مدل ترموستاتیک: چگونه جهت و شدت افکار عمومی، خروجی سیاست را اصلاح میکند
هنگامی که دولتها سیاست را در یک جهت ایدئولوژیک خاص پیش میبرند، افکار عمومی به طور قابل اعتمادی در جهت مخالف تغییر میکند و مانند یک ترموستات دموکراتیک عمل میکند. این حلقه بازخورد ساختاری توضیح میدهد که چرا رأیدهندگان دقیقاً زمانی که بودجهها افزایش مییابد، به طور مداوم علیه حزب حاکم موضع میگیرند و خواستار کاهش هزینهها میشوند.
به قلم مریم علوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نظریهپردازان ترموستاتیک
- استدلال میکنند که افکار عمومی به تغییرات سیاستی بسیار پاسخگو است و به عنوان یک وزنه تعادل منطقی عمل میکند که از افراطگراییهای ایدئولوژیک جلوگیری میکند.
- طرفداران تغییر مطلق
- تأکید میکنند که در مسائل اخلاقی بنیادی مانند حقوق مدنی، افکار عمومی به جای چرخیدن ترموستاتیک، در یک جهت دائمی و مطلق حرکت میکند.
- مقایسهگرایان نهادی
- تمرکز میکنند بر اینکه چگونه ساختارهای دموکراتیک مختلف، مانند سیستمهای پارلمانی در مقابل ریاستی، سیگنال بازخورد عمومی را تقویت یا تضعیف میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- رأیدهندگانی که صرف نظر از اقدامات دولت، ترجیحات سیاستی سخت و مطلق دارند.
- منتقدان رسانهای که استدلال میکنند سیگنال عمومی توسط اکوسیستمهای خبری حزبی تحریف میشود.
چرا مهم است
درک مدل ترموستاتیک نحوه تفسیر رأیدهندگان از اختیارات سیاسی و شکستهای میاندورهای را تغییر میدهد. این مدل نشان میدهد که واکنش شدید عمومی علیه یک حزب حاکم به ندرت رد فلسفه اصلی آن حزب است، بلکه یک ویژگی ساختاری در دموکراسی است که دقیقاً برای جلوگیری از افراطگراییهای سیاستی طراحی شده است.
هنگامی که یک دولت تازه منتخب قدرت را به دست میگیرد و بلافاصله برنامهای را که بر اساس آن کمپین کرده بود اجرا میکند، افکار عمومی به طور قابل اعتمادی علیه همان سیاستها موضع میگیرد. این نه یک شکست در پیامرسانی سیاسی است و نه یک تغییر ناگهانی در ارزشهای زیربنایی رأیدهندگان. این عملکرد دقیق مدل ترموستاتیک افکار عمومی است. این چارچوب که اولین بار توسط کریستوفر ولزین، دانشمند علوم سیاسی، در مطالعهای در سال ۱۹۹۵ درباره هزینههای دفاعی رسمی شد، نشان میدهد که شهروندان با سیاستهای دولتی مانند کنترل دمای یک اتاق رفتار میکنند: هنگامی که سیاستگذاران با افزایش هزینهها یا گسترش مقررات، «گرما را بالا میبرند»، مردم سیگنال میدهند که اتاق بیش از حد گرم شده و خواستار پایین آوردن درجه میشوند.[1]
این سازوکار، خواستههای انتزاعی رأیدهندگان را از خواستههای لحظهای آنها جدا میکند. یک رأیدهنده نیازی به درک جزئیات تخصیص بودجه فدرال ندارد تا تشخیص دهد که یک دولت لیبرال در حال گسترش دولت است یا یک دولت محافظهکار در حال کاهش آن. آنها صرفاً جهت حرکت را مشاهده میکنند و ترجیحات خود را نسبت به آن حرکت تنظیم میکنند. اگر هزینههای دفاعی به شدت افزایش یابد، تقاضای عمومی کلی برای افزایش بیشتر هزینههای دفاعی کاهش مییابد. اگر بودجه رفاهی کاهش یابد، درخواستها برای حمایت از شبکه ایمنی اجتماعی بلندتر میشود. ترجیح ابراز شده عمومی تقریباً همیشه تقاضا برای اصلاح مسیر است، نه بیان یک ایدئولوژی مطلق.[1][2][6]
