دانش سنتی عشایر، راهکار کلیدی مبارزه با بیابانزایی جهانی در نشست کاپ ۱۷
همزمان با آغاز نشست کاپ ۱۷ کنوانسیون سازمان ملل برای مبارزه با بیابانزایی (UNCCD) در مغولستان، نهادهای بینالمللی دانش سنتی عشایر را به عنوان یک راهحل حیاتی و مبتنی بر طبیعت برای مقابله با بیابانزایی جهانی مطرح کردهاند. سیاستگذاران با درک ارزش زیستمحیطی دامداری کوچنشینی، در حال تغییر دیدگاه خود از یک سنت منسوخ به پذیرش آن به عنوان یک استراتژی بسیار تخصصی برای تابآوری اقلیمی هستند.
به قلم رسول سرلک
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نهادهای بینالمللی حفاظت
- دانش سنتی را به عنوان ابزاری حیاتی برای اهداف اقلیمی جهانی میبینند.
- حامیان و تحلیلگران عشایری
- خواستار حقوق تحرک، مالکیت مطمئن زمین و حذف موانع ساختاری هستند.
نکات کلیدی
- نشست کاپ ۱۷ کنوانسیون UNCCD در مغولستان، دانش سنتی عشایر را به عنوان یک راهحل کلیدی برای بیابانزایی جهانی در کانون توجه قرار داده است.
- سال ۲۰۲۶ به عنوان سال بینالمللی مراتع و عشایر سازمان ملل شناخته شده است.
- شیوههایی مانند کوچروی فصلی (ترانسهومنس) از چرای بیش از حد جلوگیری کرده، خاک را هوادهی میکنند و به طور طبیعی اکوسیستمهای شکننده مناطق خشک را بارور میسازند.
- یونسکو هزاران شاخص زیستمحیطی مورد استفاده عشایر برای درک تغییرات اقلیمی را مستند کرده است.
- موانع ساختاری، از جمله حصارها و سیاستهای دولتی محدودکننده تحرک، تهدیدات اصلی برای این سیستمهای سنتی باقی ماندهاند.
دشتهای وسیع مغولستان در حال حاضر میزبان هفدهمین کنفرانس اعضا (COP17) کنوانسیون سازمان ملل برای مبارزه با بیابانزایی هستند. نمایندگان بینالمللی، دانشمندان و سیاستگذاران در اولانباتور تحت شعار «احیای زمین. احیای امید» گرد هم آمدهاند تا با بحرانی مقابله کنند که تقریباً چهل درصد از سطح زمین را تحت تأثیر قرار داده است. اما در میان اتاقهای کنفرانس رسمی و چارچوبهای فنی اقلیمی، یک راهحل کاملاً انسانی – و به طرز شگفتانگیزی باستانی – در مرکز توجه قرار گرفته است. جامعه بینالمللی سرانجام در حال ارتقای دانش سنتی دامداران کوچنشین است؛ جوامعی که قرنها هنر زندگی با اکوسیستمهای شکننده را به جای مبارزه سرسختانه با آنها، آموختهاند.[2]
