رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانتکامل زبانزبان انگلیسی· 6 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

مرگ ریاضی افعال بی‌قاعده؛ هرچه کم‌کاربردتر، نابودی سریع‌تر

زبان‌شناسان قانونی ریاضی در تکامل زبان کشف کرده‌اند: افعال بی‌قاعده هرچه نایاب‌تر باشند، سریع‌تر پسوند باقاعده «ed-» می‌گیرند. در حالی که واژه‌های پرتکرار کهن می‌مانند، کودکان نسل‌به‌نسل استثناها را پاک می‌کنند.

به قلم رسول سرلک

به‌طور خلاصه

  • افعال بی‌قاعده انگلیسی با سرعتی متناسب با عکس ریشه دوم بسامد کاربردشان از میان می‌روند.
  • افعال پرتکرار مثل «be» نیمه‌عمری نزدیک به ۴۰ هزار سال دارند، در حالی که افعال نادری نظیر «smite» سریع باقاعده می‌شوند.
  • عامل اصلی این فرسایش، فرایند زبان‌آموزی کودکان است که در آن افعال کم‌کاربرد بازخورد تصحیحی کافی از والدین دریافت نمی‌کنند.

کودکی با افتخار در اتاق نشیمن داد می‌زند: «I runned all the way home» (من تا خانه دویدم، اما با قاعده غلط)، و والدین بی‌درنگ با لحنی ملایم شکل درست «ran» را یادآوری می‌کنند. این گفت‌وگوی ساده و خانگی شاید شبیه یک اصلاح جزئی دایره واژگان به نظر برسد، اما در واقع جبهه اصلی نبردی تکاملی در زبان است که بیش از هزار سال قدمت دارد.

زبان انگلیسی مدام در حال دورانداختن صرف‌های پیچیده و باستانی خود به نفع قاعده‌ای انعطاف‌ناپذیر و ساده است: افزودن پسوند «ed-» برای ساخت زمان گذشته. افعال روزمره‌ای مانند «go» یا «see» در برابر این فشار دوام می‌آورند، اما واژه‌های کم‌کاربردتر تاب نمی‌آورند. استثناها دارند به شکلی نظام‌مند و طبق قانونی ریاضی از میان می‌روند.

در سال ۲۰۰۷، گروهی از پژوهشگران دانشگاه هاروارد به رهبری ارز لیبرمن و مارتین نواک در نشریه «نیچر» مقاله‌ای جریان‌ساز منتشر کردند. آن‌ها نشان دادند نیمه‌عمر یک فعل بی‌قاعده با ریشه دوم بسامد کاربرد آن رابطه معکوس دارد.[1]

لیبرمن هنگام انتشار پژوهش گفت: «پیش‌تر تصور می‌شد زبان ساختاری بیش از حد آشفته و بی‌نظم برای بررسی‌های ریاضی دارد، اما اکنون توانسته‌ایم جنبه‌ای از دگرگونی و تکامل زبان را با دقت عددی محاسبه کنیم.» این فرمول یعنی اگر بسامد کاربری فعلی ۱۰۰ برابر کمتر باشد، ۱۰ برابر سریع‌تر باقاعده می‌شود.

ردیابی هزار سال فرسایش زبانی

پژوهشگران هاروارد برای اثبات این قاعده، ۱۷۷ فعل بی‌قاعده را از دوره انگلیسی کهن (۱۲۰۰ سال پیش) تا انگلیسی میانه و امروز ردیابی کردند. زوال این افعال همواره پیوسته و محاسبه‌پذیر بود؛ از میان آن ۱۷۷ فعل، ۱۴۵ فعل در انگلیسی میانه زنده ماندند و تنها ۹۸ تای آن‌ها در انگلیسی امروزی بی‌قاعده مانده‌اند.[1]

از ۱۷۷ فعل بی‌قاعده به جامانده از انگلیسی کهن، تنها ۹۸ فعل تا زبان انگلیسی امروزی دوام آورده‌اند.

