تثبیت هزینه انرژیهای تجدیدپذیر؛ جایگزینی صرفه سختافزاری با بهای سرمایه
پس از یک دهه افت پیوسته، بهای تراز شده برق خورشیدی و بادی در سال ۲۰۲۵ به ثبات رسید؛ واگرایی جغرافیایی قیمتها اکنون بیش از بهرهوری زنجیره تأمین، از نرخ تأمین مالی و ریسک اعتباری کشورها اثر میپذیرد.
به قلم پیام نورانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- بهای تجهیزات خورشیدی و بادی پس از یک دهه ریزش چشمگیر تثبیت شده و گلوگاه اقتصادی پروژهها را به هزینه تأمین مالی و نرخ سرمایه منتقل کرده است.
- هزینه باتریهای صنعتی و نیروگاهی در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۳۰ درصد سقوط کرد و موج گستردهای در ساخت سامانههای ترکیبی خورشیدی-باتری پدید آورد.
- متغیرهای اقتصاد کلان شامل ریسک اعتباری کشورها و نرخهای بهره، اکنون عامل عمده اختلاف قیمت انرژیهای تجدیدپذیر میان ملتها هستند.
در این مطلب
تنگنای اصلی کربنزدایی در مقیاس جهانی، دیگر هزینه ساخت سلولهای سیلیسیمی یا ریختهگری پرههای توربین بادی نیست. هزینه ساخت یک سامانه خورشیدی در مقیاس نیروگاهی، چه به مونیخ فرستاده شود و چه به بمبئی، تقریباً یکسان است؛ اما بهای نهایی برق تولیدی آن تفاوت فاحشی دارد.[2]
این شکاف مستقیماً از هزینه سرمایهگذاری و تأمین مالی این زیرساختها ناشی میشود. امروزه ریسک اعتباری کشورها، نرخهای بهره محلی و تورم، بسیار بیشتر از بازده فنی تجهیزات، نرخ نهایی برق تجدیدپذیر را تعیین میکنند.[1][2]
آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر در خلاصه گزارش ژوئیه ۲۰۲۶ خود اشاره میکند: «پس از بیش از یک دهه کاهش چشمگیر، در سال ۲۰۲۵ بهای تراز شده برق حاصل از منابع تجدیدپذیر رو به تثبیت گذاشت.»[1]
میانگین موزون جهانی بهای تراز شده برق برای سامانههای فتوولتائیک خورشیدی روی رقم ۴۴ دلار به ازای هر مگاواتساعت کاملاً ثابت ماند؛ ثباتی که با وجود ارزانتر شدن تجهیزات طی دوازده ماه پیش از آن رخ داد.[1]
در عمل، رشد نرخ تأمین مالی صرفهجویی حاصل از کاهش بهای تجهیزات را خنثی کرد. محاسبات این نهاد بینالمللی نشان میدهد متغیرهای اقتصاد کلان، عامل حدود ۵۶ درصد از پراکندگی هزینههای تأمین مالی میان بازارهای مختلف جهانی هستند.[1][6]
سهم اثرگذاری شرایط اقتصاد کلان، حدود ۲٫۳ برابر سهمی است که به نوع فناوری بهکاررفته ارتباط دارد. بنابراین در توجیهپذیری اقتصادی پروژهها، وضعیت محیط مالی نسبت به شاخصهای مهندسی وزن بهمراتب بیشتری پیدا کرده است.[1][2]
پایه آماری سختافزار در سال ۲۰۲۵
در شرایطی که هزینههای انرژی خورشیدی ثابت ماند، انرژی بادی همچنان بهبودهای جزیی را در میانگینهای جهانی خود ثبت کرد. بهای تراز شده برق بادی خشکی در سال ۲۰۲۵ به ۳۳ دلار به ازای هر مگاواتساعت رسید و جایگاه ارزانترین منبع تولید عمده برق را حفظ نمود.[1]
بخش بادی فراساحلی نیز افت هزینه را تجربه کرد و میانگین جهانی آن به ۷۸ دلار به ازای هر مگاواتساعت رسید. کاهش قیمت تجهیزات و مخارج نصب، بر اثر منفی افزایش هزینه سرمایه و افت نسبی ضریب ظرفیت غلبه کرد و به این کاهش انجامید.[1]
افت پرشتاب هزینهها از سال ۲۰۱۰ ساختار بازارهای برق را دگرگون کرده است. بهای برق خورشیدی فتوولتائیک طی این بازه پانزدهساله ۸۹ درصد ریزش داشته و این فناوری را از گزینهای جانبی به اولویت نخست توسعه ظرفیت تبدیل کرده است.[1][3]
