پیشبینی صندوق بینالمللی پول: هند در سال ۲۰۲۶ از ژاپن پیشی گرفته و چهارمین اقتصاد بزرگ جهان خواهد شد
پیشبینیهای جدید صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی هند در سال ۲۰۲۶ به ۴.۵۱ تریلیون دلار خواهد رسید و از ۴.۴۶ تریلیون دلار ژاپن فراتر خواهد رفت. این نقطه عطف، نشاندهنده یک تغییر گستردهتر جهانی است که توسعه سریع و مبتنی بر جمعیت هند را در مقابل اقتصاد بالغ اما پیر ژاپن که متکی بر فناوری است، قرار میدهد.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- خوشبینان بازار نوظهور
- استدلال میکنند که مقیاس جمعیتی و پذیرش دیجیتال، محرکهای اصلی وزن اقتصادی جهانی در آینده هستند.
- سنتگرایان اقتصاد توسعهیافته
- تأکید میکنند که قدرت اقتصادی واقعی با ثروت سرانه، ثبات نهادی و رهبری فناوری سنجیده میشود.
- استراتژیستهای سرمایه جهانی
- این تغییر را به صورت خنثی، به عنوان تخصیص مجدد سبدهای جهانی بر اساس نیازهای خاص رشد در مقابل ثبات، میبینند.
زوایای پوششدادهنشده
- · سیاستگذاران داخلی ژاپن
- · نمایندگان اتحادیههای کارگری هند
چرا مهم است
این جابجایی در سطح اقتصاد کلان تعیین میکند که شرکتهای چندملیتی و سرمایهگذاران جهانی در دهه آینده سرمایه خود را در کجا مستقر خواهند کرد. درک تفاوتها بین رشد حجمی عظیم هند و ثبات درآمد بالای ژاپن، برای کسبوکارهایی که در حال حرکت در مرکز ثقل در حال تغییر اقتصاد جهانی هستند، حیاتی است.
نکات کلیدی
- پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی هند در سال ۲۰۲۶ به ۴.۵۱ تریلیون دلار خواهد رسید و از ۴.۴۶ تریلیون دلار ژاپن فراتر خواهد رفت.
- این نقطه عطف، نشاندهنده چرخشی از اقتصادهای بالغ و غنی از ثروت به سمت بازارهای نوظهور با حجم بالا و رشد سریع است.
- علیرغم اندازه کلی، تولید ناخالص داخلی سرانه ژاپن تقریباً ۱۲ برابر بیشتر از هند باقی میماند.
- هند مقیاس جمعیتی عظیم و گسترش سریع را که توسط نیروی کار جوان هدایت میشود، به سرمایهگذاران جهانی ارائه میدهد.
- ژاپن ثبات نهادی بسیار قابل پیشبینی، یکپارچگی فناوری پیشرفته و پایگاه مصرفکننده مرفه را فراهم میکند.
- استراتژیهای سرمایه جهانی به طور فزایندهای در حال دو شاخه شدن هستند تا از هند برای رشد حجمی و از ژاپن برای ثبات ممتاز استفاده کنند.
