رفتن به محتوای اصلی
روابط آمریکا و ایرانتغییر سیاست۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۲۶· 9 دقیقه مطالعه· در اخبار و سیاست

ترامپ حملات نظامی برنامه‌ریزی شده علیه ایران را متوقف کرد؛ دلیل: درخواست کانال پشتی برای توافق جدید

پرزیدنت ترامپ به طور ناگهانی حملات نظامی مجاز علیه اهداف ایرانی را لغو کرد و اظهار داشت که تهران برای مذاکره بر سر یک توافق جامع جدید، ارتباطات کانال پشتی را آغاز کرده است. این توقف در خصومت‌ها به طور موقت از یک تشدید بزرگ منطقه‌ای جلوگیری می‌کند، اگرچه شرایط دقیق چارچوب دیپلماتیک پیشنهادی همچنان مورد مناقشه است.

به قلم امیر رحیمی

دولت آمریکا و متحدان 30%دولت ایران و نیروهای نیابتی 25%ناظران شکاک 25%تندروهای امنیتی منطقه 20%
دولت آمریکا و متحدان
استدلال می‌کند که تهدید معتبر نیروی نظامی قاطع با موفقیت ایران را به میز مذاکره کشاند.
دولت ایران و نیروهای نیابتی
تأکید می‌کند که بازدارندگی متقابل از جنگ جلوگیری کرد و تسلیم شدن در برابر خواسته‌های آمریکا را رد می‌کند.
ناظران شکاک
هشدار می‌دهد که کاهش تنش موقت به معنای توافق نهایی شده نیست و به شکست‌های دیپلماتیک گذشته اشاره می‌کند.
تندروهای امنیتی منطقه
لغو حملات را به عنوان یک تردید خطرناک می‌بیند که به ایران اجازه می‌دهد دارایی‌های نظامی خود را حفظ کرده و زمان بخرد.

نکات کلیدی

  • پرزیدنت ترامپ حملات نظامی مجاز علیه ایران را به طور ناگهانی لغو کرد.
  • کاخ سفید به یک درخواست فوری کانال پشتی از تهران برای مذاکره بر سر یک توافق جدید اشاره کرد.
  • رسانه‌های دولتی ایران تبادل پیام‌ها را تأیید کردند اما التماس برای تسلیم جامع را رد کردند.
  • قیمت جهانی نفت بلافاصله پس از اعلام کاهش تنش، ۶ درصد کاهش یافت.
  • دارایی‌های نظامی آمریکا، از جمله چندین گروه ضربتی ناو هواپیمابر، همچنان در منطقه مستقر هستند.

پرزیدنت دونالد ترامپ اواخر روز پنجشنبه حملات نظامی مجاز علیه اهداف ایرانی را به طور ناگهانی لغو کرد و از تشدید بزرگ در خاورمیانه جلوگیری کرد. این عقب‌نشینی چشمگیر تنها چند ساعت قبل از آن رخ داد که قرار بود مهمات آمریکایی به زیرساخت‌های نظامی و نیابتی تعیین‌شده اصابت کند. ترامپ در یک سخنرانی عمومی اظهار داشت که عملیات به دلیل آن متوقف شد که تهران یک درخواست فوری از طریق کانال پشتی برای مذاکره بر سر یک «توافق در دست اقدام» جامع را آغاز کرده است. این چرخش ناگهانی از آستانه جنگ منطقه‌ای به چشم‌انداز دیپلماسی پرمخاطره، ناظران بین‌المللی را شوکه کرده است، در حالی که باعث آرامش فوری در بازارهای جهانی شده و متحدان منطقه‌ای را برای درک پارامترهای توافق پیشنهادی به تکاپو انداخته است.[1]

اقدام نظامی برنامه‌ریزی شده اوج هفته‌ها لبه پرتگاه‌نشینی فزاینده در خلیج فارس بود. پس از شکست پیشنهادات آتش‌بس غیرمستقیم و تشدید لفاظی‌ها که تل‌آویو را تهدید می‌کرد، پنتاگون چندین گروه ضربتی ناو هواپیمابر و بمب‌افکن‌های استراتژیک را در منطقه مستقر کرده بود. کاخ سفید سیگنال داده بود که یک حمله گسترده قریب‌الوقوع است و هدف آن تضعیف شدید قابلیت‌های موشکی بالستیک و مراکز فرماندهی و کنترل ایران است. بسیج سریع نیروهای آمریکایی کل منطقه را در حالت آماده‌باش بالا قرار داده بود، به طوری که هواپیماهای تجاری مسیر خود را از حریم هوایی ایران تغییر داده و کشورهای همسایه خلیج فارس برای تلافی نامتقارن احتمالی آماده می‌شدند.