هزینه برق بادی خشکی از سال ۲۰۱۰ تاکنون ۷۱ درصد و بادی فراساحلی ۶۳ درصد ارزانتر شده است؛ روندی که نشان میدهد منابع تجدیدپذیر متناوب چگونه در اغلب شبکههای بزرگ، نیروگاههای حرارتی سنتی را از میدان به در کردهاند.[1][2]
در سال ۲۰۲۵، بیش از ۹۰ درصد ظرفیتهای نوساز تجدیدپذیر در مقیاس نیروگاهی، برقی ارزانتر از بهصرفهترین جایگزینهای فسیلی نوساز تولید کردند؛ تغییری بنیادین که مزیت اقتصادی پایدار را برای انرژی پاک رقم زد.[1]
با وجود کند شدن شیب کاهش قیمت تجدیدپذیرها، شکاف رقابتی آنها با سوختهای فسیلی گستردهتر شد؛ زیرا تثبیت هزینه پاکها با موج تورمی کمسابقهای در بخش نیروگاههای متداول همزمان گردید.[1][5]
تورم در نیروگاههای فسیلی و حرارتی
طی سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵، بهای احداث و بهرهبرداری از نیروگاههای گازسوز نوساز جهش چشمگیری داشت. کمبود جهانی توربینهای گاز، برنامهریزی پروژهها را به هم ریخت و مخارج سرمایهای را دوچندان کرد.[1]
رشد تقاضای برق ناشی از گسترش مراکز داده، بحران کمبود توربین را تشدید کرد و رقابت تندی میان توسعهدهندگان بر سر تصاحب تجهیزات موجود راه انداخت. در آمریکا، سرمایه مورد نیاز برای راهاندازی نیروگاههای سیکل ترکیبی جدید تقریباً دو برابر شد.[1][5]
این جهش، هزینه نصب در آمریکا را تا حدود ۲۴۰۰ دلار به ازای هر کیلووات بالا برد؛ افزایشی که اثر منفی خود را بلافاصله بر بهای تمامشده برق حاصل از گاز در بازارهای وابسته به واردات گذاشت.[1][5]
در کشورهایی نظیر ایتالیا، آلمان و ژاپن که گاز گرانی دارند، بهای تراز شده برق گازی به مرز ۱۰۰ دلار به ازای هر مگاواتساعت نزدیک شد. حتی در کشورهایی با منابع گاز ارزان داخلی، این شاخص در محدوده ۵۰ تا ۶۰ دلار تثبیت شد.[1]
تشدید درگیریها در خاورمیانه در اوایل ۲۰۲۶ بازارهای سوخت را آشفتهتر ساخت. چشمانداز استمرار قیمتهای بالای گاز و برق در طول سال، صرفه اقتصادی نیروگاههای بدون نیاز به سوخت را بیش از پیش نمایان کرد.[1][2]
از آنجا که تأسیسات تجدیدپذیر پس از راهاندازی به هیچ سوختی نیاز ندارند، ارزش اقتصادی آنها در تضاد مستقیم با نوسانات بازار کالاها شکل میگیرد و با گرانی سوخت فسیلی، مزیت نسبی آنها بدون نیاز به سرمایهگذاری جدید تقویت میشود.[1][6]
شکاف عمیق جغرافیایی
ثبات ارقام میانگین جهانی، تفاوتهای عمیق منطقهای را میپوشاند. چین همچنان شاخص جهانی کمترین هزینه در تولید و راهاندازی به شمار میرود و ارقام جهانی را به شکلی محسوس پایین میکشد.[1][2]
در سال ۲۰۲۵، بهای تراز شده برق بادی خشکی در چین تنها ۲۷ دلار بر مگاواتساعت ثبت شد. بخش بادی فراساحلی این کشور نیز با ۴۹ دلار بر مگاواتساعت برق عرضه کرد که کمتر از نصف هزینه پروژههای مشابه غربی است.[1]
ایالات متحده بهای برق بادی فراساحلی را ۱۴۱ دلار به ازای هر مگاواتساعت گزارش کرد که نشاندهنده هزینههای سنگین ناشی از زنجیرههای تأمین نوپا و مقررات دریایی پیچیده است؛ شکافی که در بخش خورشیدی نیز با شدتی مشابه به چشم میخورد.[1][5]
چین با ثبت رقم ۳۶ دلار به ازای هر مگاواتساعت، از ارزانترین بازارهای خورشیدی جهان محسوب میشود؛ رقمی که با آمارهای دیگر بازارهای بزرگ نوظهور همچون هند با ۳۵ دلار و برزیل با ۳۷ دلار همخوانی دارد.[1]