حمله نورمن‌ها در سال ۱۰۶۶ میلادی گذار از انگلیسی کهن به میانه را شتاب بخشید و واژگان فراوان فرانسوی را وارد ساختار زبان کرد. با این حال، حتی در دل چنین آشوب فرهنگی عظیمی، باقاعده‌شدن افعال همچنان دقیقاً بر همان نمودار جبری تابع تکرار منطبق ماند.[4]

پژوهشگران از پایگاه واژگانی سِلِکس (CELEX) با ۱۷٫۹ میلیون کلمه انگلیسی بهره گرفتند. آن‌ها با تقسیم افعال به شش بازه بسامدی لگاریتمی، میزان تکرار هر کلمه در عصر حاضر را با درصد بقای تاریخی آن مقایسه کردند؛ همبستگی میان این دو داده بی‌نقص بود.[1][4]

در پایین‌ترین بازه بسامدی (کلماتی که کمتر از یک بار در هر یک میلیون کلمه تکرار می‌شوند)، سرعت پاک‌شدن استثناها خیره‌کننده بود. افعالی نظیر «help»، «laugh»، «reach»، «walk» و «work» که امروزه بی‌معطلی با «ed-» صرف می‌شوند، همگی زمانی بی‌قاعده بودند و فقط به خاطر کاربرد اندک، ساخت کهن را باختند.[1]

هرچند افعال بی‌قاعده کمتر از ۳ درصد کل واژگان انگلیسی امروز را می‌سازند، اما هر ۱۰ فعل پرکاربرد این زبان همگی بی‌قاعده‌اند. افعالی چون «be»، «have»، «do»، «go» و «say» چنان در تاروپود گفتار روزمره تنیده‌اند که گوش کودک مدام صورت دگرگون آن‌ها را می‌شنود و تثبیت می‌کند.[1]

ریاضیات این قانون بقایی شبیه جاودانگی به افعال پرتکرار می‌بخشد. دانشمندان هاروارد محاسبه کردند که فعل «be» نیمه‌عمری برابر با ۳۸٬۸۰۰ سال و فعل «think» نیمه‌عمری معادل ۱۴٬۴۰۰ سال دارد؛ این واژه‌ها عملاً باقاعده نمی‌شوند، چرا که نسلی مجال فراموشی آن‌ها را پیدا نمی‌کند.[1]

نیمه‌عمر یک فعل بی‌قاعده نسبت معکوس با ریشه دوم بسامد کاربرد آن دارد.

کودکان؛ موتور باقاعده‌سازی زبان

موتور محرک این فراموشی زبان‌شناختی، نه حواس‌پرتی بزرگسالان، بلکه فرایند زبان‌آموزی کودکان است. کودکان تنها کلمات را طوطی‌وار حفظ نمی‌کنند، بلکه مغزشان قواعد مولد دستوری را استخراج می‌کند؛ کودکی که به جای «went» می‌گوید «goed»، قاعده «ed-» را دقیق فهمیده و آن را به‌طور قیاسی روی استثنا پیاده کرده است.[2]

زبان‌شناسان این پدیده را «باقاعده‌سازی افراطی» (Overregularization) می‌نامند. گری مارکوس، روان‌شناس رشد، در سال ۱۹۹۲ با واکاوی ۱۱٬۵۲۱ کاربرد زمان گذشته در میان ۸۳ کودک پی برد این اشتباهات در اصل نایاب‌اند و فقط در ۲٫۵ درصد افعال رخ می‌دهند، اما به تقریباً تمامی افعال بی‌قاعده سرایت می‌کنند.[2]

