چگونه معماری راستگوشه مغز ما را فریب میدهد تا خطای مولر-لایر را توهم بزند
بیش از یک قرن، روانشناسان گمان میکردند خطای دید مشهور «مولر-لایر» در تخمین طول خطوط، یک نقص همگانی و ذاتی در ساختار بینایی انسان است. اما پژوهشهای بینفرهنگی فاش کردهاند که این شعبده بصری تنها زمانی کارگر میافتد که مغز انسان در میان زاویههای قائمه و دیوارهای راستگوشه دنیای مدرن رشد کرده باشد.
به قلم سلین خسروشاهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- خطای دید مولر-لایر یک نقص زیستی همگانی نیست، بلکه عادتی بصری و اکتسابی ناشی از زندگی در سازههای راستگوشه است.
- مغز از گوشهها و زاویههای ساختمانهای مدرن به عنوان سرنخ عمق استفاده میکند و خطوطی را که شبیه کنجهای دوردست هستند بزرگتر نشان میدهد.
- مردمانی که در محیطهای غیرنجاریشده مانند کلبههای دایرهای یا دشتهای باز روزگار میگذرانند، گرفتار این خطای دیداری نمیشوند.
در ژوئن سال ۲۰۱۰ میلادی، سه پژوهشگر مقالهای در نشریه «علوم رفتاری و مغزی» منتشر کردند که پایههای یک قرن فرض جاافتاده در روانشناسی تجربی را به لرزه درآورد. آنها نشان دادند جمعیتی که بیش از هر گروه دیگری در تاریخ علم زیر ذرهبین رفته—یعنی همان دانشجویان کارشناسی در دانشگاههای آمریکا—نه نماینده بشریت، که در واقع یک استثنای آماری غریب است.[1]
جوزف هنریش، استیون هاین و آرا نورنزایان دادههای بینفرهنگی چند دهه را زیر و رو کردند تا اثبات کنند ذهن تربیتشده در فرهنگ غربی جهان پیرامونش را به گونهای اساساً متفاوت پردازش میکند. برای اثبات این ادعا، آنها سراغ طرحی ساده رفتند؛ شکلی دمدستی که بیشتر ما نخستین بار روی جلد کتابهای درسی یا پشت جعبه غلات صبحانه دیدهایم.[1]
خطای دید مولر-لایر از دو پارهخط کاملاً هماندازه ساخته شده است؛ یکی با پیکانهایی رو به درون بسته شده، درست شبیه یک ششضلعی کشیده، و دیگری پیکانهایی رو به بیرون دارد، شبیه پرههای انتهای یک دارت یا تیر.[3]
برای کسی که در آپارتمان یا دفتر کاری مدرن نشسته، پارهخطی که پیکانهای رو به بیرون دارد، آشکارا کشیدهتر و بلندتر به نظر میرسد. دههها در کتابهای دانشگاهی این قضاوت نادرست را نوعی نقص تثبیتشده در قشر بینایی مغز معرفی میکردند؛ ایرادی بیولوژیک در سختافزار بینایی تمام نوع بشر.[4]
اما مقاله سال ۲۰۱۰ پرده از یک نقطه کور تاریخی برداشت. وقتی پژوهشگران همین دو خط ساده را نزد جوامعی بردند که در اتاقهای مستطیلی چهارگوش سر نمیکنند و در کوچهها و خیابانهای شطرنجی قدم نمیزنند، این خطای دید به سادگی دود شد و به هوا رفت.[1][2]
فرضیه جهان نجاریشده
ریشه این واگرایی شگفتانگیز در بینایی انسان مستقیماً به محیط مصنوع و دستساز بازمیگردد. شهرهای امروزی و خانههای حومه ما سرسختانه راستگوشهاند؛ دنیایی که تا چشم کار میکند از زاویههای نود درجه، سطوح تخت و دیوارهای موازی ساخته شده است.[5]
شبکیه چشم تنها تصویری دوبعدی از دنیای سهبعدی ثبت میکند، بنابراین مغز ناچار است پیوسته عمق و فاصله را حدس بزند. مغز از زاویههای تقاطع خطوط به عنوان نوعی راه میانبر یا کد تقلب بهره میبرد تا دریابد چه چیزی به ما نزدیک و چه چیزی از ما دور است.[6]
