اثر رسانه متخاصم: چرا دو قطب سیاسی یک خبر بیطرف را مغرضانه میبینند؟
اثر «رسانه متخاصم» سازوکاری روانشناختی است که نشان میدهد چرا افراد با مواضع سرسخت حزبی، حتی متعادلترین گزارشهای خبری را جانبدارانه و علیه منافع خود ارزیابی میکنند؛ وضعیتی که در آن حذف ادعاهای خودی به حساب سانسور و درج استدلالهای رقیب، هجمهای سازمانیافته تلقی میشود.
به قلم آریا کاویانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- گروههای حزبی رقیب، پوشش خبری متوازن و یکسان را مستقلاً مغرضانه و علیه منافع خود قلمداد میکنند.
- این اثر ناشی از سوگیری تقابل است؛ وضعیتی که در آن افراد متعصب طرح دیدگاههای مقابل را نوعی تهاجم خصمانه تلقی میکنند.
- هواداران حزبی از نفوذ رسانههای جمعی هراس دارند و میترسند گزارشهای متعادل، مخاطبان خاکستری را به سمت رقیب متمایل سازد.
در این مطلب
سرنوشت و تأثیر یک گزارش خبری متعادل در اتاق خبر تعیین نمیشود، بلکه در لحظه رمزگذاری شناختی آن در ذهن مخاطب رقم میخورد. وقتی یک کنشگر یا مخاطب با تعصبات عمیق حزبی با گزارشی بیطرف مواجه میشود، ساختار ادراکی او این توازن را منصفانه نمیخواند؛ در عوض، گزارش را در برابر چارچوب فکری پیشین خود میسنجد و هر تفاوت جزئی را نقص در واقعیت میانگارد.[5][6]
از آنجا که هواداران حزبی سالها صرفاً شواهد همسو با جهانبینی خود را انباشتهاند، عمیقاً بر این باورند که وزن عینی و منطقی استدلالها تماماً به نفع آنهاست. از همین رو، هنگامی که روزنامهنگار نمونهای متعادل از دیدگاههای دو سو ارائه میدهد، این مخاطبان بیدرنگ متوجه غیبت قویترین استدلالهای خود میشوند و آن را به جای محدودیت متن، حذف و سانسور عمدی به شمار میآورند.[5]
همزمان، چنین مخاطبی با بازتاب دیدگاههای جناح مقابل در همان گزارش روبهرو میشود. از دیدگاه او این استدلالها ذاتاً باطل، جعلی یا از نظر اخلاقی ناموجهاند؛ بنابراین، طرح آنها در متن نشانه تعادل نیست. این افراد درج صرف استدلال رقیب را صحهگذاری و تأیید بی چونوچرای خبرنگار قلمداد میکنند.[4]
این فرایند ادراکی به نتیجهای حتمی میانجامد: طرفین متخاصم، مستقل از یکدیگر، دقیقاً به این نتیجه میرسند که گزارش واحد به سود رقیب تنظیم شده است. این رخداد صرفاً بدبینی معمول به رسانهها نیست، بلکه یک مکانیسم شناختی دقیق است که روشن میکند چرا یک ناظر بیطرف گزارشی را متوازن میبیند، اما یک فعال حزبی آن را حملهای خصمانه تفسیر میکند.[6]
آزمایش تاریخی ۱۹۸۵
این مکانیسم نخستین بار در پژوهش پیشگام سال ۱۹۸۵ توسط روانشناسان دانشگاه استنفورد—رابرت ولون، لی راس و مارک لپر—شناسایی و تفکیک شد. پژوهشگران دانشجویان هوادار اسرائیل و هوادار اعراب را گرد آوردند و فیلمهای خبری یکسانی از پوشش وقایع کشتار صبرا و شتیلا در بیروت سال ۱۹۸۲، که موضوعی فوقالعاده حساس بود، به آنها نشان دادند.[5]
محققان از دانشجویان نپرسیدند که رسانهها بهطور عام سوگیری دارند یا خیر؛ بلکه از آنها خواستند همان گزارش تصویری را که لحظاتی پیش مشاهده کرده بودند، ارزیابی کنند. یافتهها تصویری دقیق و معکوس از درک خصومت رسانهای را آشکار کرد: هر دو گروه با قاطعیت نتیجه گرفتند که گزارشهای پخششده علیه دیدگاه و جناح خودشان تنظیم شده است.[5]
این آزمایش نشان داد که هر دو گروه، محتوای پخششده را دستچین و طبقهبندی کردهاند. دانشجویان حامی اسرائیل ادعا کردند که فیلم حاوی ارجاعات ضداسرائیلی بیشتری است، در حالی که دانشجویان حامی اعراب روی همان نوار ارجاعات ضدعربی بیشتری شمردند. آنها عملاً در حال مشاهده دو روایت متضاد روی یک صفحه مشترک بودند.[5]
