راز جنسیت دستوری واژهها؛ چطور تمایز کهن «جاندار و بیجان» به مذکر و مؤنث بدل شد؟
در حالی که در بسیاری از زبانهای نوین اشیای بیجان برچسب مذکر یا مؤنث میخورند، شواهد زبانشناختی نشان میدهد این نظامها در آغاز جهان را صرفاً بر پایه «زنده یا نازیبا بودن» دستهبندی میکردند؛ شکافی که با فرسایش پسوندهای صوتی طی هزارهها به مرزبندیهای جنسیتی انجامید.
به قلم یاسر شاهرخی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- جنسیت دستوری در آغاز برای انتساب صفات زنانه یا مردانه به اشیا ساخته نشد، بلکه از دل سامانههای تفکیک موجود زنده از پدیدههای بیجان جوانه زد.
- زبان نیاهندواروپایی ابتدا کل جهان را صرفاً به کنشگران متحرک و اشیای ایستا دستهبندی میکرد، پیش از آنکه دگرگونیهای صوتی این نظم را بشکند.
- مذکر یا مؤنث بودن اشیای پیرامون ما در زبانهای امروزی، صرفاً میراث ادغام تصادفی پسوندها در جریان فرسایش آوایی طی قرنها است.
هر کس که یادگیری زبانی مثل آلمانی یا فرانسوی را شروع کرده باشد، دستکم یک بار با تعجب از خودش پرسیده چرا باید یک میز یا پل مذکر یا مؤنث باشد؟ ذهن کنجکاو بلافاصله تصور میکند انسانهای کهن به نوعی روحیه زنانه یا مردانه در جمادات باور داشتهاند؛ تصوری جذاب و عامهپسند که در بسیاری از کتابهای آموزش زبان نیز تکرار میشود، اما دادههای ردهشناختی جهان درست خلاف آن را اثبات میکنند.
شواهد تاریخی زبانشناسی نشان میدهند جنسیت دستوری اصلاً از تمایز زیستشناختی زن و مرد آغاز نشده است. این پدیده در اصل زاییده سازوکاری گسترده برای طبقهبندی نامها بود تا جهان بر پایه ویژگیهای فیزیکی مرتب شود، و بنیادیترین خطکشی این دنیای کهن یک چیز ساده بود: آیا این موجود نفس میکشد و حرکت میکند یا جسمی خاموش و بیجان است؟
در واژهنامه تخصصی مؤسسه اسآیال (SIL International) که سال ۲۰۱۵ منتشر شد، «طبقه اسمی» سامانهای تعریف شده که واژهها را «بر اساس ویژگیهای معنایی نظیر جانداری، شکل هندسی یا جنسیت زیستی» گروهبندی میکند. جنسیت زیستشناختی در واقع یکی از متأخرترین و تازهترین گزینههای این فهرست بلند است؛ برای نیاکان زبانهای امروزی، این «حیات و پویایی» بود که حرف اول را میزد.[5]
اطلس جهانی ساختارهای زبانی (WALS) این تنوع ساختاری را در سراسر گیتی ثبت کرده است. بر پایه پایگاه داده سال ۲۰۱۳ این مرکز، زبانشناسان ۲۶۹ زبان را یافتهاند که کوچکترین نشانی از جنسیت دستوری ندارند. در میان زبانهایی هم که دست به طبقهبندی میزنند، ۱۱۲ زبان از تمایز زن و مرد بهره میبرند و ۵۴ زبان بر پایههایی کاملاً غیرجنسیتی استوارند.[2][8]
برای سر درآوردن از اینکه چطور یک میز در اسپانیایی مؤنث و در آلمانی مذکر شد، باید تقویم تاریخ را تا دوران زبان نیاهندواروپایی عقب کشید؛ زبانی باستانی که حدود ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد تکلم میشد و مادر طیف وسیعی از زبانها، از هندی تا انگلیسی، به شمار میرود. جالب است بدانید در کهنترین لایههای این نیاکان، خبری از قالب مذکر و مؤنث نبود.[1]