سلسله مراتب اقتصادی جهانی در حال یک بازآرایی تاریخی است. بر اساس آخرین پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول (IMF)، هند قرار است در سال ۲۰۲۶ از ژاپن پیشی گرفته و به چهارمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود. صندوق بینالمللی پول تولید ناخالص داخلی هند را در سال آینده ۴.۵۱ تریلیون دلار پیشبینی میکند که اندکی از رقم پیشبینی شده ۴.۴۶ تریلیون دلاری ژاپن فراتر میرود. این نقطه عطف، نشاندهنده صعودی چشمگیر برای این کشور آسیای جنوبی است که اقتصاد آن طی دهه گذشته دو برابر شده است. این تغییر، روند گستردهتر اقتصاد کلان را برجسته میکند که در آن بازارهای نوظهور با مزیتهای جمعیتی عظیم، به طور پیوسته جایگزین کشورهای صنعتی و بالغ در رتبهبندیهای کلی اقتصادی میشوند. برای بازارهای جهانی، این گذار چیزی فراتر از تغییر در یک جدول ردهبندی است؛ این نشاندهنده یک تغییر بنیادی در تمرکز رشد، سرمایهگذاری و تقاضای مصرفکننده در قرن آینده است.[1][3]
صعود سریع هند در نردبان تولید ناخالص داخلی جهانی توسط شتاب پایدار و سیاستهای داخلی تهاجمی تقویت شده است. تنها یک دهه پیش، در سال ۲۰۱۴، هند دهمین اقتصاد بزرگ جهان بود. دهلی نو با پیشی گرفتن از بریتانیا و اکنون ژاپن، جایگاه خود را در ردههای بالای قدرتهای اقتصادی جهانی تثبیت کرده است، و مقامات دولتی از هماکنون هدف خود را جابجایی آلمان برای کسب جایگاه سوم تا سالهای ۲۰۲۸ یا ۲۰۳۰ قرار دادهاند. دادههای اخیر با فرکانس بالا این خوشبینی را تأیید میکنند؛ تولید ناخالص داخلی واقعی هند در سهماهه دوم سال مالی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، رشد قوی ۸.۲ درصدی را تجربه کرد. این امر هند را به سریعترین اقتصاد بزرگ در حال رشد در سطح جهان تبدیل میکند، موفقیتی که علیرغم عدم قطعیتهای مداوم تجارت جهانی، اختلالات زنجیره تأمین و موانع تعرفهای اخیر به دست آمده است. این رشد عمدتاً بر پایه تقاضای داخلی قوی، توسعه گسترده زیرساختهای دیجیتال و کاهشهای جامع مالیات بر مصرف استوار است.[2]
با این حال، مقایسه هند و ژاپن در کنار هم، تضاد آشکاری را بین دو مدل اقتصادی اساساً متفاوت نشان میدهد. این صرفاً رقابت اعداد کلی نیست، بلکه یک تحلیل بدهبستان عمیق بین موتور رشد بالای هند که مبتنی بر جمعیت است و اقتصاد بالغ، پیشرفته از نظر فناوری، اما پیر ژاپن است. ارزیابی این دو قدرت، مستلزم نگاهی فراتر از ارقام اصلی تولید ناخالص داخلی است تا مزایای ساختاری، آسیبپذیریهای ذاتی و ارزشهای متمایزی که هر کدام به بازار جهانی ارائه میدهند، درک شود. این مقایسه، تنش بین پتانسیل خام نیروی کار در حال گسترش و کارایی تصفیهشده یک جامعه بسیار توسعهیافته و غنی از سرمایه را برجسته میکند.[1]
استدلال اصلی به نفع مدل اقتصادی هند، مقیاس محض، گسترش سریع و شتاب جمعیتی جوان آن است. هند با ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت، اخیراً از چین پیشی گرفته و پرجمعیتترین کشور جهان شده است. بیش از یک چهارم شهروندان آن بین ۱۰ تا ۲۶ سال سن دارند، که یک پایگاه مصرفکننده عظیم و در حال گسترش ایجاد میکند که تقاضای داخلی را برای دههها هدایت خواهد کرد. این مزیت جمعیتی با اصلاحات تهاجمی دولتی، از جمله زیرساخت پرداخت دیجیتال در سراسر کشور، مالیاتهای سادهشده بر کالاها و خدمات، و مشوقهای هدفمند برای تقویت تولید داخلی همراه شده است. برای سرمایهگذاران، حجم انبوه مصرفکنندگان جدیدی که وارد طبقه متوسط میشوند، فرصتی بینظیر برای رشد مبتنی بر حجم در بخشهایی از کالاهای مصرفی بستهبندیشده گرفته تا خدمات دیجیتال فراهم میکند.[4]
