تهدید ترامپ به اقدام نظامی علیه عمان در بحبوحه نشت نفت روسیه که بازگشایی هرمز را دشوار میکند
رئیس جمهور ترامپ، عمان را به دلیل مذاکرات دوجانبه دریاییاش با ایران، به بمباران تهدید کرده است؛ این تهدید در حالی صورت میگیرد که نشت عمده نفت خام روسیه، گلوگاه حیاتی تنگه هرمز را بیش از پیش مسدود کرده است.
به قلم حامد فخری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دولت ایالات متحده
- مذاکرات دوجانبه عمان با ایران را دور زدن غیرقابل قبول فشار حداکثری ایالات متحده میداند.
- دیپلماتهای عمانی و منطقهای
- ثبات فوری دریایی، حفاظت از محیط زیست و حفظ حقوق سرزمینی حاکمیتی را در اولویت قرار میدهند.
- ناظران دریایی و محیط زیست
- بر واقعیتهای فیزیکی تنگه تمرکز دارند و بر خطرات فاجعهبار ناوگان سایه تأکید میکنند.
نکات کلیدی
- رئیس جمهور ترامپ عمان را به دلیل مذاکرات دوجانبه دریاییاش با ایران، به اقدام نظامی تهدید کرد.
- عمان و ایران در حال گفتگو در مورد یک چارچوب مشترک برای مدیریت کشتیرانی و جمعآوری عوارض در تنگه هرمز بودهاند.
- یک تانکر تحت تحریم متعلق به ناوگان سایه روسیه در سواحل عمان به گل نشسته و در حال نشت نفت خام است و تلاشها برای بازگشایی را پیچیده میکند.
- دولت ایالات متحده به شدت با هرگونه توافقی که به تهران نفوذ یا درآمدی از تنگه بدهد، مخالف است.
- مهلت ۶٠ روزه برای توافق صلح جامع ایالات متحده و ایران روز دوشنبه بدون دستیابی به راهحل به پایان رسید.
تصور رایج در مورد تنگه هرمز این است که ایالات متحده صرفاً بر مهار تجاوزات نظامی ایران برای بازگشایی این آبراه حیاتی تمرکز کرده است. با این حال، شواهد حاکی از یک واقعیت ژئوپلیتیکی بسیار پیچیدهتر و متلاشیشده است. تهدید اخیر رئیس جمهور دونالد ترامپ مبنی بر بمباران عمان – که شریک امنیتی دیرینه ایالات متحده است – نشان میدهد که مانع اصلی واشنگتن دیگر فقط تهران نیست، بلکه واقعیتهای دیپلماتیک و محیط زیستی است که در سمت عمانی تنگه در حال ظهور هستند. در حالی که مهلت دو ماهه برای مذاکره صلح با ایران روز دوشنبه بدون هیچ چشماندازی برای پایان درگیری به پایان رسید، کاخ سفید به طور فزایندهای ناامیدی خود را متوجه متحدان منطقهای خود کرده است. تهدید علیه مسقط بر یک تغییر اساسی در استراتژی ایالات متحده تأکید میکند، که از مهار چندجانبه به سمت اولتیماتومهای یکجانبه حرکت کرده و حاکمیت دولتهای ساحلی حاکم بر حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان را به چالش میکشد.[1][2][3]
محرک فوری این تشدید تنش، مذاکرات دوجانبه بین مسقط و تهران است. پس از انقضای مهلت ۶۰ روزه برای توافق صلح جامع ایالات متحده و ایران، مقامات ایرانی و عمانی مذاکرات برای مدیریت مشترک کشتیرانی تجاری از طریق تنگه را پیش بردند. این توافق پیشنهادی، که بنا بر گزارشها شامل جمعآوری هزینههای داوطلبانه خدمات دریایی و مدیریت مشترک مسیرهای خروجی است، عملاً خواسته واشنگتن مبنی بر تسلیم کامل تهران را دور میزند. برای عمان، که این آبراه باریک را با ایران به اشتراک میگذارد، ایجاد یک چارچوب ترانزیتی کارآمد، مسئله بقای اقتصادی و ثبات منطقهای است. با این حال، دولت ایالات متحده هرگونه توافقی که به ایران کنترل اداری یا درآمدی اعطا کند، به عنوان دور زدن غیرقابل قبول کارزار فشار حداکثری خود میبیند.[1][3][5]
