دبیرکل سازمان ملل «بازنگری اساسی» در عملیات صلح را پیشنهاد کرد؛ تأکید بر گذار به صلحسازی فعال
آنتونیو گوترش خواستار اصلاح ساختاری عملیات حفظ صلح سازمان ملل شده و استدلال میکند که مأموریتهای سنتی ناظر در درگیریهای مدرن و چندپاره دیگر قابل اجرا نیستند. بازنگری پیشنهادی، تمرکز را به سمت صلحسازی فعال و اتکای عمیقتر به ائتلافهای نظامی منطقهای سوق میدهد.
به قلم حسین زارعی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دبیرخانه سازمان ملل
- استدلال میکند که سازمان ملل نمیتواند بدون وجود یک فرآیند سیاسی، نیروهای تثبیتکننده بزرگ را در مناطق جنگی فعال مستقر کند، که این امر مستلزم گذار به صلحسازی چابک است.
- کشورهای مشارکتکننده نیرو
- نگرانیهایی را در مورد ایمنی پرسنل خود در محیطهای خصمانه و از دست دادن احتمالی درآمد حاصل از بازپرداختها در صورت کاهش مأموریتها ابراز میکنند.
- دولتهای میزبان
- تأکید میکنند که مأموریتهای قدیمی سازمان ملل در خنثیسازی گروههای مسلح شکست خورده و اغلب حاکمیت ملی را نقض میکنند، و در عوض خواستار مشارکتهای امنیتی عملیاتی هستند.
در مواجهه با شرایطی که آتشبسهای سنتی به طور فزایندهای نادر هستند، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، رسماً بررسی ساختاری دستگاه ۷۵ ساله حفظ صلح این سازمان را آغاز کرده است. این دستورالعمل خواستار یک «بازنگری اساسی» در نحوه استقرار پرسنل نظامی و غیرنظامی توسط این نهاد بینالمللی در مناطق درگیری است. این اقدام نشاندهنده فاصله گرفتن از مدل قدیمی نظارت ایستا به سمت تلاشهای صلحسازی چابکتر و با انگیزه سیاسی است.[1][3]
اصلاحات پیشنهادی یک واقعیت عملیاتی تلخ را تأیید میکند: دوران مأموریتهای گسترده و چندبعدی سازمان ملل که با رضایت مستمر دولتهای میزبان فعالیت میکردند، در حال فروپاشی است. در سالهای اخیر، نیروهای کلاه آبی از مالی و جمهوری دموکراتیک کنگو اخراج شدهاند، در حالی که شورای امنیت بر سر مجوزهای جدید در بنبست باقی مانده است. گوترش استدلال میکند که عملیات صلح اکنون باید با محیطهایی سازگار شود که اغلب «صلحی برای حفظ کردن» در آنجا وجود ندارد و بازیگران غیردولتی و شرکتهای نظامی خصوصی میدان نبرد را پیچیده کردهاند.[2][4]
تحت چارچوب جدیدی که توسط دبیرخانه سازمان ملل ترسیم شده است، این سازمان به سمت «صلحسازی فعال» روی خواهد آورد. این امر مستلزم اولویت دادن به میانجیگری سیاسی و پیشگیری از درگیری، به جای استقرار نامحدود نیروهای تثبیتکننده با تسلیحات سنگین است. این بازنگری، تغییر دکترین را الزامی میکند و نشان میدهد که مأموریتهای آینده کوچکتر، تخصصیتر و به جای مأموریتهای امنیتی نامحدود، کاملاً به نقشههای راه سیاسی عملی گره خواهند خورد.[1][3]
یک ستون اصلی این بازنگری، واگذاری اجرای عملیات رزمی به ائتلافهای منطقهای است. سازمان ملل به صراحت به دنبال سازمانهایی مانند اتحادیه آفریقا است تا عملیات رزمی و ضدتروریسم را رهبری کنند، که این امر با حمایت مالی سازمان ملل انجام خواهد شد. این تغییر ساختاری با هدف دور زدن فلج سیاسی در شورای امنیت، از طریق توانمندسازی بازیگران منطقهای صورت میگیرد که اراده سیاسی و نزدیکی جغرافیایی لازم برای مداخله قاطع را دارند.[3][4]
یک ستون اصلی این بازنگری، واگذاری اجرای عملیات رزمی به ائتلافهای منطقهای است.
