واقعیت جدید شرکتهای جهانی: راهنمای پیمان الزامآور سازمان ملل در مورد تجارت و حقوق بشر و مسئولیتپذیری جهانی شرکتها
پس از یک دهه مذاکره، سند پیشنهادی الزامآور سازمان ملل قصد دارد مسئولیتپذیری شرکتها را از دستورالعملهای داوطلبانه به قانون بینالمللی قابل اجرا تبدیل کند. در اینجا نحوه عملکرد این پیمان، الزامات آن و دلایل مخالفتهای شدید با آن را بررسی میکنیم.
به قلم آناهیتا طباطبایی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر
- حامیان خواستار مسئولیتپذیری سختگیرانه و قابل اجرا برای پایان دادن به مصونیت شرکتها و حمایت از جوامع آسیبپذیر.
- نمایندگان شرکتها و صنعت
- انجمنهای تجاری که از رویکردهای انعطافپذیر و داوطلبانه حمایت میکنند تا تجارت جهانی مختل نشود.
- کارشناسان حقوق بینالملل
- محققان و دیپلماتهایی که بر سازوکارهای ادغام این پیمان در سیستمهای حقوقی داخلی متنوع تمرکز دارند.
نکات کلیدی
- سازمان ملل در حال مذاکره برای تدوین یک سند الزامآور قانونی جهت تنظیم فعالیت شرکتهای چندملیتی تحت قوانین بینالمللی حقوق بشر است.
- این پیمان «تلاش مقتضی حقوق بشر» را اجباری کرده و مسئولیت مدنی، اداری یا کیفری را برای سوءاستفادههای شرکتی تعیین میکند.
- یک مقرره کلیدی قصد دارد به قربانیان اجازه دهد در صورت عدم دسترسی به عدالت محلی، از شرکتهای مادر در حوزههای قضایی کشور مبدأ آنها شکایت کنند.
- گروههای جامعه مدنی استدلال میکنند که این پیمان برای پایان دادن به مصونیت شرکتها و حمایت از مدافعان حقوق بشر ضروری است.
- انجمنهای صنعتی هشدار میدهند که مسئولیتپذیری سختگیرانه فرامرزی میتواند تجارت و سرمایهگذاری جهانی را مختل کند.
چرا مهم است
دهههاست که شرکتهای فراملی در یک منطقه خاکستری قضایی فعالیت میکنند، جایی که نقض حقوق بشر در زنجیرههای تأمین جهانی اغلب بدون مجازات میماند. این پیمان یک حداقل جهانی اجباری برای مسئولیتپذیری شرکتها تعیین میکند، به قربانیان اجازه میدهد عدالت فرامرزی را دنبال کنند و اساساً نحوه مدیریت ریسک توسط شرکتهای چندملیتی را تغییر میدهد.
مردم تصور میکنند قوانین بینالمللی شرکتهای چندملیتی را به شدت کنترل میکند. اما اینطور نیست. در حال حاضر، انطباق شرکتها با حقوق بشر عمدتاً متکی بر چارچوبهای داوطلبانه است، که هنگام وقوع سوءاستفاده در زنجیرههای تأمین پیچیده جهانی، شکاف بزرگی در پاسخگویی ایجاد میکند.[6]
واقعیت این است که در حالی که دولتهای مستقل ملزم به رعایت معاهدات بینالمللی حقوق بشر هستند، شرکتها مستقیماً مشمول آنها نیستند. هنگامی که عملیات یک شرکت چندملیتی منجر به تصرف زمین، استثمار کارگری یا تخریب محیط زیست در یک کشور میزبان میشود، قربانیان اغلب خود را درگیر هزارتویی از شرکتهای پوششی و موانع قضایی مییابند.[3]
تغییر این وضعیت از سال ۲۰۱۴ آغاز شد. شورای حقوق بشر سازمان ملل قطعنامه ۲۶/۹ را تصویب کرد؛ رأی تاریخی که با ابتکار اکوادور و آفریقای جنوبی به تشکیل گروه کاری بیندولتی با ترکیب باز (Open-Ended Intergovernmental Working Group) منجر شد.[1]
مأموریت این گروه بیسابقه بود: تدوین یک سند الزامآور قانونی (Legally Binding Instrument) که فعالیتهای شرکتهای فراملی را تحت قوانین بینالمللی حقوق بشر تنظیم کند. این اقدام نشاندهنده چرخش قطعی از رویکرد «قانون نرم» اصول راهنمای سازمان ملل در مورد تجارت و حقوق بشر (۲۰۱۱) به سمت تعهدات سخت و قابل اجرا بود.[2][4]
سازوکار اصلی پیمان پیشنهادی، «تلاش مقتضی حقوق بشر» (Human Rights Due Diligence) اجباری است. این امر ایجاب میکند که کشورهای عضو قوانین داخلی را وضع کنند که شرکتها را ملزم به شناسایی، پیشگیری و کاهش خطرات حقوق بشری در کل زنجیرههای ارزش جهانی خود کند.[3]
اما این پیمان فراتر از صرف گزارشدهی است. از دولتها میخواهد که مسئولیت حقوقی قوی – اعم از مدنی، اداری یا کیفری – برای شرکتهایی که در پیشگیری از سوءاستفادهها کوتاهی میکنند، تعیین کنند. این امر معیار را از مسئولیت اجتماعی داوطلبانه شرکتها به پاسخگویی حقوقی سختگیرانه تغییر میدهد.[4]
یکی از ویژگیهای حیاتی پیشنویس، رویکرد آن به عدالت فرامرزی است. این پیمان به مفهوم «حجاب شرکتی» (Corporate Veil) میپردازد، یک مفهوم حقوقی که اغلب شرکتهای مادر مستقر در شمال جهانی را از اقدامات شرکتهای تابعهشان در جنوب جهانی محافظت میکند.[6]
یکی از ویژگیهای حیاتی پیشنویس، رویکرد آن به عدالت فرامرزی است.