در واکنش به این مذاکرات، رئیس جمهور ترامپ در مصاحبه با فاکس نیوز، اولتیماتوم شدیدی صادر کرد و اظهار داشت که اگر عمان «مانع» تلاشهای ایالات متحده برای دیکته کردن شرایط بازگشایی تنگه شود، ارتش آمریکا «جهنم را بر سرشان خواهد ریخت». رئیس جمهور متعاقباً پیشنهاد کرد که تنگه هرمز به عنوان قلمرو ایالات متحده اعلام شود، ادعایی حقوقی و نظامی جدید که اساساً قوانین بینالمللی دریایی را تغییر خواهد داد. با انتشار نقشهای در شبکههای اجتماعی که تنگه را به عنوان دارایی آمریکا به تصویر میکشید، دولت قصد خود را برای اعمال کنترل کامل بر این آبراه، صرف نظر از حقوق سرزمینی کشورهایی که در واقع با آن هممرز هستند، نشان داد.[2][3][5]
برای درک سازوکار این بحران، باید به جغرافیای فیزیکی و وضعیت حقوقی تنگه نگاه کرد. مسیرهای کشتیرانی قابل کشتیرانی تنگه هرمز به طور کامل در آبهای سرزمینی عمان و ایران قرار دارند. بر اساس کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) – که ایالات متحده با وجود عدم امضا، آن را به عنوان قانون عرفی بینالمللی به رسمیت میشناسد – کشتیها از حق عبور ترانزیتی برخوردارند. دولت با تلاش برای اعمال کنترل یکجانبه ایالات متحده و تهدید به اقدام نظامی علیه یک دولت ساحلی که حقوق اداری خود را اعمال میکند، حاکمیت اساسی هر دو کشور عمان و ایران را به چالش میکشد و سابقهای را ایجاد میکند که میتواند قوانین دریایی را در سطح جهانی بیثبات کند.[3]
آنچه این بنبست دیپلماتیک را پیچیده میکند، یک فاجعه زیستمحیطی است که به سرعت در حال وخامت است و با نیروی نظامی قابل حل نیست. تانکر نفتکش «کارولین بزنگی» (Caroline Bezengi)، متعلق به ناوگان سایه روسیه و تحت تحریم، به گل نشسته و در حال نشت نفت خام در سواحل عمان است. این کشتی، که خارج از چارچوبهای استاندارد بیمه و مقررات برای دور زدن تحریمهای غرب فعالیت میکرد، بنا بر گزارشها قبل از به گل نشستن دچار انفجاری مرموز شده است. ناوگان سایه شامل کشتیهای قدیمی و بد نگهداری شدهای است که مسکو برای انتقال نفت خام به خریداران مایل، در حالی که از نظارت بینالمللی فرار میکند، استفاده میکند. حضور یک تانکر در حال شکستن از ناوگان سایه در یکی از شلوغترین مسیرهای کشتیرانی جهان، یک انسداد فیزیکی و محیط زیستی ایجاد میکند که اساساً محاسبات بازگشایی تنگه را تغییر میدهد. نمیتوان یک نشت نفتی را با بمب از بین برد؛ حملات نظامی در مجاورت آن تنها آسیبهای زیستمحیطی را تشدید کرده و عملیات نجات را غیرممکن میسازد.[6]
آنچه این بنبست دیپلماتیک را پیچیده میکند، یک فاجعه زیستمحیطی است که به سرعت در حال وخامت است و با نیروی نظامی قابل حل نیست.
