تحلیل ریسکهای استراتژیک بلندمدت پیش روی قدرت روسیه
با وجود تابآوری کوتاهمدت مسکو در برابر تحریمها، تحلیلگران هشدار میدهند که اتکای فزاینده به اقتصاد جنگی و انقباض جمعیتی، پایههای قدرت روسیه را در بلندمدت تهدید میکند.
به قلم پروین لشکری
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- مدل «قلعه محاصرهشده» روسیه تنها در یک محیط جهانی پرآشوب کارایی دارد.
- هزینههای نظامی در حال بلعیدن منابع صنایع غیرنظامی و سرمایههای انسانی است.
- داراییهای نقدشونده صندوق ثروت ملی روسیه به شدت کاهش یافته است.
شرط بنیادین برای موفقیت ژئوپلیتیک کنونی روسیه، تداوم چندپارگی و درگیری در سطح جهانی است. تا زمانی که جهان درگیر بیثباتی است، سرمایهگذاریهای سنگین نظامی و کنترل متمرکز مسکو یک مزیت نسبی محسوب میشود. آندری کورتونوف، مدیرکل شورای امور بینالملل روسیه، در مقالهای در سپتامبر ۲۰۲۶ در نشریه فارنافرز استدلال میکند که مدل «قلعه محاصرهشده» تنها در یک محیط پرآشوب کارایی دارد.
او مینویسد: «تقابل دائمی با ایالات متحده و اروپا در خدمت توسعه بلندمدت روسیه نیست.» اگر سیستم بینالمللی به سمت ثبات حرکت کند، ضعف مسکو در قدرت نرم و عدم ادغام در زنجیرههای تامین باارزش جهانی، به پاشنه آشیل این کشور تبدیل خواهد شد.[1][2]
درک غرب از قدرت روسیه همواره با نوسان همراه بوده است. از دهه ۱۹۸۰ و با آشکار شدن نشانههای توسعهطلبی بیش از حد شوروی، ایالات متحده روسیه را قدرتی در حال افول ارزیابی کرد.
این نگاه تحقیرآمیز در سال ۲۰۱۴ به اوج خود رسید، زمانی که باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، روسیه را صرفاً «یک قدرت منطقهای» توصیف کرد که «بعضی از همسایگان نزدیک خود را نه از سرِ قدرت، بلکه از سرِ ضعف تهدید میکند». با این حال، مسکو با حفظ زرادخانه هستهای خود و مداخله در بحرانهای جهانی، نشان داد که همچنان میتواند فراتر از وزن اقتصادی خود در معادلات بینالمللی اثرگذار باشد.[1][2]
با گذشت ۳۵ سال از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اقتصاد روسیه از سال ۲۰۲۲ دستخوش تغییرات ساختاری عمیقی شده است. هزینههای دفاعی و امنیتی اکنون به موتور اصلی رشد تبدیل شدهاند و صنایع غیرنظامی را برای تغذیه تولیدات نظامی میبلعند. اگرچه این رویکرد کینزی نظامی مانع از فروپاشی فوری اقتصاد شده و حتی دستمزدها را در مناطق فقیرتر افزایش داده است، اما اقتصاد کلان را از سرمایههای فیزیکی و انسانی محروم میکند. این روند، پایههای توسعه بلندمدت را تضعیف کرده و چشمانداز اقتصادی مسکو را تاریک میسازد.[3]
سپرهای مالی که در ابتدا از مسکو محافظت میکردند، به سرعت در حال تخلیه هستند. داراییهای نقدشونده در صندوق ثروت ملی از ۶.۵ درصد تولید ناخالص داخلی پیش از تهاجم به اوکراین، به سطوح بحرانی در سال ۲۰۲۶ سقوط کرده است. در نتیجه، کرملین به طور فزایندهای مجبور به اتکا به استقراض داخلی با بهرههای بالا و افزایش مالیاتها شده است؛ رویکردی که بار مالی جنگ را مستقیماً بر دوش جمعیت غیرنظامی و کسبوکارهای کوچک قرار میدهد.[3]
فراتر از مسائل مالی، محدودیتهای ساختاری قدرت روسیه توسط دو عامل جمعیت و فناوری تعیین میشود. کاهش جمعیت در سن کار، که با تلفات جنگی و مهاجرت نخبگان تشدید شده است، کمبود شدید نیروی کار را به دنبال داشته و تولید صنعتی را محدود میکند. همزمان، تحریمهای غرب اگرچه نتوانستند اقتصاد را فلج کنند، اما روسیه را به طور سیستماتیک از فناوریهای پیشرفته و سرمایهگذاری مستقیم خارجی که برای نوسازی زیرساختها ضروری هستند، محروم کردهاند. این انزوای تکنولوژیک، شکاف میان مسکو و رقبای جهانیاش را عمیقتر میکند.[2][3]
فراتر از مسائل مالی، محدودیتهای ساختاری قدرت روسیه توسط دو عامل جمعیت و فناوری تعیین میشود.