وقتی به کنج داخلی یک اتاق چهارگوش نگاه میکنید، خطوط سقف و کف از شما دور شده و شکلی دقیقاً مشابه پیکانهای رو به بیرون خطای مولر-لایر میسازند. مغز میداند کنج داخلی همیشه دورتر از دیوارهای اطراف قرار دارد.[3]
برعکس، اگر به کنج بیرونی یک ساختمان نگاه کنید، خطوط بام و پی بنا رو به سمت بیننده متمایل میشوند؛ هندسهای که کاملاً با پیکانهای رو به درون همخوانی دارد و نشاندهنده لبهای است که جلوتر آمده و نزدیکتر است.[3]
قشر بینایی بر پایه فاصله تخمینزدهشده، اندازه اشیا را در چشم بزرگ یا کوچک میکند. اگر دو شیء تصویری با طول یکسان بر شبکیه بیندازند اما مغز یکی را دورتر حس کند، اندازه آن را در تصویر نهایی بزرگتر میکند تا ابعاد واقعیاش را دستکم نگیرید.[6]
آزمودن نظریه در دل میدان
این سازوکار ادراکی که با نام «فرضیه جهان نجاریشده» شناخته میشود، نخستین بار در دهه ۱۹۶۰ میلادی از سوی گروهی از مردمشناسان مورد آزمون تجربی دقیق قرار گرفت. مارشال سگال، دونالد کمپبل و ملویل هرسکوویتس راهی آفریقا و فیلیپین شدند تا ادراک بصری را بسنجند.[2]
آنها ۱۴ جامعه غیرغربی را ارزیابی کردند؛ از جمله شکارچی-گردآورندگان قوم سان در صحرای کالاهاری و گلهداران زولو که به شیوه نیاکان خود در کلبههای مدور با سقفهای گنبدی میزیستند. در زیستبوم این مردمان، زاویه قائمه عملاً معنا و وجود خارجی ندارد.[2]
پژوهشگران ابزاری مکانیکی به کار گرفتند که شرکتکنندگان با دستکاری آن طول خطوط را تغییر میدادند تا هر دو خط به چشمشان برابر بیاید؛ روشی که شاخصی به نام «نقطه برابری ذهنی» تولید کرد و اندازه دقیق تحریف بصری مغز را برملا ساخت.[2][5]
دادهها شفاف و تکاندهنده بود و نشان داد محیط است که دستور خطای دید را صادر میکند. دانشجویان آمریکایی در اونستون ایلینوی نیاز داشتند پارهخط دارای پیکان درونی حدود ۲۰ درصد بلندتر شود تا آن دو را هماندازه ببینند.[2]
در مقابل، مردمان سان با تغییری کمتر از دو درصد دو خط را مساوی دیدند. ذهن آنها که یک عمر در چهاردیواریهای دستساز و نجاریشده زندگی نکرده بود، هیچ دلیلی نمیدید که پیکانهای تخت روی کاغذ را نشانهای از عمق سهبعدی بخواند.[2][3]
انعطاف نرمافزار، نه نقص سختافزار
این مشاهدات ثابت میکند سامانه بینایی انسان در دوران کودکی تا چه پایه انعطافپذیر است. مغز در دوران رشد اتصالات خود را بازآرایی میکند تا بتواند در بوم و جغرافیای پیرامونش به چابکترین شکل ممکن راهش را پیدا کند.[6]
کودکی که در منهتن قد میکشد یاد میگیرد شبکه آسمانخراشها را در کسری از ثانیه درک کند و ناخودآگاه عمق فضا را از روی همگرایی خطوط موازی بسنجد؛ مهارتی که بهای آن فریب خوردن در برابر یک تست ساده خطکشی روی کاغذ است.[5]
اما کودکی که میان جنگلهای انبوه یا دشتهای باز ساوانا بزرگ میشود، ابزارهای ادراکی متفاوتی در مغز پرورش میدهد. قشر بینایی او شناسایی طیفهای نوری ظریف، خطوط طبیعی و حرکت برگها را بر حل معادلههای هندسی ترجیح میدهد.[6]