برای پر کردن این شکاف قضایی، متن پیمان سازوکارهایی مانند بند «فوروم نِسِسیتاتیس» (Forum Necessitatis) را معرفی میکند. این مقرره به قربانیان اجازه میدهد در صورتی که در کشوری که آسیب واقع شده، از دسترسی به عدالت محروم شوند یا با موانع حقوقی غیرقابل عبور مواجه گردند، از شرکت مادر در دادگاههای کشور مبدأ آن شکایت کنند.[3]
جای تعجب نیست که مقاومت در برابر این پیمان شدید بوده است. با کاملتر شدن پیشنویس، لابیگری شرکتها در راهروهای سازمان ملل افزایش یافته است. گروههای پیشرو صنعتی به طور مداوم برای تضعیف مقررات الزامآور پیمان بسیج شدهاند.[5]
این انجمنهای تجاری خواستار رویکردی مشارکتی و انعطافپذیر هستند و هشدار میدهند که مسئولیتپذیری سختگیرانه و فرامرزی میتواند تجارت جهانی را مختل کند، سرمایهگذاری در کشورهای در حال توسعه را کاهش دهد و یک چشمانداز حقوقی تکهتکه ایجاد نماید.[4]
سازمانهای جامعه مدنی و جوامع آسیبدیده در پاسخ میگویند که اجازه دادن به لابیگران شرکتها برای شکل دادن به قوانینی که قرار است آنها را محدود کند، تضاد منافع اساسی است. آنها به افزایش تعداد حملات علیه مدافعان حقوق بشر و محیط زیست اشاره میکنند که نشان میدهد اقدامات داوطلبانه شکست خوردهاند.[5]
اهمیت موضوع در سالهای اخیر افزایش یافته است. تلاشهای منطقهای برای تنظیم رفتار شرکتها، به ویژه دستورالعمل تلاش مقتضی پایداری شرکتی اتحادیه اروپا (EU's Corporate Sustainability Due Diligence Directive)، با موانع سیاسی شدیدی روبرو شده و متون نهایی به طور قابل توجهی تضعیف شدهاند.[4]
در شرایطی که قوانین منطقهای و داخلی تحت فشار مقرراتزدایی قرار دارند، پیمان الزامآور سازمان ملل اهمیت دوبارهای یافته است. این پیمان نشاندهنده حداقل استاندارد جهانی نهایی است، چارچوبی ضروری برای اطمینان از اینکه حمایت از حقوق بشر به بادهای سیاسی بلوکهای تجاری منفرد وابسته نباشد.[6]
مذاکرات اکنون وارد مرحله تعیینکنندهای شده است. پس از یازدهمین نشست در اکتبر ۲۰۲۵، گروه کاری مشاورههای موضوعی بینالاجلاسی را برای حل اختلافات باقیمانده در مورد صلاحیت قضایی، دامنه و حقوق قربانیان تسریع کرده است.[1]
در حالی که هیئتهای دولتی برای دوازدهمین نشست برنامهریزی شده در اکتبر ۲۰۲۶ در ژنو آماده میشوند، سؤال اساسی حل نشده باقی میماند: آیا جامعه بینالمللی حقوق افراد آسیبدیده را بر نفوذ اقتصادی سرمایه فراملی ترجیح خواهد داد؟[3]
پیمان الزامآور سازمان ملل یک شبه دههها تسلط شرکتها را از بین نخواهد برد. با این حال، یک سند قوی و قابل اجرا میتواند سرانجام مسیری برای عدالت فرامرزی فراهم کند، از جوامع آسیبپذیر محافظت نماید و اساساً نحوه مدیریت ریسک شرکتهای چندملیتی در مقیاس جهانی را تغییر دهد.[6]
بررسی عمیق دیدگاهها
جامعه مدنی و جوامع آسیبدیده
حامیان خواستار یک پیمان قوی با مسئولیتپذیری سختگیرانه برای پایان دادن به مصونیت شرکتها هستند.