نشت نفت در حال حاضر به خط ساحلی عمان رسیده است و تیمهای بینالمللی نجات که توسط شرکت مدیریت ریسک «آمبری» (Ambrey) هماهنگ شدهاند، برای استقرار در منطقه اعزام شدهاند. با این حال، تلاشهای نجات به دلیل شرایط نامساعد جوی و تنشهای نظامی فراگیر در منطقه به شدت مختل شده است. مقامات به دقت تأثیرات این حادثه بر حیات دریایی و شیلات محلی را که برای اقتصاد عمان حیاتی هستند، زیر نظر دارند. این بحران زیستمحیطی نیازمند همکاری فوری و فرامرزی است و مقامات عمانی را مجبور میکند تا با کشورهای همسایه، از جمله ایران، هماهنگی کنند تا قبل از اینکه لکه نفتی آسیبهای جبرانناپذیری به تأسیسات آب شیرینکن و اکوسیستمهای ساحلی وارد کند، آن را مهار نمایند. کابوس لجستیکی هماهنگی یک عملیات نجات بینالمللی بزرگ در یک آبراه به شدت نظامیشده و مورد مناقشه، شکنندگی زیرساختهای منطقه را برجسته میکند.[6][7]
تلاقی نشت نفت و فروپاشی دیپلماتیک، بحرانی مضاعف برای مسقط ایجاد کرده است. عمان همزمان در تلاش است تا یک تهدید فاجعهبار زیستمحیطی را در سواحل خود مدیریت کند، در حالی که با چشمانداز حملات نظامی ایالات متحده روبرو است. گارد ساحلی عمان فعالانه درگیر عملیات نجات و مهار است و منابع دریایی این کشور را دقیقاً در زمانی که واشنگتن خواستار انطباق کامل با استراتژی منطقهای خود است، تحت فشار قرار داده است. مقامات منطقهای ابراز نگرانی عمیق کردهاند که دولت ایالات متحده واقعیتهای فیزیکی موجود در صحنه را درک نمیکند و تنگه را صرفاً به عنوان یک صفحه شطرنج ژئوپلیتیکی میبیند، نه یک محیط دریایی شکننده که در حال حاضر دچار یک رویداد سمی عظیم شده است. فشار دوگانه یک فاجعه زیستمحیطی و یک اولتیماتوم نظامی، عمان را در موقعیتی غیرممکن قرار میدهد و آن را مجبور میکند بین بیگانهسازی قدرتمندترین متحد نظامی خود یا رها کردن مسئولیت حاکمیتیاش برای حفاظت از آبهای سرزمینی خود، یکی را انتخاب کند.[5][7]
موضع دولت ایالات متحده این است که عمان در مذاکرات خود با ایران به اندازه کافی سختگیر نبوده است. مقامات منطقهای اشاره میکنند که واشنگتن به شدت با هرگونه مدیریت مشترک ایرانی-عمانی مسیرهای خروجی مخالف است، زیرا آن را امتیازی میداند که نفوذ تهران بر منابع انرژی جهانی را مشروعیت میبخشد. کاخ سفید اصرار دارد که ایران باید قبل از از سرگیری ترانزیت عادی، «پرچم سفید تسلیم» را بالا ببرد و مذاکرات دوجانبه را به عنوان دور زدن اقتدار ایالات متحده رد میکند. رئیس جمهور ترامپ علناً اظهار داشته است که مقامات ایرانی تحت فشار محاصره «در حال مرگ» هستند، که نشان میدهد دولت، بسته ماندن طولانیمدت تنگه را به جای یک بحران برای حل، یک مزیت استراتژیک میبیند. این موضع سختگیرانه منعکس کننده یک استراتژی گستردهتر برای استفاده از بسته ماندن تنگه جهت خفه کردن اقتصادی تهران است، صرف نظر از آسیبهای جانبی وارده به تجارت جهانی یا متحدان منطقهای.[4][5]
با این حال، شواهد نشان میدهد که استراتژی فشار حداکثری ایالات متحده در حال ایجاد پیامدهای ناخواسته است. دولت با تهدید عمان، خطر بیگانهسازی یکی از معدود میانجیهای قابل اعتماد در منطقه را به جان میخرد. عمان به طور سنتی به عنوان یک کانال پشتیبان حیاتی بین واشنگتن و تهران عمل کرده و تبادل زندانیان، مذاکرات هستهای و توافقات کاهش تنش را برای دههها تسهیل نموده است. تهدید به بمباران مسقط نه تنها این شراکت تاریخی را تضعیف میکند، بلکه عمان را به دلیل ضرورت محض جغرافیایی و اقتصادی به تهران نزدیکتر میسازد. اگر عمان مجبور شود امنیت دریایی فوری خود را بر خواستههای ژئوپلیتیکی ایالات متحده اولویت دهد، واشنگتن ممکن است خود را در رویکردش به خلیج فارس کاملاً منزوی ببیند. بیگانهسازی مسقط یک حائل دیپلماتیک حیاتی را حذف میکند و احتمال درگیری نظامی مستقیم و بدون واسطه بین نیروهای ایالات متحده و ایران در این آبراه باریک را افزایش میدهد.[3]