مکانیسم‌های لغو، ماهیت بی‌ثبات اختیارات نظامی اجرایی را برجسته می‌کند. به گفته مقامات دفاعی، بسته‌های هدف نهایی شده بودند و هواپیماهای تاکتیکی یا در مراحل نهایی آماده‌سازی قبل از پرواز بودند یا قبلاً در هوا بودند که دستور توقف صادر شد. پنجره باریک بین مجوز نیروی مرگبار و اجرای آن نشان می‌دهد که چگونه چشم‌انداز ژئوپلیتیکی به سرعت تغییر کرد. این توقف ناگهانی شبیه موارد قبلی است که دولت از تهدید قریب‌الوقوع نیروی قاطع به عنوان یک ابزار دیپلماتیک اجباری استفاده کرده و تنها زمانی عقب‌نشینی کرده که تغییرات رفتاری یا امتیازات خاصی توسط دشمن سیگنال داده شده است.[2]

گاه‌شمار تشدید ٧٢ ساعته و چرخش ناگهانی دیپلماتیک.

در قلب این کاهش تنش، ادعای دولت در مورد تماس دیپلماتیک ایران قرار دارد. پرزیدنت ترامپ تأکید کرد که رهبری ایران، در مواجهه با چشم‌انداز آسیب زیرساختی ویرانگر، مستقیماً از طریق واسطه‌ها برای درخواست توقف تماس گرفته است. کاخ سفید این پیام را به عنوان یک التماس برای مذاکره بر سر یک چارچوب جدید و فراگیر که جایگزین توافقات هسته‌ای قبلی شود، توصیف می‌کند. این «توافق در دست اقدام» پیشنهادی، به گفته دولت، نه تنها به غنی‌سازی اورانیوم می‌پردازد، بلکه محدودیت‌های سختگیرانه و قابل تأییدی را بر برنامه موشکی بالستیک ایران و حمایت مالی آن از شبه‌نظامیان نیابتی منطقه‌ای اعمال خواهد کرد.[1]

شواهدی که وجود یک کانال پشتی دیپلماتیک فوری را تأیید می‌کند، از طریق ردیابی پروازهای منطقه‌ای و منابع دیپلماتیک به دست آمده است. در ۴۸ ساعت قبل از لغو حمله، ناظران هوانوردی فعالیت غیرعادی شامل جت‌های سلطنتی عمان را ثبت کردند که بین مسقط و تهران در حال تردد بودند. عمان از لحاظ تاریخی به عنوان یک واسطه حیاتی و محتاط بین واشنگتن و تهران عمل کرده است. علاوه بر این، دیپلمات‌های اروپایی تأیید کردند که پیام‌های فوری از طریق سفارت سوئیس در تهران، که به عنوان حافظ منافع رسمی آمریکا در کشور عمل می‌کند، در حال انتقال بودند، که جدول زمانی دولت در مورد تبادل ارتباطات لحظه آخری را تأیید می‌کند.[4]

با این حال، چارچوب دقیق این ارتباط همچنان یک روایت به شدت مورد مناقشه است. رسانه‌های دولتی و سخنگویان دولت ایران به شدت این توصیف را که تهران برای توافق التماس کرده یا تسلیم جامع دارایی‌های استراتژیک خود را پیشنهاد داده است، رد کرده‌اند. در عوض، مقامات ایرانی این تبادل را به عنوان یک تلاش متقابل برای کاهش تنش چارچوب‌بندی می‌کنند و تأکید می‌کنند که آنها یک هشدار جدی در مورد پیامدهای منطقه‌ای غیرقابل کنترل یک حمله آمریکایی ارائه داده‌اند. از این دیدگاه، پیام‌های کانال پشتی برای جلوگیری از یک اشتباه محاسباتی آمریکا طراحی شده بودند، نه برای تسلیم شدن در برابر خواسته‌های حداکثری واشنگتن.[3]

برای درک چگونگی جلوگیری از این بحران، بررسی مکانیسم‌های دیپلماسی کانال پشتی آمریکا و ایران ضروری است. از آنجا که واشنگتن و تهران روابط دیپلماتیک رسمی را دهه‌ها پیش قطع کردند، آنها برای جلوگیری از جنگ‌های تصادفی به شبکه‌ای پیچیده از واسطه‌های شخص ثالث متکی هستند. از کیسه دیپلماتیک سوئیس برای پیام‌های رسمی و تأیید شده کتبی استفاده می‌شود، در حالی که بازیگران منطقه‌ای مانند عمان و قطر گفتگوی سریع‌تر و روان‌تری را تسهیل می‌کنند. این ساختار به هر دو طرف اجازه می‌دهد تا خطوط قرمز را مبادله کنند، هشدار صادر کنند و مسیرهای خروج دیپلماتیک را بدون خطرات سیاسی مذاکرات عمومی و رو در رو بررسی کنند.[2]

نحوه ارتباط واشنگتن و تهران بدون روابط دیپلماتیک رسمی.
برای درک چگونگی جلوگیری از این بحران، بررسی مکانیسم‌های دیپلماسی کانال پشتی آمریکا و ایران ضروری است.