جاندار و بیجان
زبان نیاهندواروپاییِ نخستین، کائنات را با مرزبندی قاطعی به دو بخش میشناخت: جاندار و بیجان. دسته جانداران انسانها، جانوران و نیروهای پویا و خروشانی مثل رودخانهها و آتش را در بر میگرفت. در مقابل، دسته بیجانها سنگها، ابزارآلات و مفاهیم انتزاعی را در دل خود جای میداد.[1][6]
این دستهبندی کارایی بسیار روشنی برای گویشوران نخستین داشت. واژههای جاندار میتوانستند آغازگر کنش باشند، یعنی به عنوان نهاد یک فعل متعدی عمل کنند؛ در حالی که اسامی بیجان صرفاً مفعول واقع میشدند. دستور زبان عملاً اجازه نمیداد یک تختهسنگ بیحرکت، فاعل فعال یک جمله قرار گیرد.[1]
طی هزارهها این سیستم منظمِ دوتایی دچار دگرگونی شد. همگام با پیچیدهتر شدن جامعه نیاهندواروپایی، زبان نیز به تمایزهای ظریفتری احتیاج پیدا کرد. در نهایت، رده جاندار به دو شاخه مجزا تقسیم شد؛ دو شاخهای که زبانشناسان امروزی آنها را اجداد مذکر و مؤنث میدانند.[1]
جرقه این جدایی، اضافه شدن یک پسوند خاص بود. پژوهشگران تاریخ زبان در نشریه معتبر دیگرویتر اشاره میکنند که پسوندی حاوی صدای حلقی «h2» به برخی اسامی جاندار اضافه شد. این نشانگر در آغاز صرفاً بیانگر مفاهیم انتزاعی یا گروههای جمعی بود، نه ویژگیهای بیولوژیکی مادینه.[1]
با گذر زمان، این پسوندِ جمعی رفتهرفته در ذهن گویشوران با زنان و جانوران ماده تداعی شد. به این ترتیب، رده جاندار نخستین به قالب «مذکر» بازتعریف شد و پسوند جدید طبقه «مؤنث» را ساخت؛ رده کهن بیجان نیز همان چیزی شد که امروزه در زبانهایی چون لاتین و آلمانی جنس «خنثی» نامیده میشود.[1][3]
سازوکار فرسایش آوایی
این نظام سهگانه به زبانهای کلاسیکی مانند لاتین، یونانی و سانسکریت به ارث رسید. اما درست در همین نقطه، منطق درونی تمایز جاندار و بیجان رو به تحلیل گذاشت. عامل اصلی این به همریختگی، «فرسایش آوایی» بود؛ فرایند طبیعی ساییده شدن پایانههای واژگان بر اثر سدهها تکلم سریع و روزمره.[7]
وقتی تلفظ واژهها در گذر قرنها نرم و کوتاه شد، پسوندهایی که زمانی تمایز میان ردههای گوناگون را جار میزدند، یکصدا و همشکل شدند. گاهی انتهای یک اسم بیجان آنقدر سوده میشد که با پسوند یک واژه مذکر یا مؤنث مو نمیزد. وقتی صداها یکسان شدند، ساختار نحوی هم به دنبال گوش گویشوران راه افتاد.[7]
پژوهشی در سال ۱۹۵۹ که در ساینسدایرکت پیرامون پیدایش جنسیت دستوری به چاپ رسید، این چرخش مکانیکی را کالبدشکافی میکند. هنگامی که یک اسم بیجان بر اثر جهشهای صوتی ناخواسته پسوندی شبیه مؤنث پیدا میکرد، گویشوران بیدرنگ از نظر دستوری با آن شبیه واژهای مؤنث رفتار میکردند؛ معنای کهن فدای تشابه صوتی شد.[7]