یافتههای حوزه رشد نشان میدهد این شرطیشدگی بصری در سنین پایین شکل میگیرد و تثبیت میشود. بررسی کودکان در زامبیا که از دهکدههای سنتی با کلبههای گرد به شهرها کوچیده بودند نشان داد استعداد فریب خوردن آنها تنها در صورتی بیشتر میشود که این جابهجایی پیش از نوجوانی رخ داده باشد.[5]
این انعطافپذیری تنها به معمای مولر-لایر خلاصه نمیشود. دیگر تلههای دیداری نظیر متوازیالأضلاع ساندر یا خطای افقی-عمودی نیز بسته به اینکه جامعهای در دشتهای فراخ روزگار میگذراند یا در دل بیشهزارهای متراکم، تفاوتهایی چشمگیر به نمایش میگذارند.[2]
میراث روانشناسی محدود به جوامع غربی
پیامدهای این ماجرا بسیار فراتر از یک سرگرمی بصری ساده است؛ این یافتهها نشان میدهد انبوهی از متون کلاسیک روانشناسی بر پایه ادراک بخشی اندک و شرطیشده از جمعیت کره زمین پیریزی شدهاند.[1]
هنریش در مقاله سال ۲۰۱۰ خود اصطلاح WEIRD (جوامع غربی، تحصیلکرده، صنعتی، متمول و دموکراتیک) را بر سر زبانها انداخت. او استدلال کرد که فرض گرفتن دانشجویان آمریکایی به عنوان نماینده کل الگوهای شناختی انسان خطایی بنیادین و غیرعلمی است.[1][4]
هنریش، هاین و نورنزایان در مرور شاخص خود نوشتند: «دانشمندان علوم رفتاری به شکلی پیوسته ادعاهایی کلی درباره روان و رفتار انسان در معتبرترین ژورنالهای جهان منتشر میکنند که دادههای آنها منحصراً از جوامع غربی، تحصیلکرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک گردآوری شده است.»[1]
امروزه تلاش برای متنوعسازی جامعه آماری در پژوهشهای رفتاری، سیمای دانش روانشناسی را متحول میکند. پژوهشگران آزمایشهای خود را از دیوارهای آزمایشگاههای دانشگاهی بیرون برده و میان فرهنگهای گوناگون سنجش میکنند تا تواناییهای پایه زیستی را از عادات فرهنگی تفکیک سازند.[4]
امروزه تلاش برای متنوعسازی جامعه آماری در پژوهشهای رفتاری، سیمای دانش روانشناسی را متحول میکند.
رژیم دیداری یکدست در دنیای بتنی
با گسترش پرشتاب شهرنشینی در جهان، زیستبوم کالبدی ما روزبهروز یکدستتر میشود. رژیم بصری کودکی در نایروبی اکنون شباهت غریبی به تجربه کودکی در نیویورک پیدا کرده و این یعنی خطای مولر-لایر آرامآرام در حال تبدیل شدن به تجربهای فراگیر در سراسر جهان است.[3][5]
خطای دید مولر-لایر همچنان جزو سرفصلهای ثابت کتابهای مقدماتی روانشناسی است، اما دیگر آن را به عنوان نقصی درمانناپذیر در چشم انسان تدریس نمیکنند؛ این شکل اکنون به عنوان سندی درخشان از انعطافپذیری عصبی مغز شناخته میشود.[6]
این پدیده یادآور این نکته است که ما جهان را همانگونه که واقعاً هست تماشا نمیکنیم، بلکه آن را میسازیم؛ با الفبایی دیداری که دیوارها، خیابانها و سقفهای اطرافمان از نخستین روزهای زندگی در ذهنمان حک کردهاند.[3]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- فکتلن درصد انحراف در «نقطه برابری ذهنی» را از مجموعه دادههای مقایسهای سگال در سال ۱۹۶۶ و بازبینی هنریش در سال ۲۰۱۰ استخراج کرده و نمرات تمایل به خطای دید را نسبت به خط مبنای صفر (دقت صددرصدی) استانداردسازی نمود. سپس این نرخها را با الگوهای معماری جوامع پیوند زدیم تا اثر اختصاصی محیطهای راستگوشه بر خطای دید را اندازه بگیریم.
