رهبر ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل، فرماندهان جدید ارتش و سپاه را منصوب کرد
مجتبی خامنهای شش فرمانده جدید را برای هدایت نیروهای مسلح ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) منصوب کرد تا جایگزین رهبرانی شوند که در حملات هوایی اخیر کشته شدند.
به قلم آریا کاویانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مطبوعات اسرائیل
- این انتصابات را به عنوان بازسازی اجباری پس از حذف موفقیتآمیز رهبری ارشد نظامی ایران برجسته میکنند.
- رسانههای دولتی ایران
- این انتصابات را به عنوان نمایشی از انعطافپذیری و تداوم در برابر تجاوز خارجی نشان میدهند.
- رسانههای عربی منطقه
- بر پیامدهای ثبات منطقهای، به ویژه تهدید تنگه هرمز و تشدید احتمالی نیابتی، تمرکز دارند.
- ناظران بینالمللی
- گزارش بیطرفانهای در مورد تغییرات ساختاری در نیروهای مسلح و سپاه ایران ارائه میدهند.
چرا مهم است
جایگزینی کامل ردههای بالای نظامی ایران، نحوه پیشبرد درگیری جاری تهران با آمریکا و اسرائیل را تعیین میکند. توازن قدرت بین بازدارندگی متعارف و جنگ نیابتی نامتقارن مشخص خواهد کرد که آیا منطقه با یک بنبست طولانیمدت روبرو خواهد شد یا تشدید سریع به سمت یک جنگ تمامعیار.
رهبر ایران، مجتبی خامنهای، روز دوشنبه با صدور احکامی، شش فرمانده ارشد را به بالاترین سطوح نظامی کشور و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) منصوب کرد. این تغییرات گسترده جایگزین نسلی از رهبران نظامی میشود که در جریان «عملیات شیر غران و خشم حماسی» آمریکا و اسرائیل که از ۲۸ فوریه آغاز شد، از بین رفتند. این حملات منجر به کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر سابق، و ژنرالهای ارشد شد و اساس معماری امنیتی منطقه را تغییر داد. انتصابات جدید نشاندهنده اولین سازماندهی مجدد ساختاری عمده تحت رهبر جدید است و تلاشی فوری برای بازسازی سلسله مراتب فرماندهی متلاشی شده و نمایش تداوم عملیاتی در بحبوحه درگیریهای چندجانبه جاری است.[1][4]
مقیاس خلاء رهبری، نیازمند اقدام فوری و جامع در هر دو بخش نظامی متعارف و نیروهای شبهنظامی بود. سرلشکر علی عبداللهی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد و جانشین سپهبد عبدالرحیم موسوی شد که در حملات هوایی اولیه ۲۸ فوریه کشته شده بود. این احکام همچنین سرتیپ کیومرث حیدری را به سمت معاون رئیس ستاد کل ارتقا داد. به موازات نیروهای مسلح متعارف، ردههای بالای سپاه نیز به طور کامل جایگزین شدند. سرلشکر احمد وحیدی به عنوان فرمانده کل سپاه منصوب شد و جایگزین سپهبد محمد پاکپور شد که او نیز در حملات فوریه جان باخت، در حالی که سرلشکر مصطفی ایزدی به عنوان معاون وی معرفی شد.[1][2][3]
انتصابات بیشتر بر تمرکز شدید بر امنیت داخلی و قابلیتهای دریایی نامتقارن تأکید دارد. حسین طائب، رئیس سابق اطلاعات سپاه، به جای غلامرضا سلیمانی کشته شده، به عنوان رئیس نیروی بسیج منصوب شده است. در همین حال، دریادار علی عظیمی فرماندهی نیروی دریایی سپاه را بر عهده میگیرد و جانشین علیرضا تنگسیری میشود که در حمله هوایی ماه مارس کشته شد. بُعد سیاسی این بازسازی نظامی نیز به همان اندازه مهم است؛ محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه، به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. این تحکیم قدرت توسط مجتبی خامنهای، وفاداران آزموده شده در میدان نبرد را در نقشهای کلیدی مشورتی و عملیاتی قرار میدهد و همسویی ایدئولوژیک را در دورهای از آسیبپذیری بیسابقه تضمین میکند.[1][2][5]

انتخاب عبداللهی تجربه گستردهای در هماهنگی عملیات مشترک در شاخههای مختلف نظامی ایران به همراه دارد. او پیش از این فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، مرکز عصبی هماهنگی بین شاخهها، را بر عهده داشت. مأموریت او بازسازی ساختار فرماندهی متعارف متلاشی شده، ادغام شبکههای پدافند هوایی باقیمانده و ایجاد یک بازدارندگی معتبر در برابر حملات هدفمند بیشتر است. عبداللهی پیش از این هشدارهای تندی صادر کرده و گفته است هر کشور منطقهای که به عنوان سپر دفاعی برای ایالات متحده یا اسرائیل عمل کند، درگیر درگیری خواهد شد، که نشاندهنده موضع بازدارندگی متعارف تهاجمی است.[5]
انتخاب عبداللهی تجربه گستردهای در هماهنگی عملیات مشترک در شاخههای مختلف نظامی ایران به همراه دارد.