این احترام تازه کشفشده کاملاً با تعیین سال ۲۰۲۶ توسط سازمان ملل به عنوان سال بینالمللی مراتع و عشایر، که یک ابتکار جهانی و به شدت مورد حمایت خود مغولستان است، همخوانی دارد. برای دههها، دیدگاه غالب در میان حافظان محیط زیست جهانی و بوروکراتهای دولتی این بود که دامداری کوچنشینی یک مسئولیت زیستمحیطی است – یک عمل عقبمانده که باید با مدرنسازی از بین برود. اکنون، این روایت در حال یک وارونگی تا حدی شرمآور، اما ضروری است. در حالی که خشکسالی شدت مییابد و مدلهای کشاورزی سنتی در مناطق خشک به طرز چشمگیری شکست میخورند، استراتژیهای بسیار تخصصی و مبتنی بر طبیعت جوامع عشایری به عنوان ابزارهای ضروری برای ایجاد تابآوری اقلیمی شناخته میشوند.[2]
در هسته این سیستم دانش سنتی، عمل کوچروی فصلی (ترانسهومنس) قرار دارد – حرکت عمدی و مداوم گلهها در سراسر قلمروهای وسیع در جستجوی آب و مرتع تازه. این عمل بسیار متفاوت از سرگردانی بیهدف است که مدیران استعماری اولیه اغلب آن را با آن اشتباه میگرفتند. برخلاف کشاورزی یکجانشینی که میتواند به سرعت خاکهای شکننده محیطهای خشک را فرسوده کند، کوچروی فصلی یک رقص پویا و بسیار تنظیمشده با فصول است. عشایر نقشههای نسلی را دنبال میکنند که برای به حداکثر رساندن استفاده از منابع طراحی شدهاند و تضمین میکنند که زمینهای چرا شده قبل از بازگشت ناگزیر گلهها، زمان کافی برای بازیابی و احیا داشته باشند.[1]
مکانیک زیستمحیطی این تحرک برای سلامت مراتع بسیار سودمند است. هنگامی که گلهها حرکت میکنند، سُمهای آنها خاک سخت و فشرده را میشکند، خاک را هوادهی میکند و به آب باران کمیاب اجازه میدهد تا به عمق بیشتری نفوذ کند، به جای اینکه بیفایده از سطح جاری شود. حیوانات به طور طبیعی بذرها را در فواصل وسیع توزیع میکنند و تنوع گیاهی را ترویج میدهند، در حالی که کود آنها باروری حیاتی و رایگان را برای مناظر فقیر از مواد مغذی فراهم میکند. هنگامی که تحرک حفظ شود، دامداری به عنوان یک موتور احیاکننده عمل میکند و فعالانه اکوسیستمهایی را که برای بقای خود به آنها وابسته است، بازسازی میکند.[3]
اهمیت حفظ این سیستمها واقعاً جهانی است و بسیار فراتر از دشتهای مغولستان میرود. مراتع بیش از نیمی از سطح زمین را پوشش میدهند و محل زندگی برخی از حیاتیترین نقاط تنوع زیستی سیاره هستند. نکته مهم این است که این علفزارها و بوتهزارهای وسیع به عنوان مخازن عظیم کربن عمل میکنند و تقریباً یک سوم کربن خاک جهان را ذخیره مینمایند. بنابراین، حفاظت از سلامت این مناظر تنها یک مسئله امنیت غذایی محلی نیست، بلکه ستونی اساسی در مبارزه جهانی علیه تغییرات اقلیمی است. هنگامی که مراتع تخریب میشوند، کربن ذخیرهشده آزاد میشود و چرخه گرمایش را که ما به شدت در تلاش برای شکستن آن هستیم، تسریع میکند.[2]
اهمیت حفظ این سیستمها واقعاً جهانی است و بسیار فراتر از دشتهای مغولستان میرود.