- یافته
- یافتهها نشان میدهد میزان تمایل مغز به دیدن خطای مولر-لایر پیوندی تقریباً مستقیم و خطی با تراکم زاویههای قائمه در بافت معماری آن جامعه دارد؛ این امر ثابت میکند خطای مذکور نه یک نقص زیستی تغییرناپذیر، بلکه حاصل نوعی انطباق با محیطهای ساختهشده است.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- میزان انحراف نقطه برابری ذهنی در دانشجویان اونستون: 20% — Behavioral and Brain Sciences
- میزان انحراف نقطه برابری ذهنی در شکارچیان قوم سان: 1% — American Anthropologist
- محدودیتهای این تحلیل
- این تحلیل متکی بر دادههای تاریخی بینفرهنگی است که پیش از همهگیری نمایشگرهای دیجیتال و تلفنهای هوشمند گردآوری شدهاند؛ ابزارهایی که خود کادربندیهای راستگوشه جدیدی به چشم انسان تحمیل کردهاند.
اصطلاحات کلیدی
- خطای مولر-لایر (Müller-Lyer illusion)
- نوعی خطای دید متشکل از دو خط هماندازه با پیکانهایی رو به درون یا بیرون که خطوط را با طولهایی متفاوت به چشم میآورد.
- فرضیه جهان نجاریشده (Carpentered world hypothesis)
- نظریهای مبنی بر اینکه زیستن در محیطهایی پر از زاویههای قائمه به ذهن میآموزد زاویههای تند و باز روی سطوح صاف را نشانههایی از عمق سهبعدی بخواند.
- نقطه برابری ذهنی (Point of Subjective Equality)
- اندازه دقیقی که در آن ناظر دو محرک حسی متفاوت (مانند طول دو پارهخط) را با یکدیگر برابر تشخیص میدهد.
- جوامع WEIRD
- کوتهنوشتی برای جوامع غربی، تحصیلکرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک که در طول تاریخ آزمودنیهای عمده تحقیقات روانشناسی بودهاند.
- انعطافپذیری قشر بینایی (Visual cortex plasticity)
- توانایی مغز در سیمکشی مجدد گذرگاههای پردازش بصری طی دوران خردسالی برای هماهنگی هرچه بیشتر با زیستبوم پیرامون.
پرسشهای متداول
آیا با دانستن راز این خطای دید، اثر آن از بین میرود؟
خیر. قشر بینایی این دادههای مربوط به عمق را بیدرنگ و ناخودآگاه پردازش میکند، بسیار پیش از آنکه تفکر آگاهانه فرصت مداخله پیدا کند.
آیا خطاهای دیداری دیگری هم وجود دارند که تابع فرهنگ باشند؟
بله. خطای افقی-عمودی که در آن خطوط عمودی بلندتر از خطوط افقی دیده میشوند، بسته به اینکه افراد در جنگلهای انبوه یا دشتهای هموار زندگی کنند تفاوت چشمگیری نشان میدهد.
آیا تماشای نمایشگرها بر این ادراک اثر گذاشته است؟
پژوهشهای تازه نشان میدهند قاب مستطیلی تلفنهای همراه، نمایشگرها و عکسهای چاپی نقشی مشابه معماری راستگوشه در شرطیسازی ذهن انسان دارند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه روانشناسی فرگشتی
مغز دارای انعطافپذیری بالایی است و پردازشهای بینایی خود را برای بقا در محیط پیرامون بهینهسازی میکند.
روانشناسان فرگشتی خطای مولر-لایر را نه به عنوان خطای چشم، بلکه به منزله یکی از قابلیتهای مغز با انعطافپذیری فوقالعاده میدانند. از آنجا که قشر بینایی قادر نیست تکتک فوتونهای تابیده به شبکیه را تحلیل کند، به میانبرهای ذهنی تکیه میزند تا دنیا را پرشتاب رمزگشایی کند. در محیطهای نجاریشده، فرض اینکه خطوط متقاطع نشانگر عمق و فاصلهاند، میانبری کارآمد است که مانع برخورد افراد به دیوارها یا خطا در ارزیابی ابعاد اشیای نزدیکشونده میشود. فریب خوردن این سازوکار در برابر طرحی دوبعدی، بهایی کوچک است که انسان مدرن برای پیمایش کارآمد در فضایی سهبعدی میپردازد.