برای مدافعان حقوق بشر، فعالان محیط زیست و جوامعی که مستقیماً تحت تأثیر سوءاستفادههای شرکتی قرار گرفتهاند، پیمان الزامآور اصلاحی ضروری برای دههها قدرت کنترل نشده شرکتها است. آنها استدلال میکنند که چارچوبهای داوطلبانه مانند اصول راهنمای سازمان ملل به وضوح در جلوگیری از تصرف زمین، استثمار کارگری و تخریب محیط زیست شکست خوردهاند. این گروه بر مقررات قوی برای عدالت فرامرزی، اولویت حقوق بشر بر توافقنامههای تجاری و حفاظت صریح مذاکرات پیمان از لابیگری و نفوذ شرکتها اصرار دارند.
صنعت و انجمنهای تجاری
نمایندگان شرکتها به جای مسئولیتپذیری سختگیرانه، از رویکردهای مشارکتی و انعطافپذیر حمایت میکنند.
سازمانهایی که نماینده سرمایه فراملی هستند، نسبت به پیمانی که مسئولیتپذیری سختگیرانه و فرامرزی تحمیل کند، هشدار میدهند. آنها استدلال میکنند که اقدامات بیش از حد تنبیهی میتواند زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کند، سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای در حال توسعه را کاهش دهد و یک چشمانداز حقوقی تکهتکه و غیرقابل اجرا ایجاد کند. در عوض، آنها از «ترکیبی هوشمند» از اقدامات حمایت میکنند که با استانداردهای داوطلبانه موجود همسو باشد و بر همکاری و ظرفیتسازی تأکید دارد تا اجرای حقوقی سختگیرانه.
هیئتهای دولتی
دولتها در تلاشند تا حاکمیت حقوقی ملی را با تعهدات بینالمللی متعادل سازند.
مذاکرات دیپلماتیک شکاف عمیقی را بین بازیگران دولتی نشان میدهد. این ابتکار، که در ابتدا توسط کشورهای جنوب جهانی مانند اکوادور و آفریقای جنوبی رهبری شد، به دنبال پاسخگو کردن شرکتهای چندملیتی مستقر در شمال جهانی است. در مقابل، بسیاری از کشورهای صنعتی از نظر تاریخی با تردید به این پیمان نگریستهاند، زیرا نگران پیامدهای آن برای شرکتهای داخلی و رقابت تجاری بینالمللی خود هستند. نشستهای اخیر عمدتاً بر یافتن مصالحهای متمرکز شدهاند که به دولتها انعطافپذیری لازم را در نحوه اجرای پیمان در سیستمهای حقوقی داخلی متنوع خود بدهد.
اصطلاحات کلیدی
- سند الزامآور قانونی (LBI)
- یک معاهده رسمی بینالمللی که تعهدات حقوقی اجباری و قابل اجرا را بر کشورهای امضاکننده تحمیل میکند.
- تلاش مقتضی حقوق بشر
- فرآیند مستمر مدیریت ریسک که یک کسبوکار معقول باید برای شناسایی، پیشگیری، کاهش و پاسخگویی به تأثیرات نامطلوب حقوق بشری خود دنبال کند.
- فوروم نِسِسیتاتیس
- یک دکترین حقوقی که به دادگاه اجازه میدهد در صورتی که هیچ مجمع دیگری برای قربانی در دسترس نباشد، صلاحیت رسیدگی به پرونده را بپذیرد و دسترسی به عدالت را تضمین کند.
- حجاب شرکتی
- یک مفهوم حقوقی که شخصیت یک شرکت را از سهامداران یا شرکتهای مادر آن جدا میکند و اغلب آنها را از مسئولیت مصون میدارد.
- اصول راهنمای سازمان ملل (UNGPs)
- مجموعهای از دستورالعملهای داوطلبانه برای دولتها و شرکتها جهت پیشگیری، رسیدگی و جبران سوءاستفادههای حقوق بشری که در عملیات تجاری رخ میدهد.
منابع
[1]United Nations Human Rights Councilکارشناسان حقوق بینالمللOpen-ended intergovernmental working group on transnational corporations and other business enterprises with respect to human rights
مطالعه در United Nations Human Rights Council →
[2]United Nationsکارشناسان حقوق بینالمللResolution 26/9: Elaboration of an international legally binding instrument on transnational corporations and other business enterprises with respect to human rights
مطالعه در United Nations →
[3]Business & Human Rights Resource Centreجامعه مدنی و مدافعان حقوق بشرBinding treaty latest news and resources
مطالعه در Business & Human Rights Resource Centre →
[4]SOMOجامعه مدنی و مدافعان حقوق بشرProgress and Challenges: Recap of UN Binding Treaty Negotiations on Business and Human Rights
مطالعه در SOMO →
[5]Corporate Accountabilityجامعه مدنی و مدافعان حقوق بشرSubvert: Corporate Capture of Global Governance
مطالعه در Corporate Accountability →
[6]تیم سردبیری کوهستانکارشناسان حقوق بینالمللتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در راهنماها
مشاهده همه →هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



