تاوان قدرت در دموکراسیهای نوظهور؛ چرا حاکمان به جای پاداش بازانتخاب مجازات میشوند؟
در حالی که سیاستمداران در کشورهای ثروتمند از مزیت ساختاری بزرگی برای پیروزی مجدد بهره میبرند، احزاب حاکم در دموکراسیهای در حال توسعه با جریمه انتخاباتی سنگینی روبهرو هستند. چرخش مداوم قدرت در این کشورها حاصل تشدید شبکههای رانت و ناتوانی نهادی دولت در پاسخ به مطالبات عمومی است.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- برخلاف سیاستمداران در کشورهای ثروتمند که از مزیتی ساختاری برخوردارند، مقامات مستقر در دموکراسیهای در حال توسعه با مجازات انتخاباتی سنگینی مواجهند که شکست آنان را تقریباً رقم میزند.
- این پدیده پاسخی عقلانی از سوی شهروندان به تشدید فساد است؛ جایی که رایدهندگان معتقدند سیاستمداران باتجربه در استخراج رانت نامشروع ماهرتر از رقبای تازهکار هستند.
- تغییر و چرخش دائمی نمایندگان مانع رشد تخصص تقنینی و حافظه سازمانی شده و دموکراسیهای نوظهور را در چرخه حکمرانی ناکارآمد گرفتار میسازد.
در ایالات متحده و بریتانیا، در دست داشتن منصب سیاسی بزرگترین تضمین برای حفظ آن است. نماینده مستقر در قدرت از نوعی «پاداش ساختاری بازانتخاب» بهره میبرد که عملاً کرسی او را بیمه میکند؛ پدیدهای پایدار که دانشمندان علوم سیاسی دهههاست آن را مستند کردهاند. با این حال، در دموکراسیهای در حال توسعه، این قانون به ظاهر تغییرناپذیر سیاست دقیقاً معکوس عمل میکند.[1]
در سراسر هند، آمریکای لاتین و اروپای شرقی، خودِ حضور در قدرت به یک نفرین انتخاباتی بدل میشود. در این کشورها رایدهندگان به جای پاداش دادن به تجربه سیاسی، حاکمان مستقر را به شکلی نظاممند مجازات میکنند؛ روندی که زیان یا هزینه انتخاباتی قابل اندازهگیری برای تصدی قدرت ایجاد میکند و سپر محافظتی همتایان غربیشان را از آنان میگیرد.[3][8]
این شکاف عمیق، مفروضات بنیادین درباره پاسخگویی دموکراتیک را به چالش میکشد. در کشورهای ثروتمند، مزیت در قدرت بودن اغلب نشانه کارکرد درست «رایدهی گذشتهنگر» تلقی میشود؛ یعنی شهروندان به حکمرانی کارآمد پاداش میدهند. اما در کشورهای در حال توسعه، رویگردانی نظاممند از حاکمان بازتابدهنده ناهماهنگی ساختاری میان مطالبات شهروندان و توان واقعی نهادها در برآوردن آنهاست.[2]
پژوهشگران با سنجش آماری این شکاف، تضاد معناداری را ثبت کردهاند. در حالی که یک نماینده مستقر در کنگره آمریکا صرفاً به واسطه حضور نامش در برگه رای از برتری ۸ تا ۱۲ درصدی برخوردار است، یک قانونگذار ایالتی در هند با جریمهای تا سقف ۱۴ درصد روبهرو میشود. این پدیده تصادفی نیست، بلکه ویژگی ساختاری و باثبات نظامهای انتخاباتی نوظهور است.[1][3]
سازوکار جریمه انتخاباتی
زیان تصدی قدرت بیش از همه در انتخابات محلی و منطقهای نمایان میشود. در این سطوح، ظرفیت نهادی دولت معمولاً در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد، در حالی که انتظارات مردم برای دریافت خدمات فوری بسیار بالاست. هنگامی که حاکمان محلی به ناچار در برآوردن این مطالبات ناکام میمانند، بار تمام نارضایتیهای انباشته جامعه مستقیماً بر دوش آنها میافتد.