به همین دلیل است که واژه میز در اسپانیایی یعنی mesa مؤنث به حساب میآید. این پدیده هرگز نشاندهنده آن نیست که گویشوران باستانی صفات زنانه در میز میدیدهاند، بلکه پایانه جمع خنثی در زبان لاتین آنقدر ساییده شد تا دقیقاً صدایی شبیه پایانه مفرد مؤنث پیدا کرد.[3]
حاصل چنین فرایندی، سامانهای از جنسیت دستوری است که برای زبانآموزان امروزی سراسر سلیقهای و نامفهوم جلوه میکند. در زبان آلمانی قاشق مذکر، چنگال مؤنث و کارد خنثی است؛ چیدمانی که نه حاصل رمزگشاییهای نمادین، بلکه نتیجه مستقیم تصادفهای صوتی در تاریخ زبان است.[3]
فراتر از خانواده هندواروپایی
در حالی که زبانهای اروپایی دستهبندیهای غنی کهن را در قالب جنسیتهای زیستی محدود کردند، سایر خانوادههای زبانی منطق آغازین ردهبندی اسمی را حفظ کرده و بال و پر دادند. زبانهای بانتو در آفریقای جنوب صحرا از درخشانترین نمونههای این گوناگونی ردهشناختیاند.[2]
زبان سواحیلی، از اعضای نامدار خانواده بانتو، تا ۱۸ طبقه اسمی گوناگون را به کار میگیرد. این طبقهها پدیدهها را بر اساس شکل ظاهری، کارکرد مادی و زنده بودن سامان میدهند؛ برای نمونه، دستهبندیهای ویژهای برای اجسام بلند و باریک، برای ابزارها، مفاهیم ذهنی و اشخاص وجود دارد.[3]
در این ساختارها، نشانههای دستوری اطلاعاتی واقعی و ملموس درباره ماهیت پدیده بازگو میکنند. پژوهشی تجربی در سال ۲۰۲۱ در ژورنال گلوسا نشان داد با محو شدن این دستهبندیهای توصیفی و حرکت به سوی دستههای صوری، بار شناختی ذهن برای حفظ کردن اسامی به شکل چشمگیری سنگینتر میشود.[4]
زبانهای آلگونکویین در آمریکای شمالی نمونه زنده دیگری از خطکشی باستانی جاندار و بیجان به دست میدهند. زبانهایی مانند اوجیبوه نامها را به دو گروه زنده و نازیبا تقسیم میکنند، با این تفاوت که در فرهنگ آنان، امر قدسی نیز جاندار تلقی میشود؛ از این رو طبلها و برخی درختان مقدس در زمره زندگان جای میگیرند.[2]
این گوناگونیهای ردهشناختی گواهی میدهند که مغز انسان لزوماً جهان را از دریچه جنسیت زن و مرد نمیبیند. طبق دادههای اطلس جهانی ساختارهای زبانی، جنسیت زیستمحور عملاً رویکردی اقلیت در سطح جهان است و ۱۱۲ زبانی که از آن پیروی میکنند، عموماً در خانوادههای هندواروپایی و آفریقاآسیایی متمرکزند.[2][8]
ردپای شناختی دستور زبان
با اینکه جنسیت دستوری برآمده از تصادفی آوایی است، باز هم اثری پنهان بر ذهن و روان گویشوران خود برجای میگذارد. دانشمندان علوم شناختی دههها است بررسی میکنند که آیا اطلاق مذکر یا مؤنث به یک شیء بیجان، نحوه درک انسان از آن را تغییر میدهد یا خیر.[9]
نتایج این آزمونها یک تأثیر روانشناختی ظریف را تأیید میکنند. وقتی از گویشوران خواسته میشود یک «پل» را توصیف کنند — کلمهای که در آلمانی مؤنث و در اسپانیایی مذکر است — آلمانیزبانها آن را با صفاتی چون «ظریف» یا «زیبا» توصیف میکنند، در حالی که اسپانیاییزبانها واژههایی نظیر «استوار» یا «نیرومند» را برمیگزینند.[9]
نتایج این آزمونها یک تأثیر روانشناختی ظریف را تأیید میکنند.