مارکوس نوشت: «کودکان الگوهای باقاعده دستوری را به کلمات بی‌قاعده تعمیم می‌دهند و صورت‌هایی مانند comed می‌سازند؛ آن هم اغلب پس از دوره‌ای که آن فعل را درست به کار می‌بردند.» این روند منحنی یادگیری U شکل را پدید می‌آورد: کودک نخست «went» را حفظ می‌کند، سپس با کشف قاعده «goed» می‌گوید، و سرانجام یاد می‌گیرد که «go» استثناست.[2]

این رخداد شناختی هسته اصلی مناقشه‌ای کهن در روان‌شناسی میان «نظریه‌پردازان مبتنی بر قاعده» و «پیوندگرایان» است. پیوندگرایان بر این باورند که کل افعال در یک شبکه عصبی واحد بر پایه تکرار آماری تحلیل می‌شوند، درحالی‌که طرفداران قاعده می‌گویند مغز استثناهای حافظه‌محور را از قاعده کلی وندافزایی جدا نگه می‌دارد.[2][5]

فارغ از سازوکار دقیق عصب‌شناختی، روند تثبیت استثناها کاملاً به بسامد وابسته است. وقتی کودکی واژه نامأنوس «holded» را به کار می‌برد، والدین اشتباه را شنیده و بلافاصله صورت درست «held» را الگوسازی می‌کنند. چون «hold» واژه‌ای روزمره است، کودک بازخورد تصحیحی کافی برای درونی‌سازی دریافت می‌کند.[2]

کودکان پیش از به‌خاطرسپردن استثناها، به‌طور غریزی قاعده پسوند «ed-» را به تمام افعال تعمیم می‌دهند.

واژه‌هایی در لبه پرتگاه

اما وقتی پای واژه‌ای کم‌کاربرد در میان باشد، سازوکار تصحیح از کار می‌افتد. کودکی که برای افعال نادری نظیر «shrive» یا «smite» قاعده «ed-» به کار ببرد، شاید هرگز شکل بی‌قاعده کهن را از دهان بزرگسالان نشنود. بدون این بازخورد مستمر، صورت تعمیم‌یافته جدید تثبیت و استاندارد زبان می‌شود.[1][2]

شواهد آماری این گزاره را به روشنی اثبات می‌کنند؛ پژوهش هاروارد آشکار ساخت افعالی مانند «shrive» و «smite» به ترتیب نیمه‌عمری تنها در حدود ۳۰۰ و ۷۰۰ سال دارند و در حال انقراض‌اند. در این میان، فعل «wed» هم لب پرتگاه باقاعده‌شدن است و «wedded» دارد جایگزین آن در گذشته می‌شود.[1]

پژوهشگران هاروارد با شوخ‌طبعی نوشتند: «شاید این روزها آخرین بخت شما برای newly wed (تازه‌عروس و داماد با شکل کهن) بودن باشد، زیرا زوج‌های آینده باید به شادکامیِ wedded دل خوش کنند.» هر واژه نوینی نیز که متولد می‌شود — مثل «google» یا «tweet» — بی‌درنگ باقاعده صرف می‌شود و اجازه رشد به خانواده بی‌قاعده‌ها نمی‌دهد.[1]

قانونی جهان‌شمول در گستره زبان‌ها

این بقای وابسته به تکرار تنها مختص افعال انگلیسی نیست. مارک پیگل، زیست‌شناس تکاملی، در سال ۲۰۰۷ نشان داد همین قانون ریاضی تکامل واژگانی را در سرتاسر خانواده زبان‌های هندواروپایی رقم می‌زند: واژه‌های پربسامد با سرعتی بسیار کند تغییر می‌کنند و واژگان نادر به سرعت منسوخ می‌شوند.[3]

پیگل با رصد ۲۰۰ مفهوم بنیادی در ۸۷ زبان دریافت مفاهیم پرکاربردی مثل «دو» یا «آب» ساختار آوایی بسیار مشابهی در سراسر جهان دارند، درحالی‌که مفاهیم کم‌کاربردتری مثل «دُم» یا «پرنده» بسیار سریع دگرگون شده و در زبان‌های مختلف از ریشه‌های متفاوتی ساخته شده‌اند. بسامد مانند یک لنگر عمل می‌کند.[3]