علاوه بر این، ایالات متحده تأیید کرده است که کانال ارتباطی مستقیمی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) ایران حفظ میکند، حتی در حالی که عمان را به دلیل انجام دیپلماسی خود تهدید میکند. این رویکرد دوگانه – تهدید متحدان برای مذاکره در حالی که مخفیانه با دشمنان درگیر است – ماهیت نامنظم تلاشهای دیپلماتیک فعلی برای پایان دادن به درگیری شش ماهه را برجسته میکند. افشای مذاکرات مستقیم ایالات متحده و سپاه پاسداران نشان میدهد که واشنگتن ضرورت گفتگو را درک میکند، اما همچنان به طور علنی به موضع سلطه مطلق متعهد است. این تناقض تلاشهای بازیگران منطقهای برای عبور از بحران را پیچیده میکند، زیرا آنها در حدس و گمان باقی میمانند که کدام دستورالعملهای ایالات متحده سیاست قاطع هستند و کدام صرفاً تاکتیکهای مذاکره. فقدان یک استراتژی دیپلماتیک منسجم و یکپارچه از سوی واشنگتن، خلأیی ایجاد کرده است که عمان و ایران اکنون در تلاشند از طریق توافقات کشتیرانی دوجانبه خود آن را پر کنند.[3][4]
پیامدهای اقتصادی این بسته ماندن طولانیمدت عمیق و به طور فزایندهای غیرقابل تحمل است. تنگه هرمز معمولاً حدود یک پنجم عرضه نفت دریایی جهان را در خود جای میدهد و اختلال در آن شوکهایی را در بازارهای جهانی انرژی و کشاورزی ایجاد کرده است. درگیری جاری باعث فروپاشی ترافیک تانکرهای نفتی شده و تولیدکنندگان منطقهای مانند عراق و امارات متحده عربی را مجبور کرده است تا برای دور زدن این گلوگاه، به دنبال مسیرهای جایگزین زمینی و هوایی باشند. این راهحلهای لجستیکی بسیار ناکارآمد و پرهزینه هستند و قیمت دیزل و کودها را بالا میبرند، که به نوبه خود ناامنی غذایی را در اقتصادهای وابسته به واردات در خاورمیانه و آفریقا تشدید میکند. با افزایش هزینه غذای مغذی و متلاشی شدن زنجیرههای تأمین، بنبست نظامی محلی در خلیج فارس به سرعت در حال تبدیل شدن به یک بحران اقتصادی جهانی است که بر همه چیز از پمپهای سوخت گرفته تا عملیات کشاورزی تأثیر میگذارد.[3][6][7]
در نهایت، حل بحران هرمز به عواملی فراتر از سلطه نظامی محض بستگی دارد. حذف فیزیکی لاشه «کارولین بزنگی»، مهار نشت نفت خام روسیه و ایجاد یک چارچوب ترانزیتی پایدار نیازمند همکاری چندجانبه است، نه اولتیماتومهای یکجانبه. با گسترش آسیبهای زیستمحیطی و محدود شدن پنجره دیپلماتیک، محدودیتهای تلاش برای باز کردن یک آبراه با بمباران به وضوح آشکار میشود. دولت ایالات متحده در حال کشف این واقعیت است که در حالی که نیروی نظامی میتواند به راحتی یک تنگه را ببندد، بازگشایی آن نیازمند سطحی از ظرافت دیپلماتیک و مدیریت محیط زیست است که تهدیدات به تنهایی نمیتوانند فراهم کنند. تا زمانی که واشنگتن جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی خود را با واقعیتهای فیزیکی و حقوقی خط ساحلی عمان تطبیق ندهد، تنگه هرمز همچنان یک نقطه اشتعال متلاشی، سمی و بسیار بیثبات باقی خواهد ماند.[6]
چرا مهم است
تنگه هرمز حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان است؛ حمله نظامی ایالات متحده به عمان یا عدم مهار نشت نفت روسیه نه تنها باعث افزایش شدید قیمت جهانی سوخت و محصولات کشاورزی خواهد شد، بلکه ساختار امنیتی خاورمیانه را به طور دائمی متلاشی خواهد کرد.
بررسی عمیق دیدگاهها
دولت ایالات متحده
مذاکرات دوجانبه عمان با ایران را دور زدن غیرقابل قبول فشار حداکثری ایالات متحده میداند.
کاخ سفید و رئیس جمهور تنگه هرمز را از دریچه سلطه استراتژیک کامل میبینند. با مطرح کردن ایده اعلام این آبراه به عنوان قلمرو ایالات متحده، دولت سیگنال میدهد که هیچ توافق چندجانبهای را که برای ایران اهرم فشار یا درآمدی باقی بگذارد، نخواهد پذیرفت. از این منظر، تمایل عمان به مذاکره در مورد عوارض دریایی با تهران نه به عنوان دیپلماسی عملگرایانه، بلکه به عنوان دخالت فعال در محاصره نظامی و اقتصادی ایالات متحده تلقی میشود.