در مقابل، استدلال اصلی علیه مدل هند در توزیع نابرابر ثروت، درآمد سرانه پایین و فشار عظیم ایجاد شغل نهفته است. علیرغم تولید ناخالص داخلی کلی چشمگیر ۴.۵۱ تریلیون دلاری، درآمد سرانه هند به طرز قابل توجهی پایین و معادل ۲۶۹۴ دلار باقی مانده است. این رقم بر تلاش مداوم برای ایجاد شغلهای باکیفیت و با درآمد کافی برای میلیونها فارغالتحصیل جوانی که سالانه وارد بازار کار میشوند، تأکید میکند. علاوه بر این، تنگناهای ساختاری مانند قوانین سختگیرانه کار، فرآیندهای پیچیده تملک زمین، و ناکارآمدیهای قضایی همچنان سهولت انجام کسبوکار را در مقایسه با کشورهای کاملاً توسعهیافته مختل میکنند. چالش پیش روی سیاستگذاران این است که اطمینان حاصل کنند گسترش اقتصادی کلی به رفاه گسترده تبدیل شود، نه ثروت متمرکز در بالا.[1][4]
شواهد به وضوح این دوگانگی بین اندازه کلی و ثروت فردی را نشان میدهد. در حالی که نرخ رشد کلی هند با ۸.۲ درصد در جهان پیشتاز است، تحلیل تاریخی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از رشد هند به طور شگفتانگیزی برای کشوری با چنین نیروی کار عظیمی، سرمایهبر بوده است، که نشاندهنده اتکا به خدمات سطح بالا و سرمایهگذاریهای کلان به جای ایجاد شغل گسترده در بخش تولید است. دادههای بانک جهانی تأیید میکند که خروجی اقتصادی متوسط شهروند هندی تقریباً دوازده برابر کمتر از شهروند ژاپنی است، که تأکید میکند اندازه کلی هند در حال حاضر توسط حجم جمعیت هدایت میشود نه رفاه اقتصادی فردی.[4]
در سوی دیگر معادله، استدلال به نفع مدل اقتصادی ژاپن، ثروت سرانه بالا، یکپارچگی فناوری پیشرفته و ثبات نهادی عمیق را ستایش میکند. ژاپن با تولید ناخالص داخلی سرانه ۳۲,۴۸۷ دلار، یک پایگاه مصرفکننده بسیار مرفه و قابل پیشبینی ارائه میدهد که خواستار محصولات و خدمات ممتاز است. این کشور همچنان یک قدرت جهانی در تولید پیشرفته، رباتیک، مهندسی خودرو و تحقیق و توسعه سطح بالا باقی مانده است. محیط نظارتی آن بدون اصطکاک است، زیرساختهای عمومی آن در سطح جهانی است و بازارهای سرمایه آن عمیق و بسیار نقدشونده هستند. برای سرمایهگذاران جهانی که به دنبال ثبات، برتری فناوری و پناهگاهی امن در برابر نوسانات ژئوپلیتیکی هستند، ژاپن همچنان یک ستون ضروری در اقتصاد جهانی است.[1]
در سوی دیگر معادله، استدلال به نفع مدل اقتصادی ژاپن، ثروت سرانه بالا، یکپارچگی فناوری پیشرفته و ثبات نهادی عمیق را ستایش میکند.
استدلال اصلی علیه مدل ژاپن، کاهش برگشتناپذیر جمعیت و رکود اقتصاد کلان ناشی از آن است. جمعیت به سرعت پیرشونده و نیروی کار در حال کاهش، پتانسیل رشد داخلی را به شدت محدود کرده است. این واقعیت جمعیتی، همراه با سالها فشار تورمزدایی و کاهش شدید اخیر ارزش پول (ضعف قابل توجه ین در برابر دلار)، تولید ناخالص داخلی اسمی ژاپن را هنگام اندازهگیری به دلار آمریکا کاهش داده است. عدم گسترش ارگانیک بازار داخلی، شرکتهای ژاپنی را مجبور میکند تا برای رشد به شدت به بازارهای خارج از کشور متکی باشند، که اقتصاد داخلی را در برابر شوکهای تجاری جهانی و تغییر زنجیرههای تأمین بینالمللی بسیار آسیبپذیر میکند.[1]
