناوری‌های دریایی، تعاریف صلبی پیوست دوم همچنان سرنوشت تحرکات ناوگان‌ها را تعیین می‌کند. این پیمان موجب شده دریای سیاه محیطی متمایز از اقیانوس‌های آزاد باقی بماند که در آن جایی برای جولان ابرناوهای هواپیمابر نیست. توافق دیپلماتیکی که نزدیک به یک قرن پیش در سوئیس شکل گرفت، کماکان بر امواج تنگه‌های استراتژیک ترکیه فرمان می‌راند.[7]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
سنجش تناژ جابه‌جایی ابرناوهای هواپیمابر کنونی ایالات متحده در برابر سقف‌های وزنی مطلق پیمان مونترو برای کشورهای غیر هم‌کرانه، به منظور مشخص‌کردن این که آیا اصلاح تعریف «کشتی‌های جنگی اصلی» به آن‌ها اجازه تردد خواهد داد یا خیر.
یافته
حتی اگر تعریف «کشتی‌های جنگی اصلی» در پیوست دوم برای گنجاندن ناوهای هواپیمابر بازنگری شود، هیچ ابرناو امروزی متعلق به ایالات متحده یا متحدانش قانوناً امکان عبور نخواهد داشت؛ چراکه تناژ استاندارد آن‌ها بیش از شش برابر فراتر از سقف‌های مطلق وزنی پیمان است.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • میزان جابه‌جایی بارگیری کامل کلاس نیمیتز: 100,000 tons — U.S. Navy
  • سقف وزنی شناور تک‌فروندی برای قدرت‌های غیر هم‌کرانه در پیمان مونترو: 15,000 tons — Atlantic Forum
  • سقف مجموع تناژ ناوگان برای قدرت‌های غیر هم‌کرانه در پیمان مونترو: 45,000 tons — Atlantic Forum
محدودیت‌های این تحلیل
این بررسی صرفاً بر اساس ارقام اعلام‌شده جابه‌جایی رسمی انجام شده و طرح‌های فرضی ناوهای هواپیمابر آینده با تناژ زیر ۱۵ هزار تن را پوشش نمی‌دهد.

اصطلاحات کلیدی

پیمان مونترو
توافق‌نامه بین‌المللی مصوب ۱۹۳۶ برای تعیین مقررات کشتیرانی در تنگه‌های بسفر و داردانل ترکیه.
کشتی جنگی اصلی (Capital Ship)
رده‌ای از شناورهای سطحی رزمی اصلی مانند نبردناوها و رزم‌ناوها که در پیمان مونترو با کالیبر توپ و وزن جابه‌جایی توصیف شده‌اند.
کشور هم‌کرانه (Littoral State)
کشوری که مرز ساحلی با یک پهنه آبی مشخص دارد، نظیر کشورهای ساحلی دریای سیاه.
جابه‌جایی آب (Displacement)
وزن آبی که بدنه کشتی هنگام شناوری جابه‌جا می‌کند و سنجه‌ای استاندارد برای تعیین ابعاد شناورهاست.
رزم‌ناو هواپیمابر (Aviation Cruiser)
طبقه‌بندی ابداعی شوروی برای کشتی‌های جنگی چندمنظوره که ترکیبی از عرشه پرواز هواپیما و موشک‌های ضدکشتی سنگین بودند.

پرسش‌های متداول

آیا ایالات متحده می‌تواند ناو هواپیمابر به دریای سیاه اعزام کند؟

خیر. پیمان مونترو سقف ۱۵ هزار تنی برای تک‌شناورهای کشورهای غیر هم‌کرانه وضع کرده، در حالی که ابرناوهای مدرن آمریکا نزدیک به ۱۰۰ هزار تن وزن دارند.

چرا به روسیه اجازه داده شد ناو آدمیرال کوزنتسوف را از تنگه‌ها عبور دهد؟

روسیه این شناور را به‌جای ناو هواپیمابر، «رزم‌ناو سنگین هواپیمابر» نامید و با اتکا به تسلیحات موشکی ضدکشتی آن، شناور را مشمول استثنای کشتی‌های جنگی اصلی در معاهده کرد.

آیا ترکیه هر زمان که بخواهد می‌تواند تنگه‌ها را مسدود کند؟

خیر. ترکیه فقط زمانی می‌تواند عبور ناوهای جنگی را متوقف کند که خود در جنگ درگیر باشد، یا طبق ماده ۱۹ وقوع جنگ رسمی میان سایر کشورها را تأیید کند؛ همان‌طور که پس از حمله به اوکراین عمل کرد.

آیا پیمان مونترو عبور کشتی‌های باری و تجاری را محدود می‌سازد؟

خیر. این سند آزادی تردد کامل و بی‌قیدوشرط کشتی‌های تجاری غیرنظامی را در زمان صلح، فارغ از پرچم یا نوع بار تضمین کرده است.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دولت ترکیه

پیمان مونترو را ضامن حیاتی حاکمیت ملی و ثبات منطقه‌ای قلمداد می‌کند و با اجرای سفت‌وسخت مفاد آن مانع از تنش‌زایی می‌شود.

برای آنکارا، پیمان مونترو سنگ‌بنای استقلال دیپلماتیک و امنیت سرزمینی محسوب می‌شود. ترکیه با اتکای مداوم به مفاد تناژ و تعاریف رسمی، اختیار کامل تنگه‌ها را حفظ می‌کند بدون آنکه مجبور به تصمیم‌گیری‌های سیاسی موردی و برانگیختن خشم روسیه یا ناتو شود. این قواعد صریح سدی استوار پیش روی آنکارا نهاده‌اند تا با استناد به معاهده‌ای تاریخی به‌جای جانبداری‌های روزمره، دست رد به سینه ناوگان‌های بزرگ بیگانه بزند.