دیپلماتهای عمانی و منطقهای
ثبات فوری دریایی، حفاظت از محیط زیست و حفظ حقوق سرزمینی حاکمیتی را در اولویت قرار میدهند.
برای مسقط، این بحران حیاتی است. عمان تنگه را با ایران به اشتراک میگذارد و نمیتواند وضعیت جنگ دائمی را در مرز دریایی خود تحمل کند. دیپلماتهای منطقهای استدلال میکنند که مذاکره برای یک چارچوب ترانزیتی کارآمد با تهران، تنها راه عملی برای از سرگیری کشتیرانی جهانی است. علاوه بر این، تهدید فوری نشت نفت روسیه نیازمند همکاری فوری فرامرزی است، که خواستههای واشنگتن مبنی بر تسلیم کامل ایران را هم غیرواقعی و هم از نظر زیستمحیطی خطرناک میسازد.
ناظران دریایی و محیط زیست
بر واقعیتهای فیزیکی تنگه تمرکز دارند و بر خطرات فاجعهبار ناوگان سایه تأکید میکنند.
شرکتهای مدیریت ریسک و آژانسهای محیط زیست، بنبست ژئوپلیتیکی را به عنوان یک عامل حواسپرتی خطرناک از فاجعه فیزیکی در حال وقوع در آب میبینند. به گل نشستن تانکر تحت تحریم روسی «کارولین بزنگی» خطرات سیستمی ایجاد شده توسط ناوگان سایه را برجسته میکند، که برای فرار از تحریمها خارج از مقررات ایمنی استاندارد فعالیت میکند. ناظران هشدار میدهند که حملات نظامی در منطقه، عملیات نجات را غیرممکن میسازد و عملاً یک فاجعه عظیم زیستمحیطی و اقتصادی را تضمین میکند.
روند رویداد
فوریه ٢٠٢٦
ایالات متحده و اسرائیل عملیات نظامی علیه ایران را آغاز میکنند و عملاً تنگه هرمز را به روی ترافیک تجاری عادی میبندند.
مه ٢٠٢٦
رئیس جمهور ترامپ برای اولین بار پیشنهاد میکند که اگر عمان با سیاست ایالات متحده در مورد تنگه همراهی نکند، ممکن است آن را بمباران کند.
١٧ ژوئن ٢٠٢٦
ایالات متحده و ایران تفاهمنامهای را امضا میکنند که یک مهلت ۶٠ روزه برای مذاکره در مورد یک توافق صلح جامع تعیین میکند.
١٣ اوت ٢٠٢٦
تانکر تحت تحریم ناوگان سایه روسیه به نام «کارولین بزنگی» در سواحل عمان به گل نشسته و نفت خام نشت میکند.
١٧ اوت ٢٠٢٦
مهلت ۶٠ روزه مذاکرات بدون توافق به پایان میرسد؛ ترامپ عمان را به دلیل مذاکرات دریایی دوجانبه با تهران به بمباران تهدید میکند.
منابع
[1]TIMEدولت ایالات متحدهTrump Threatens to Bomb Oman Amid Hormuz Tensions
مطالعه در TIME →
[2]CBS Newsدولت ایالات متحدهTrump threatens to bomb Oman if it "gets in the way"
مطالعه در CBS News →
[3]The Guardianدیپلماتهای عمانی و منطقهایDonald Trump has again threatened to bomb Oman if it 'gets in the way' of US-Iran war
مطالعه در The Guardian →
[4]Anadolu AgencyTrump threatens to bomb Oman if it 'gets in the way' of US-Iran negotiations
مطالعه در Anadolu Agency →
[5]The Philadelphia Inquirerدیپلماتهای عمانی و منطقهایU.S. President Donald Trump threatened to bomb Oman because he is unhappy the country is close to a deal with Iran
مطالعه در The Philadelphia Inquirer →
[6]FleetLeaksناظران دریایی و محیط زیستRussian Crude Spill in Oman: Ambrey Coordinates Rescue of Sanctioned Tanker Caroline Bezengi
مطالعه در FleetLeaks →
[7]Middle East Agriculture Reviewناظران دریایی و محیط زیستOman Spill Watch: Salvage teams heading to Oman waters to contain Russian crude spill
مطالعه در Middle East Agriculture Review →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