در مقابل، بهای تراز شده برق خورشیدی در آلمان به ۶۵ دلار به ازای هر مگاواتساعت رسید. ارقام ثبتشده در آمریکا و آلمان عموماً دو برابر ارقام چین هستند که این امر ناشی از موانع ساختاری فراتر از قیمت سختافزار است.[1][2]
طولانی شدن فرآیند صدور مجوزها، موانع اتصال به شبکه برق و هزینههای بالاتر تجهیزات جانبی، عامل اصلی گرانی پروژهها در غرب است؛ به طوری که پنلهای فتوولتائیک سهم رو به کاهشی از کل بودجه پروژه را تشکیل میدهند.[1][6]
سقوط قیمت ذخیرهسازهای باتری
بر خلاف ثبات نسبی سختافزارهای تولید برق، فناوریهای ذخیرهسازی با سقوط چشمگیر قیمتها روبهرو شدند. در سال ۲۰۲۵، هزینه باتریها سریعتر از هر فناوری تجاری دیگر در بازار انرژی ریزش کرد.[1]
هزینه نصب باتریهای چهارساعته در مقیاس نیروگاهی طی تنها یک سال نزدیک به ۳۰ درصد کاهش یافت و میانگین جهانی آن به حدود ۱۴۰ دلار بر کیلوواتساعت رسید که افت ۹۵ درصدی از سال ۲۰۱۰ را نشان میدهد.[1][4]
این هزینه در بازار داخلی چین به مرزهای پایینتری رسید و از ۷۰ دلار به ازای هر کیلوواتساعت کمتر شد؛ تحولی بیسابقه که مختصات اقتصادی سامانههای ترکیبی تجدیدپذیر و پایداری شبکه را دگرگون ساخت.[1]
افت هزینههای ذخیرهسازی، شتاب گسترش نیروگاههای ترکیبی خورشیدی-باتری را دوچندان کرده است. در سال ۲۰۲۵، حدود یکچهارم کل ظرفیت جدید خورشیدی در مقیاس شبکه، به سامانههای باتری مجهز شدند.[1][3]
بهای تراز شده برق مطمئن این سامانهها با ضریب اتکای ۹۵ درصد، در مناطق پرتابش به کمتر از ۸۵ دلار به ازای هر مگاواتساعت کاهش یافت؛ در حالی که سامانه مشابه در سال ۲۰۲۰ بالغ بر ۱۰۰ دلار هزینه داشت.[1]
این سامانههای ترکیبی، بهرهوری پیوند به شبکه را افزایش داده و زمان عرضه برق را به ساعات اوج مصرف منتقل میکنند؛ راهکاری که سرمایهگذاران را از سقوط قیمتهای عمدهفروشی در ساعات اشباع تابش مصون میدارد.[1][2]
واگرایی مسیر منابع مهارپذیر
همه فناوریهای تجدیدپذیر از تحولات قیمتی سال ۲۰۲۵ منتفع نشدند. اغلب منابع تجدیدپذیر مهارپذیر و پایدار—که بدون نیاز به باتری توان تنظیم تولید با تقاضا را دارند—با افزایش بارز هزینهها مواجه شدند.[1]
بهای تراز شده برقآبی به ۶۲ دلار به ازای هر مگاواتساعت و زمینگرمایی به ۸۹ دلار رسید، در حالی که برق حاصل از سامانههای حرارتی خورشیدی متمرکز به ۱۱۵ دلار جهش کرد و بازدهی اقتصادی آن باز هم کاهش یافت.[1]
این رشد قیمت ناشی از گرانی تجهیزات یا محدودیت در زنجیره تأمین نبود، بلکه ریشه در افت ضریب ظرفیت نیروگاهها و کاهش حجم تولید برق نسبت به میانگینهای تاریخی داشت.[1][2]
خشکسالیهای گسترده و تغییر الگوهای جوی، توان تولید نیروگاههای برقآبی باسابقه را تحلیل برد. هنگامی که تولید کل مگاواتساعت یک نیروگاه در طول عمرش کاهش یابد، هزینههای ثابت سرمایهای بر حجم کمتری از برق سرشکن شده و قیمت واحد بالا میرود.[1][3]
زیستانرژی تنها استثنا میان منابع تجدیدپذیر مهارپذیر در سال ۲۰۲۵ بود که بهای تراز شده آن به ۸۶ دلار بر مگاواتساعت رسید؛ کاهشی که مدیون ارتقای راندمان بهرهبرداری و بهینهسازی زنجیره لجستیک خوراک مصرفی بود.[1]
از سال ۲۰۱۰، مسیر حرکت هزینهها در بخش تجدیدپذیرهای مهارپذیر از منابع متناوب کاملاً جدا شد؛ در حالی که خورشید و باد ارزانتر میشدند، بهای تراز شده برقآبی ۴۱ درصد و زمینگرمایی ۵۳ درصد رشد را تجربه کردند.[1]
نقش تجدیدپذیرها به عنوان ضربهگیر کلان