این سازوکار فضایی به شدت بیثبات در عرصه انتخابات خلق میکند. شهروندان به دلیل فقدان احزاب سیاسی نهادینهشده و منضبط، صندوق رای را نه به عنوان ابزار انتخاب، بلکه چون چماقی برای مجازات به کار میگیرند. در نتیجه، مقام مستقر بدون توجه به شایستگی فردی یا تلاشهایش، به نمایانترین هدف برای تخلیه خشم از ناکارآمدیهای ساختاری بدل میشود.[2]
یک ارزیابی در سال ۲۰۲۶ از الگوهای رایدهی در آمریکای لاتین نشان داد: «مجازات تصدی قدرت که اغلب نشانهای از کارایی پاسخگویی دموکراتیک تلقی میشود، در عمل میتواند شکست فرایند پاسخگویی باشد.» ناتوانی ساختاری سیاستمداران در پاسخ به تقاضاهایی که طراحی نهادی بر دوش آنها نهاده است، شکست محتوم آنان را رقم میزند.
علاوه بر این، کیفیت نامزدهای ورودی به عرصه سیاست نیز نقشی کلیدی دارد. در نظامهایی که این نفرین انتخاباتی حاکم است، چهرههای باکیفیت و متخصص معمولاً از ورود به کارزار دوری میکنند. آنها میدانند که این هزینه ساختاری، ساختن یک مسیر شغلی بلندمدت در سیاست را تقریباً ناممکن میکند و فضا را برای بازیگرانی با افقهای دید کوتاهمدت خالی میگذارد.[7]
این روند چرخهای خودتقویتکننده از حکمرانی ضعیف پدید میآورد. سیاستمداران با آگاهی از اینکه دوره حضورشان در قدرت به دلیل موج ضدحاکمیت بسیار محدود است، انگیزهای برای سرمایهگذاری روی راهحلهای سیاستگذارانه پایدار ندارند. در عوض، آنها منابع را در قالب توزیع رانت و حامیپروری کوتاهمدت به کار میگیرند تا منافع سریع به دست آورند.[5]
نقش فساد و شبکههای رانت
برجستهترین تبیین برای پدیده هزینه تصدی قدرت بر فساد و بازتوزیع رانتهای سیاسی استوار است. در بسیاری از دموکراسیهای در حال توسعه، دستیابی به مناصب دولتی راهی برای ثروتاندوزی شخصی انگاشته میشود. رایدهندگان بر پایه این پیشفرض عمل میکنند که حاکم مستقر کل دوره خود را صرف انباشت غیرقانونی ثروت کرده است.[5][7]
زمانی که منافع ناشی از فساد با افزایش مدتزمان تصدی قدرت بیشتر میشود، شهروندان انگیزهای عقلانی برای برکناری حاکم پیدا میکنند. شکلگیری تدریجی شبکههای رانتخواری به این معناست که یک نماینده در دوره دوم، بسیار کارآمدتر و سازمانیافتهتر از رقیب تازهکار خود دست به اختلاس میزند؛ بنابراین، رایدهندگان رقیب بیتجربه را ترجیح میدهند.[7]
پژوهشگران در بررسی انتخابات محلی رومانی دریافتند: «هرچه هزینه ارتکاب فساد کاهش یابد، کیفیت نامزدها افت کند و منافع رانتخواری با گذشت زمان بیشتر شود، آسیبپذیری مقامات مستقر افزایش مییابد.» به این ترتیب، مزیتِ ناشی از سابقه و تجربه به یک بار منفی و عامل باخت تبدیل میشود.[5]
این سازوکار رابطه اصیل-وکیل میان رایدهندگان و سیاستمداران را به کلی دگرگون میسازد. در یک دموکراسی تثبیتشده، شهروندان ممکن است در ازای دریافت خدمات عمومی کارآمد، سطوحی جزئی از رانت را نادیده بگیرند؛ اما در یک نظام در حال توسعه، هزینههای فزاینده فساد سیاستمدار جاافتاده، بر هرگونه مزیتی که تجربه او به همراه دارد میچربد.[7]
این هزینه منفی به ویژه با وخامت شرایط اقتصادی تشدید میشود. در اروپای مرکزی و شرقی، پدیده «پاسخگویی افراطی» سبب میشود شهروندان در دوران رکود اقتصادی، حاکمان را با بیرحمی مجازات کنند. به این ترتیب، صرفنظر از شوکهای کلان جهانی یا تنگناهای مالی ساختاری، مسئولیت تمام بحرانها به پای فرد مستقر در قدرت نوشته میشود.[8]
در اروپای مرکزی و شرقی، پدیده «پاسخگویی افراطی» سبب میشود شهروندان در دوران رکود اقتصادی، حاکمان را با بیرحمی مجازات کنند.
