هجوم سلولهای ایمنی محیطی به مغز در حال پیری، لغو یک باور قدیمی و ارتباط سیستم خونی با خطر آلزایمر
محققان استنفورد کشف کردهاند که سلولهای ایمنی از جریان خون در طول پیری به مغز انسان مهاجرت میکنند. این یافته باور دیرینه مبنی بر ایزوله بودن کامل سیستم ایمنی مغز را به چالش میکشد. این کشف، که جهشهای خاص سلولهای خونی را به کاهش خطر بیماری آلزایمر مرتبط میکند، مسیرهای جدیدی را برای درمان بیماریهای تخریبکننده عصبی میگشاید.
به قلم الوین شادمهر
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان علوم اعصاب ایمنی
- دانشمندانی که بر زیستشناسی بنیادی سیستم ایمنی مغز و سد خونی-مغزی تمرکز دارند.
- متخصصان بیماری آلزایمر
- پزشکان و محققانی که به دنبال مسیرهای درمانی نوین برای توقف یا معکوس کردن تخریب عصبی هستند.
- تحلیلگران سلامت عمومی و پیری
- کارشناسانی که بر پیامدهای گستردهتر زوال شناختی و فرآیندهای پیری مختص انسان تمرکز دارند.
- 20
- افراد مسنی که نمونههای کالبدشکافی آنها مهاجرت قطعی سلول از مغز استخوان به مغز را نشان داد.
- Age 50
- سن تقریبی شروع عبور سلولهای ایمنی محیطی به مغز.
- 10-30%
- سهم تخمینی بزرگسالان بالای ۷۰ سال که دارای جهشهای خونسازی کلونال مورد استفاده برای ردیابی سلولها هستند.
هنگامی که محققان دانشگاه استنفورد DNA سلولهای مغزی ۲۰ فرد مسن فوتشده را توالییابی کردند، یک امضای ژنتیکی یافتند که نباید وجود میداشت. این سلولها حاوی جهشهایی بودند که دقیقاً مشابه جهشهای موجود در خون بیماران بودند—امری که بر اساس باور دیرینه مبنی بر اینکه سیستم ایمنی مغز انسان یک دژ بسته و خودکفا است، از نظر بیولوژیکی غیرممکن تلقی میشد.[1][2]
این یافته که در مجله نیچر (Nature) منتشر شده است، اجماع چندین دهه علوم اعصاب را از بین میبرد. این تحقیق نشان میدهد که با افزایش سن انسان، تعداد زیادی از سلولهای ایمنی محیطی که از مغز استخوان منشأ میگیرند، از سد خونی-مغزی عبور کرده، به سیستم عصبی مرکزی هجوم میآورند و به میکروگلیا—سلولهای ایمنی مقیم مغز—تبدیل میشوند.[1][5]
برای درک اهمیت این تغییر، باید به نحوه درک قبلی سیستم ایمنی مغز نگاه کرد. میکروگلیا به عنوان تیم اصلی دفاع و نگهداری مغز عمل میکنند و سیناپسهای آسیبدیده را هرس کرده و پروتئینهای سمی مانند آمیلوئید بتا را پاکسازی میکنند. سالها، دانشمندان معتقد بودند که این سلولها منحصراً در طول رشد جنینی در مغز کاشته میشوند و صرفاً در طول عمر فرد خود را تجدید میکنند، در حالی که کاملاً از خون در گردش بدن جدا هستند.[2][4]
اما تیم استنفورد، به رهبری جولیا بلک (Julia Belk)، محقق فوق دکترا، و سیدارتا جایسوال (Siddhartha Jaiswal)، استاد آسیبشناسی، از پدیدهای به نام خونسازی کلونال (Clonal Hematopoiesis) برای ردیابی منشأ واقعی سلولها استفاده کردند. با افزایش سن سلولهای بنیادی خون در مغز استخوان، آنها جهشهای سوماتیک منحصر به فردی کسب میکنند. محققان با تطبیق این «بارکدهای» ژنتیکی خاص در خون با میکروگلیاهای موجود در مغز، به طور قطعی ثابت کردند که این سلولها دارای یک جد مشترک در خارج از سیستم عصبی مرکزی هستند.[1][2]
دادهها نشان میدهد که این مهاجرت از اوایل میانسالی، حدود سن ۵۰ سالگی، آغاز میشود. هنگامی که سلولهای ایمنی محیطی از سد خونی-مغزی عبور میکنند، با محیط جدید خود سازگار شده و ویژگیهای فیزیکی و عملکردی میکروگلیاهای تخصصی را به خود میگیرند.[4]
دادهها نشان میدهد که این مهاجرت از اوایل میانسالی، حدود سن ۵۰ سالگی، آغاز میشود.
