واقعیت جدید جهانی پلاستیک: راهنمای پیمان سازمان ملل، الزام چرخه عمر کامل، و افق انطباق ۲۰۲۶
در حالی که مذاکرات پیمان پلاستیک سازمان ملل به سمت یک رویارویی تعیینکننده در اواخر سال ۲۰۲۶ پیش میرود، اختلاف بر سر محدود کردن تولید پلاستیک، چارچوب جهانی را به بنبست کشانده است. با این حال، مقررات منطقهای در حال حاضر رویکرد «چرخه عمر کامل» این پیمان را اجرا میکنند و موانع انطباق فوری برای زنجیرههای تأمین جهانی ایجاد کردهاند.
به قلم رضا حسینی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان مقررات چرخه عمر
- استدلال میکنند که محدود کردن تولید پلاستیک بکر تنها راهکار ریاضیاتی ممکن برای پایان دادن به آلودگی است.
- صنعت و تحلیلگران انطباق
- طرفدار مدیریت زباله در پاییندست، سرمایهگذاری در بازیافت و اهداف ملی داوطلبانه به جای سقفهای تولید جهانی هستند.
- حامیان سلامت و خط مقدم
- بر ممنوعیت افزودنیهای شیمیایی سمی و حفاظت از جوامع خط مقدم در برابر تأثیرات سلامتی تولید و بازیافت پلاستیک تمرکز دارند.
چرا مهم است
برای تولیدکنندگان و زنجیرههای تأمین جهانی، بحث پلاستیک دیگر صرفاً در مورد بستهبندی قابل بازیافت نیست. تغییر به سمت مقررات «چرخه عمر کامل» به این معنی است که شرکتها باید مدتها قبل از رسیدن محصولات به دست مصرفکننده، ورودیهای شیمیایی و انتشار میکروپلاستیک محصولات خود را محاسبه کنند.
آنچه همه در مورد پیمان پلاستیک سازمان ملل اشتباه میفهمند این است که آن را اساساً یک طرح برای پاکسازی اقیانوسها میدانند. اینطور نیست. هسته اصلی این الزام – و دلیل بنبستهای مکرر مذاکرات – فشار برای تنظیم «چرخه عمر کامل» پلاستیک است. این بدان معناست که باید به سمت بالادست حرکت کرد تا استخراج سوختهای فسیلی و تولید پلیمرهای بکر محدود شود، مدتها قبل از اینکه یک بطری پلاستیکی به محل دفن زباله یا خط ساحلی برسد.[3]
برای زنجیرههای تأمین جهانی، نکته عملی این است که انتظار برای نهایی شدن متن توسط سازمان ملل، یک ریسک انطباق جدی است. در حالی که کمیته مذاکره بیندولتی (INC) جلسه تعیینکننده INC-۵.۴ خود را به اواخر سال ۲۰۲۶ موکول میکند، تنظیمکنندگان منطقهای در حال حاضر اصول چرخه عمر پیمان را در قوانین خود گنجاندهاند. شرکتهایی که بستهبندی، منسوجات و کالاهای مصرفی تولید میکنند، با افق انطباق پراکنده در سال ۲۰۲۶ روبرو هستند که نیازمند شفافیت بیسابقهای در مورد ورودیهای شیمیایی و انتشار میکروپلاستیک است.