برای مهار این پتانسیل، آژانسهای بینالمللی در تلاشند تا تخصص فوق محلی را که دامداری پایدار را ممکن میسازد، مستند و حفظ کنند. یونسکو طی شش سال گذشته، از برنامههای تحقیقاتی گسترده با عشایر بومی در سراسر غرب آفریقا، شاخ آفریقا و شرق آفریقا حمایت کرده است. در حالی که علم اقلیم سنتی اغلب به مجموعهای محدود و بیروح از معیارها – مانند دمای سطح دریا و سرعت باد – متکی است، این جوامع عشایری از هزاران شاخص زیستمحیطی متمایز و محلی برای درک محیط اطراف خود و پیشبینی تغییرات اقلیمی با دقت شگفتانگیزی استفاده میکنند.[1]
از آنجا که این دانش به ندرت در مجلات علمی داوریشده مکتوب میشود، بقای آن کاملاً به زنجیرههای ناگسستنی انتقال فرهنگی وابسته است. تخصص عشایری اغلب در سنتهای شفاهی و اشیاء روزمره رمزگذاری شده و دادههای پیچیده را در معرض دید پنهان میکند. به عنوان مثال، در میان مردم طوارق صحرای مرکزی، دادههای پیچیده زیستمحیطی و جغرافیایی در شعر بافته شده و به طور فیزیکی بر روی جواهرات نقره سنتی نقش میبندد. آویزها و صلیبها به عنوان ابزارهای ناوبری واقعی عمل میکنند، مکانهای بیابانی را مشخص کرده و آسمان شب را ترسیم میکنند و مصنوعات فرهنگی زیبا را به ابزارهای حیاتی بقا تبدیل مینمایند.[1]
با این حال، این شبکه پیچیده دانش بسیار آسیبپذیر است. اگر زنجیره انتقال حتی برای یک نسل قطع شود – که اغلب به دلیل ادغام اجباری یا جابجایی اقتصادی رخ میدهد – قرنها دادههای زیستمحیطی دقیق و کاربردی میتواند به طور کامل از بین برود. یونسکو با درک این شکنندگی، اخیراً کوچروی فصلی را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ثبت کرد. این اقدامی بود که نه برای حفاظت از این عمل به عنوان یک یادگار تاریخی جذاب برای تماشا، بلکه به عنوان یک سیستم زنده و پویا مدیریت زمین که نیازمند حفاظت فعال و حمایت نهادی است، طراحی شده است.[1]
با وجود این شناخت فزاینده بینالمللی، جوامع عشایری با موانع ساختاری فزایندهای روبرو هستند که شیوه زندگی آنها را تهدید میکند. در حالی که تغییرات اقلیمی مطمئناً بارش را نامنظمتر و خشکسالیها را شدیدتر میکند، فوریترین تهدیدات اغلب کاملاً ساخته دست بشر هستند. گسترش مرزهای ملی سختگیرانه، خصوصیسازی زمین، توسعه تهاجمی استخراج معادن، و ساخت بیپایان حصارها، به طور سیستماتیک مراتع باز را تکهتکه میکنند. این موانع اداری و فیزیکی، کریدورهای سنتی کوچ را تجزیه کرده، گلهها را در مناطق محصور به دام میاندازند و به طور مصنوعی همان چرای بیش از حدی را ایجاد میکنند که منجر به بیابانزایی میشود.[3]
رسیدگی به این موانع بوروکراتیک یک هدف اصلی مذاکرات کاپ ۱۷ در اولانباتور است. حامیان در حال فشار برای سیاستهایی هستند که فراتر از تعارف صرف به دانش سنتی عمل کنند و خواستار چارچوبهای قانونی مشخصی هستند که مالکیت زمین را تضمین کرده و حقوق تحرک را برای جوامع کوچنشین تضمین کند. هدف این است که تخصص عشایری مستقیماً در برنامههای ملی سازگاری با اقلیم ادغام شود و اطمینان حاصل شود که افرادی که واقعاً زمین را بهتر میشناسند، نقش محوری در تصمیمگیری در مورد نحوه مدیریت و حفاظت از آن داشته باشند.[2]
در نهایت، ارتقای دانش عشایری در کاپ ۱۷ نشاندهنده یک تغییر عمیق و فروتنانه در نحوه رویکرد جامعه جهانی به احیای محیط زیست است. این یک اذعان دیرهنگام است که فناوری سیلیکون ولی و مداخلات از بالا به پایین به تنهایی نمیتوانند بحران بیابانزایی را حل کنند. تابآوری واقعی مستلزم کار با جوامع است، نه فقط برای آنها، و درک این نکته که مؤثرترین راهحلها برای آینده سیاره ما اغلب ریشه در سنتهای عمیق و پایدار گذشته آن دارند.[3]
چرا مهم است
مراتع تقریباً نیمی از سطح زمین را پوشش میدهند و یک سوم کربن خاک جهانی را ذخیره میکنند، که حفظ آنها برای کُند کردن روند تغییرات اقلیمی حیاتی است. جامعه بینالمللی با ادغام شیوههای چند صد ساله دامداران کوچنشین در سیاستهای اقلیمی مدرن، در حال کشف یک روش اثباتشده برای احیای زمینهای تخریبشده و تضمین امنیت غذایی برای میلیونها نفر است.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه جوامع عشایری
خواستار حقوق تحرک و مالکیت مطمئن زمین.