واکنش در اسرائیل به حملات لغو شده با سرخوردگی عمیق و اضطراب استراتژیک مشخص شده است. گزارش شده است که مقامات دفاعی اسرائیل از نزدیک با پنتاگون هماهنگ می‌کردند و در انتظار تلافی ایران، اقدامات دفاعی مشترک را آماده می‌کردند. برای تشکیلات امنیتی اسرائیل، حملات برنامه‌ریزی شده آمریکا یک فرصت حیاتی برای تضعیف قابل توجه زیرساخت‌های نظامی ایران و به تأخیر انداختن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای آن بود. چرخش ناگهانی به سمت دیپلماسی این ترس را در اورشلیم ایجاد کرده است که تهران صرفاً از وعده مذاکرات برای خرید زمان، حفظ دارایی‌های خود و ادامه پیشبرد برنامه‌های استراتژیک خود تحت پوشش مذاکرات استفاده می‌کند.

در مقابل، تصمیم برای توقف حملات با آرامش عمیقی در پایتخت‌های اروپایی مواجه شد. متحدان اروپایی به طور مداوم در مورد پیامدهای فاجعه‌بار اقتصادی و امنیتی یک جنگ تمام عیار در خلیج فارس هشدار داده‌اند. یک درگیری نظامی احتمالاً باعث جریان گسترده پناهندگان، بی‌ثبات کردن خاورمیانه گسترده‌تر و شکستن اجماع شکننده بین‌المللی در مورد مدیریت برنامه هسته‌ای ایران خواهد شد. برای دیپلمات‌های اروپایی، از سرگیری مذاکرات کانال پشتی، صرف نظر از اینکه چقدر شکننده باشد، نشان‌دهنده یک پیروزی حیاتی برای مدیریت بحران و یک گام ضروری برای عقب‌نشینی از پرتگاه درگیری منطقه‌ای است.

تأثیر اقتصادی کاهش تنش فوری و قابل اندازه‌گیری بود. بازارهای جهانی انرژی، که به دلیل تهدید بسته شدن تنگه هرمز در اثر درگیری، ریسک قابل توجهی را در قیمت‌گذاری لحاظ کرده بودند، به شدت به این خبر واکنش نشان دادند. قیمت نفت خام برنت در عرض چند ساعت پس از اعلام، تقریباً ۶ درصد کاهش یافت و از اوج ۱۱۹ دلار در هر بشکه به ۱۱۲ دلار رسید. تثبیت سریع قیمت نفت نشان‌دهنده ارزیابی بازار است که تهدید فوری یک شوک عرضه فاجعه‌بار به طور موقت برطرف شده است، که یک مهلت مورد نیاز را برای پیش‌بینی‌های تورم جهانی فراهم می‌کند.[4]

بازارهای جهانی نفت بلافاصله به اخبار تنش‌زدایی واکنش نشان دادند.

با فروکش کردن بحران فوری، اکنون توجه به پارامترهای «توافق در دست اقدام» گریزان معطوف می‌شود. دولت ترامپ روشن کرده است که بازگشت به محدودیت‌های باریک توافقات هسته‌ای قبلی غیرقابل قبول است. واشنگتن خواستار یک معاهده جامع است که زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را برای همیشه برچیند، توسعه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما را متوقف کند و به تأمین مالی نیروهای نیابتی در سراسر خاورمیانه پایان دهد. دستیابی به اجماع در مورد چنین طیف گسترده‌ای از مسائل امنیتی عمیقاً ریشه‌دار، یک چالش دیپلماتیک بسیار بزرگ است.[2]

ایران نیز به نوبه خود، خطوط قرمز سختگیرانه‌ای را حفظ می‌کند که هرگونه مذاکره احتمالی را پیچیده می‌کند. تهران از لحاظ تاریخی برنامه موشکی بالستیک خود را نه به عنوان یک کارت چانه‌زنی، بلکه به عنوان بازدارنده متعارف اصلی خود در برابر دشمنان برتر فناوری می‌بیند. به طور مشابه، شبکه نیروهای نیابتی منطقه‌ای آن به عنوان یک جزء حیاتی از استراتژی دفاع پیشرو آن در نظر گرفته می‌شود. متقاعد کردن رهبری ایران برای برچیدن این ستون‌های اصلی معماری امنیت ملی خود در ازای لغو تحریم‌ها، نیازمند اهرم دیپلماتیک بی‌سابقه‌ای و تضمین‌هایی است که دولت‌های قبلی برای ارائه آن تلاش کرده‌اند.[3]

در داخل، لغو حملات توسط دولت به شدت به عنوان تأیید دکترین «صلح از طریق قدرت» آن چارچوب‌بندی می‌شود. حامیان استدلال می‌کنند که تمایل به مجوز نیروی مرگبار، همراه با تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده، با موفقیت محاسبات تهران را تغییر داد و آنها را مجبور کرد که به دنبال یک مسیر خروج باشند. این روایت، رئیس‌جمهور را به عنوان یک فرمانده کل قوا قاطع معرفی می‌کند که از استفاده از قدرت نظامی نمی‌ترسد، اما در نهایت ترجیح می‌دهد منافع آمریکا را از طریق مذاکرات سخت و معامله‌گری دیپلماتیک تأمین کند.