شواهد موانع ساختاری ژاپن در لغزش مداوم آن در رتبهبندیهای کلی تولید ناخالص داخلی مشهود است. ژاپن از جایگاه دومین اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۱۰، به رتبه سوم پشت سر چین، سپس چهارم پشت سر آلمان سقوط کرده و اکنون پیشبینی میشود که به رتبه پنجم پشت سر هند برسد. این مسیر، واقعیت ریاضی کاهش جمعیت را برجسته میکند. پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول که تولید ناخالص داخلی ژاپن را در سال ۲۰۲۶ معادل ۴.۴۶ تریلیون دلار نشان میدهد، منعکسکننده اقتصادی بالغ است که بهرهوری سرانه خود را به حداکثر رسانده، اما دیگر نمیتواند رشد حجمی کلی مورد نیاز برای همگامی با بازارهای نوظهور عظیم و در حال صنعتی شدن سریع را تولید کند.[2][3]

با مقایسه مستقیم این بدهبستانها، چشمانداز اقتصادی جهانی شاهد چرخشی از اقتصادهای غنی از ثروت اما راکد به سمت بازارهای نوظهور با حجم بالا و رشد سریع است. هند گسترش سریع و طبقه متوسط رو به رشد را ارائه میدهد، اما نیازمند عبور از بازارهای کار پیچیده، تنگناهای زیرساختی و پایگاه مصرفکنندهای با قدرت خرید فردی پایینتر است. ژاپن یک پایگاه مصرفکننده بسیار قابل پیشبینی و مرفه و محیطهای نظارتی بدون اصطکاک را ارائه میدهد، اما فاقد رشد ارگانیک داخلی و مقیاس جمعیتی است که شرکتهای چندملیتی به طور فزایندهای برای گسترش آینده طلب میکنند. انتخاب بین این دو مدل کاملاً به اهداف استراتژیک خاص سرمایه در حال استقرار بستگی دارد.[1]
برای سرمایهگذاران جهانی، شرکتهای چندملیتی و شرکای استراتژیک، تخصیص منابع بین این دو قدرت اقتصادی نیازمند ارزیابی واضح اهداف و تحمل ریسک است. مدل هند به طور استثنایی زمانی مناسب است که سرمایه به دنبال رشد با بازده بالا، مقیاس عظیم بازار مصرف و مزایای جمعیتی بلندمدت باشد. این کشور مقصد اصلی برای توسعه خدمات دیجیتال، کالاهای مصرفی بستهبندیشده با هدف طبقه متوسط رو به رشد، و عملیات تولیدی است که به دنبال تنوع بخشیدن به دور از چین هستند. شرکتهایی که میتوانند از موانع بوروکراتیک اولیه عبور کنند و برای بلندمدت سرمایهگذاری کنند، مسیر رشد بینظیری را خواهند یافت، زیرا میلیونها شهروند در دهه آینده وارد اقتصاد رسمی میشوند.
با این حال، بازار هند زمانی که یک کسبوکار به یک پایگاه مصرفکننده با درآمد بالا برای کالاهای لوکس یا ممتاز، تملک زمین بدون اصطکاک، یا یک محیط نظارتی کاملاً بالغ و بدون اصطکاک بوروکراتیک نیاز دارد، مناسب نیست. شرکتهایی که نمیتوانند عدم پیشبینیپذیری سیاستها، تأخیرهای زیرساختی، یا پیچیدگیهای یک چشمانداز نظارتی تکهتکه شده ایالتی را تحمل کنند، ممکن است بازار هند را علیرغم اندازه کلی آن، بیش از حد چالشبرانگیز بیابند. هزینههای اصطکاک عملیات در یک اقتصاد در حال توسعه میتواند به سرعت حاشیه سود شرکتهایی را که به عملیات بدون درز در جهان توسعهیافته عادت کردهاند، از بین ببرد.[4]
در مقابل، مدل ژاپن زمانی کاملاً مناسب است که یک شرکت به دنبال ثبات مطلق، مشارکتهای پیشرفته تحقیق و توسعه، تولید دقیق سطح بالا، و چارچوبهای نهادی بسیار قابل پیشبینی باشد. این کشور همچنان یک بازار ایدهآل برای کالاهای مصرفی ممتاز، نوآوریهای مراقبتهای بهداشتی متناسب با جمعیت پیر، و همکاریهای فناوری عمیق است. سرمایهگذارانی که به دنبال بازدهی ایمن و قابل اعتماد در یک محیط قانونی کاملاً شفاف هستند، که توسط نیروی کاری بسیار تحصیلکرده و منضبط حمایت میشود، همچنان ژاپن را بسیار جذاب و ضروری برای یک سبد جهانی متعادل خواهند یافت.[1]