احزاب ضعیف و ناهماهنگی نهادی
فقدان احزاب برنامهمحور و نیرومند این زیان انتخاباتی را عمیقتر میکند. در نظامهایی که احزاب چیزی جز ابزارهای موقت برای جاهطلبیهای فردی نیستند، شهروندان نمیتوانند هویت حزبی را مبنای پیشبینی عملکرد آتی قرار دهند؛ در نتیجه، سیاستمدار حاکم را صرفاً بر اساس نتایج ملموس و بلاواسطه قضاوت میکنند.[2]
بدون چتر حمایتی یک برند حزبی قدرتمند، سیاستمداران منفرد در برابر نارضایتیهای موضعی کاملاً بیپناه میمانند. در ایالات متحده، هویت حزبی ریشهدار میتواند نمایندهای با عملکرد ضعیف را حفظ کند، اما در کشورهایی نظیر هند یا برزیل، نبود چنین وفاداری نهادی، نماینده را در معرض قضاوت بیرحمانه افکار عمومی قرار میدهد.[2][6]
محدودیت دورههای تصدی نیز در ترکیب با ضعف احزاب، نفرین تصدی قدرت را تشدید میکند. هنگامی که سیاستمداران میدانند امکان انتخاب مجدد نامحدود را ندارند، پاسخگوییشان در برابر مردم کاهش مییابد. این گسست در پاسخگویی، رایدهندگان را بیزارتر میکند و آنان با تنبیه حزب یا جانشین منتخب آن مقام واکنش نشان میدهند.[2]
حل این ناهماهنگی نیازمند متناسبسازی وظایف قانونی یک نهاد با منابع واقعی در اختیار آن است. تا زمانی که شهرداران و قانونگذاران محلی از بودجه و اقتدار اداری لازم برخوردار نشوند، همچنان به عنوان سپر بلای ناکارآمدی ساختاری دولت مرکزی عمل خواهند کرد.
بنابراین، پیامدهای انتخاباتی حضور در منصب قدرت مشروط به ساختار کلان نظام سیاسی است. هر جا که دولت توانمند و احزاب مقتدر باشند، تصدی قدرت مزیتی سرنوشتساز است؛ اما آنجا که دولت ناتوان و احزاب متشتت باشند، قدرت به نفرینی حتمی بدل میشود.[2]
وارونگی پاداش دموکراتیک
دادههای تجربی، شکافی بنیادین را در سطح جهان آشکار میکنند. آمار مجالس ایالتی هند نشان میدهد مستقر بودن در قدرت، احتمال پیروزی در انتخابات بعدی را حدود ۱۴ درصد کاهش میدهد؛ این گرایش شدیدِ ضدحاکمیت، ویژگی بنیادین بزرگترین دموکراسی جهان است.[3][6]
این وضعیت در تضاد آشکار با ایالات متحده قرار دارد؛ جایی که امتیاز بازانتخاب حاکمان مستقر به طور تاریخی بین ۸ تا ۱۲ درصد بوده است. ساختار سیاسی آمریکا به شناختهشده بودن نام، خدمترسانی محلی و هدایت بودجههای فدرال پاداش میدهد، در حالی که جهان در حال توسعه دقیقاً همین حضور و چهره شدن را مجازات میکند.[1]
این واژگونی، اعتبار جهانشمول مدلهای علوم سیاسی غرب را زیر سوال میبرد. نظریههای رفتار انتخاباتی شکلگرفته در واشنگتن یا لندن نمیتوانند الگوهای رایدهی در دهلی نو، بخارست یا برازیلیا را توضیح دهند؛ زیرا پیشفرض «مزیت تصدی قدرت» اساساً پدیدهای وابسته به جغرافیای توسعهیافته است.[1][4]
پیامدهای این وضعیت برای تحکیم دموکراسی بسیار عمیق است. نظامی که به طور مداوم کارگزاران خود را کنار میزند، مانع شکلگیری تخصص تقنینی و حافظه نهادی میشود. این جابهجایی پیوسته موجب ضعف مجالس قانونگذاری در برابر بوروکراسی اجرایی شده و بلوغ سازوکارهای نظارتی دموکراتیک را مختل میسازد.[2][9]
در نهایت، زیان تصدی قدرت نشانه بحرانی عمیقتر در نمایندگی سیاسی است. این واکنش عقلانی، هرچند مخرب، پاسخی از سوی شهروندان به محیطی است که سازوکارهای پاسخگویی در آن فروپاشیدهاند. تا زمانی که ساختارهای حکمرانی اصلاح نشوند، صندوق رای نه ابزاری برای تایید عملکرد، بلکه ابزاری برای ابراز خشم و نفی خواهد بود.[9]
تفاوتهای منطقهای در نفرین قدرت
در آمریکای لاتین، این گرایش کارکردی دوگانه دارد و به شدت به رده منصب وابسته است. روسای جمهور گاهی با تجمیع منابع دولتی و تسلط بر رسانهها ابقا میشوند، اما شهرداران و فرمانداران با موجی بیامان از جریمه انتخاباتی روبهرو هستند؛ تضاد میان دیدهشدن بالا و اختیارات مالی اندک، ناامیدی قطعی رایدهندگان را رقم میزند.