ناوگان فعال زیرساختهای تجدیدپذیر همچون ضربهگیری در برابر نوسانات شدید قیمت سوختهای فسیلی در سال ۲۰۲۵ عمل کرد و مانع تحمیل ۴۸۰ میلیارد دلار هزینه خرید سوخت به اقتصادهای جهان شد.[1][6]
تولید پاک این زیرساختها علاوه بر صرفه مالی، از انتشار حدود ۸٫۴ گیگاتن دیاکسید کربن در جو جلوگیری کرد؛ موضوعی که جایگاه بنیادین این بخش در امنیت انرژی و استواری اقتصاد ملی را تثبیت میکند.[1]
نقش حمایتی این تأسیسات بیش از همه در کشورهای در حال توسعه وابسته به واردات انرژی به چشم آمد؛ بهگونهای که در اندونزی، تایلند و فیلیپین، ناوگان تجدیدپذیر جایگزین ۵٫۷ میلیارد دلار واردات زغالسنگ و گاز شد.[1]
اگر ارزش این صرفهجویی با استناد به نرخهای بالاتر سوخت ناشی از بحران خاورمیانه در اوایل ۲۰۲۶ محاسبه شود، رقم مزبور برای این سه کشور به ۶٫۵ میلیارد دلار افزایش مییابد.[1]
چنانچه ظرفیت تجدیدپذیر این اقتصادهای آسیایی دو برابر میشد، میزان صرفهجویی حاصل از عدم خرید سوخت به ۱۲٫۹ میلیارد دلار میرسید؛ واقعیتی که نشان میدهد زیرساختهای مبتنی بر سرمایهگذاری ثابت چگونه تراز تجاری را در برابر تلاطم بازارها حفظ میکنند.[1][2]
در این بازارها، هزینه بالای سرمایه اصلیترین سد راه توسعه است. اجرای راهبردهای هدفمند برای کاهش ریسک اعتباری، یگانه گام اساسی جهت جهش ظرفیت به شمار میرود، چرا که فناوریها هماکنون به بالاترین سطح صرفه اقتصادی رسیدهاند.[1][6]
چشمانداز هزینهها در افق یک دهه آینده
پس از یک دهه افت مداوم بر پایه یادگیری صنعتی، سامانههای خورشیدی و بادی خشکی به بلوغ رسیدهاند و کاهش هزینههای آینده اگرچه ادامه دارد، اما با سرعتی بهمراتب ملایمتر رخ خواهد داد.[1]
پیشبینی میشود طی دهه منتهی به ۲۰۳۵، مجموع هزینههای نصب سامانههای خورشیدی حدود ۴۰ درصد و توربینهای بادی خشکی نزدیک به ۲۰ درصد دیگر کاهش یابد.[1]
این ارقام برآوردی، تقریباً به اندازه نیمی از افت هزینههای خورشیدی و یکسوم افت هزینههای بادی از سال ۲۰۱۰ تاکنون هستند؛ بنابراین دوران نصف شدن پیدرپی قیمت سختافزارها برای این دو فناوری پایان یافته است.[1][2]
رقابت سنگینی که موجهای قبلی ریزش قیمت را پدید آورد نیز در حال تعدیل است؛ سرمایهگذاری در ساخت فناوریهای پاک از ۲۰۲۳ تا پایان ۲۰۲۵ به نصف کاهش یافت که نشانهای از آغاز ادغام و یکپارچگی زنجیره تأمین است.[1][6]
دولت چین با هدف مهار مازاد ظرفیت، روند ادغام در شرکتهای تجدیدپذیر را پیگیری میکند و با لغو مشوقهای بازپرداخت مالیات بر ارزشافزوده برای صادرات برخی محصولات خورشیدی در آوریل ۲۰۲۶، موازنه تجارت بینالملل را دگرگون ساخت.[1]
همزمان، گرانی مواد اولیه و قطعات یدکی، بهای تمامشده توربینهای بادی خشکی را در غرب بالا برده است؛ ترکیب عوامل صنعتی و ژئوپلیتیکی، در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ فشاری فزاینده بر هزینههای نصب وارد خواهد آورد.[1]
توسعه مقیاس فناوریهای نوظهور
در روزهایی که فناوریهای رایج به ثبات میرسند، فرمولهای نوظهور شیمی باتری با سرعت شکوفا میشوند؛ باتریهای سدیم-یونی در حال ورود به بازار هستند و نوسانات بهای لیتیوم، توجیه کاربرد تجاری آنها در شبکه برق را قوت میبخشد.[1][4]
جایگزینی سریع ترکیبات لیتیوم-آهن-فسفات به جای نیکل-منگنز-کبالت در سالهای گذشته، الگویی ملموس است و نشان میدهد بازار نیروگاهی به محض اطمینان از عملکرد و صرفه فناوری نوپا، با سرعت تغییر جهت میدهد.[1]