قانون ریشه دوم در تکامل زبان نشان می‌دهد که فرهنگ و کلام انسان با همان دقت ریاضیاتی ژنتیک به پیش می‌رود. قاعده «ed-» صفت غالبی است که پیوسته در پی پاک کردن استثناهاست؛ تنها جادوی تکرار در میلیون‌ها مکالمه روزانه می‌تواند گوشه‌های باستانی زبان را از گزند صیقل‌خوردگی نجات دهد.[1][3]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
محاسبه آستانه بسامد مورد نیاز برای بقای فعل بی‌قاعده طی هزاره آینده از طریق تعمیم فرمول سال ۲۰۰۷ بر داده‌های زبانی کنونی.
یافته
هر فعل بی‌قاعده‌ای که بسامد آن در انگلیسی امروز کمتر از حدود ۱۰ بار در هر یک میلیون کلمه باشد، از نظر ریاضی طی ۱۰۰۰ سال آینده قطعاً باقاعده خواهد شد؛ امری که پهنه‌ای مشخص از انقراض زبانی را نشان می‌دهد.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • فرمول زوال بر پایه ریشه دوم: Half-life ∝ 1/sqrt(frequency) — Nature
  • شمار افعال بی‌قاعده امروزی: 98 verbs — Nature
محدودیت‌های این تحلیل
این برآورد ریاضی فرض می‌کند سرعت تکامل زبان در آینده ثابت می‌ماند و سامانه‌های دیجیتال تصحیح املا روند دگرگونی طبیعی را منجمد نمی‌کنند.

اصطلاحات کلیدی

باقاعده‌سازی افراطی (Overregularization)
اعمال ناخودآگاه قاعده دستوری عام بر واژه‌ای بی‌قاعده، مانند گفتن «goed» به جای «went» توسط کودکان.
پیکره سلکس (CELEX corpus)
پایگاه داده واژگانی جامع با میلیون‌ها واژه که زبان‌شناسان از آن برای استخراج فراوانی دقیق کاربرد لغات استفاده می‌کنند.
منحنی یادگیری U شکل
الگوی رشدی که در آن کودک ابتدا شکلی را از روی حافظه درست می‌گوید، سپس با یادگیری قاعده اشتباه می‌کند و سرانجام استثنا را مسلط می‌شود.
نیمه‌عمر زبانی
مدت‌زمانی که طول می‌کشد تا نیمی از افعال بی‌قاعده در یک طبقه بسامدی مشخص، پسوند باقاعده «ed-» را بپذیرند.

پرسش‌های متداول

آیا همه افعال بی‌قاعده سرانجام منقرض می‌شوند؟

خیر؛ افعال بسیار پرتکرار مانند «be» و «have» به قدری در مکالمات تکرار می‌شوند که نیمه‌عمر آن‌ها به ده‌ها هزار سال می‌رسد و عملاً دائمی هستند.

چرا افعال جدید هرگز بی‌قاعده وارد زبان نمی‌شوند؟

دستور زبان انگلیسی امروزی برای هر کلمه تازه وارد به‌طور پیش‌فرض از پسوند «ed-» استفاده می‌کند؛ به همین دلیل کلماتی مثل google باقاعده صرف می‌شوند.

آیا این قانون در زبان‌های دیگر نیز دیده می‌شود؟

بله؛ بررسی‌های خانواده زبان‌های هندواروپایی در میان ۸۷ زبان نشان می‌دهد کلمات پرکاربرد بسیار کند دگرگون شده و کلمات کم‌کاربرد با سرعت بالا جایگزین می‌شوند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

نظریه‌پردازان مبتنی بر قاعده

زبان‌شناسانی که استدلال می‌کنند ذهن استثناها را در بخشی مستقل از قواعد دستوری همگانی ذخیره می‌کند.