اروپای شرقی جلوه متفاوتی از این پدیده را با پیشینه دوران گذار پساکمونیستی به نمایش میگذارد. شهروندان این کشورها با پدیدهای موسوم به «پاسخگویی افراطی»، حاکمان را در قبال کوچکترین نشانههای سوءمدیریت اقتصادی به سختی مجازات میکنند و تزلزل احزاب باعث میشود سیاستمداران اندکی بتوانند بیش از یک دوره دوام بیاورند.[8]
هند شاید بارزترین نمونه بررسیشده از مجازات انتخاباتی احزاب حاکم باشد. از اواخر دهه ۱۹۸۰، «هزینه حکمرانی» در انتخابات ایالتی این کشور فوقالعاده سنگین بوده است؛ مردم به طور مداوم دولتهای وقت را به زیر میکشند تا نارضایتی خود را از تداوم فقر و خدمات عمومی ناکافی اعلام کنند.[4]
نکته جالب اینجاست که در هند این جریمه سنگین ارتباط چندانی با کارایی فردی نماینده ندارد. حتی سیاستمدارانی که پیگیرانه برای تامین نیازهای حوزه انتخابیه تلاش میکنند، در موج کلی ضدیت با حاکمیت غرق میشوند؛ ویژگیهای ساختاری این نظام بر مهارتهای فردی غلبه میکند.[3][6]
این تفاوتهای منطقهای یک حقیقت مشترک را اثبات میکنند: هزینه تصدی قدرت یک ناهنجاری محلی نیست، بلکه پیامد قابل پیشبینی برخی طراحیهای نهادی خاص است. وقتی دموکراسی بدون توسعه همزمان توانمندی دولت گسترش مییابد، مجازات متصدیان قدرت به بخشی تفکیکناپذیر از صحنه سیاست بدل میشود.[9]
جابهجایی بیپایان مقامات منتخب در دموکراسیهای نوظهور، این کشورها را به شدت به بوروکراتهای غیرمنتخب و دیوانسالاران وابسته میکند. هرچند این وابستگی ثباتی کوتاهمدت میآفریند، اما فاصله جامعه را از اهرمهای واقعی قدرت بیشتر کرده و چرخه تعمیق بحران پاسخگویی را بازتولید میکند.[9]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- مقایسه تطبیقی و نرمالسازی نرخهای انتخاب مجدد در دموکراسیهای نوظهور و توسعهیافته با کنترل متغیر قدرت پایهای احزاب برای تفکیک جریمه یا پاداش آماری در دست داشتن قدرت.
- یافته
- زیان تصدی قدرت در دموکراسیهای نوظهور صرفاً به معنای فقدان مزیت معمول نیست، بلکه یک جریمه انتخاباتی واقعی و قابل اندازهگیری است که موجب کسری آماری ۱۰ تا ۱۵ درصدی نسبت به رقبا میشود؛ پدیدهای که نه از ضعف فردی نامزدها، بلکه از شکاف ساختاری میان ظرفیت نهادها و مطالبات عمومی ناشی میشود.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- میانگین مزیت بازانتخاب در آمریکا و بریتانیا: +8 to +12 percentage points — National Bureau of Economic Research
- جریمه انتخاباتی حاکمان در مجالس ایالتی هند: -14 percentage points — Munich Personal RePEc Archive
- مجازات رایدهی اقتصادی در اروپای شرقی: -9 percentage points — Electoral Studies
- محدودیتهای این تحلیل
- این تحلیل متکی بر دادههای کلان انتخاباتی است و توانایی تفکیک کامل اثر فساد از اثر ضعف نهادینهسازی حزبی را در تمامی حوزههای محلی ندارد.