علاوه بر این، دو طیف استانداردهای متفاوتی برای یک «گزارش منصفانه» داشتند. هر طرف انتظار داشت گزارش بیطرف دقیقاً منعکسکننده باورهای خود باشد. وقتی گزارش تلویزیونی فاقد این همسویی مطلق بود، دانشجویان استنباط کردند که تولیدکنندگان برنامه نیتهای سوء و متخاصمانه نسبت به گروه آنها در سر داشتهاند.[4]
ولون، راس و لپر نشان دادند که شدت اثر رسانه متخاصم وابسته به میزان دانش پیشین و تعهد ایدئولوژیک مخاطب است. دانشجویانی که اطلاعات دقیقتری از منازعه خاورمیانه داشتند، بیشترین سوگیری را در گزارش دیدند؛ انباشت دادههای حزبی در ذهن آنها باعث شد که حذف هر زاویه دیدی بهمراتب پررنگتر و تحریککنندهتر جلوه کند.[5]
سوگیری تقابل و دامنه رد
اثر رسانه متخاصم از طریق سازوکاری روانشناختی به نام «سوگیری تقابل» (Contrast Bias) کار میکند. این وضعیت زمانی رخ میدهد که فرد دادههای بیرونی را فراتر و دورتر از موضع واقعی آنها نسبت به دیدگاه خود ارزیابی میکند. با این خطا، مرکز ثقل بیطرفانه به بیرون رانده شده و در دایره جبهه مخالف قرار میگیرد.[3][5]
سوگیری تقابل، خلاف پدیدهای مستند به نام «سوگیری جذب» (Assimilation Bias) عمل میکند. در سوگیری جذب، افراد اطلاعات مبهم را همسو با باورهای پیشین خود تعبیر میکنند. اما اثر رسانه متخاصم این معادله را دگرگون میکند: اینجا فرد با تعصب شدید، پیامهای متعادل را اساساً حملهای به هسته سخت باورهای خود به حساب میآورد.[3][4]
این واکنش از طریق مفهومی در روانشناسی به نام «دامنه رد» (Latitude of Rejection) توضیح داده میشود. وقتی فردی تعصبی ریشهدار در مورد یک موضوع دارد، طیف استدلالهایی که برای او قابل قبول است—یعنی «دامنه پذیرش» او—بسیار تنگ میشود. هر گزارهای که خارج از این مرز باریک قرار گیرد، خودبهخود خصمانه تلقی میشود.[3][5]
برای یک هوادار با دغدغه مفرط حزبی، گزارشی چندوجهی ناگزیر شامل استدلالهایی است که درون دامنه رد او میافتد. رخنه چنین استدلالهایی کل گزارش را در چشم او مخدوش میکند. از این رو مخاطب حزبی دیگر نمیتواند واقعیات همسو را جذب کند، زیرا مواجهه با ادعاهای نامطلوب فوراً حالت تدافعی او را فعال میسازد.[2][3]
در فراتحلیلی در سال ۲۰۱۱، گلن هنسن و هیونجونگ کیم ۳۴ پژوهش پیرامون اثر رسانه متخاصم را واکاوی کردند. آنها نشان دادند که دلبستگی و پایبندی شخصی، اصلیترین متغیر تشدیدکننده این اثر است؛ هرچه فرد درگیری ذهنی بیشتری با موضوع داشته باشد، گزارش بیطرفانه را بیشتر شبیه به ضربهای هدفمند خواهد دید.[1][5]
فرضیه برد رسانهای و هراس از افکار عمومی
درک متخاصم بودن رسانه تنها محدود به متن نیست، بلکه مخاطبان ناظر بر آن نیز در این برداشت نقش دارند. در سال ۲۰۰۴، پژوهشگری به نام آلبرت گانتر «فرضیه برد رسانهای» (Reach Hypothesis) را برای تبیین واکنشهای تدافعی ارائه کرد. این نظریه تأکید دارد که اثر رسانه متخاصم به دلیل هراس از اقناع عمومی برانگیخته میشود.[3][5]
هنگامی که مخاطبی متعصب مقالهای چندصدایی در روزنامهای پرتیراژ میخواند، نگران تغییر موضع شخصی خود نیست. نگرانی او معطوف به تأثیر مطلب بر مخاطبان بیطرف و قشر خاکستری است. او واهمه دارد که طرح دیدگاههای مقابل بتواند توده مردم را قانع کند و آنها را به جبهه حریف بکشاند.[3]
این بیم روانی، ادراک خصمانه از محتوا را چند برابر میکند. اگر فرد تصور کند گزارشی به دید میلیونها مخاطب آماده پذیرش میرسد، آن را با وسواسی به مراتب شدیدتر رصد میکند. در این چارچوب، یک ضداستدلال معمولی دیگر دیدگاهی دیگر نیست، بلکه سلاحی خطرناک است که در ابعاد کلان علیه آرمان او به کار گرفته شده است.[3][4]