در مقابل، ارتقای وحیدی به بالاترین رده سپاه، یک کهنهکار جنگ نامتقارن را مسئول قدرتمندترین سازمان شبهنظامی ایران میکند. وحیدی، وزیر دفاع سابق و فرمانده نیروی قدس، نماینده نسل بنیانگذار سپاه است. انتصاب او نشاندهنده اتکای مستمر به شبکههای نیابتی و تاکتیکهای غیرمتعارف برای وارد کردن تلفات به منافع آمریکا و اسرائیل بدون درگیر کردن نیروهای متعارف تضعیف شده در یک رویارویی مستقیم است. سابقه وحیدی در مدیریت عملیات خارجی با ترجیح تاریخی سپاه برای تلافی غیرمتمرکز و قابل انکار همخوانی دارد.[1][3]
رهبری جدید با یک معضل استراتژیک فوری و شدید روبرو است. آنها باید به حملات آمریکا و اسرائیل پاسخ دهند تا تندروهای داخلی را راضی کرده و اعتبار خود را نزد نیروهای نیابتی منطقهای حفظ کنند، اما در عین حال از تحریک یک جنگ متعارف گستردهتر که میتواند بقای رژیم را تهدید کند، اجتناب ورزند. انتصابات دوگانه یک هماهنگکننده متعارف مانند عبداللهی و یک متخصص نامتقارن مانند وحیدی، بازتاب این تنش است. تهران تلاش میکند تا نیاز به یک سپر دفاعی نظامی یکپارچه را با تمایل به حفظ فشار تهاجمی از طریق شبکه منطقهای سپاه، متعادل سازد.[1][4]

انتصاب عظیمی به نیروی دریایی سپاه در بحبوحه یک بنبست پرتنش بر سر تنگه هرمز، یک گلوگاه حیاتی برای عرضه جهانی انرژی، صورت میگیرد. نیروی دریایی سپاه از لحاظ تاریخی پیشگام استراتژی دریایی نامتقارن ایران بوده است و از قایقهای تندرو، مینهای دریایی و موشکهای ضدکشتی برای آزار کشتیهای تجاری و نظامی استفاده میکند. عظیمی موظف خواهد بود فشار در خلیج فارس را حفظ کند و به طور بالقوه مسیرهای ترانزیت را برای تحمیل هزینههای اقتصادی بر دشمنان تهدید کند، بدون اینکه از آستانه جنگ دریایی آشکار عبور کند که حملات تلافیجویانه ویرانگر را به دنبال خواهد داشت.[1][2]
بازگشت طائب به یک نقش برجسته به عنوان رئیس بسیج، نگرانی شدید رژیم در مورد ثبات داخلی را برجسته میکند. بسیج، یک نیروی شبهنظامی داوطلب، ابزار اصلی برای سرکوب نارضایتیهای داخلی است. در پی حذف رهبری و فشار اقتصادی مداوم ناشی از درگیری، سابقه اطلاعاتی طائب در پیشگیری و خنثیسازی تهدیدات داخلی حیاتی خواهد بود. در نهایت، این انتصابات نشاندهنده تلاش مجتبی خامنهای برای تثبیت یک دستگاه دولتی متزلزل است و نشاندهنده قصدی برای جذب تلفات ویرانگر ماههای گذشته و آماده شدن برای یک رویارویی طولانیمدت است.[1]
نکات کلیدی
- رهبر ایران، مجتبی خامنهای، شش فرمانده جدید را برای هدایت نیروهای مسلح و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) منصوب کرد.
- این تغییرات گسترده جایگزین ژنرالهای ارشدی میشود که در جریان حملات آمریکا و اسرائیل در ماههای فوریه و مارس کشته شدند.
- سرلشکر علی عبداللهی فرماندهی نیروهای مسلح را بر عهده میگیرد و بر هماهنگی نظامی متعارف تمرکز دارد.
- سرلشکر احمد وحیدی فرماندهی سپاه را بر عهده میگیرد که نشاندهنده اتکای مستمر به جنگ نامتقارن است.