برای دامداران کوچنشین، تهدید اصلی تنها تغییر اقلیم نیست، بلکه موانع فیزیکی و قانونی است که تحرک آنها را محدود میکند. آنها استدلال میکنند که کوچروی فصلی سنتی نمیتواند زمانی که کریدورهای مهاجرت توسط کشاورزی خصوصیشده، امتیازات معدنی و مرزهای ملی مسدود میشوند، عمل کند. خواسته اصلی آنها به رسمیت شناختن قانونی حقوق زمینهای اشتراکی و حفاظت از مسیرهای باز است، با تأکید بر اینکه تحرک مکانیسم اساسی است که به مراتع اجازه احیا میدهد.
دیدگاه نهادهای بینالمللی حفاظت
دانش سنتی را به عنوان ابزاری حیاتی برای اهداف اقلیمی جهانی میبینند.
سازمانهایی مانند یونسکو و UNCCD از دریچه تنوع زیستی جهانی و جذب کربن به دامداری نگاه میکنند. آنها تأکید میکنند که مراتع بخش عظیمی از کربن خاک جهان را ذخیره میکنند و سیستمهای دانش بومی شاخصهای اقلیمی فوق محلی را ارائه میدهند که علم سنتی از دست میدهد. برای این نهادها، حفاظت از فرهنگ عشایری به طور جداییناپذیری با دستیابی به اهداف زیستمحیطی بینالمللی مرتبط است، که تلاشهایی را برای مستندسازی سنتهای شفاهی و ادغام آنها در چارچوبهای رسمی سیاستگذاری برانگیخته است.
دیدگاه سیاستگذاران دولتی
ایجاد تعادل بین مدیریت سنتی زمین و توسعه ملی مدرن.
از لحاظ تاریخی، بسیاری از دولتهای ملی دامداری کوچنشینی را به عنوان یک چالش اداری میدیدند و کشاورزی یکجانشینی را ترجیح میدادند که مالیاتگیری، تنظیم و مدرنسازی آن آسانتر است. با این حال، با تشدید بیابانزایی و شکست کشاورزی سنتی در مناطق خشک، دیدگاههای دولتی در حال تغییر است. سیاستگذاران اکنون با چالش پیچیده ادغام مسیرهای کوچنشینی سیال و فرامرزی در چارچوبهای قانونی ملی سختگیرانه روبرو هستند و تلاش میکنند تا از تابآوری عشایر حمایت کنند بدون اینکه حاکمیت دولت یا منافع اقتصادی رقیب مانند معدن را به خطر بیندازند.
روند رویداد
1994
کنوانسیون سازمان ملل برای مبارزه با بیابانزایی (UNCCD) برای رسیدگی به تخریب زمین جهانی تصویب شد.
2023
یونسکو رسماً کوچروی فصلی (ترانسهومنس) را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ثبت کرد و آن را به عنوان یک عمل حیاتی زنده به رسمیت شناخت.
2026
سازمان ملل سال بینالمللی مراتع و عشایر را برای برجسته کردن اهمیت زیستمحیطی دامداری کوچنشینی برگزار میکند.
August 2026
کاپ ۱۷ در اولانباتور، مغولستان، با تمرکز بر ادغام دانش عشایری در استراتژیهای جهانی تابآوری اقلیمی تشکیل میشود.
منابع
[1]UNESCOنهادهای بینالمللی حفاظتUNESCO's work with pastoralists highlights lessons for COP17
مطالعه در UNESCO →
[2]UNCCDنهادهای بینالمللی حفاظتUNCCD 17th session of the Conference of the Parties
مطالعه در UNCCD →
[3]تیم سردبیری کوهستانحامیان و تحلیلگران عشایریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