با قطع روابط با غرب، مسکو به شدت به سمت پکن چرخش کرده است. در حالی که این شراکت «بدون محدودیت» یک شریان حیاتی اقتصادی برای روسیه فراهم میکند، اما به شدت نامتقارن است. روسیه روز به روز بیشتر به نقش یک شریک کوچکتر تنزل مییابد؛ تامینکننده هیدروکربنهای تخفیفدار و مصرفکننده کالاهای تولیدی چین. این وابستگی فزاینده، استقلال استراتژیک مسکو را محدود کرده و این کشور را در برابر اهرمهای اقتصادی پکن آسیبپذیر میسازد.[2]
در مواجهه با این چالشها، برخی جناحها در داخل روسیه طرحهای بلندپروازانهای برای ادغام مجدد اقتصادی پس از جنگ پیشنهاد دادهاند، به این امید که سرمایه غربی را به کشور بازگردانند. با این حال، محیط امنیتی که مسکو در دو دهه گذشته ایجاد کرده است، بازگشت به وضعیت پیش از سال ۲۰۲۲ را غیرممکن میسازد. غرب امروز تمایلی به تامین مالی اقتصادی ندارد که ابزارهای قهریه آن امنیت اروپا را تهدید میکند، و مسکو نیز حاضر به دست کشیدن از اهرمهای نظامی خود نیست.[1][3]
مسیر آینده قدرت روسیه در گرو توانایی این کشور برای گذار از اقتصاد جنگی به توسعه پایدار است. با این حال، شواهد نشان میدهد که رهبری کنونی مدل تقابل مدیریتشده را به عنوان تنها راه بقا پذیرفته است.
خطر اصلی برای مسکو یک فروپاشی فاجعهبار و قریبالوقوع در سال ۲۰۲۶ نیست، بلکه فرسایش تدریجی و غیرقابل بازگشت ظرفیتهای ملی است. این فرسایش میتواند روسیه را به کشوری به شدت نظامی اما از نظر اقتصادی توخالی در حاشیه اقتصاد جهانی تبدیل کند؛ قدرتی که برای حفظ انسجام داخلی خود، به تداوم بحرانهای بینالمللی وابسته خواهد ماند.[2][3]
اصطلاحات کلیدی
- اقتصاد جنگی
- سازماندهی سیستم اقتصادی یک کشور برای اولویت دادن به تولیدات نظامی و تامین نیازهای نیروهای مسلح در زمان درگیری.
- صندوق ثروت ملی
- یک صندوق سرمایهگذاری دولتی در روسیه که درآمدهای مازاد نفت و گاز را برای حمایت از سیستم بازنشستگی و مقابله با بحرانها ذخیره میکند.
- کینزگرایی نظامی
- سیاست اقتصادی که در آن دولت از طریق افزایش هزینههای نظامی تلاش میکند رشد اقتصادی را تحریک کند.
پرسشهای متداول
آیا اقتصاد روسیه در آستانه فروپاشی است؟
خیر. اقتصاددانان معتقدند که خطر فروپاشی فوری وجود ندارد، اما اقتصاد روسیه با فرسایش ساختاری و کاهش ظرفیتهای بلندمدت مواجه است.
چرا آشفتگی جهانی به نفع روسیه است؟
بیثباتی و درگیریهای بینالمللی باعث میشود قدرت نظامی و کنترل متمرکز روسیه به عنوان مزیتهای استراتژیک عمل کنند و نیاز به قدرت نرم کاهش یابد.