با وجود لفاظی‌های خوش‌بینانه از سوی کاخ سفید، تحلیلگران باسابقه دیپلماتیک خواستار احتیاط هستند. آنها خاطرنشان می‌کنند که اعلامیه‌های قبلی در مورد توافقات قریب‌الوقوع و تاریخی با کشورهای متخاصم گاهی اوقات نتوانسته‌اند به معاهدات ملموس و قابل تأیید تبدیل شوند. تمایل اولیه به گفتگو تضمین نمی‌کند که درگیری‌های ساختاری اساسی قابل حل باشند. شکاکان هشدار می‌دهند که توقف فعلی در خصومت‌ها ممکن است صرفاً یک تأخیر تاکتیکی باشد و به هر دو طرف اجازه دهد تا قبل از چرخه اجتناب‌ناپذیر بعدی تشدید، دوباره سازماندهی شوند و اهرم فشار خود را ارزیابی کنند.[2]

نکته مهم این است که وضعیت نظامی آمریکا در منطقه با وجود چرخش دیپلماتیک بدون تغییر باقی مانده است. به گروه‌های ضربتی ناو هواپیمابر، بمب‌افکن‌های رادارگریز و سامانه‌های دفاع هوایی که در طول افزایش تنش مستقر شده بودند، دستور داده نشده است که عملیات را متوقف کرده یا به پایگاه‌های خود بازگردند. این حضور نظامی پایدار دو هدف را دنبال می‌کند: به متحدان منطقه‌ای مضطرب در مورد تعهد مستمر واشنگتن به دفاع از آنها اطمینان می‌دهد، و یک تهدید معتبر و فوری از نیروی نظامی را حفظ می‌کند، در صورتی که مذاکرات کانال پشتی پیشنهادی شکست بخورد یا متوقف شود.[1][4]

هفته‌های آینده در تعیین اینکه آیا این عقب‌نشینی چشمگیر منجر به یک پیشرفت دیپلماتیک واقعی می‌شود یا صرفاً یک توقف موقت در یک درگیری طولانی‌مدت، حیاتی خواهد بود. انتظار می‌رود دیپلمات‌های سطح کاری در یک کشور ثالث بی‌طرف، احتمالاً عمان یا سوئیس، گرد هم آیند تا چارچوبی برای مذاکرات رسمی ایجاد کنند. تا زمانی که یک توافق قابل تأیید حاصل شود، خاورمیانه در یک وضعیت متزلزل از دیپلماسی به شدت مسلحانه معلق باقی می‌ماند، جایی که یک اشتباه محاسباتی یا اقدام سرکش می‌تواند فوراً تهدید یک جنگ منطقه‌ای ویرانگر را دوباره شعله‌ور کند.

چرا مهم است

درگیری نظامی مستقیم بین آمریکا و ایران بازارهای جهانی انرژی را به شدت مختل می‌کند، خطر درگیر شدن کشورهای همسایه را به همراه دارد و به طور بالقوه حملات نامتقارن علیه دارایی‌های آمریکا در سراسر جهان را تحریک می‌کند. این چرخش ناگهانی دیپلماتیک، تهدید فوری جنگ منطقه‌ای را به طور موقت از بین می‌برد، در حالی که پنجره‌ای بسیار نامطمئن برای مذاکرات باز می‌کند.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

4 دیدگاه شناسایی‌شده

دولت آمریکا و متحدان 30%دولت ایران و نیروهای نیابتی 25%ناظران شکاک 25%تندروهای امنیتی منطقه 20%
  1. [1]Reuters

    Trump calls off Iran strikes, says Tehran requested talks for 'pending deal'

    مطالعه در Reuters
  2. [2]The New York Timesناظران شکاک

    Trump Suspends Iran Strikes, But Details of 'Pending Deal' Remain Elusive

    مطالعه در The New York Times
  3. [3]IRNAدولت ایران و نیروهای نیابتی

    Tehran denies begging for deal, confirms exchange of messages to prevent US aggression

    مطالعه در IRNA
  4. [4]The Wall Street Journalدولت آمریکا و متحدان

    Markets rally as US-Iran military confrontation is paused for diplomatic window

    مطالعه در The Wall Street Journal

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.