گانتر و همکارانش این وضعیت را با دستکاری ادراک مخاطبان از منبع مقاله آزمودند. وقتی به مشارکتکنندگان گفته شد متنی متعلق به نشریهای دانشجویی با مخاطبانی اندک است، سوگیری جذب فعال شد و متن را پسندیدند. اما وقتی همان متن به عنوان مقالهای از یک رسانه سراسری ارائه شد، اثر رسانه متخاصم بیدرنگ سر برآورد.[3][5]
فرضیه برد رسانهای روشن میکند که چرا احزاب و حامیانشان همواره از روزنامهنگاران میخواهند که ادعاهای جناح مقابل را فوراً ابطال کنند، نه اینکه صرفاً گزارش دهند. از منظر این مخاطبان، بازتاب استدلال حریف بدون نقد مستقیم در رسانه همگانی به منزله مشروعیتبخشی به آن است و بیطرفی خبرنگار تهدیدی برای بقای سیاسیشان شمرده میشود.[2][6]
اثر نسبی رسانه متخاصم
با پارهپاره شدن فضای رسانهای نوین، محققان به گونهای تازه موسوم به «اثر نسبی رسانه متخاصم» دست یافتهاند. این پیامد زمانی ظهور میکند که هواداران به ارزیابی رسانههای آشکارا سوگیر و حزبی مینشینند. حتی اگر یک پایگاه خبری کاملاً با مرام سیاسی مخاطب همسو باشد، این سوگیری شناختی باز هم تصویر را تحریف میکند.[2][5]
در اثر نسبی رسانه متخاصم، گرچه هواداران موضع شبکه متبوع خود را کمتر از رقبا جانبدارانه میبینند، اما همچنان آن رسانه را به اندازه کافی وفادار ارزیابی نمیکنند. هوادار آتشین ممکن است هنگام دیدن شبکه هممسلک خود نتیجه بگیرد که مجری در برابر رقیب نرمش نشان داده و به قدر لازم بر او نتاخته است.[2][5]
در سوی مقابل، با دیدن رسانهای که برای جناح رقیب فعالیت میکند، احساس خصومت فوراً اوج میگیرد. انتظار سوگیری قبلی ذهن مخاطب را آماده میکند تا در هر جمله ردپایی از غرضورزی ببیند. حتی لوگوی شبکه رقیب پیش از آنکه واژهای ردوبدل شود، کافی است تا سوگیری تقابل را بلافاصله برانگیزد.[2][4]
این اثر نسبی، تلاشها برای احیای اعتماد به رسانهها را بسیار پیچیده میکند. اگر رسانههای بیطرف به چشم دشمن دیده شوند و رسانههای همسو به چشم خائنان کمتلاش، عملاً هیچ جایگاهی وجود نخواهد داشت که مخاطبان آن را منصفانه قلمداد کنند؛ خط میانه اساساً با فیلترهای ذهنی مخاطب حذف شده است.[2][6]
فراتحلیل هنسن و کیم در سال ۲۰۱۱ نشان داد که شکل قالب رسانهای—چه تلویزیون باشد، چه مطبوعات یا رسانههای برخط رقومی—هیچ اثر آماری متمایزی بر شدت این پدیده ندارد. این مکانیسم ادراکی در تمام رسانهها یکسان کار میکند؛ ذهن انسان انتقال پیامهای همگانی را با همین ساختار تدافعی، فارغ از فرمت آن، فیلتر میکند.[1][5]
پیامدهای ویرانگر برای گفتمان دموکراتیک
اثر رسانه متخاصم عواقب زیانباری برای جوامع دموکراتیک و اعتماد نهادی دارد. وقتی دو سوی یک قطببندی هر دو متقاعد شوند که مطبوعات به شکل علنی علیه آنها کارزاری راه انداختهاند، واقعیت مشترکی که لازمه گفتوگو و سازش سیاسی است نابود میشود. رسانهها دیگر در جایگاه داور قرار ندارند، بلکه عنصری از سپاه دشمن دیده میشوند.[4][6]
این ادراک، شهروندان را از رسانههای جریان اصلی و متوازن دور کرده و به دامن حبابهای بسته حزبی سوق میدهد. وقتی روزنامهنگاری منصفانه نوعی توطئه درک شود، افراد ناگزیر به رسانههایی روی میآورند که دقیقاً در مدار محدود «دامنه پذیرش» آنها کار میکنند. این جابهجایی، قطبیسازی سیاسی را تشدید کرده و نهادهای مدنی را از معنا تهی میسازد.[4][5]
افزون بر این، این پدیده واکنشهای تنشزای عینی در میدان سیاست ایجاد میکند. هوادارانی که گمان میکنند مورد تاختوتاز نامنصفانه رسانهها واقع شدهاند، برای رویارویی با این جریان دست به اقدام عملی میزنند. حاصل آن، کارزارهای هماهنگ علیه خبرنگاران، تحریم سازمانهای خبری و حمایت کورکورانه از منابعی است که صحت خبر در آنها فدای مواضع جناحی میشود.[2][5]
افزون بر این، این پدیده واکنشهای تنشزای عینی در میدان سیاست ایجاد میکند.