از سوی دیگر، ژاپن زمانی که یک شرکت به دنبال گسترش سریع بازار داخلی، نیروی کار ارزان، یا جمعیت جوان در حال رشد برای هدایت مصرف مبتنی بر حجم باشد، مناسب نیست. شرکتهایی که به طور فزایندهای به یک پایگاه مشتری داخلی در حال گسترش متکی هستند، در برابر موج جمعیتی کاهش جمعیت با مشکل مواجه خواهند شد. رشد اسمی راکد به این معنی است که سهم بازار باید از رقبا به دست آید نه اینکه از طریق ورود بازار جدید جذب شود، که ژاپن را برای استراتژیهای رشد تهاجمی و مبتنی بر حجم که متکی بر گسترش محض جمعیتی هستند، کمتر مناسب میسازد.[1][2]
در نهایت، پیشبینی صندوق بینالمللی پول مبنی بر پیشی گرفتن هند از ژاپن در سال ۲۰۲۶، چیزی فراتر از یک جابجایی در جدول ردهبندی اقتصاد کلان است. این بازتابی از یک نظم اقتصادی جهانی در حال تغییر است که در آن مقیاس جمعیتی و پذیرش دیجیتال به طور فزایندهای به وزن ژئوپلیتیکی و اقتصادی کلی تبدیل میشوند. همانطور که هند وارد نقش چهارمین اقتصاد بزرگ جهان میشود، چالش از دستیابی به اندازه کلی به تبدیل آن مقیاس عظیم به رفاه سرانه ملموس برای ۱.۴ میلیارد شهروندش تغییر خواهد کرد، در حالی که ژاپن باید به نوآوری ادامه دهد تا استاندارد بالای زندگی خود را در میان انقباض جمعیتی حفظ کند.[3][4]
روند رویداد
2010
ژاپن توسط چین پشت سر گذاشته شد و از دومین اقتصاد بزرگ جهان به رتبه سوم سقوط کرد.
2014
هند به عنوان دهمین اقتصاد بزرگ جهان رتبهبندی شد و یک دهه گسترش سریع را آغاز کرد.
2023
هند رسماً از چین پیشی گرفت و پرجمعیتترین کشور جهان شد و مزیت جمعیتی خود را تثبیت کرد.
2024
ژاپن به دلیل کاهش ارزش پول و رشد راکد، به رتبه چهارم اقتصاد جهانی سقوط کرد و پشت سر آلمان قرار گرفت.
2026 (پیشبینی شده)
پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که هند از ژاپن پیشی گرفته و چهارمین اقتصاد بزرگ جهان خواهد شد.
بررسی عمیق دیدگاهها
خوشبینان بازار نوظهور
تمرکز بر مقیاس محض مزیت جمعیتی هند.
این گروه تولید ناخالص داخلی کلی را به عنوان شاخص اصلی نفوذ ژئوپلیتیکی و اقتصادی در آینده میبینند. آنها استدلال میکنند که جمعیت عظیم جوان هند—بیش از یک چهارم از ۱.۴ میلیارد شهروند آن زیر ۲۶ سال سن دارند—موتوری توقفناپذیر برای مصرف داخلی ایجاد میکند. برای این خوشبینان، تنگناهای ساختاری کشورهای در حال توسعه، نقاط اصطکاک موقتی هستند که با دیجیتالی شدن سریع و سرمایهگذاری زیرساختی هموار خواهند شد و هند را به حیاتیترین بازار رشد قرن ۲۱ تبدیل میکنند.
سنتگرایان اقتصاد توسعهیافته
اولویت دادن به ثروت فردی و بلوغ نهادی بر حجم کلی.
سنتگرایان در مورد جشن گرفتن نقاط عطف تولید ناخالص داخلی کلی که صرفاً توسط اندازه جمعیت هدایت میشوند، هشدار میدهند. آنها به درآمد سرانه ژاپن، که تقریباً ۱۲ برابر بیشتر از هند باقی میماند، به عنوان معیار واقعی موفقیت اقتصادی اشاره میکنند. این دیدگاه استدلال میکند که محیط نظارتی بدون اصطکاک ژاپن، بازارهای سرمایه عمیق، و رهبری در رباتیک پیشرفته و تحقیق و توسعه، کیفیت ثبات اقتصادی را فراهم میکند که جمعیتهای عظیم و در حال توسعه نمیتوانند به راحتی آن را تکرار کنند.
استراتژیستهای سرمایه جهانی
موازنه بدهبستانها بین رشد با بازده بالا و ثبات قابل پیشبینی.
این گروه به جای تاجگذاری یک برنده واحد، عبور هند از ژاپن را به عنوان سیگنالی برای دو شاخه کردن استراتژیهای سرمایهگذاری میبینند. آنها از استقرار سرمایه در هند برای جذب رشد مبتنی بر حجم، مقیاسبندی دیجیتال، و مصرف طبقه متوسط نوظهور حمایت میکنند. همزمان، توصیه میکنند از ژاپن برای بازارهای محصولات ممتاز، تخصیص داراییهای پناهگاه امن، و مشارکتهای فناوری عمیق استفاده شود و این دو اقتصاد را مکمل یکدیگر میدانند تا رقیب صرف.