وضعیت صندوق ثروت ملی روسیه چگونه است؟
داراییهای نقدشونده این صندوق از ۶.۵ درصد تولید ناخالص داخلی پیش از جنگ، به شدت کاهش یافته و توانایی دولت برای مقابله با شوکهای اقتصادی را محدود کرده است.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه استراتژیستهای کرملین
تمرکز بر تابآوری کوتاهمدت و استفاده از بیثباتی جهانی.
این گروه معتقدند که نظم جهانی در حال گذار به سمت چندقطبی شدن است و نهادهای غربی در حال از دست دادن نفوذ خود هستند. از این منظر، قدرت نظامی سخت و توانایی تحمل فشارهای اقتصادی، مزیتهای کلیدی روسیه محسوب میشوند. آنها استدلال میکنند که مسکو با تقویت روابط با بلوکهای غیرغربی مانند بریکس، میتواند از انزوا جلوگیری کرده و جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر تعیینکننده تثبیت کند.
دیدگاه تحلیلگران غربی
تاکید بر فرسایش ساختاری و انزوای تکنولوژیک.
تحلیلگران غربی بر این باورند که تابآوری فعلی اقتصاد روسیه یک توهم است که با تزریق بیسابقه پول دولتی ایجاد شده است. آنها استدلال میکنند که قطع دسترسی به فناوریهای پیشرفته غربی و خروج سرمایههای خارجی، توانایی روسیه را برای رقابت در اقتصاد مدرن از بین برده است. از دیدگاه آنان، روسیه در حال تبدیل شدن به یک قدرت توخالی است که تنها به واسطه زرادخانه هستهای خود اهمیت دارد.
دیدگاه اقتصاددانان مستقل
هشدار درباره تخلیه سپرهای مالی و وابستگی به چین.
این گروه بر دادههای کلان اقتصادی تمرکز دارند و هشدار میدهند که منابع مالی دولت روسیه به سرعت در حال اتمام است. آنها تاکید میکنند که وابستگی شدید به درآمدهای نفتی و چرخش اجباری به سمت بازارهای چین، روسیه را در موقعیت ضعف قرار داده است. اقتصاددانان مستقل استدلال میکنند که بدون اصلاحات ساختاری و کاهش هزینههای نظامی، روسیه با یک دوره طولانی رکود تورمی و کاهش استانداردهای زندگی مواجه خواهد شد.
- تحلیلگران غربی
- بر این باورند که اقتصاد جنگی و انزوای تکنولوژیک، پایههای قدرت روسیه را در بلندمدت نابود میکند.
- استراتژیستهای کرملین
- معتقدند که نظم پساغربی و بیثباتی جهانی، فرصتی برای تثبیت قدرت نظامی و سیاسی روسیه است.
- اقتصاددانان مستقل
- هشدار میدهند که تخلیه صندوق ثروت ملی و وابستگی به چین، استقلال استراتژیک مسکو را به خطر میاندازد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شهروندان عادی روسیه که تحت فشار تورم هستند
- شرکای تجاری کوچکتر روسیه در آسیای مرکزی
منابع
[1]Shafaqna Persianاستراتژیستهای کرملینپیش بینی و آینده-خطرات و ریسکهای پیشروی قدرت روسیه/ تحلیل فارنافرز
مطالعه در Shafaqna Persian →
[2]Foreign Affairsتحلیلگران غربیThe Coming Risks to Russian Power
مطالعه در Foreign Affairs →
[3]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان مستقلتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در دفاع و امنیت
مشاهده همه →فیزیک هستهای
چرا شکافت خودبهخودی پلوتونیوم-۲۴۰ سلاحهای هستهای را ناگزیر از درونپاشی متقارن میکند
5 منبع
بازدارندگی هستهای
رونمایی کره شمالی از موشک قارهپیمای چندهستهای هواسونگ-۲۰ در موزه جدید دفاعی
7 منبع
مکانیسمهای انهدام زره
فشردن بدنه دومخروطی میان تیغههای فولادی: اتصال کوتاه ماسوره آرپیجی-۷ پیش از انفجار
4 منبع
نقش کلیدی تنگه هرمز در دکترین امنیت ملی و موازنه بازدارندگی ایران
6 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار دفاع و امنیت با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