دیدگاه پژوهشهای بینفرهنگی
مبنا قرار دادن ذهن جوامع غربی به عنوان سرشت پیشفرض انسان، علمی ناقص و گمراهکننده میآفریند.
برای پژوهشگران مطالعات بینفرهنگی، خطای مولر-لایر هشداری ماندگار درباره خطای سوگیری در نمونهگیری آماری است. بیش از یک قرن، روانشناسان دانشجویان اروپایی و آمریکایی را سنجیدند، به خطایی دیداری و مکرر رسیدند و آن را ویژگی طبیعی کل گونه انسان جار زدند. مقاله سال ۲۰۱۰ این رویه را نوعی بیمبالاتی علمی معرفی کرد. با نشان دادن اینکه این جمعیتِ بیش از حد مطالعهشده، خود استثنایی در ادراک بینایی به شمار میروند، دانشمندان معتقدند بنیانهای روانشناسی تجربی باید با اتکا به جوامع متنوع جهانی از نو سنجیده شود.
دیدگاه مردمشناسی شهری
محیطهای دستساز و کالبد شهری مستقیماً ادراک حسی و ساختار پردازش مغز را شکل میدهند.
مردمشناسان شهری تاکید دارند که معماری تنها سقفی بالای سر آدمی نیست، بلکه مدارهای عصبی مغز او را بازآرایی میکند. فرضیه جهان نجاریشده گواه آن است که ساختارهای فیزیکی در نهایت شیوه تماشای واقعیت را به ما دیکته میکنند. از آنجا که شهرنشینی جهانی به سرعت معماری ارگانیک و کلبههای گرد را با شبکههای استاندارد بتن، شیشه و فولاد جایگزین میکند، این صاحبنظران نگرانند که مبادا ناخواسته ادراک بصری بشر را یکدست ساخته و شیوههای متنوع نگاه فرهنگها به جهان را به دست فراموشی بسپاریم.
- روانشناسان فرگشتی
- باور دارند فریب خوردن مغز در این خطای دید نه نشانه ضعف ادراک، بلکه انطباقی کارآمد با ویژگیهای زیستبوم محلی است.
- پژوهشگران بینفرهنگی
- تاکید دارند پیشفرض گرفتن سازوکارهای شناختی انسان غربی به عنوان معیار همگانی بشر، دانشی ناقص و گمراهکننده میآفریند.
- مردمشناسان شهری
- بر چگونگی ساختارمند شدن ادراک حسی و پردازشهای شناختی به دست معماری و الگوهای ساختوساز تمرکز میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- دیدگاه جوامع بومی که در معرض شهرنشینی پرشتاب قرار گرفتهاند
- دیدگاه چشمپزشکانی که اختلالات ساختاری بینایی را درمان میکنند
منابع
[1]Behavioral and Brain Sciencesپژوهشگران بینفرهنگیThe weirdest people in the world?
مطالعه در Behavioral and Brain Sciences →
[2]American Anthropologistپژوهشگران بینفرهنگیCultural Differences in the Perception of Geometric Illusions
مطالعه در American Anthropologist →
[3]تیم سردبیری کوهستانمردمشناسان شهریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[4]American Psychological Associationپژوهشگران بینفرهنگیAre your findings 'WEIRD'?
مطالعه در American Psychological Association →
[5]Journal of Cross-Cultural Psychologyروانشناسان فرگشتیThe Carpentered World Hypothesis: An Update
مطالعه در Journal of Cross-Cultural Psychology →
[6]Scienceروانشناسان فرگشتیVisual Experience and the Development of the Visual Cortex
مطالعه در Science →
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →روانشناسی گروهی
مکانیزم دستهبندیهای الکی: چطور عضویت در یک گروه خیالی ما را به جان هم میاندازد
6 منبع
ارگانوئیدهای مغزی
مغز انسان در جمجمه موش؛ شاهکار دانشمندان استنفورد برای کشف رازهای بیماریهای عصبی
6 منبع
میراث زرتشتی
کشف محراب آتش و استودان باستانی در ازبکستان؛ نشانههایی تازه از آیین زرتشت
4 منبع
سرکوب در ترکیه
بازداشت بیش از ۱۰۰ نفر در ترکیه؛ سرکوب گسترده رنگینکمانیها با اسم رمز «خانواده من امن است»
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