این حلقه بازخورد منفی، ریتم تعیینکننده سیاستهای دموکراتیک مدرن را ایجاد میکند. این توضیح میدهد که چرا رؤسای جمهور به طور معمول در انتخابات میاندورهای متحمل شکستهای سنگین میشوند و چرا پیروزیهای قاطع قانونگذاری اغلب اکثریت حزب حاکم را از بین میبرد. هنگامی که یک حزب با موفقیت سیاست را در جهت مطلوب خود حرکت میدهد، ذاتاً بخشی از تقاضای عمومی برای آن تغییر را برآورده میکند، و باعث میشود رأیدهندگان کمتر تشنه اقدام بیشتر باشند و بیشتر نگران زیادهروی شوند. هرچه دولت با شدت بیشتری عمل کند، واکنش ترموستاتیک قویتر میشود و حال و هوای عمومی را به سمت اپوزیسیون سوق میدهد.[2]
برای اینکه این مدل کار کند، مردم باید واقعاً متوجه شوند که سیاست در حال تغییر است. استوارت سوروکا، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس، در مصاحبهای در سال ۲۰۲۲ با مرکز نیسکان توضیح داد: «بنابراین هدف دموکراسی نمایندگی این است که سیاست عمومی را تولید کند که با ترجیحات عمومی مطابقت داشته باشد. و این نه تنها مستلزم آن است که دولتها به مردم پاسخگو باشند، بلکه مردم نیز به اقدامات دولت پاسخگو باشند.» تحقیقات ولزین و سوروکا تأیید میکند که رسانههای جمعی نقش انتقال حیاتی را ایفا میکنند. پوشش تلویزیونی و روزنامهای به طور مداوم یک سیگنال تجمعی و دقیق از مسیری که سیاست ملی در آن پیش میرود، ارائه میدهد. کل بدنه رأیدهندگان—نه فقط ناظران سیاسی بسیار درگیر—این سیگنال را دریافت کرده و بر اساس آن تنظیم میشوند. رسانهها نیازی به توضیح جزئیات یک لایحه ندارند؛ آنها فقط باید جهتگیری ایدئولوژیک و شدت اقدامات دولت را منتقل کنند تا مردم بتوانند واکنش خود را تنظیم کنند.[6]
برای اینکه این مدل کار کند، مردم باید واقعاً متوجه شوند که سیاست در حال تغییر است.
با این حال، خط مبنای ترموستاتیک ثابت نیست. ترجیح زیربنایی عمومی برای اقدام دولتی تمایل دارد که به مرور زمان افزایش یابد. در حوزههایی مانند دفاع و هزینههای داخلی، اگر تخصیص بودجه سالانه تقریباً ۲ تا ۳ درصد به دلار واقعی افزایش نیابد، ترجیحات عمومی برای هزینههای بیشتر در واقع افزایش خواهد یافت. دولت باید به طور مداوم مخارج خود را گسترش دهد تا صرفاً تقاضای عمومی برای هزینههای بیشتر را ثابت نگه دارد. هنگامی که گسترش سیاست از آستانه ۳ درصد فراتر میرود، ترموستات فعال میشود و مردم سیگنال خویشتنداری میدهند. این بدان معناست که نقطه تعادل ذاتاً تورمی است و برای حفظ یک تقسیم ۵۰-۵۰ خنثی در رضایت عمومی، نیازمند رشد مداوم است.[6][7]
این مدل به طور گسترده در طرحهای نهادی مختلف اعمال میشود و به طور مؤثر در سیستم ریاستی ایالات متحده و همچنین سیستمهای پارلمانی بریتانیا و کانادا عمل میکند. در بریتانیا، پاسخگویی عمومی به تغییرات در مخارج دولتی به ویژه مشهود است و گاهی اوقات از اثرات بازخورد اندازهگیری شده در ایالات متحده فراتر میرود. طراحی ساختاری دولت—چه انتخابات تناسبی یا اکثریتی، فدرال یا واحد—بزرگی پاسخ را تغییر میدهد، اما پویایی اصلی ترموستاتیک یک ویژگی جهانی دموکراسی نمایندگی باقی میماند.[3][4]