ساختار مالی حفظ صلح جهانی نیز تحت بررسی دقیق قرار دارد. با بودجه سالانه فعلی که حدود ۵.۵ میلیارد دلار است، کمککنندگان مالی اصلی به طور فزایندهای در مورد بازده سرمایهگذاری مأموریتهای چند دههای که نتوانستهاند ثبات پایدار ایجاد کنند، سؤال کردهاند. این بازنگری مکانیسمهای تأمین مالی انعطافپذیرتری را پیشنهاد میکند، از جمله استفاده از وجوه سازمان ملل برای تضمین مالی نیروهای چندملیتی غیرسازمان ملل، مدلی که اخیراً با مأموریت چندملیتی حمایت امنیتی در هائیتی آزمایش شده است.[2][3]
کشورهای مشارکتکننده نیرو، که عمدتاً در جنوب آسیا و آفریقا واقع شدهاند، با پیامدهای مهمی از این تغییر سیاست روبرو هستند. این کشورها بخش عمدهای از حدود ۷۰,۰۰۰ پرسنل یونیفرمپوش مستقر در سراسر جهان را تأمین میکنند. فاصله گرفتن از استقرار گسترده نیروها، بازپرداختهای مالیای را که این ارتشها به آن متکی هستند، تهدید میکند، در حالی که همزمان از نیروهایی که اعزام میکنند، میخواهد که به جای وظایف پادگانی ایستا، برای وظایف صلحسازی تخصصی و پرخطرتر مجهز باشند.[1][4]
حاکمیت دولت میزبان به عنوان نقطه اصطکاک اصلی که این گذار را تحمیل میکند، ظهور کرده است. حکومتهای نظامی در ساحل آفریقا و دولتهای درگیر درگیری در آفریقای مرکزی به طور فزایندهای مأموریتهای سازمان ملل را به عنوان تجاوزات ناکارآمد به اقتدار داخلی خود میبینند و در عوض ترتیبات امنیتی دوجانبه یا پیمانکاران نظامی خصوصی را انتخاب میکنند. بررسی استراتژیک سازمان ملل صراحتاً به این کمبود اعتماد میپردازد و مقرر میدارد که عملیاتهای آینده باید رضایت فعال و مستمر مقامات میزبان را جلب کنند، نه اینکه صرفاً به قطعنامههای اولیه شورای امنیت متکی باشند.[2][4]
جدول زمانی این بازنگری مستلزم آن است که دبیرخانه سازمان ملل توصیههای عملیاتی را پیش از چرخه بودجه بعدی به مجمع عمومی ارائه دهد. در حالی که تغییرات عملیاتی دقیق همچنان منوط به مذاکره بین کشورهای عضو است، خود این دستورالعمل نشاندهنده پایان قطعی دوران گسترش عملیات حفظ صلح سازمان ملل است. واقعیت ساختاری اکنون حکم میکند که سازمان ملل به طور فزایندهای به عنوان یک میانجی سیاسی و ضامن مالی عمل کند، نه ارائهدهنده اصلی نیروی زمینی در مناطق درگیری جهانی.[1][3][4]
چرا مهم است
اصلاح ساختاری عملیات صلح سازمان ملل نحوه واکنش جامعه بینالملل به جنگهای داخلی و فروپاشی دولتها را تغییر خواهد داد و به طور بالقوه بار مداخله نظامی را از دوش نیروهای کلاه آبی به نیروهای منطقهای مانند اتحادیه آفریقا منتقل میکند.
