رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانمعاهده همه‌گیریتوضیح سیاست۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۳· 6 دقیقه مطالعه

سازوکار دسترسی به پاتوژن‌ها در توافقنامه همه‌گیری سازمان جهانی بهداشت چگونه توزیع جهانی واکسن را متحول می‌کند

توافقنامه جدید همه‌گیری سازمان جهانی بهداشت بر سازوکاری به نام «پبس» (PABS) تکیه دارد که به شدت مورد بحث است تا عدالت در واکسن را تضمین کند. اما اتکای این سیستم به ردیابی اطلاعات توالی دیجیتال، یک بن‌بست ژئوپلیتیکی را بر سر نحوه اجرای تسهیم منافع دارویی ایجاد کرده است.

به قلم ایمان شریعتی

حامیان مدل فدرال 35%حامیان مدل ترکیبی 35%تولیدکنندگان دارویی 15%محققان بهداشت جهانی 15%
حامیان مدل فدرال
استدلال می‌کنند که کنترل حاکمیتی بر داده‌های پاتوژن تنها راه برای اعمال قراردادهای الزام‌آور تسهیم منافع بر شرکت‌های دارویی است.
حامیان مدل ترکیبی
از ترکیبی از اشتراک‌گذاری اجباری و داوطلبانه حمایت می‌کنند تا از ایجاد گلوگاه در تحقیقات علمی سریع در طول شرایط اضطراری جلوگیری شود.
تولیدکنندگان دارویی
نگران هستند که تخصیص‌های اجباری ۲۰ درصدی تولید، زنجیره‌های تأمین را مختل کرده و انگیزه توسعه سریع اقدامات متقابل را کاهش دهد.
محققان بهداشت جهانی
بر اطمینان از این تمرکز دارند که بوروکراسی تسهیم منافع، اشتراک‌گذاری منبع باز داده‌های ژنومی را در طول شیوع بیماری کُند نکند.

روایت رایج پیرامون توافقنامه همه‌گیری سازمان جهانی بهداشت که در می ۲۰۲۵ به تصویب رسید، این است که جهان سرانجام یک معاهده الزام‌آور برای جلوگیری از احتکار واکسن که در طول کووید-۱۹ مشاهده شد، در اختیار دارد. واقعیت بسیار پیچیده‌تر است. خود این معاهده عمدتاً یک چارچوب است؛ موتور واقعی که برای تحمیل توزیع عادلانه طراحی شده، سازوکاری به نام سیستم دسترسی به پاتوژن‌ها و تسهیم منافع (PABS) است. در حال حاضر، پبس اساساً یک ضمیمه خالی است. در حالی که دیپلمات‌ها توافق کلی را جشن می‌گیرند، شرایط الزام‌آور قانونی که نحوه دسترسی شرکت‌های دارویی به ویروس‌های دارای پتانسیل همه‌گیری و آنچه باید در ازای آن پس دهند را دیکته می‌کند، همچنان در ژنو به شدت مورد مذاکره است.[1][4]

برای درک پبس، باید مبادله اساسی را که تلاش می‌کند کدگذاری کند، درک کنید. در روزهای اولیه کووید-۱۹، دانشمندان در جنوب جهانی به سرعت توالی‌های ژنومی کروناویروس جدید و گونه‌های بعدی آن، مانند اومیکرون، را به اشتراک گذاشتند. این داده‌ها به شرکت‌های دارویی غربی اجازه داد تا واکسن‌های mRNA را در زمان رکورد طراحی کنند. با این حال، کشورهایی که داده‌ها را ارائه کردند، اغلب در صف خرید واکسن‌های حاصله به عقب رانده شدند یا با ممنوعیت‌های فوری سفر مواجه گشتند.

پبس برای رفع این نابرابری «علم در برابر علم» طراحی شده است، به این صورت که دسترسی به مواد بیولوژیکی را مستقیماً به تسهیم منافع پیوند می‌دهد. بر اساس ماده ۱۲ توافقنامه همه‌گیری، کشورها متعهد می‌شوند که نمونه‌های فیزیکی پاتوژن و داده‌های توالی ژنتیکی آنها را از طریق شبکه‌های آزمایشگاهی هماهنگ‌شده توسط سازمان جهانی بهداشت به سرعت به اشتراک بگذارند. در ازای آن، این سیستم حکم می‌کند که هر تولیدکننده‌ای که از این داده‌ها برای توسعه واکسن‌ها، درمان‌ها یا تشخیص‌ها (VTDs) استفاده می‌کند، باید یک قرارداد الزام‌آور قانونی برای به اشتراک‌گذاری محصولات حاصل امضا کند.[1][2]

چگونه سیستم پیشنهادی دسترسی به پاتوژن‌ها و تسهیم منافع (PABS) قصد دارد دسترسی به داده‌ها را به عدالت در واکسن پیوند دهد.