در نهایت، اثر رسانه متخاصم گویای این حقیقت است که سوگیری خبری تنها برآمده از رویکرد تحریریهها نیست، بلکه بخشی از ویژگیهای دستگاه شناختی انسان است. تا زمانی که مخاطبان نقش گرایشهای عمیق خود در داوری واقعیت را بازنشناسند، هر نوع تلاشی برای رعایت تعادل و انصاف همچنان از سوی هر دو طرف، اقدامی خصمانه تعبیر خواهد شد.[6]
اصطلاحات کلیدی
- اثر رسانه متخاصم (Hostile Media Effect)
- گرایش روانی مخاطبانی با باورهای راسخ به اینکه گزارشهای بیطرفانه رسانهها را مغرضانه و علیه منافع خود قلمداد کنند.
- سوگیری تقابل (Contrast Bias)
- انحرافی شناختی که در آن فرد پیام ارائهشده را بسیار دورتر از موضع واقعی آن نسبت به نظر خود ارزیابی میکند.
- سوگیری جذب (Assimilation Bias)
- گرایش فرد به تفسیر اطلاعات مبهم به گونهای که مؤید و تاییدکننده پیشفرضهای خودش باشد.
- دامنه رد (Latitude of Rejection)
- طیفی از استدلالها و نظرات که از دید فرد کاملاً ناموجه بوده و خودکار در دسته پیامهای متخاصم طبقهبندی میشوند.
- فرضیه برد رسانهای (Reach Hypothesis)
- نظریهای مبنی بر اینکه هراس از اقناع مخاطبان خنثی توسط رسانههای فراگیر، ادراک خصومت در فعالان حزبی را تقویت میکند.
پرسشهای متداول
آیا اثر رسانه متخاصم بدین معناست که سوگیری واقعی رسانهای وجود ندارد؟
خیر. رسانهها ممکن است دچار جانبداری واقعی در تحریریه شوند. اما این پدیده ثابت میکند که حتی در صورت ارائه یک گزارش کاملاً بیطرفانه، مخاطبان دو قطب سیاسی همچنان آن را مغرضانه و به نفع رقیب خود تفسیر میکنند.
آیا آگاهی و اطلاعات بیشتر درباره موضوع، این اثر را کمرنگ میکند؟
برخلاف انتظار، آن را تشدید میکند. بررسیها نشان میدهد هرچه فرد دانش حزبی بیشتری داشته باشد، دامنه پذیرش او باریکتر شده و تمایل بیشتری به خصمانه پنداشتن گزارشهای متوازن پیدا میکند.
آیا تغییر قالب رسانهای بر شدت این واکنش اثر دارد؟
خیر. فراتحلیل ۳۴ پژوهش در سال ۲۰۱۱ نشان داد تفاوت معناداری میان رسانههای مکتوب، تلویزیون یا بسترهای دیجیتال وجود ندارد؛ این اعوجاج در سطوح ادراکی مغز رخ میدهد.
چرا گاهی طرفداران افراطی با مقالاتی که سوگیری آشکار دارند موافقت میکنند؟
این پدیده با عنوان «اثر نسبی رسانه متخاصم» شناخته میشود؛ هواداران حزبی گزارشی را که علیه جناح مقابل جهتگیری تند دارد، منصفانه و عین حقیقت تلقی میکنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
نگاه هوادار حزبی
مخاطب متعصب موضع خود را عین حقیقت میداند و گزارشگری دوطرفه را نوعی خیانت و نقض امانت میبیند.