نکات کلیدی
- آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، بررسی جامعی را برای بازنگری در عملیات صلح جهانی آغاز کرده است.
- تغییر پیشنهادی از حفظ صلح ایستا و گسترده به سمت میانجیگری سیاسی فعال و استقرار نیروهای کوچکتر حرکت میکند.
- سازمان ملل قصد دارد برای مدیریت عملیات رزمی، به طور فزایندهای به ائتلافهای منطقهای مانند اتحادیه آفریقا متکی شود.
- این اصلاحات در پاسخ به اخراجهای اخیر نیروهای سازمان ملل توسط دولتهای میزبان و بنبست جاری در شورای امنیت صورت میگیرد.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه دبیرخانه
رهبری سازمان ملل معتقد است که مدل فعلی حفظ صلح در عصر درگیریهای چندپاره منسوخ شده است.
مقامات سازمان ملل استدلال میکنند که استقرار نیروهای حافظ صلح با تسلیحات سبک در محیطهایی که صلحی برای حفظ کردن وجود ندارد—و دولتهای میزبان فعالانه در حال مبارزه با شورشها هستند—مأموریتها را محکوم به شکست میکند. موضع دبیرخانه این است که سازمان ملل باید به صلاحیت اصلی خود یعنی میانجیگری سیاسی بازگردد و عملیات رزمی و ضدتروریسم را به بلوکهای منطقهای واگذار کند که دارای مأموریت صریح و اراده سیاسی برای درگیری هستند.
کشورهای مشارکتکننده نیرو
کشورهایی که بخش عمده نیروهای سازمان ملل را تأمین میکنند، با عدم قطعیت مالی و عملیاتی روبرو هستند.
برای کشورهایی در جنوب آسیا و آفریقا که اکثریت قریب به اتفاق کلاهآبیها را فراهم میکنند، استقرار نیروهای سازمان ملل منبع حیاتی تأمین مالی نظامی و اعتبار بینالمللی است. حرکت به سمت مأموریتهای صلحسازی کوچکتر و بسیار تخصصی، این جریان درآمدی را تهدید میکند. علاوه بر این، این کشورها به طور فزایندهای نسبت به اعزام سربازان خود به مناطق جنگی فعال بدون مأموریتهای قوی یا تجهیزات کافی برای دفاع در برابر بازیگران غیردولتی پیچیده محتاط هستند.
دولتهای میزبان
دولتهای درگیر جنگ به طور فزایندهای نظارت سازمان ملل را به نفع حمایت نظامی دوجانبه رد میکنند.
دولتهای میزبان مأموریتهای سازمان ملل، به ویژه در آفریقای جنوب صحرا، از ماهیت منفعل حفظ صلح سنتی سرخورده شدهاند. این دولتها که با تهدیدات وجودی ناشی از شورشها روبرو هستند، استدلال میکنند که نیروهای سازمان ملل در محافظت از غیرنظامیان یا خنثیسازی گروههای مسلح شکست میخورند. این سرخوردگی منجر به موجی از اخراجها شده است، به طوری که کشورهای میزبان بر حاکمیت خود تأکید کرده و برای کمک رزمی مستقیم به پیمانکاران نظامی خصوصی یا کشورهای همسایه روی آوردهاند.
منابع
[1]Emirates News Agencyدبیرخانه سازمان مللUN Chief calls for peace operations overhaul amid global crises
مطالعه در Emirates News Agency →
[2]Lovguidenدولتهای میزبانUN Chief Calls for Reset of Peace Operations Amid Rising Conflicts
مطالعه در Lovguiden →
[3]United Nationsدبیرخانه سازمان مللReview on the future of all forms of UN peace operations
مطالعه در United Nations →
[4]Xinhuaکشورهای مشارکتکننده نیروGuterres urges UN peace operations to adapt to new global realities
مطالعه در Xinhua →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