اصطلاحات کلیدی
- مزیت بازانتخاب (Incumbency premium)
- برتری آماری و احتمال بالاتری از پیروزی در انتخابات که یک سیاستمدار صرفاً به سبب حضور بر مسند قدرت از آن بهرهمند میشود.
- استخراج رانت (Rent-extraction)
- استفاده سیاستمداران از اختیارات عمومی برای کسب درآمد یا امتیازات مالی شخصی و نامشروع، عمدتاً از طریق فساد و حامیپروری.
- پاسخگویی افراطی (Hyperaccountability)
- وضعیتی در انتخابات که رایدهندگان، حاکمان وقت را در قبال بحرانهای اقتصادی و اداری به شدت مجازات میکنند، حتی اگر کنترل آن خارج از اراده سیاستمدار باشد.
- چارچوب اصیل-وکیل (Principal-agent framework)
- مدلی در علوم سیاسی برای بررسی رابطه میان شهروندان به عنوان واگذارکننده قدرت و مقامات منتخبی که وکالت اداره امور را بر عهده دارند.
- حامیپروری (Clientelism)
- دادوستد کالاها، خدمات و امتیازات دولتی در ازای کسب حمایت سیاسی و رای که بیشتر توسط کارگزارانی با افقهای دید کوتاهمدت به کار گرفته میشود.
پرسشهای متداول
آیا هزینه تصدی قدرت شامل انتخابات ریاستجمهوری نیز میشود؟
هرچند مقامات محلی با مجازات انتخاباتی شدیدی مواجهند، روسای قوه مجریه در دموکراسیهای در حال توسعه گاهی با بهکارگیری گسترده منابع دولتی و کنترل رسانهها موفق به حفظ قدرت میشوند؛ وضعیتی که نوعی دوگانگی میان اثرات محلی و ملی تصدی قدرت پدید میآورد.
محدودیت دورههای تصدی چه تاثیری بر این هزینه انتخاباتی دارد؟
محدودیت دورهها اغلب پیامدهای حکمرانی مرتبط با این نفرین را تشدید میکند. سیاستمدارانی که میدانند دیگر نیازی به رای مردم ندارند، در سالهای پایانی خدمت انگیزه کمتری برای مهار رانتخواری و رفتارهای فسادآلود نشان میدهند.
آیا یک سیاستمدار میتواند با عملکرد درخشان بر این زیان ساختاری غلبه کند؟
بسیار دشوار است. یافتهها نشان میدهند که جریمه ساختاری عموماً بر شایستگیهای فردی غلبه میکند؛ به این معنا که حتی کارگزاران بسیار موفق محلی نیز معمولاً قربانی موجهای سراسری مخالفت با حاکمیت میشوند.
بررسی عمیق دیدگاهها
رویکرد ظرفیت نهادی
بر شکاف عمیق میان وظایف محوله به دولتهای محلی و اعتبارات مالی واقعی آنها تمرکز دارد.
طرفداران این دیدگاه معتقدند جریمه تصدی قدرت بیش از آنکه ریشه در نقص اخلاقی داشته باشد، نوعی نارسایی ساختاری است. وقتی تمرکززدایی اداری صورت میگیرد و وظایف گستردهای بدون اختیارات مالیاتی و بودجه متناسب به شهرداران و شوراهای محلی واگذار میشود، آنها ناگزیر شکست خواهند خورد. شهروندان با دیدن عدم پیشرفت در خدمات عمومی، حاکم وقت را مجازات میکنند و جایگزین جدید نیز با همان دست خالی به میدان میآید؛ چرخهای که مانع شکلگیری کارنامه موفق پایدار میشود.
رویکرد استخراج رانت
استدلال میکند شهروندان بر این باورند که سیاستمداران باتجربه شبکههای فساد کارآمدتری دارند و به همین دلیل رقبای تازهکار را ترجیح میدهند.
پژوهشگران این حوزه بر این نکته انگشت میگذارند که تشکیل شبکههای فساد امری زمانبر است. نماینده تازهکار روابط و مهارت لازم برای بالا کشیدن اموال عمومی در مقیاس کلان را ندارد، اما نمایندهای که دو دوره در قدرت بوده بر تمام راههای رانت مسلط است. از این رو، حتی اگر فرد باتجربه اندکی کارآمدتر عمل کند، هزینههای فزاینده فساد وی سودمندی او را بیاثر میکند. رایدهندگان با انداختن رای خود به سبد رقیب بیتجربه، صرفاً در پی گسستن این شبکههای مافیایی هستند.