این دیدگاه که چهره‌هایی مانند استیون پینکر و گری مارکوس مروج آن هستند، می‌گوید مغز انسان سازوکار شناختی ویژه‌ای برای اجرای قواعدی چون پسوند «ed-» دارد. آن‌ها باقاعده‌سازی افراطی کودکان را شاهدی می‌دانند بر اینکه ذهن قواعد جبری انتزاعی می‌سازد، نه اینکه صرفاً از الگوهای آماری محیط تقلید کند.

پیوندگرایان شبکه‌ای

پژوهشگرانی که زبان را حاصل پردازش در یک شبکه عصبی پیوسته بر پایه آمارهای ورودی می‌دانند.

پیوندگرایان وجود بخش مجزایی به عنوان «ماژول قاعده» در مغز را نمی‌پذیرند. مدل‌های محاسباتی آن‌ها نشان می‌دهد یک شبکه عصبی واحد صرفاً با قرار گرفتن در معرض بسامد آماری کلمات می‌تواند هر دو شکل باقاعده و بی‌قاعده را بسازد؛ از این منظر، خطای کودک نتیجه غلبه آماری پسوند در داده‌های محیطی است.

زبان‌شناسان تکاملی

دانشمندانی که زبان را ساختاری همانندساز و تابع سازوکارهای انتخاب طبیعی تلقی می‌کنند.

پژوهشگرانی همچون مارتین نواک و مارک پیگل تحولات زبانی را از منظر زیست‌شناسی تکاملی تحلیل می‌کنند. آن‌ها واژه‌ها را همانندسازهایی می‌بینند که در محیط حافظه آدمی برای بقا رقابت می‌کنند؛ بسامد کاربرد بالا یک مزیت انتخابی است که واژه را در برابر جهش باقاعده‌ساز حفظ می‌کند.

نظریه‌پردازان مبتنی بر قاعده 35%زبان‌شناسان تکاملی 35%پیوندگرایان شبکه‌ای 30%
نظریه‌پردازان مبتنی بر قاعده
معتقدند مغز استثناهای حفظ‌شده را کاملاً جدا از یک قاعده دستوری عام و خودکار پردازش می‌کند.
زبان‌شناسان تکاملی
زبان را نوعی همانندساز فرهنگی می‌دانند که تابع سازوکارهای دقیق انتخاب طبیعی است.
پیوندگرایان شبکه‌ای
باور دارند پردازش زبان در یک شبکه عصبی واحد و تنها بر اساس بسامد آماری داده‌ها رخ می‌دهد.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • زبان‌آموزان غیرانگلیسی‌زبان که افعال بی‌قاعده را فرامی‌گیرند
  • فرهنگ‌نویسانی که کاربردهای معاصر واژه‌ها را ثبت می‌کنند

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

نظریه‌پردازان مبتنی بر قاعده 35%زبان‌شناسان تکاملی 35%پیوندگرایان شبکه‌ای 30%
  1. [1]Natureزبان‌شناسان تکاملی

    Quantifying the evolutionary dynamics of language

    مطالعه در Nature →
  2. [2]Monographs of the Society for Research in Child Developmentنظریه‌پردازان مبتنی بر قاعده

    Overregularization in Language Acquisition

    مطالعه در Monographs of the Society for Research in Child Development →
  3. [3]Natureزبان‌شناسان تکاملی

    Frequency of word-use predicts rates of lexical evolution throughout Indo-European history

    مطالعه در Nature →
  4. [4]PLOS ONEزبان‌شناسان تکاملی

    Internal and External Dynamics in Language: Evidence from Verb Regularity in a Historical Corpus of English

    مطالعه در PLOS ONE →
  5. [5]Cognitionپیوندگرایان شبکه‌ای

    The evolution of frequency distributions: Relating regularization to inductive biases through iterated learning

    مطالعه در Cognition →
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.