آنچه نمیدانیم
- هند با چه سرعتی میتواند اصلاحات ساختاری کار و زمین را اجرا کند تا رشد کلی خود را به درآمد سرانه بالاتر تبدیل نماید.
- آیا سرمایهگذاریهای ژاپن در اتوماسیون و رباتیک میتواند به اندازه کافی کشش اقتصادی ناشی از کاهش نیروی کار آن را جبران کند.
- چگونه تغییرات احتمالی در تعرفههای تجاری جهانی یا بازآرایی زنجیره تأمین ممکن است مسیر هند برای پیشی گرفتن از آلمان برای کسب جایگاه سوم را تسریع یا به تأخیر اندازد.
اصطلاحات کلیدی
- تولید ناخالص داخلی اسمی
- ارزش کل بازار همه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در مرزهای یک کشور در یک دوره زمانی مشخص، که برای تورم تعدیل نشده است.
- تولید ناخالص داخلی سرانه
- خروجی اقتصادی یک کشور تقسیم بر کل جمعیت آن، که به عنوان یک شاخص کلی از ثروت فردی متوسط و استاندارد زندگی استفاده میشود.
- مزیت جمعیتی
- پتانسیل رشد اقتصادی که ناشی از تغییرات در ساختار سنی جمعیت است، به ویژه زمانی که سهم جمعیت در سن کار بزرگتر از سهم جمعیت غیرفعال باشد.
- تولید سرمایهبر
- فرآیندها یا صنایعی که به مقادیر زیادی سرمایهگذاری مالی و ماشینآلات برای تولید کالا نیاز دارند، به جای اتکای شدید به نیروی کار انسانی.
پرسشهای متداول
هند دقیقاً چه زمانی از ژاپن پیشی خواهد گرفت؟
بر اساس پیشبینیهای چشمانداز اقتصادی جهانی صندوق بینالمللی پول، تولید ناخالص داخلی اسمی هند در سال ۲۰۲۶ از ژاپن فراتر خواهد رفت و به ۴.۵۱ تریلیون دلار در مقایسه با ۴.۴۶ تریلیون دلار ژاپن خواهد رسید.
آیا این بدان معناست که شهروند متوسط هندی ثروتمندتر از شهروند متوسط ژاپنی است؟
خیر. تولید ناخالص داخلی سرانه ژاپن ۳۲,۴۸۷ دلار است که تقریباً ۱۲ برابر بیشتر از ۲,۶۹۴ دلار هند است. تولید ناخالص داخلی کلی بزرگتر هند ناشی از جمعیت عظیم ۱.۴ میلیارد نفری آن است.
چرا اقتصاد ژاپن در رتبهبندیها در حال سقوط است؟
ژاپن با موانع شدید جمعیتی، از جمله جمعیت به سرعت پیرشونده و نیروی کار در حال کاهش، مواجه است که رشد داخلی را محدود میکند. علاوه بر این، کاهش اخیر ارزش ین ژاپن، تولید ناخالص داخلی اسمی آن را هنگام اندازهگیری به دلار آمریکا کاهش داده است.
هدف اقتصادی بعدی هند چیست؟
پس از پیشی گرفتن از ژاپن برای کسب جایگاه چهارم، مقامات و تحلیلگران اقتصادی هند پیشبینی میکنند که این کشور تا سالهای ۲۰۲۸ یا ۲۰۳۰ از آلمان پیشی گرفته و به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود.
منابع
[1]The Japan Timesسنتگرایان اقتصاد توسعهیافته
India overtakes Japan as world's fourth-biggest economy
مطالعه در The Japan Times →[2]The Economic Timesاستراتژیستهای سرمایه جهانی
India to become 4th largest economy in 2025, surpassing Japan: IMF
مطالعه در The Economic Times →[3]International Monetary Fundاستراتژیستهای سرمایه جهانی
World Economic Outlook: Global Growth Projections
مطالعه در International Monetary Fund →[4]World Bankسنتگرایان اقتصاد توسعهیافته
GDP per capita (current US$)
مطالعه در World Bank →
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.