فرماندهی دریایی روسیه

از تعاریف حقوقی پیمان برای حفاظت از جناح جنوبی خود بهره می‌گیرد و هم‌زمان با استناد به پوشش رزم‌ناو هواپیمابر شناورهای عظیم خود را به آب‌های آزاد می‌فرستد.

مسکو به معاهده مونترو همچون دیواری دفاعی می‌نگرد که دست ناوگروه‌های ضربتی آمریکا را از زیرشکم آسیب‌پذیرش در جنوب کوتاه می‌کند. هم‌زمان، نیروی دریایی روسیه با بهره‌برداری هوشمندانه از متن پیوست دوم در تأکید بر تسلیحات محوری شناورها، ناوهای حامل هواگرد خود را رزم‌ناو معرفی کرد. این شیوه به مسکو امکان داد پناهگاه امن خود در دریای سیاه را حفظ کند و در همان حال شناورهای ساخت داخل را برای مأموریت در مدیترانه به بیرون گسیل دارد.

استراتژیست‌های ناتو

از ناتوانی در اعزام ناوهای هواپیمابر به دریای سیاه ناخشنودند و ناچار شده‌اند به ناوشکن‌های سبک‌تر و راهکارهای نامتقارن بسنده کنند.

طراحان نظامی غرب به صراحت معترف‌اند که پیمان مونترو موازنه راهبردی در دریای سیاه را به زیان آن‌ها دگرگون کرده است. از آنجا که محدودیت ۱۵ هزار تنی امکان اعزام ابرناوهای مدرن را سلب می‌کند، ناتو نمی‌تواند از الگوی همیشگی اعمال قدرت بهره ببرد. به جای آن، ائتلاف ناچار به گسیل ناوگروه‌های کوچک‌تر متشکل از ناوشکن‌ها و ناوچه‌ها است که فاقد پوشش هوایی اختصاصی هستند و در برابر موشک‌های ضدکشتی ساحل‌پایه آسیب‌پذیرتر خواهند بود.

حقوق‌دانان بین‌الملل

بر تفسیر لفظی پیوست دوم تأکید دارند و متذکر می‌شوند که تعاریف ثابت معاهده پس از تغییر فناوری‌های دریایی دهه ۱۹۳۰ همچنان پابرجا مانده‌اند.

کارشناسان حقوقی خاطرنشان می‌کنند که پیمان مونترو محصول عصر نبردناوهای زره‌پوش است و قالب‌های متنی آن توانایی انطباق کامل با فناوری‌های هیبریدی نوین را ندارد. ثبت رسمی آدمیرال کوزنتسوف به عنوان رزم‌ناو هواپیمابر توسط شوروی، شکاف عمیق میان قصد اولیه تدوین‌کنندگان و متن خشک معاهده را آشکار ساخت. از آنجا که هیچ محکمه بین‌المللی درباره تقدم عرشه پرواز بر موشک‌های کروز حکمی نداده، این سابقه تاریخی تماماً بر پذیرش عملی آنکارا استوار مانده است.

دولت ترکیه 30%فرماندهی دریایی روسیه 25%استراتژیست‌های ناتو 25%حقوق‌دانان بین‌الملل 20%
دولت ترکیه
پیمان مونترو را ضامن حیاتی حاکمیت ملی و ثبات منطقه‌ای قلمداد می‌کند و با اجرای سفت‌وسخت مفاد آن مانع از تنش‌زایی می‌شود.
فرماندهی دریایی روسیه
از تعاریف حقوقی پیمان برای حفاظت از جناح جنوبی خود بهره می‌گیرد و هم‌زمان با استناد به پوشش رزم‌ناو هواپیمابر شناورهای عظیم خود را به آب‌های آزاد می‌فرستد.
استراتژیست‌های ناتو
از ناتوانی در اعزام ناوهای هواپیمابر به دریای سیاه ناخشنودند و ناچار شده‌اند به ناوشکن‌های سبک‌تر و راهکارهای نامتقارن بسنده کنند.
حقوق‌دانان بین‌الملل
بر تفسیر لفظی پیوست دوم تأکید دارند و متذکر می‌شوند که تعاریف ثابت معاهده پس از تغییر فناوری‌های دریایی دهه ۱۹۳۰ همچنان پابرجا مانده‌اند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • شرکت‌های کشتیرانی تجاری فعال در دریای سیاه
  • فرماندهی نیروی دریایی اوکراین

منابع

پوشش منابع

7 منبع

4 دیدگاه شناسایی‌شده

دولت ترکیه 30%فرماندهی دریایی روسیه 25%استراتژیست‌های ناتو 25%حقوق‌دانان بین‌الملل 20%
  1. [1]Wikisourceحقوق‌دانان بین‌الملل

    Montreux Convention Regarding the Regime of the Straits

    مطالعه در Wikisource →
  2. [2]19FortyFiveفرماندهی دریایی روسیه

    Admiral Kuznetsov Had the Weapons of a Missile Cruiser

    مطالعه در 19FortyFive →
  3. [3]Atlantic Forumاستراتژیست‌های ناتو

    The Montreux Convention

    مطالعه در Atlantic Forum →
  4. [4]U.S. Navy

    General Characteristics, Nimitz class

    مطالعه در U.S. Navy →
  5. [5]Wikipediaحقوق‌دانان بین‌الملل

    Montreux Convention Regarding the Regime of the Straits

    مطالعه در Wikipedia →
  6. [6]TRT Worldدولت ترکیه

    What is the Montreux Convention and how does it affect the Ukraine war?

    مطالعه در TRT World →
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار جهان با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.