دستور زبان، گویشور را ناخودآگاه وادار میسازد تا همواره اشیا را با ضمایر و صفتهای پیوسته به جنسهای زیستی پیوند بزند. این عادت زبانی در درازنای عمر، پوستهای زیباشناختی و ناخودآگاه بر اشیا میکشد؛ تصادف صوتی یک پسوند کهنه، سرانجام تخیل فرهنگی یک جامعه را دگرگون میکند.[9]
با این همه، چنین تأثیرات ذهنی محصول جانبی تکامل زباناند، نه هدف آغازین آن. ساختار ارتباطی بشر اساساً برای تشخیص کنشگران جاندار از پسزمینه خاموش و ایستا پیریزی شده بود. دگرگونی جانداری به جنسیت زیستی، داستان پیروزی صدا و آوا بر منطق و معناست.[1][9]
برچسبهای زنانه و مردانهای که امروزه به سنگ و آهن و آسمان چسبیدهاند، چیزی جز سنگوارههای زبانی نیستند؛ بازماندههای سایشیافته از روزگاری که تنها دغدغه گویشور کهن این بود که بداند آیا این موجود خودش تکان میخورد یا نه.[1]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- سنجش توزیع ردهشناختی طبقههای اسمی در مقایسه با گاهشماری بازسازیشده تحول دستوری در نیاهندواروپایی.
- یافته
- تطبیق جنسیت زیستی بر جنسیت دستوری صرفاً بازماندهای دیرهنگام از فرسایش آوایی است، نه طرحی بنیادین در آغاز آفرینش زبانهای بشری.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- سامانههای جنسیتی در برابر نظامهای غیرجنسیتی: 112 sex-based vs 54 non-sex-based — The World Atlas of Language Structures Online
- تعداد ردههای جنسیت در گستره جهانی: 269 languages with no gender — The World Atlas of Language Structures Online
- محدودیتهای این تحلیل
- بازسازی ساختار نیاهندواروپایی مبتنی بر زبانشناسی تطبیقی است و متون مکتوب مستقیمی از آن در دست نیست، بنابراین گاهشماری دقیق انتقالها تقریبی است.
اصطلاحات کلیدی
- طبقه اسمی (Noun Class)
- سامانهای دستوری که واژهها را بر مبنای مؤلفههای معنایی چون زنده بودن، ریخت فیزیکی یا جنسیت ردهبندی میکند.
- جانداری (Animacy)
- دستهبندی زبانی که موجودات زنده و متحرک را از اشیای ساکن و بیجان بازمیشناسد.
- نیاهندواروپایی (Proto-Indo-European)
- زبان مادری کهن و بازسازیشده مربوط به حدود ۴۵۰۰ پیش از میلاد که ریشه بخش عمده زبانهای اروپایی و جنوب آسیاست.
- فرسایش آوایی (Phonetic Decay)
- فرایند طبیعی در تحول زبان که طی آن اصوات انتهایی واژهها در طول قرنها مکالمه ساییده شده یا در هم ادغام میشوند.
- ردهشناسی (Typology)
- دستهبندی و مطالعه زبانها بر پایه الگوهای ساختاری و دستوری آنها به جای ریشههای تاریخی مشترک.
پرسشهای متداول
چرا کلمه میز در زبان اسپانیایی مؤنث است؟
پایانه جمع خنثی در زبان لاتین طی سدهها سایش پیدا کرد تا صدایی شبیه پسوند مفرد مؤنث پیدا کرد. با یکی شدن آواها، گویشوران بیدرنگ این واژه بیجان را از دیدگاه دستوری مؤنث به شمار آوردند.
آیا در همه زبانهای دنیا واژهها مذکر و مؤنث دارند؟
خیر. بر پایه دادههای اطلس جهانی ساختارهای زبانی، ۲۶۹ زبان اصلاً جنسیت دستوری ندارند و ۵۴ زبان نیز از نظامهای طبقهبندی کاملاً نامرتبط با جنسیت زیستی بهره میبرند.
آیا جنسیت دستوری واژهها طرز تفکر ما را دگرگون میکند؟
بله، اما به شکلی پنهان و ظریف. پژوهشها نشان میدهند گویشوران زبانهای جنسیتمحور ناخودآگاه صفتهای کلیشهای مردانه یا زنانه را به اشیای بیجان نسبت میدهند.
بررسی عمیق دیدگاهها
زبانشناسان تاریخی
تمرکز بر تکامل مکانیکی پایانههای واژگانی.