ملموس‌ترین سازوکار پیشنهادی در پبس، «قانون ۲۰ درصد» است. اگر یک تولیدکننده از شبکه سازمان جهانی بهداشت برای دسترسی به یک پاتوژن با پتانسیل همه‌گیری استفاده کند، موظف است ۲۰٪ از تولید بلادرنگ خود از هرگونه اقدامات متقابل پزشکی حاصله را در طول یک وضعیت اضطراری بهداشت عمومی اعلام‌شده، به سازمان جهانی بهداشت ارائه دهد. نیمی از این تخصیص – ۱۰٪ از کل تولید – باید به عنوان کمک خیریه اهدا شود. ۱۰٪ باقیمانده باید با قیمت‌های مقرون به صرفه و غیرانتفاعی به سازمان جهانی بهداشت برای توزیع در کشورهای کم‌درآمد و متوسط، بر اساس نیازهای بهداشت عمومی و نه قدرت خرید، ارائه شود.[2][3]

در حالی که سهمیه ۲۰ درصدی شبیه به یک مالیات نظارتی ساده به نظر می‌رسد، اجرای آن مستلزم ردیابی یک دارایی بسیار ناملموس است: اطلاعات توالی دیجیتال (DSI). توسعه واکسن مدرن به ندرت نیاز به ارسال ویال‌های فیزیکی ویروس در سراسر مرزها دارد. در عوض، محققان کد ژنتیکی یک پاتوژن را از پایگاه‌های داده منبع باز دانلود می‌کنند. چالش برای پبس این است که چگونه یک قرارداد الزام‌آور را بر یک شرکت دارویی که صرفاً یک توالی را از اینترنت دانلود می‌کند، اعمال کند.[2]

در حالی که سهمیه ۲۰ درصدی شبیه به یک مالیات نظارتی ساده به نظر می‌رسد، اجرای آن مستلزم ردیابی یک دارایی بسیار ناملموس است: اطلاعات توالی دیجیتال (DSI).

این شکاف اجرایی، یک بن‌بست ژئوپلیتیکی بزرگ را بر سر معماری پایگاه‌های داده پبس ایجاد کرده است. ائتلافی از کشورهای آفریقایی، در کنار سایر اقتصادهای در حال توسعه، به دنبال «مدل فدرال» هستند. در این سیستم، کشورهای مستقل کنترل داده‌های پاتوژن خود را از طریق گره‌های منطقه‌ای حفظ می‌کنند. قبل از اینکه یک محقق یا تولیدکننده بتواند به توالی دسترسی پیدا کند، باید در یک کاتالوگ مرکزی ثبت نام کرده و یک توافقنامه دسترسی به داده (DAA) امضا کند که آنها را به طور قانونی به سهمیه تسهیم منافع ۲۰ درصدی ملزم می‌کند. داده‌ها در گره مستقل باقی می‌مانند و فقط نتایج تحلیلی خارج می‌شوند.

بن‌بست ژئوپلیتیکی بر سر نحوه ساختاردهی پایگاه‌های داده پبس.

در مقابل، اتحادیه اروپا و چندین کشور توسعه‌یافته با بخش‌های دارویی بزرگ، از «مدل ترکیبی» حمایت می‌کنند. این رویکرد ترکیبی از اقدامات اجباری و داوطلبانه را پیشنهاد می‌کند. این مدل یک سیستم جهانی پبس تحت کنترل سازمان جهانی بهداشت با تعهدات تسهیم منافع را حفظ خواهد کرد، اما همچنین به کشورها اجازه می‌دهد تا مواد پاتوژن را خارج از سیستم رسمی بر اساس شرایط مورد توافق دوجانبه به اشتراک بگذارند. منتقدان استدلال می‌کنند که این رویکرد ترکیبی یک حفره بزرگ ایجاد می‌کند و به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا به طور ناشناس به داده‌های توالی دسترسی پیدا کنند بدون اینکه تعهد اهدای ۲۰ درصدی اجباری را فعال کنند.

صنعت داروسازی نسبت به واقعیت‌های عملیاتی پبس ابراز تردید عمیق کرده است. گروه‌های صنعتی استدلال می‌کنند که تخصیص‌های اجباری می‌تواند زنجیره‌های تأمین پیچیده را مختل کرده و انگیزه تحقیق و توسعه سریع در طول بحران را کاهش دهد. اگر دسترسی به داده‌های سازمان جهانی بهداشت با تعهدات حقوقی و مالی سنگین همراه باشد، برخی شرکت‌ها ممکن است ترجیح دهند منتظر بمانند تا داده‌ها از طریق کانال‌های جایگزین ظاهر شوند، که به طور بالقوه توسعه اقدامات متقابل نجات‌بخش را به تأخیر می‌اندازد.[3]

علاوه بر این، دامنه آنچه که به عنوان «پاتوژن با پتانسیل همه‌گیری» تلقی می‌شود، همچنان به شدت مورد بحث است. پیش‌نویس ضمایم شامل ویروس‌هایی مانند ابولا، زیکا و بیماری‌های تنفسی شبیه سارس بوده است، اما فهرست دقیق تعیین خواهد کرد که کدام تحقیقات تعهدات پبس را فعال می‌کند. اگر دامنه بسیار گسترده باشد، تحقیقات معمول در مورد بیماری‌های بومی می‌تواند درگیر قراردادهای پیچیده بین‌المللی تسهیم منافع شود و همکاری علمی روزمره را کُند کند.[3]

تولیدکنندگان دارویی تحت چارچوب پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت با تخصیص‌های اجباری تولید مواجه هستند.