نکته مهم این است که به نظر میرسد این پدیده منحصراً در انسان رخ میدهد. تحلیلهای مقایسهای تکسلولی نشان داد که این هجوم گسترده سلولهای خونی محیطی به مغز در حال پیری، در مدلهای آزمایشگاهی استاندارد مانند موشها یا نخستیهای غیرانسانی اتفاق نمیافتد.[1][4]
این تفاوت مختص گونه احتمالاً توضیح میدهد که چرا این مهاجرت برای مدت طولانی مورد توجه قرار نگرفت، زیرا بخش عمدهای از علوم اعصاب ایمنی بنیادی بر مدلهای موشی متکی است.[3][5]
پیامدهای این کشف فراتر از زیستشناسی پایه است و مستقیماً با خطر بیماری آلزایمر تلاقی دارد. محققان با تجزیه و تحلیل دادههای ژنتیکی هزاران فرد که در طول دههها ردیابی شده بودند، دریافتند افرادی که حامل کلونهای خاصی از این سلولهای بنیادی خونی جهشیافته بودند، به طور قابل توجهی کمتر در معرض ابتلا به آلزایمر قرار داشتند.[1][2]
این ارتباط محافظتی نشان میدهد که این نیروهای کمکی محیطی ممکن است برای پاکسازی تودههای سمی آمیلوئید و تاو، مجهزتر از میکروگلیاهای اصلی و پیر مغز باشند. با این حال، شواهد در این زمینه هنوز مشاهدهای است. در حالی که پیوند ژنتیکی قوی است، مکانیسم دقیق اینکه چگونه این کلونهای خاص مقاومت در برابر تخریب عصبی ایجاد میکنند، هنوز در دست بررسی است و محققان به صراحت بر نیاز به مطالعات عملکردی بیشتر تأکید میکنند.[3][4]
پتانسیل درمانی این کشف بسیار عمیق است. از لحاظ تاریخی، سد خونی-مغزی بزرگترین مانع در درمان اختلالات عصبی بوده و از رسیدن بیشتر داروها و درمانها به بافت مغز جلوگیری میکرده است. از آنجایی که سلولهای خونی محیطی به طور طبیعی به مغز در حال پیری مهاجرت میکنند، دانشمندان میتوانند به طور بالقوه سلولهای ایمنی بیمار را استخراج کرده، آنها را برای انجام عملکردهای محافظتی خاص مهندسی کنند و دوباره به جریان خون تزریق نمایند. این رویکرد «اسب تروآ» میتواند به سلولهای مهندسیشده اجازه دهد تا به طور کامل سد خونی-مغزی را دور بزنند و درمانهای هدفمند را مستقیماً به محل تخریب عصبی برسانند. اگرچه چنین درمانهایی سالها با آزمایشهای بالینی فاصله دارند، اما کشف اینکه مغز یک دژ ایزولهشده نیست، مسیر جدید و ملموسی را برای مبارزه با زوال شناختی فراهم میکند.[5]
آنچه نمیدانیم
- چه سیگنالهای بیولوژیکی خاصی سد خونی-مغزی را تحریک میکنند تا به سلولهای ایمنی محیطی اجازه ورود در میانسالی را بدهد.
- آیا این هجوم سلولهای ایمنی یک واکنش محافظتی در برابر تخریب عصبی اولیه است یا یک ویژگی استاندارد از پیری سالم انسان.
- مکانیسم دقیق اینکه چگونه کلونهای خاصی از سلولهای خونی جهشیافته مقاومت در برابر بیماری آلزایمر ایجاد میکنند.
منابع
[1]Natureمحققان علوم اعصاب ایمنیSomatic mutations reveal the ontogeny of microglia in human aging
مطالعه در Nature →
[2]Stanford Medicineمحققان علوم اعصاب ایمنیResearchers rethink the aging brain's immune system
مطالعه در Stanford Medicine →
[3]ScienceDailyمتخصصان بیماری آلزایمرImmune cells flood into the aging brain, Stanford scientists discover
مطالعه در ScienceDaily →
[4]Neuroscience Newsمتخصصان بیماری آلزایمرPeripheral Blood Cells Replenish Aging Human Microglia
مطالعه در Neuroscience News →
[5]National Institutes of Healthتحلیلگران سلامت عمومی و پیریImmune cells cross blood-brain barrier during human aging
مطالعه در National Institutes of Health →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