اساس این تغییر نظارتی در مارس ۲۰۲۲ گذاشته شد، زمانی که مجمع محیط زیست سازمان ملل قطعنامهای تاریخی را برای ایجاد یک سند الزامآور قانونی برای پایان دادن به آلودگی پلاستیک تصویب کرد. نکته حیاتی این بود که این قطعنامه صراحتاً یک «رویکرد جامع که به چرخه عمر کامل پلاستیک میپردازد» را الزامی کرد. همین عبارت واحد، پیمان را از یک توافق مدیریت زباله به یک بازنگری کامل در سیاست صنعتی تبدیل کرد.[2]
برای درک سازوکار الزام چرخه عمر کامل، بهتر است تولید پلاستیک را به سه مرحله تقسیم کنیم: بالادست، میاندست و پاییندست. بالادست شامل استخراج سوختهای فسیلی خام و سنتز پتروشیمیهای پایه است. میاندست طراحی محصولات پلاستیکی، از جمله افزودنیهای شیمیایی مورد استفاده برای انعطافپذیری، رنگ یا مقاومت در برابر آتش را پوشش میدهد. پاییندست حوزه سنتی مدیریت زباله، بازیافت و اصلاح محیط زیست است.[2]
ائتلاف جاهطلبی بالا (High Ambition Coalition) – متشکل از بیش از ۷۰ کشور به رهبری رواندا، نروژ و اتحادیه اروپا – استدلال میکند که راهحلهای پاییندست از نظر ریاضی کافی نیستند. با توجه به اینکه تولید جهانی پلاستیک در حال حاضر ۴۶۰ میلیون تن در سال است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۶۰ سه برابر شود، آنها تأکید میکنند که بازیافت نمیتواند همگام با این رشد پیش برود. متن پیشنهادی آنها برای پیمان، خواستار اهداف جهانی الزامآور برای کاهش تولید پلاستیک بکر و حذف تدریجی افزودنیهای شیمیایی خطرناک در میاندست است.[2]
در مقابل، ائتلافی از کشورهای تولیدکننده پتروشیمی، از جمله عربستان سعودی و ایالات متحده، از پیمانی حمایت میکنند که بر مدیریت زباله در پاییندست و سرمایهگذاری در اقتصاد چرخشی متمرکز باشد. آنها استدلال میکنند که محدودیتهای تولید، صنعت جهانی را نابود خواهد کرد و برنامههای اقدام ملی – به جای سهمیههای جهانی الزامآور – مکانیسم مناسبی برای کاهش آلودگی هستند.[2]
این اختلاف نظر اساسی بر سر الزام چرخه عمر، همان چیزی است که مذاکرات را در طول سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به بنبست کشاند. جلسه INC-۵.۱ در بوسان، کره جنوبی، و جلسه بعدی INC-۵.۲ در ژنو، هر دو بدون یک متن اجماعی به پایان رسیدند. شکاف بین محدود کردن تولید و مدیریت زباله آنقدر گسترده بود که پر نشد، و کمیته مجبور شد در اوایل سال ۲۰۲۶ رئیس جدیدی انتخاب کند و نقشه راهی برای تلاش نهایی در INC-۵.۴ در اواخر همان سال ترسیم کند.
این اختلاف نظر اساسی بر سر الزام چرخه عمر، همان چیزی است که مذاکرات را در طول سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به بنبست کشاند.
با این حال، بنبست در ژنو به معنای توقف در حرکت نظارتی نیست. اتحادیه اروپا، که صدای پیشرو در ائتلاف جاهطلبی بالا است، با اجرای مقررات چرخه عمر کامل در مرزهای خود، عملاً جلوتر از پیمان سازمان ملل حرکت میکند. برای شرکتهای چندملیتی، این بدان معناست که افق انطباق ۲۰۲۶، صرف نظر از آنچه در سازمان ملل رخ میدهد، از قبل قطعی شده است.[3]
فوریترین مثال، محدودیت گسترده اتحادیه اروپا بر میکروذرات پلیمر مصنوعی (SPMs) است. به جای صرفاً ممنوعیت زبالههای پلاستیکی قابل مشاهده، این مقررات میکروپلاستیکهایی را هدف قرار میدهد که عمداً به محصولاتی مانند لوازم آرایشی، مواد شوینده و کودهای کشاورزی اضافه میشوند. تا ۳۱ مه ۲۰۲۶، تولیدکنندگان و کاربران پاییندست این پلاستیکهای صنعتی باید برآوردهای دقیق انتشار را به آژانس مواد شیمیایی اروپا (ECHA) ارائه دهند.