همه مسائل یک واکنش ترموستاتیک را تحریک نمیکنند. این مدل به حوزههای سیاستی متکی است که دارای برجستگی بالا و خروجیهای واضح و قابل اندازهگیری هستند، مانند هزینههای بودجهای. در حوزههای کمبرجستگی که تغییر سیاست عمدتاً نظارتی است تا مالی، مردم برای سنجش «دمای» اتاق دچار مشکل میشوند و در نتیجه بازخورد بسیار ضعیفتری ایجاد میشود. علاوه بر این، تغییرات واقعی و مطلق در افکار عمومی رخ میدهد، به ویژه در مورد حقوق مدنی و برابری اجتماعی. در طول ۷۰ سال گذشته، حمایت آمریکاییها از برابری نژادی و جنسیتی به طور پیوسته در یک جهت حرکت کرده است و نوسانات چرخهای و ترموستاتیک که مشخصه مسائل اقتصادی و دفاعی است را به چالش میکشد.[2]
در مقابل، افکار عمومی در مورد تغییرات آب و هوایی، از لحاظ تاریخی به شدت از الگوی ترموستاتیک پیروی کرده است. در حالی که یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۰ توسط ییل و جورج میسون نشان داد که ۷۳ درصد از پاسخدهندگان معتقدند گرمایش جهانی در حال وقوع است و ۶۲ درصد اذعان دارند که عمدتاً ناشی از انسان است، شدت این نگرانی با چرخه سیاسی در نوسان است. نگرانی در مورد گرمایش جهانی اغلب زمانی که دموکراتها ریاست جمهوری را در دست دارند کاهش مییابد و زمانی که جمهوریخواهان قدرت را به دست میگیرند افزایش مییابد، که منعکسکننده فرض عمومی است که حزب حاکم یا به اندازه کافی کار میکند یا مشکل را نادیده میگیرد. این ماهیت چرخهای، حامیانی را که به اقدام اقلیمی از دریچه ساختاری مشابه حقوق مدنی نگاه میکنند، ناامید میکند، زیرا متوجه میشوند که عموم مردم با سیاست زیستمحیطی مانند یک مسئله سیاسی استاندارد و قابل تنظیم با درجه رفتار میکنند.
مدل ترموستاتیک نحوه درک اختیارات سیاسی را بازتعریف میکند. یک پیروزی قاطع انتخاباتی، تأیید دائمی ایدئولوژی یک حزب نیست، بلکه یک سیگنال موقت برای تنظیم مسیر سیاست فعلی است. هنگامی که آن تنظیم آغاز میشود، تقاضای عمومی برای آن به طور طبیعی کاهش مییابد. آنچه سیاستمداران اغلب به عنوان یک رأیدهنده ناسپاس یا بیثبات درک میکنند، در واقع عملکرد موفقیتآمیز یک سیستم دموکراتیک است که ذاتاً در برابر افراطگرایی مقاومت میکند و سیاست را مجبور به بازگشت به سمت مرکز میکند.[5][6]
نکات کلیدی
- افکار عمومی به طور قابل اعتمادی در جهت مخالف سیاست جدید دولت تغییر میکند و مانند یک ترموستات دموکراتیک عمل میکند.
- این مدل توضیح میدهد که چرا احزاب حاکم اغلب پس از اجرای برنامههای خود، در انتخابات میاندورهای متحمل شکست میشوند.
- رسانههای جمعی نقشی حیاتی در سیگنالدهی جهت سیاست به عموم رأیدهندگان ایفا میکنند.
- خط مبنای ترموستاتیک تورمی است و برای ثابت نگه داشتن تقاضای عمومی، نیازمند ۲ تا ۳ درصد افزایش سالانه هزینهها است.
- این اثر در مسائل بسیار برجسته مانند هزینههای دفاعی قویتر است، اما در مورد مسائل اخلاقی مطلق مانند حقوق مدنی کاربرد کمتری دارد.