رویکرد نظام حزبی
تاکید دارد که در نبود تشکیلات حزبی سراسری، مسئولیت تمامی بحرانهای اقتصاد کلان مستقیماً بر دوش حاکمان محلی قرار میگیرد.
در دموکراسیهای توسعهیافته، احزاب منسجم سپری محافظ برای سیاستمدار در برابر نارضایتیهای محلی پدید میآورند. در مقابل، در دموکراسیهای در حال توسعه احزاب اغلب سست و متکی به چهرههای منفردند. بدون وجود احزاب با برنامه که انتظارات عمومی را جهت دهند یا انضباط تشکیلاتی اعمال کنند، نماینده مستقر بیدفاع میماند. در زمان بحرانهای اقتصادی، رایدهندگان با واکنشی افراطی، فرد مستقر در قدرت را مقصر تحولات کلانی میدانند که اصولاً مهار آنها از حیطه اختیار وی خارج است.
- تحلیلگران ظرفیت نهادی
- بر شکاف عمیق میان وظایف محوله به دولتهای محلی و اعتبارات مالی واقعی آنها تمرکز دارند.
- نظریهپردازان مبارزه با فساد
- استدلال میکنند شهروندان بر این باورند که سیاستمداران باتجربه شبکههای فساد کارآمدتری دارند و به همین دلیل رقبای تازهکار را ترجیح میدهند.
- پژوهشگران پاسخگویی افراطی
- تاکید دارند که در نبود تشکیلات حزبی سراسری، مسئولیت تمامی بحرانهای اقتصاد کلان مستقیماً بر دوش حاکمان محلی قرار میگیرد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کارمندان و بوروکراتهای محلی که وظایف دولت را در میان چرخشهای پیاپی سیاسی بر دوش دارند
- نامزدهای تازهکاری که برای اولین بار وارد انتخابات میشوند و از موج نارضایتی از حاکمان سود میبرند
منابع
[1]National Bureau of Economic ResearchThe Global Incumbency Advantage
مطالعه در National Bureau of Economic Research →
[2]American Political Science Reviewتحلیلگران ظرفیت نهادیThe Incumbency Curse: Weak Parties, Term Limits, and Unfulfilled Accountability
مطالعه در American Political Science Review →
[3]Munich Personal RePEc ArchiveThe Disadvantaged Incumbents: Estimating Incumbency Effects in Indian State Legislatures
مطالعه در Munich Personal RePEc Archive →
[4]Economic and Political Weeklyپژوهشگران پاسخگویی افراطیThe Cost of Ruling: Anti-Incumbency in Elections
مطالعه در Economic and Political Weekly →
[5]The Journal of Politicsنظریهپردازان مبارزه با فسادCorruption and the Incumbency Disadvantage: Theory and Evidence
مطالعه در The Journal of Politics →
[6]Public ChoiceThe disadvantaged incumbents: estimating incumbency effects in Indian state legislatures
مطالعه در Public Choice →
[7]Journal of Theoretical Politicsنظریهپردازان مبارزه با فسادIncreasing rents and incumbency disadvantage
مطالعه در Journal of Theoretical Politics →
[8]Electoral Studiesپژوهشگران پاسخگویی افراطیHyperaccountability: Economic voting in Central and Eastern Europe
مطالعه در Electoral Studies →
[9]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →حفظ صلح سازمان ملل
دبیرکل سازمان ملل «بازنگری اساسی» در عملیات صلح را پیشنهاد کرد؛ تأکید بر گذار به صلحسازی فعال
3 منبع
تحریمهای نفتی
تحریمهای جدید آمریکا علیه ناوگان سایه و شبکه کشتیرانی جمهوری اسلامی
5 منبع
تنشهای کرانه باختری
بازداشت موقت و آزادی برَد لندر، نامزد کنگره آمریکا، توسط ارتش اسرائیل در کرانه باختری
8 منبع
روند صلح اوکراین
دیدار استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، با پوتین در روسیه پس از مذاکرات معنادار صلح با زلنسکی
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار اخبار و سیاست با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