این الزام گزارشدهی ۲۰۲۶، کاربرد مستقیمی از رویکرد چرخه عمر میاندست است. این امر تولیدکنندگان مواد شیمیایی را مجبور میکند تا انتشار محیط زیستی محصولات خود را قبل از رسیدن به دست مصرفکننده محاسبه کنند. شرکتهایی که نتوانند زنجیرههای تأمین خود را نقشهبرداری کرده و این انتشار میکروپلاستیکها را کمیسازی کنند، با ریسکهای قابل توجهی برای دسترسی به بازار اروپا مواجه خواهند شد.[3]
فراتر از میکروپلاستیکها، الزام چرخه عمر همچنین باعث تشدید نظارت بر افزودنیهای شیمیایی شده است. سازمانهای حقوق بشر و محیط زیست به شدت به INC فشار آوردهاند تا ممنوعیتهای سختگیرانهای را برای مواد شیمیایی سمی مورد استفاده در تولید پلاستیک اعمال کند و استدلال میکنند که بازیافت این مواد تنها خطرات سلامتی انسان را تداوم میبخشد. در حالی که متن پیمان سازمان ملل هنوز مورد مناقشه است، تنظیمکنندگان منطقهای در حال حاضر فهرست مواد محدود شده خود را برای هدف قرار دادن این افزودنیها گسترش میدهند.[1][3]
برای کسبوکارها، هزینه انطباق در حال تغییر از دفع زباله در پایان عمر محصول به تحقیق و توسعه در مراحل اولیه است. طراحی مجدد محصولات برای حذف میکروپلاستیکهای محدود شده یا افزودنیهای خطرناک نیازمند سرمایهگذاری قابل توجهی است. با این حال، هزینه عدم اقدام بالاتر است: با پذیرش چارچوب چرخه عمر توسط حوزههای قضایی بیشتر، محصولات ناسازگار با ممنوعیتهای آبشاری در بازارهای بزرگ جهانی روبرو خواهند شد.[3]
عدم قطعیت اکنون بر این متمرکز است که آیا INC-۵.۴ میتواند یک استاندارد جهانی واحد ایجاد کند یا اینکه جهان به بلوکهای نظارتی رقیب تقسیم خواهد شد. یک پیمان قوی و الزامآور سازمان ملل، الزامات گزارشدهی و ممنوعیتهای شیمیایی را هماهنگ میکند و یک دفترچه قوانین واحد برای شرکتهای چندملیتی فراهم میآورد. یک پیمان ضعیف یا داوطلبانه، کسبوکارها را مجبور میکند تا در میان مجموعهای از قوانین منطقهای حرکت کنند که هزینههای انطباق و پیچیدگی زنجیره تأمین را افزایش میدهد.[3]
در نهایت، دوران برخورد با آلودگی پلاستیک صرفاً به عنوان یک مشکل زباله به پایان رسیده است. الزام چرخه عمر کامل، تمرکز نظارتی را به طور دائم به کف کارخانه و آزمایشگاه شیمی منتقل کرده است. چه این تغییر ناشی از نهایی شدن پیمان سازمان ملل در اواخر سال ۲۰۲۶ باشد و چه ناشی از الزامات منطقهای تهاجمی که در حال حاضر در حال اجرا هستند، اقتصاد جهانی پلاستیک مجبور است ردپای زیستمحیطی خود را از سرچشمه تا اقیانوس محاسبه کند.[3]
نکات کلیدی
- مذاکرات پیمان پلاستیک سازمان ملل بر سر اینکه آیا تولید پلاستیک در بالادست محدود شود یا بر زبالههای پاییندست تمرکز شود، به بنبست رسیدهاند.
- «الزام چرخه عمر کامل» نیازمند تنظیم پلاستیکها از استخراج سوخت فسیلی تا دفع نهایی است.
- در حالی که سازمان ملل قصد دارد در اواخر سال ۲۰۲۶ در INC-۵.۴ به توافق نهایی برسد، قوانین منطقهای در حال حاضر در حال پیشرفت هستند.