تداخل صلاحیت قضایی با سایر معاهدات بین‌المللی لایه دیگری از عدم قطعیت حقوقی را اضافه می‌کند. کنوانسیون تنوع زیستی (CBD) و پروتکل ناگویا آن قبلاً تسهیم عادلانه منابع ژنتیکی را تنظیم می‌کنند، اما آنها بر اساس دوجانبه عمل می‌کنند و اغلب شامل جبران مالی هستند. پبس در تلاش است تا یک سیستم تخصصی و چندجانبه را منحصراً بر پاتوژن‌های همه‌گیری متمرکز کند و کمک‌های غیرنقدی (واکسن‌ها و درمان‌ها) را بر پول نقد اولویت دهد. تطبیق این دو چارچوب بدون ایجاد تعهدات حقوقی متناقض برای محققان، یک وظیفه بسیار بزرگ است.[2]

در نهایت، موفقیت توافقنامه همه‌گیری سازمان جهانی بهداشت کاملاً به نهایی شدن ضمیمه پبس بستگی دارد. بدون آن، معاهده گسترده‌تر نمی‌تواند به طور کامل تصویب شده یا به اجرا درآید. مذاکره‌کنندگان در حال رقابت با زمان هستند، و کارگروه بین‌دولتی (IGWG) جلسات حیاتی را در طول اواخر سال ۲۰۲۶ برگزار می‌کند تا شکاف بین مدل‌های فدرال و ترکیبی را پر کند.[1]

جدول زمانی توافقنامه همه‌گیری سازمان جهانی بهداشت و مذاکرات جاری پبس.

مخاطرات بسیار زیاد است. اگر یک سیستم پبس قوی اجرا شود، بازار جهانی داروسازی را به طور اساسی بازآرایی خواهد کرد و آن را از یک رقابت صرفاً بازارمحور به سیستمی با حداقل تضمین‌شده عدالت تغییر می‌دهد. اگر مذاکرات شکست بخورد، یا اگر سیستم حاصله پر از حفره‌های قانونی باشد، همه‌گیری بعدی احتمالاً شبیه به همه‌گیری قبلی خواهد بود: پیروزی نوآوری علمی سریع، و به دنبال آن شکست فاجعه‌بار در توزیع جهانی.[4]

نکات کلیدی

  • توافقنامه همه‌گیری سازمان جهانی بهداشت در می ۲۰۲۵ به تصویب رسید، اما سازوکار اجرایی اصلی آن، سیستم پبس، همچنان یک ضمیمه ناتمام باقی مانده است.
  • پبس قصد دارد شرکت‌های دارویی را ملزم کند که ۲۰٪ از تولید بلادرنگ خود در دوران همه‌گیری را در ازای داده‌های پاتوژن، به سازمان جهانی بهداشت ارائه دهند.
  • کشورهای آفریقایی برای حفظ کنترل حاکمیتی بر داده‌ها و اجرای قراردادهای الزام‌آور، به دنبال «مدل فدرال» هستند.
  • اتحادیه اروپا از «مدل ترکیبی» حمایت می‌کند که شامل مسیرهای اشتراک‌گذاری داوطلبانه است، که منتقدان استدلال می‌کنند یک حفره بزرگ ایجاد می‌کند.
  • صنعت داروسازی هشدار می‌دهد که تخصیص‌های اجباری می‌تواند زنجیره‌های تأمین را مختل کرده و توسعه سریع اقدامات متقابل را کُند کند.

چرا مهم است

سیستم پبس تعیین خواهد کرد که آیا واکسن‌ها و درمان‌هایی که در طول بحران بهداشتی جهانی بعدی توسعه می‌یابند، بر اساس نیاز بهداشت عمومی توزیع می‌شوند یا قدرت خرید. برای شرکت‌های دارویی، این سیستم بازآرایی اساسی نحوه دسترسی آنها به داده‌های ژنتیکی مورد نیاز برای ساخت آن محصولات نجات‌بخش را نشان می‌دهد.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

4 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان مدل فدرال 35%حامیان مدل ترکیبی 35%تولیدکنندگان دارویی 15%محققان بهداشت جهانی 15%
  1. [1]World Health Organizationمحققان بهداشت جهانی

    WHO Member States continue negotiations on the Pathogen Access and Benefit Sharing Annex

    مطالعه در World Health Organization
  2. [2]National Institutes of Healthمحققان بهداشت جهانی

    THE PABS SYSTEM: INNOVATION AND CONTROVERSY

    مطالعه در National Institutes of Health
  3. [3]Inside EU Life Sciencesتولیدکنندگان دارویی

    Pathogen Access and Benefit-Sharing (P-ABS) under the draft WHO Pandemic Treaty

    مطالعه در Inside EU Life Sciences
  4. [4]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.