- این انتصابات منعکسکننده تلاشی فوری برای تثبیت سلسله مراتب نظامی ایران در بحبوحه درگیریهای منطقهای جاری است.
بررسی عمیق دیدگاهها
استراتژی الف: تشدید نامتقارن (دکترین سپاه)
اولویت دادن به تلافی فوری و غیرمتمرکز از طریق شبکههای نیابتی و اخلال دریایی در تنگه هرمز.
مزایا: از قابلیتهای نامتقارن باقیمانده ایران استفاده میکند؛ هزینههای اقتصادی فوری بر دشمنان تحمیل میکند؛ خواستههای تندروهای داخلی برای انتقام پس از حملات هدفمند ۲۸ فوریه را برآورده میسازد. معایب: خطر تحریک یک جنگ متعارف گستردهتر و تهدیدکننده رژیم را دارد؛ گرههای فرماندهی باقیمانده را در معرض هدفگیری بیشتر آمریکا و اسرائیل قرار میدهد؛ بازیگران منطقهای بیطرف را بیگانه میکند. شواهد: ارتقای احمد وحیدی به فرماندهی کل سپاه و حسین طائب به ریاست بسیج، نشاندهنده تأکید مجدد بر جنگ نامتعارف و امنیت داخلی است. سابقه وحیدی در نیروی قدس و سابقه اطلاعاتی طائب، نشاندهنده ترجیح عملیات پنهانی و با تأثیر بالا بر نبردهای متعارف است. زمانی مناسب است که: ایران نیاز دارد بدون درگیر کردن نیروهای متعارف تضعیف شده خود، قدرت خود را نشان دهد و شبکههای نیابتی دستنخورده باقی مانده باشند. زمانی مناسب نیست که: دشمنان از برتری هوایی مطلق و تمایل اثبات شده برای حمله مستقیم به اهداف رهبری برخوردار باشند.
استراتژی ب: تحکیم متعارف (دکترین نیروهای مسلح)
تمرکز بر بازسازی ساختارهای فرماندهی متلاشی شده، ادغام پدافند هوایی و بازدارندگی در برابر حملات مستقیم بیشتر.
مزایا: داراییهای نظامی باقیمانده را حفظ میکند؛ زمان لازم برای بازسازی رهبری را فراهم میآورد؛ یک سپر دفاعی معتبر در برابر عملیات هدفمند بیشتر ایجاد میکند. معایب: در نظر تندروهای داخلی ضعیف به نظر میرسد؛ ابتکار عمل را به نیروهای آمریکایی و اسرائیلی واگذار میکند؛ نیازمند زمان و منابع قابل توجهی است که ایران در حال حاضر فاقد آن است. شواهد: انتصاب سرلشکر علی عبداللهی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، نشاندهنده تمایل به کنترل متمرکز است. عبداللهی پیش از این فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا را بر عهده داشت که عملیات را در تمام شاخههای نظامی هماهنگ میکند. هشدار اخیر او مبنی بر اینکه «هر کشوری که به عنوان سپر دفاعی عمل کند... درگیر خواهد شد» نشاندهنده تمرکز بر بازدارندگی متعارف به جای حملات نیابتی فوری است. زمانی مناسب است که: هدف اصلی بقای رژیم و جلوگیری از فروپاشی کامل دستگاه نظامی ملی باشد. زمانی مناسب نیست که: محیط سیاسی داخلی خواستار تلافی فوری و آشکار برای مرگ رهبران ارشد باشد.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا ساختار فرماندهی جدید میتواند عملیات بین ارتش متعارف و سپاه را به طور مؤثر هماهنگ کند یا خیر.
- ایران با چه سرعتی میتواند شبکههای پدافند هوایی خود را پس از حملات فوریه بازسازی کند.
- میزان استقلال عمل گروههای نیابتی در حالی که فرماندهی مرکزی در حال بازسازی است.
منابع
[1]The Nationalرسانههای عربی منطقه
Iran appoints new military chiefs amid US-Iran stand-off
مطالعه در The National →[2]Anadolu Agencyناظران بینالمللی
Iran appoints Abdollahi Armed Forces chief, Vahidi IRGC commander
مطالعه در Anadolu Agency →[3]Times of Israelمطبوعات اسرائیل
Iran announces several new military appointments, including for head of military
مطالعه در Times of Israel →[4]Jerusalem Postمطبوعات اسرائیل
Khamenei names new Iran military, IRGC chiefs after commanders killed in Israeli-US strikes
مطالعه در Jerusalem Post →[5]Al Arabiyaرسانههای عربی منطقه
Iranian supreme leader Mojtaba Khamenei names new armed forces, IRGC chiefs
مطالعه در Al Arabiya →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.