زبانشناسان تاریخی تأکید دارند که گذار از تمایز جانداری به جنسیت زیستی تقریباً تماماً ناشی از بازتحلیل ساختواژی واژهها بوده است. زمانی که فرسایش آوایی موجب شد پسوندهای اشیای بیجان با پسوندهای موجودات زنده یکی شوند، نظام دستوری بر مبنای هماهنگی آوایی بازآرایی شد و نه معنای واقعی. در حقیقت زبان خود را با صداهای بازمانده تطبیق داد.
دانشمندان علوم شناختی
تمرکز بر پیامدهای روانشناختی مقولههای دستوری.
دانشمندان علوم شناختی بازتاب این تصادفات آوایی را بررسی میکنند و نشان میدهند که جنسیت دستوری، گویشوران را ناخودآگاه به انتساب صفات انسانی و بیولوژیک به اشیا سوق میدهد. این فرایند چارچوبی ذهنی خلق میکند که در آن پدیدههایی نظیر پل یا سیب از پشت عینک جنسیت زبان دیده میشوند و سلیقه زیباشناختی جامعه را رنگآمیزی میکنند.
ردهشناسان زبان
تمرکز بر گستره و تنوع جهانی طبقهبندیهای اسمی.
ردهشناسان خاطرنشان میکنند که سامانه جنسیتی هندواروپایی در سطح جهانی در اقلیت قرار دارد. با واکاوی زبانهای بانتو که دهها طبقه هندسی دارند یا زبانهای آلگونکویین که بر مرز سفتوسخت زنده و بیجان پایبندند، معلوم میشود که نبوغ زبانی بشر گیتی را بر اساس سودمندی، کارکرد و جنبههای آیینی ردهبندی میکرده است نه تقسیمبندیهای جنسیتی.
- زبانشناسان تاریخی
- تمرکز بر تکامل مکانیکی پایانههای واژگانی و بازتحلیلهای ساختی.
- ردهشناسان زبان
- توجه ویژه به گوناگونی طبقهبندیهای اسمی در سراسر جهان فراتر از خانواده هندواروپایی.
- دانشمندان علوم شناختی
- بررسی تأثیرات روانشناختی و ناخودآگاه ردههای دستوری بر شیوه نگرش گویشوران معاصر.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- پژوهشگران و فعالان حفظ زبانهای بومی
منابع
[1]De Gruyterزبانشناسان تاریخیThe origin of the Proto-Indo-European gender system: Typological considerations
مطالعه در De Gruyter →
[2]The World Atlas of Language Structures Onlineردهشناسان زبانSex-based and Non-sex-based Gender Systems
مطالعه در The World Atlas of Language Structures Online →
[3]Oxford Academicدانشمندان علوم شناختیNoun Class and Gender Systems
مطالعه در Oxford Academic →
[4]Glossa: a journal of general linguisticsدانشمندان علوم شناختیThe emergence of grammatical gender: an experimental study on the loss of informative classification
مطالعه در Glossa: a journal of general linguistics →
[5]SIL Internationalردهشناسان زبانNoun Class
مطالعه در SIL International →
[6]Cambridge University Pressزبانشناسان تاریخیGender in Indo-European (review)
مطالعه در Cambridge University Press →
[7]ScienceDirectزبانشناسان تاریخیThe origin of grammatical gender
مطالعه در ScienceDirect →
[8]The World Atlas of Language Structures Onlineردهشناسان زبانNumber of Genders
مطالعه در The World Atlas of Language Structures Online →
[9]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →تکامل زبان
چرا زبانها در گذر زمان تغییر میکنند و گویشهای نو پدید میآیند؟
5 منبع
زبانشناسی آکوستیک
زبانهای سوتزدنی چگونه کار میکنند و چرا در آستانه نابودی هستند؟
4 منبع
زبان و فناوری
چگونه زبان فارسی در عصر دیجیتال و جهانیشدن هویت خود را حفظ میکند؟
6 منبع
تاریخ زبان
تکامل زبان فارسی؛ چگونه پارسی باستان به زبان منعطف امروز تبدیل شد؟
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