پیشبینی میشود سامانههای ذخیرهسازی بلندمدت انرژی نظیر هوای فشرده و باتریهای پیشرفته اکسایش-کاهش، با افزایش مقیاس افت چشمگیری در قیمت ثبت کنند؛ سازوکارهایی که برای جبران افتهای چندروزه ناشی از آبوهوا ضروری هستند.[1][4]
فناوریهای مهار انرژی اقیانوسی نیز به آستانه بهرهبرداری صنعتی نزدیک میشوند؛ با دستیابی به ظرفیت تجمعی دو گیگاوات، بهای پیشبینیشده برق ناشی از امواج و جریانهای جزرومدی به ترتیب ۱۲۰ و ۱۴۰ دلار خواهد بود که آنها را برای مناطق ساحلی مناسب میسازد.[1]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- ترازسازی بهای برق بر پایه هزینه سرمایه اولیه در بستر چارچوبهای گوناگون مقرراتی با هدف تفکیک صرفه مالی از ارقام پایه سختافزار.
- یافته
- واگرایی منطقهای در بهای برق تجدیدپذیر اکنون عمدتاً وابسته به ریسک اعتباری کشورها و نرخهای بهره است تا بهرهوری زنجیره تأمین؛ بدین معنا که تداوم کاهش قیمتها در کشورهای در حال توسعه، تماماً به ابزارهای کاهش ریسک مالی وابسته است نه نوآوریهای سختافزاری.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- محدودیتهای این تحلیل
- این ارزیابی بر مبنای میانگینهای کشوری گردآوری شده است و نمیتواند موانع بسیار محلی در اتصال به شبکه یا تأخیرهای مربوط به مجوزهای شهرداری را لحاظ کند.
- اقتصاددانان گذار انرژی
- تمرکز بر جابهجایی گلوگاه از افت بهای تجهیزات به موانع تأمین مالی و هزینه بالای سرمایه.
- تحلیلگران زیرساخت شبکه
- اولویتبخشی به ادغام باتریهای ارزانشده و سامانههای هیبریدی در شبکههای توزیع کنونی.
- گردانندگان نیروگاههای حرارتی
- تأکید بر فشارهای تورمی روی تولید متداول و ضرورت حفظ قابلیت اتکای منابع مهارپذیر.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مصرفکنندگان تجاری و خرد برق
- گردانندگان نیروگاههای فسیلی که با داراییهای غیرقابلاستفاده و معطل مواجه هستند
منابع
[1]IRENAتحلیلگران زیرساخت شبکهRenewable Power Generation Costs in 2025 (Executive Summary)
مطالعه در IRENA →
[2]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان گذار انرژیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[3]Emberگردانندگان نیروگاههای حرارتیYearly Electricity Data
مطالعه در Ember →
[4]LDES Councilتحلیلگران زیرساخت شبکهLong Duration Energy Storage Factbook
مطالعه در LDES Council →
[5]Energy Information Administrationگردانندگان نیروگاههای حرارتیAnnual Energy Outlook 2026
مطالعه در Energy Information Administration →
[6]International Energy Agencyاقتصاددانان گذار انرژیWorld Energy Investment 2026
مطالعه در International Energy Agency →
بیشتر در انرژی
مشاهده همه →مهندسی توربین
راز سه پره بودن توربینهای بادی؛ توازن تقارن قطبی و حذف خستگی ژیروسکوپی مخرب با کمترین هزینه
4 منبع
فیزیک فتوولتائیک
جهش نمایی جریان اشباع معکوس و افت ولتاژ مدارباز: چرا با افزایش دما بازدهی پنلهای خورشیدی افت میکند؟
7 منبع
توسعه تجدیدپذیرها
جهش ایران به سوی ۷ هزار مگاوات برق خورشیدی؛ افتتاح کارخانه اینورتر در پاکدشت
4 منبع
مقررات مراکز داده
اتحادیه اروپا الزام نصب برچسبهای پایداری برای مراکز داده را پیشنهاد کرد
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار انرژی با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