- الزام گزارشدهی میکروپلاستیک اتحادیه اروپا در مه ۲۰۲۶ اجرایی میشود و شفافیت زنجیره تأمین را اجباری میکند.
- کسبوکارها با تغییر هزینههای انطباق از دفع در پایان عمر محصول به طراحی مجدد شیمیایی و محصول در مراحل اولیه مواجه هستند.
بررسی عمیق دیدگاهها
ائتلاف جاهطلبی بالا
استدلال میکند که محدود کردن تولید پلاستیک بکر تنها راهکار ریاضیاتی ممکن برای پایان دادن به آلودگی است.
این بلوک به رهبری رواندا، نروژ و اتحادیه اروپا، تأکید میکند که مدیریت زباله در پاییندست نمیتواند با رشد تصاعدی تولید پلاستیک همگام باشد. آنها به پیشبینیهایی اشاره میکنند که نشان میدهد زبالههای پلاستیکی تا سال ۲۰۶۰ سه برابر خواهند شد و استدلال میکنند که پیمانی بدون سقفهای تولید جهانی الزامآور، اساساً ناقص است. چارچوب پیشنهادی آنها مستلزم حذف تدریجی مواد شیمیایی خطرناک و کاهش شدید در استخراج سوختهای فسیلی مورد استفاده برای سنتز پلیمر است.
کشورهای تولیدکننده پتروشیمی
طرفدار مدیریت زباله در پاییندست و اهداف ملی داوطلبانه به جای سقفهای تولید جهانی هستند.
کشورهایی با سرمایهگذاریهای سنگین در نفت، گاز و پتروشیمی – از جمله ایالات متحده و عربستان سعودی – استدلال میکنند که محدود کردن تولید، تولید جهانی و رشد اقتصادی را نابود خواهد کرد. آنها از پیمانی حمایت میکنند که بر سرمایهگذاری در اقتصاد چرخشی، بهبود زیرساختهای بازیافت و برنامههای اقدام ملی تمرکز دارد که به کشورهای منفرد اجازه میدهد اهداف غیرالزامآور خود را بر اساس شرایط اقتصادی خاص خود تعیین کنند.
سازمانهای غیردولتی محیط زیست و سلامت
بر ممنوعیت افزودنیهای شیمیایی سمی و حفاظت از جوامع خط مقدم در برابر تأثیرات سلامتی تولید پلاستیک تمرکز دارند.
سازمانهای حقوق بشر و محیط زیست استدلال میکنند که پیمان باید سلامت انسان را بر راحتی صنعتی اولویت دهد. آنها تأکید میکنند که ۹۹ درصد پلاستیکها از سوختهای فسیلی ساخته میشوند و افزودنیهای شیمیایی مورد استفاده در میاندست خطرات جدی برای سلامتی دارند. این گروهها به شدت با چارچوبهایی که به شدت به بازیافت متکی هستند، مخالفت میکنند و خاطرنشان میسازند که بازیافت پلاستیکهای سمی اغلب کارگران خط مقدم و جوامع را در معرض انتشار خطرناک قرار میدهد.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا INC-۵.۴ با موفقیت یک اجماع جهانی الزامآور قانونی ایجاد خواهد کرد یا به توافقات منطقهای داوطلبانه تقسیم میشود.
- اینکه پیمان چگونه افزودنیهای شیمیایی «خطرناک» خاص را در میاندست تعریف و تنظیم خواهد کرد.
- مکانیسمهای مالی دقیقی که برای کمک به کشورهای در حال توسعه جهت اجرای الزامات پیمان ایجاد خواهد شد.
منابع
[1]Human Rights Watchحامیان سلامت و خط مقدمUN Plastics Treaty Should Mandate Protection of Human Rights and Health
مطالعه در Human Rights Watch →
[2]Global Plastic Lawsحامیان مقررات چرخه عمرA Mandate for a UN Plastics Treaty
مطالعه در Global Plastic Laws →
[3]تیم سردبیری کوهستانحامیان مقررات چرخه عمرتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در راهنماها
مشاهده همه →هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