بررسی عمیق دیدگاهها
نظریهپردازان ترموستاتیک
دانشمندان علوم سیاسی که افکار عمومی را به عنوان یک سازوکار منطقی و خوداصلاحگر میبینند.
محققان این اردوگاه، با تکیه بر کار بنیادی کریستوفر ولزین در سال ۱۹۹۵، استدلال میکنند که رأیدهندگان بسیار بیشتر از آنچه تصور میشود به تغییرات سیاستی توجه دارند. آنها به دههها داده اشاره میکنند که نشان میدهد وقتی هزینههای دفاعی، رفاهی یا بهداشتی افزایش مییابد، تقاضای عمومی برای هزینههای بیشتر در همان دستهها به طور قابل اعتمادی کاهش مییابد. این دیدگاه، مردم را نه به عنوان بیثبات ایدئولوژیک، بلکه به عنوان یک وزنه تعادل عملگرا معرفی میکند که از سوق دادن سیاست توسط هر ائتلاف حاکمی به دور از میانه جلوگیری میکند.
طرفداران تغییر مطلق
تحلیلگرانی که تأکید میکنند برخی مسائل اخلاقی و اجتماعی از چرخه ترموستاتیک سرپیچی میکنند.
این دیدگاه محدودیتهای مدل ترموستاتیک را هنگام اعمال بر حقوق بنیادی برجسته میکند. دادههای اواسط قرن بیستم به بعد نشان میدهد که حمایت آمریکاییها از برابری نژادی، جنسیتی و گرایش جنسی در یک جهت پیوسته و مطلق حرکت کرده است. به جای چرخیدن به عقب و جلو بر اساس اینکه کدام حزب قدرت را در دست دارد، افکار عمومی در مورد این مسائل برابری به طور دائمی تغییر کرده است. این تحلیلگران هشدار میدهند که همه مسائل سیاسی را قابل تنظیم با درجه در نظر نگیریم و اشاره میکنند که جنبشهای عدالت اجتماعی به تغییرات پایدار و بنیادی دست مییابند که سیاستهای اقتصادی به ندرت به آن میرسند.
مقایسهگرایان نهادی
محققانی که بررسی میکنند چگونه ساختارهای دولتی مختلف سیگنال بازخورد عمومی را تغییر میدهند.
مقایسهگرایان بررسی میکنند که چگونه اثر ترموستاتیک در مرزها ترجمه میشود. آنها دریافتند که در حالی که سازوکار اصلی تقریباً در تمام دموکراسیهای نمایندگی وجود دارد، شدت آن بر اساس طراحی نهادی متفاوت است. به عنوان مثال، در سیستم پارلمانی بریتانیا، پاسخگویی عمومی به تغییرات هزینهها اغلب شدیدتر از ایالات متحده است. این محققان استدلال میکنند که عواملی مانند نمایندگی تناسبی، فدرالیسم و وضوح محیط رسانههای جمعی تعیین میکند که مردم با چه آسانی میتوانند مسئول تغییرات سیاستی را شناسایی کرده و ترجیحات خود را بر اساس آن تنظیم کنند.
منابع
[1]American Journal of Political Scienceنظریهپردازان ترموستاتیکThe Public as a Thermostat: Dynamics of Preferences for Spending
مطالعه در American Journal of Political Science →
[2]Political Research Quarterlyطرفداران تغییر مطلقBeyond the Thermostat: A Theory of Public Opinion Change
مطالعه در Political Research Quarterly →
[3]Political Representationمقایسهگرایان نهادیPolitical Representation: A Typology and Synthesis
مطالعه در Political Representation →
[4]European Journal of Political Researchمقایسهگرایان نهادیDynamics of public opinion and policy response under proportional and plurality elections
مطالعه در European Journal of Political Research →
[5]American Political Science ReviewIn the Mood for Democracy? Democratic Support as Thermostatic Opinion
مطالعه در American Political Science Review →
[6]Niskanen Centerنظریهپردازان ترموستاتیکHow does the public move right when policy moves left?
مطالعه در Niskanen Center →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