از منظر یک کنشگر یا هوادار متعهد، موضوع مورد بحث جایی برای مجادله ندارد و حقیقتی مطلق است. با این دیدگاه، خبرنگاری که استدلالهای جناح دیگر را میآورد، بیطرف نیست بلکه تریبونی برای دروغهای مخاطرهآمیز گشوده است. از دید این گروه، امانتداری ایجاب میکند رسانه مستقیماً ادعای رقیب را ابطال کند؛ در غیر این صورت، گزارش به عنوان توطئهای در مسیر سرکوب حقیقت درک میشود.
نگاه روانشناس رسانه
پژوهشگران سوگیری تقابل و ترس از متقاعد شدن دیگران را محرکهای شناختی این پدیده میدانند.
روانشناسان تأکید دارند که اثر رسانه متخاصم یک خطای ادراکی غیرارادی است نه یک برنامه سیاسی آگاهانه. ذهن افراد درگیر تحت سوگیری تقابل، اطلاعات خنثی را برای محافظت از هسته باورهای خود به دایره امور نامطلوب میراند. همچنین فرضیه برد رسانهای آشکار میسازد که این واکنش در واقع دفاعی در برابر این دلهره است که مبادا مخاطبان عمومی تحت تأثیر گزارههای جناح رقیب قرار گیرند.
نگاه روزنامهنگار و رسانهنگار
اهالی رسانه با بنبستی ساختاری مواجهاند؛ جایی که حفظ بیطرفی ناگزیر هر دو جناح را برآشفته میکند.
برای فعالان اتاق خبر، اثر رسانه متخاصم معمایی بیپاسخ است. حتی اگر دقیقترین توازن ممکن برقرار شود، دستگاه شناختی مخاطبان دو سو تضمین میکند که هر دو طرف رسانه را به غرضورزی متهم کنند. این پدیده از نظر محاسباتی نقطه میانه و مورد وثوق همگان را از میان میبرد و اهالی خبر را ناچار میسازد با وجود آگاهی از خشم حتمی مخاطبان، تنها به اصول حرفهای خود وفادار بمانند.
- کنشگران و هواداران حزبی
- معتقدند رسانهها واقعیات کلیدی آنها را لاپوشانی کرده و به دروغهای خطرناک جبهه رقیب تریبون دادهاند.
- روانشناسان رسانه
- بر سازوکارهای شناختی مانند سوگیری تقابل و دستهبندی گزینشی اطلاعات که باعث تحریف بیطرفی در ذهن میشود، تأکید دارند.
- خبرنگاران و سردبیران
- از ناممکن بودن راضی نگه داشتن تعصبات حزبی سخن میگویند و گزارشگری متوازن را تعهد حرفهای خود میدانند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مخاطبان خنثی و بیطرف جامعه
- آموزشدهندگان سواد رسانهای
منابع
[1]Communication Research Reportsروانشناسان رسانهA Meta-Analysis of the Hostile Media Effect Research
مطالعه در Communication Research Reports →
[2]Mass Communication and Societyروانشناسان رسانهA Three-Decade Retrospective on the Hostile Media Effect
مطالعه در Mass Communication and Society →
[3]Journal of Communicationروانشناسان رسانهMapping Boundaries of the Hostile Media Effect
مطالعه در Journal of Communication →
[4]Doctor Spinخبرنگاران و سردبیرانHostile Media Effect Theory
مطالعه در Doctor Spin →
[5]Wikipediaروانشناسان رسانهHostile media effect
مطالعه در Wikipedia →
[6]تیم سردبیری کوهستانخبرنگاران و سردبیرانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →تعهد انتشار صفر
توقف بیدرنگ گرمایش زمین با تحقق انتشار صفر؛ خنثیسازی افت جذب حرارت اقیانوسها توسط چرخه کربن
5 منبع
محیط زیست خارگ
پرونده خسارات زیستمحیطی خارگ به سازمان ملل میرود؛ حیاتوحش جزیره در وضعیت پایدار
3 منبع
تجارت مرزی
تکذیب واگذاری اراضی چابهار به افغانستان؛ زنگنه: هدف توسعه زیرساختهای تجاری است
6 منبع
گزارش والاستریت ژورنال: انتقال ۶۷ میلیون دلار رمزارز به سپاه توسط شبکه بابک زنجانی از طریق بایننس
4 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار اخبار و سیاست با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





